روشنگری‌های حضرت امام(س) در دوران تبعید تنها در قالب خطاب به ملت ایران و مبارزین نبود و در مواردی با مخاطب قرار دادن سران رژیم شاه حقایق را بیان می‌کرد. آن حضرت در تاریخ 26 فروردین 1346 طی نامه سرگشاده‌ای به امیر عباس هویدا، نخست‌وزیر وقت، ضمن برشمردن فجایع آن رژیم و اظهار تأسف از اوضاع نابسامان ایرانیان و فقر روزافزون روستائیان و زحمتکشان، هویدا و همکارانش را از ادامه خیانت به ملت و شاه را از جبهه‌گیری در برابر دولت‌های اسلامی و بازگذاشتن دست اسرائیل برای تسلط بر بازار و اقتصاد کشور برحذر داشت. در این نامه آمده است: (روزنگار زندگی و تاریخ سیاسی اجتماعی امام خمینی، ص 34)

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

«لا حول و لا قوة الا باللَّه العلی العظیم»

جناب آقاى هویدا، لازم است نصایحى به شماها بکنم و بعضى از گفتنی ها را تذکر دهم؛ چه مختار در پذیرش آن باشید یا نه. در این مدت طولانى که به جرم مخالفت با مصونیت امریکاییها که اساس استقلال کشور را در هم شکست، از وطن دور هستم و بر خلاف قانون شرع و قانون اساسى در تبعید بسر مى برم، مراقب مصیبتهایى که به ملت مظلوم بى پناه ایران وارد مى شود، بوده ام و از آنچه به این ملت اصیل از ظلم دستگاه جبار مى گذرد کم و بیش مطلع شده و رنج برده ام.

موجب کمال تأسف است که نغمه ناموزون اصلاحات شماها تقریباً از حدود تبلیغات رادیو و روزنامه هاى غیر آزاد و بعضى نوشته هاى مشحون به گزافه تجاوز ننموده و هر روز بر فقر و بیچارگى ملت افزوده مى شود و ورشکستگى بازار و بازرگانان محترم روزافزون است. نتیجه این همه هیاهو و تبلیغات سر تا پا گزاف، بازار سیاه براى اجانب است و ملت را به حال فقر و عقب افتادگى به اسم ملت مترقى نگه داشتن است. حکومت پلیسى غیر قانونى شما و اسلاف شما به خواست آنان که مى خواهند ملل شرق به حال عقب افتادگى باقى باشند، حکومت قرون وسطایى، حکومت سرنیزه و زجر و حبس، حکومت اختناق و سلب آزادى، حکومت وحشت و قلدرى است. با اسم مشروطیت، بدترین شکل حکومت استبداد و خودسرى و با نام اسلام، بزرگترین ضربه به پیکر قرآن کریم و احکام آسمانى است. با اسم تعالیم عالیه اسلام، یک یک احکام اسلام را زیر پا گذاشته و اگر- خداى نخواسته- فرصت یابید، خواهید گذاشت و با گزافه دعوى ترقى و تعالى، کشور را به حال عقب افتادگى نگه داشته اید. اینها حقایق تلخى است که باید دنیا را مطلع کنم و انگشت روى بعضى بگذارم تا آنها که غافل هستند یا تغافل مى کنند، احساس وظیفه کنند و از ریاکاری ها و سالوس بازیهاى شماها گول نخورند.

جشن هاى غیر ملى که به نفع شخصى در هر سال چندین مرتبه تشکیل مى شود و در هر مرتبه مصیبت هاى جانگداز براى اسلام و مسلمین و ملت فقیر پابرهنه ایران به بار مى آورد، یکى از آنهاست. با سرنیزه پلیس از مردم بیچاره بى پناه، خرج هاى گزاف آنها گرفته مى شود. در یکى از جشنها که من نمى توانم اسم روى آن بگذارم جز هوس و شهوت و بازى با احساسات ملت، گفته مى شود چهار هزار میلیون ریال خرج شده است که نصف آن از خزانه ملت و نصف دیگر بى واسطه از بازار و غیره با زور و ارعاب اخاذى شده. خون دل فقرا خرج نامجویى و خودکامگى است و تا این ملت در این حال است و به وظیفه خود و حقوق خود آشنا نشده، هر روز براى شماها عید و شادى و براى ملت، بدبختى و نکبت است. توأم با این جشن هاى نامیمون آن قدر هتک نوامیس مسلمین و اسلام بوده است که قلم را عار است از ذکر آن. شماها در کاخهاى مجللى که در هر چند سال تغییر مکان داده و با میلیون ها تومان خرج هاى گزاف که تصورش براى ملت ممکن نیست، نشسته اید و مخارج آن را از کیسه این ملت بدبخت اخاذى نموده اید و ناظر فقر و گرسنگى ملت، ورشکستگى بازار، بیکارى جوانان فارغ التحصیل هستید؛ ناظر اختلال وضع فلاحت و زراعت، اختلال وضع بازار، تسلط اسرائیل بر شئون اقتصادى کشور، بلکه به طورى که گزارش داده اند دخالت اسرائیل در فرهنگ مى باشید؛ ناظر فقدان ضروریات اولیه زندگى در غالب دهات نزدیک به مرکز، چه رسد به دهکده هاى دور افتاده، از قبیل آب آشامیدنى سالم، حمام، وسایل بهداشت هستید؛ ناظر ترویج فساد اخلاق، سلب امانت و دیانت در اعماق دهکده هایى هستید؛ ناظر تشکیل صندوق به اسم  تعاون و اخاذى و غارتگرى مأمورین از دهقان گول خورده و پشیمان هستید؛ بالاخره ناظر حبس ها و ارعاب تبعیدهاى غیر قانونى هستید و در خوشى و عیاشى و بازی هاى خجلت آور غوطه خورده به قبرستانى که نامش ایران است فاتحه مى خوانید. چطور وجدان خودتان را راضى مى کنید براى حکومت زودگذر این قدر چاپلوسى از اجانب کرده، ذخایر ملت را به رایگان و یا مقدارى ناچیز تسلیم آنها نموده و ظلم و ستم به زیردستان یعنى ملت بدبخت مى کنید؟ چرا راضى مى شوید حکومت خود و مملکت اسلام را عقب افتاده به دنیا معرفى نمایید؟ نقض قانون اساسى سند عقب افتادگى است. رفراندم غیر قانونى و در عین حال قلابى سند عقب ماندگى است. آزاد نگذاشتن ملت را براى انتخاب وکیل، و نصب اشخاص معلوم الحال را به دستور دیگران- بى دخالت ملت- دلیل ضعف و عقب افتادگى است.

شماها مى دانید اگر ملت سرنوشت خود را در دست بگیرد، وضع شماها این نحو نیست و باید تا آخر کنار بروید. و اگر ده روز آزادى به گویندگان و نویسندگان بدهید، جرایم شما برملا خواهد شد؛ قدرت آزادى دادن ندارید «و الخائن خائف». سلب آزادى مطبوعات و دیکته کردن سازمان به اصطلاح امنیت، سند عقب افتادگى است. هر چندى جشن گرفتن براى امورى که در کشورهاى دیگر اسمى از آن نیست با تحمیل خرج هاى کمرشکن به ملت، سند دیگرى است. تسلیم به خواسته هاى دولت پوشالى اسرائیل و به خطر انداختن اقتصاد مملکت، سند ضعف و نوکرى است و سند خیانت به اسلام و مسلمین است. اعطاى مصونیت به اجانب، سند بزرگ عقب افتادگى و بى حیثیتى و تسلیم بى قید و شرط است. شما مى دانید با تصویب این طرح چه خیانتى به این مملکت و به اسلام کرده اید و چه ضربه اى به استقلال این مملکت زده اید؟ البته مخالف این طرح، خائن و مستحق تبعید است!!

آقاى هویدا، نطق هاى اسف انگیزى که مع الاسف طبع شده است، متضمن بعضى  اعترافات است که به اساس استقلال کشور لطمه مى زند که این جانب از تذکرش عار دارم. چرا جلوگیرى از طبع و نشر این کتابها نمى کنید؟ عمداً با حیثیت این کشور بازى مى کنید یا نمى توانید با این مغزهاى معیوب ادراک کنید؟ آیا علماى اسلام که حافظ استقلال و تمامیت کشورهاى اسلامى هستند، گناهى جز نصیحت دارند؟ آیا حوزه هاى علمى، غیر از خدمت به اسلام و مسلمین و کشورهاى اسلامى گناهى دارند؟ اجانب اینها را سد راه نفوذ خود مى دانند و به انهدام و اضمحلال آنها کمر بسته و شماها مجرى احکام دیگران و محکوم دلار هستید. کوبیدن حوزه هاى علمیه و حمله مسلحانه به مدرسه فیضیه و صحن مطهر قم، کشتار دسته جمعى 15 خرداد جز خدمت کورکورانه به صاحبان دلار چه اسمى دارد؟ فشار به مراجع اسلام و علماى اعلام و محصلین حوزه هاى علمیه و تاخت و تاز به دانشگاه جز خدمت به اجانب چه نتیجه داشت؟ آنها نمى خواهند قرآن کریم و احکام آن حاکم بر ملل اسلامى باشد تا ذخایر آنها را به یغما ببرند و کسى حرفى نزند و در عوض آنها را مصونیت دهد؛ آنها نمى خواهند ما در بین ملت آزاد باشیم و گویندگان ما آزاد باشند و شماها مع الاسف مأمور اجرا هستید؛ مأمور چشم و گوش بسته؛ مأمور بى چون و چرا. حوزه هاى علمیه، سپاه دانش و اخلاق و درستى بوده و هست به معناى واقعى؛ نه گزافه و صرف تبلیغ. شماها اگر دانش دوست هستید، چرا حمله وحشیانه به مراکز دانش مى کنید؟ چرا مدرسه فیضیه و دانشگاه را به خاک و خون مى کشید؟ چرا محصلین علوم دینیه را یک روز راحت نمى گذارید؟ چرا با دانشجویان در خارج و داخل این نحو معامله مى کنید؟

آقاى هویدا، من وظیفه دارم شماها را نصیحت کنم. شماها از این ملت و در این آب و خاک پرورش پیدا کرده و صاحب عناوین شده اید. این قدر با حیثیت این ملت بازى نکنید به جاى این همه گزافه و جنجال، خدمتى به این سر و پابرهنه ها کنید یا لا اقل این قدر با بهانه هاى مختلف آنها را رنج ندهید. از این کسبه بى بضاعت این قدر اخاذى نکنید؛ این قدر براى رضاى شهوات دیگران به علماى ملت و محصلین و دانشجویان فشار نیاورید؛ با اسرائیل دشمن اسلام و مسلمین، آواره کننده بیش از یک میلیون مسلم بى پناه، پیمان  برادرى نبندید؛ عواطف مسلمین را جریحه دار نکنید؛ دست اسرائیل و عمال خائن آن را به بازار مسلمین بیش از این باز نکنید؛ اقتصاد کشور را به خاطر اسرائیل و عمال آن به خطر نیندازید؛ فرهنگ را فداى هوس آنها ننمایید؛ از خداى بزرگ بترسید؛ دخترهاى جوان گول خورده را به سربازخانه ها نبرید؛ به نوامیس مسلمین خیانت نکنید. آیا این حقیقت تلخ را که قبلًا انکار کردید و گوینده آن را مستحق تعقیب دانستید، حالا هم که عمل کردید انکار مى کنید؟ آیا فجایع جشن بیست و پنجمین سال را و بى فرهنگیها که در آن کردید منکر هستید؟

از قهر خدا بترسید؛ از قهر ملت بهراسید؛ با احکام خداى تعالى به نام دین مترقى بازى نکنید؛ با اسم قرآن به احکام مسلمه آن لطمه نزنید؛ با حوزه هاى دینیه به اسم سرباز وظیفه پوچ و بیفایده و با خدمتگزاران به فرهنگ و ملت، این نحو سلوک وحشیانه نکنید. و بالاخره علماى امت را وادار نکنید که با شماها به طور دیگر سلوک کنند.

اینها شمه اى از فجایع شماهاست نسبت به دین و دنیاى ملت و گفتنى زیاد است؛ مى گویم، شاید شماها متنبه شوید و به خود آیید؛ شاید مراجع اسلام و علماى اعلام و خطباى محترم احساس وظیفه کنند؛ شاید طبقه جوان و روشنفکر و اصناف مختلفه ملت، بیدار شده احساس وظیفه کنند؛ شاید جوامع بشرى و مدعیان بشر دوستى احساس وظیفه کنند؛ شاید سازمان ملل و غیر آن، بیش از این به نفع کشورهاى بزرگ راضى نشوند ملل ضعیف پایمال شوند؛ شاید هیأت حاکمه و دستگاه جبار تا دیر نشده به خود آیند. ان ربک لبالمرصاد و اللَّه من ورائهم محیط. و السلام على من اتبع الهدى.

4 محرّم الحرام 87

روح اللَّه الموسوی الخمینى

(صحیفه امام، ج 2، ص: 123-127)                      

. انتهای پیام /*