فشارهای مداوم جامعه مذهبی، تظاهرات و تلاش‌های دانشجویان داخل و خارج کشور، تلاش‌های رژیم شاه برای عادی جلوه دادن اوضاع به منظور جلب حمایت‌های بیشتر آمریکا، تأثیر جامعه مذهبی ترکیه و ملاحظات امنیتی آن کشور، فضای ساکت و سیاست‌ستیز حوزه نجف و ویژگی‌های رژیم عراق را می‌توان از جمله عواملی به حساب آورد که زمینه انتقال امام به تبعیدگاه دوم خود یعنی نجف را فراهم آورد. از این رو روز 13 مهر 1344 حضرت امام به همراه فرزندشان آقا مصطفی(ره) از ترکیه به کشور عراق اعزام شدند.

نویسنده کتاب نهضت امام خمینی این ماجرا را چنین شرح می دهد:

شاه طى پیام شفاهى براى آقاى حاج سید احمد خوانسارى که به وسیله مهندس شریف ‏امامى در تاریخ 17 /6 /44 مى‏ فرستد، اعلام مى ‏دارد: «خمینى را به عراق مى ‏فرستم و یا به ایران خواهم خواست».
شاه و کارشناسان کارآزموده و دست ‏پرورده C.I.A با بررسى اوضاع ایران و منطقه و نیز ارزیابى روحیۀ انعطاف ‏ناپذیر و قهرآمیز امام به این نتیجه رسیدند که بازگرداندن او به ایران به سود امریکا و رژیم شاه نمى ‏باشد و به گفتۀ یکى از مقامات امریکایى «امام با سخنرانى ‏ها و موضع‏گیرى‏ هاى خود، چوب لاى چرخ امریکا خواهد گذاشت و بار دیگر آتش خشم توده ‏ها را علیه هیأت حاکمه ایران و ایالات متحده شعل ه‏ور خواهد ساخت»! و از طرفى وجود او در ترکیه نیز مایۀ دردسرهاى گوناگونى براى رژیم ایران شده بود. از این رو تنها راه چاره را در این مى‏ دیدند که امام را به عراق و نجف اشرف منتقل کنند که نه دردسرهاى ترکیه را دارد ـ زیرا در آنجا «تبعیدى» تلقى نمى ‏شود ـ و نه در ایران است که بتواند مرتب «چوب لاى چرخ امریکا» بگذارد!
امام خمینى در تبعیدگاه عراق
روز سه ‏شنبه 13 مهرماه 1344 (9 شهر جمادى الثانى 1385) هواپیماى حامل امام و حاج سید مصطفى خمینى از ترکیه به سوى عراق پرواز کرد. در ساعت 2 بعدازظهر در باند فرودگاه بین ‏المللى بغداد بر زمین نشست و مسافرین پیاده شدند. امام و حاج سید مصطفى به گمان آنکه مأموران عراقى براى تحویل گرفتن آنان و بردنشان به محل تحت نظر آماده ‏اند، دقایقى در سالن فرودگاه منتظر ماندند و چون به ظاهر از مأموران خبرى نشد از فرودگاه بیرون آمدند و با تاکسى راهى کاظمین شدند.
ساعتى بعد هر دو در مسافرخانۀ جمالى کاظمین اتاقى گرفته به استراحت پرداختند. امام پس از لحظه ‏اى استراحت از جا برخاست و روانۀ حرم مطهر شد. شهید سید مصطفى در مقام تماس تلفنى با حاج شیخ نصراللّه‏ خلخالى در نجف برآمد تا ورودشان را خبر دهد؛ اما چون او را نتوانست بیابد به منزل آقاى خویى تلفن کرد و ورود امام و خود را به پیشکار منزل که در آن ساعت تنها در آنجا بود خبر داد و از او خواست که منزلى برایشان در نجف در نظر بگیرند.
صاحب مسافرخانۀ جمالى، آقاى عبدالامیر جمالى که تا آن لحظه امام و فرزندش را نشناخته بود از گفتگوى تلفنى حاج سید مصطفى خمینى به نجف دریافت که این میهمانان تازه ‏وارد چه کسانى هستند بنابراین فوراً در مقام تجلیل و تکریم برآمد و با اصرار، ایشان را به منزل شخصى خویش برد و منزل را دربست در اختیار آنان قرار داد.
دیرى نپایید که خبر ورود امام به عراق برق‏ آسا در محافل روحانى نجف اشرف طنین افکند و سر زبان‏ ها افتاد؛ لیکن براى هیچ‏کس این خبر باورکردنى نبود. روحانیان و محصلان علوم اسلامى براى اطلاع از صحت و سقم خبر به مدرسۀ آیت ‏اللّه‏ بروجردى که جنبۀ مرکزیت حوزۀ نجف را داشت، روآوردند و در انتظار رسیدن خبر قطعى از کاظمین در آنجا گرد آمدند. طولى نکشید که زنگ تلفن مدرسه به صدا درآمد و ورود امام را به کاظمین بشارت داد. روحانیان جوان با دریافت این بشارت به کف زدن پرداختند و مدرسه یکپارچه در شور و شعف فرورفت.
شمارى از مقامات علمى و روحانى نجف با دریافت خبر ورود امام در همان ساعت به صورت دسته‏ جمعى راهى کاظمین شدند فرداى آن روز نیز انبوهى از عالمان و روحانیان نجف و کربلا براى دیدار امام به کاظمین رفتند و ورود او و حاج سید مصطفى را به سرزمین عراق تبریک گفتند. علماى طراز اول نجف براى عرض خیرمقدم به امام هریک فرزند خود یا نماینده‏اى را، راهى کاظمین کردند.
در شب دوم ورود امام (15 /7 /44) وزیر وحدت عراق، دکتر عبدالرزاق محى ‏الدین به ملاقات امام در کاظمین رفت و از طرف رئیس جمهور عراق، ارتشبد عبدالسلام عارف به او خیرمقدم گفت و آمادگى مقامات عراقى را براى انجام امور و ایجاد هرگونه تسهیلات لازم براى او اعلام داشت.

(نهضت امام خمینی(س)،سید حمید روحانى، دفتر دوم، ص 139-161 ،(با تلخیص)) 

. انتهای پیام /*