نامه حضرت امام به مرتضی مطهری که در روز 22 اسفند 1347/  24 ذى ‏الحجه 1388 نگاشته شده است، میزان احترام و اعتماد امام به وی را از دیرباز نشان می دهد. امام خمینی در این نامه که از نجف ارسال شده، از آیت الله مطهری خواسته اند که در جهت تبلیغ دین براى جوانان‏ کوشش نماید. ایشان همچنین در پایان نامه یادآور شده اند: «در خاتمه باید بدانید که اگر خداى نخواسته کسى از جنابعالى چیزى بگوید یا بنویسد با سوابقى که از شما دارم و اطمینانى که به شما دارم مورد هیچ اثرى نخواهد بود ولى تاکنون همچو مطلبى واقع نشده است.»

متن کامل این نامه در ذیل آمده است:

بسمه تعالى‏

24 ذى‏الحجه 88

به عرض شریف مى ‏رساند، مرقوم شریف مدتى پیش واصل و از سلامت جنابعالى و توفیقاتى که نصیب شما هست مسرور شدم. کمال توفیقات شما را براى ادامه به خدمت به اسلام و مسلمین از خداوند تعالى خواستار است. آنچه مسلّم است این چند لحظه از عمر مى‏ گذرد و خواه ناخواه به پیشگاه بزرگى وارد خواهیم شد یا با روى سیاه و دست پر از گناه و یا با دست خالى از طاعت. امید است ما از دسته دوم باشیم و خداوند تعالى با الطاف کریمه خود با ما تهیدستان و روسیاهان رفتار فرماید. امید است خدمت هاى شما که به قول خودتان پر زحمت و کم استفاده است در پیشگاه مقدس مقبول باشد که ارزش همان است و بس. کوشش کنید اکنون که با توده جوان محتاج به هدایت سر و کار دارید آنها را نجات دهید از این منجلاب، و معنویات را با زبان شیرین خودتان به آنها بفهمانید.

شاید به وسیله شما اشخاص از اسلام و قوانین آسمانى آن آگاه شوند و توجه به حقایق پیدا کنند و این براى شما بهتر است از آنکه زندگى به اصطلاح مرفهى داشته باشید و بس.

اینجانب نتوانستم کارى که پسند درگاه متعال باشد انجام دهم و هم ‏اکنون که مشرف به سراشیبى قبر هستم نمى‏ دانم چه جواب دهم. از خودم مأیوس و به لطف خداوند تعالى امیدوارم، شاید جبرانى از خطاهاى گذشته و حال و آینده شود. الهى عاملنى بفضلک و لا تعاملنى بعدلک.

کتاب را که فرستاده بودید مقاله شما را تا آخر خواندم و امید است توفیق مقالات‏ دیگر هم واصل شود. مقاله مستدل جالبى است و باید هم جالب باشد.

مطالبى که در مرقوم شریف نوشته‏ اید بعض از آنها موجب تأسف و تأثر اینجانب است و هیچ گاه راضى به امثال این امور نیستم و بعضى هم دردى است که همه ماها از درمان آن با این وضعى که داریم عاجزیم و چون نوشتنى نیست با جناب آقاى شاه‏چراغى مذاکره نمودم تذکر دهند. در خاتمه باید بدانید که اگر خداى نخواسته کسى از جنابعالى چیزى بگوید یا بنویسد با سوابقى که از شما دارم و اطمینانى که به شما دارم مورد هیچ اثرى نخواهد بود ولى تاکنون همچو مطلبى واقع نشده است. از جنابعالى امید دعاى خیر براى حسن عاقبت دارم. والسلام علیکم.

روح ‏اللَّه الخمینى‏

(صحیفه امام، ج‏21، ص: 559 و 560)

. انتهای پیام /*