پرتال امام خمنی: ملت ایران در جریان انقلاب اسلامی، در اجرای فرمان امام خمینی(س)، رهبر واقعی خود، به هیچ یک از وعده های رنگارنگ دولت مبنی بر «افزایش حقوق کارمندان» و «بخشودگی میزان مالیات کارکنان» و «تأمین رفاه بیشتر برای قشر کارمند»، وقعی نمی گذاشتند و با یادآوری فجایع خونین 17 شهریور و به آتش کشیدن مسجد کرمان و کشتار بی رحمانۀ مردم در دیگر شهرستانها، تنها یک چیز می خواستند و آن، «اضمحلال رژیم شاهنشاهی و استقرار حکومت عدل اسلامی» بود. شعارهایشان نیز بر همین پایه ها مبتنی بود و به نشست و برخاستها و تماسهای پشت پردۀ سیاستمداران و راه حلهایی که برای «پایان بحران» ارائه می دادند، کوچک ترین توجهی نداشتند.

در این روزها، سیاستمداران کهنه کار، با نوشتن مقالاتی در روزنامه ها، راه حلّ نشان می دادند و پیشنهاد محاکمه و مجازات جنایتکاران پیشین را مطرح می کردند. گروههای سیاسی، کارنامۀ مبارزات گذشته خود را ارائه می دادند و دکتر امینی پیشنهاد می کرد که با شرایطی حاضر به قبول نخست وزیری است. آسیاستمداران پیشنهاد می کردند که از این پس، شاه فقط سلطنت کند و نه حکومت! امّا امام در سخنرانی شان در روز 2 آبان 57  (صحیفه امام، ج 4، ص: 127- 133) به همۀ این پیشنهادات و راه حلها، خطّ بطلان می کشند:

دولت دست به تاکتیکهای تازه ای می زند و اوایل آبان ماه 1357، زیر فشار افکار عمومی، دستور آزادی 1126 زندانی سیاسی را صادر می کند. در میان آزادشدگان کسانی بودند که مدت 30 سال در زندان شاه به سر برده بودند. شعار «درود بر زندانی قهرمان» در خیابانهای تهران طنین افکنده بود.

دولت از حوادث و اتفاقات پیش بینی نشده ای که هر روز به وقوع می پیوست، در تنگنا قرار گرفته بود؛

- دانشجویان و دانشگاهیان دانشگاه بوعلی همدان، اعتصاب غذای سه روزۀ خود را آغاز کردند.

- در مجلس شورای ملی، انتقادها در حدی که به شخص شاه و نظام سلطنتی برخوردی نداشته باشد، ادامه داشت.

- رانندگان نفتکشهای پالایشگاه تبریز و کارکنان شرکت برق کرمانشاه، اعتصاب یکپارچۀ خود را شروع کردند؛ آنها درخواستهای خود را، لغو حکومت نظامی، آزادی بیان و قطع کشتار مردم توسط مأموران حکومت نظامی اعلام نمودند.

- کارکنان ادارۀ پست، که از چند روز پیش در اعتصاب به سر می بردند، از امروز برای جلوگیری از معطّل کردن کار مردم و رساندن پیامهای مردمی، به طور مشروط، به اعتصاب خود پایان دادند[1].

مردم به ندای امام خمینی(س) پاسخ داده یکپارچه به پاخاسته بودند. در این میان، گروهها و احزاب فراوانی فرصت را مغتنم شمرده اعلام موجودیت کرده یا تشکیلات از هم پاشیدۀ خود را سر و سامان می دادند. روشنفکران غرب و شرق زده ای که در دوران اختناق و سیه روزی ملّت، به کنج عزلت خزیده و یا به خارج رفته بودند و یا در داخل تن به همکاری داده بودند، اینک خود را از پیشتازان نهضت می دانستند.

کاخ سفید هم دریافته بود که رژیم شاه بسیار متزلزل تر از آن است که حفاظت از منافع امریکا را تأمین کند؛ بدین جهت روزهای اول آبان ماه 1357، یک هیأت امریکایی، به رهبری «چارلز دانکن» معاون وزارت جنگ امریکا و به همراهی «ژنرال ارنست گریوز» مدیر فروش تسلیحات پنتاگون، وارد تهران شد. در پی این سفر، خبرگزاری رویتر عنوان کرد: «مذاکرات این هیأت با شاه، پیرامون کاهش احتمالی در خریدهای چند میلیارد دلاری اسلحه از امریکا بوده است. چارلز دانکن، همچنین در این سفر، حمایت دولت امریکا را دربرقراری حکومت نظامی در ایران اعلام داشت.»

***

خبرگزاریهای خارجی، تفسیرهای گوناگونی پخش می کنند. یکی از تفسیرها این است که «تلاش تازه ای برای بازگشت امام خمینی(س) به ایران آغاز شده است». امّا امام همچنان ایستاده است و می گوید: «اگر کسی در این مطلب موافقت با ما نکند، این سوء نیت یا دارد یا آدم نفهمی است، جاهلی است؛ آنکه جاهل است باید به آن حالی کرد؛ آن کس که سوء نیت دارد باید به او تشر زد که این، دست بردارد از این[اندیشه]. خیانت است به یک ملتی که خون داده است... ایشان باید بروند. این سلسله باید منقرض بشود. ایران، این سلسله را نمی خواهد.»[2]

در واقع امام بر تمام سخنان محافظه کارانی که می گفتند «شاه باید سلطنت کند و نه حکومت»، خط بطلان کشیدند. (کوثر، ج1، ص 602-604)

در روزهای نخست آبان ماه 57، مدارس ایران ـ تقریباً ـ به حالت تعطیل درآمده است. در خرم آباد، دانش آموزان تظاهرات گسترده ای به راه انداختند که با یورش بی رحمانه مأموران انتظامی روبرو شد. در این تظاهرات، سه تن از دانش آموزان به شهادت رسیدند و چندین نفر مجروح شدند. مدارس تهران نیز، صحنۀ زدوخورد دانش آموزان با مأموران بود. در دانشگاه تهران نیز تظاهرات گسترده ای صورت گرفت و مردم به طور جدّی با مأموران درگیر شدند و عدۀ زیادی از آنان مجروح گردیدند.

هر روز که می گذرد بر تعداد اعتصابیون افزوده می شود. کارکنان شهرداری چهارمحال و شهر کرد، و شرکت واحد مشهد به دیگر اعتصابیون پیوستند. در حالی که تظاهرات ضد شاه در سرتاسر ایران ادامه دارد، دیوید اوئن وزیر خارجۀ انگلستان، ضمن حمایت قاطع از شاه، به حرکت مردم مسلمان ایران حمله کرد. اوئن اظهار داشت: «اکنون موقعی است که ما از دولت ایران حمایت کنیم و دوستی خود را به او اثبات نماییم!» زمانی این سخنان را وزیر خارجۀ انگلیس بیان می کند که اعتراضات وسیع توده ها در دزفول، قم، گرگان و همدان، با گلوله پاسخ داده می شود. دانش آموزان که از رفتن به سر کلاسها خودداری کرده اند، در یک راهپیمایی به سوی دانشگاه به حرکت درمی آیند و به تظاهرات عظیمی که در دانشگاه تهران برپاست می پیوندند[3].

***

تعداد ملاقات کنندگان امام، علیرغم محدودیتها و امکانات کم، رو به افزایش گذاشته است. روز به روز بر شمار خبرنگاران، روزنامه نگاران و مشتاقان زیارت ایشان افزوده می شود. انتظار می رود که روز یکشنبه (همزمان با نخستین سال شهادت فرزند امام) تظاهرات گسترده ای در ایران انجام گیرد. 

امام خمینی(س) در دومین سخنرانی خود در روز 2 آبان 57 (صحیفه امام، ج 4، ص: 134- 144) به تحلیل ریشه های قیام مردم ایران پرداخته با اشاره به سخنان اخیر وزیر خارجۀ انگلیس در حمایت از شاه، دخالتهای شوروی، آمریکا و انگلیس را در ایران محکوم می کنند. رهبر انقلاب در پاسخ به گفته شاه، که اختلاف امام با رژیم را اختلاف شخصی معرفی کرده، می فرمایند: ما اختلاف شخصی و خانوادگی با تو نداریم که می گویی که این خمینی با من اختلاف شخصی دارد. چه اختلاف شخصی من با تو دارم؟... من با ملت دارم حرف می زنم؛ ما درد ملت را داریم، نه درد خودمان را... نزاع ما سر ملت است، سر اسلام است که تو داری تمام مخازن ایران را به باد می دهی و به دیگران می دهی و ما می گوییم: نه.»[4]

امام در ادامۀ بیاناتشان، خیانتهای رژیم شاه به ملت را برشمرده نسبت به طرح اخیر ساواک در القای شعارهای غیراسلامی و کمونیستی توسط عده ای معدود از فریب خوردگان گروهکهای چپ، به جوانان هشدار می دهند و در پایان بار
دیگر استفاده از کلیۀ امکانات جهت رساندن اخبار نهضت اسلامی ایران به جهانیان را به عنوان یک تکلیف شرعی و ملی یادآور می شوند. (کوثر، ج1، ص 612 و 613)


[1]. کارکنان اعتصابی پست با حجة‏الاسلام والمسلمین سیداحمد خمینی در پاریس تماس می‏ گیرند و اعلام می‏ دارند که ادامۀ اعتصابات موجب می‏ شود که پیامهای امام به شهرستانها نرسد. موضوع به حضرت امام منعکس می‏ شود، و ایشان با بازگشت آنان به کار موافقت می‏ نمایند. تلاش کارکنان انقلابی پست و مخابرات در دوران نهضت بسیار چشمگیر و مؤثر بود و در ارسال پیامهای امام نقش بسزایی داشتند.  [2]. صحیفه امام؛ ج 4، ص 130ـ131 [3]. نگاه کنید به روزنامه‏ های اطلاعات و کیهان اول و دوم آبانماه 57 [4]. صحیفه امام؛ ج 4، ص 137

. انتهای پیام /*