امام خمینی در روز 20 مهر 1357 در نوفل لوشاتو در دیدار با خبرنگاران بى. بى. سى. و تلویزیون تجارتى بریتانیا در پاریس‏ به سوالات آنها درباره آینده حکومت اسلامى پاسخ های روشنی ارائه کردند. ایشان در ابتدا فرمودند:



ما امید آن داریم که این قیامى که ملت ایران کرده است- براى مطالبه حق خودش- و با این نحوى که نهضت رشد پیدا کرده است، احتیاج به قیام مسلحانه پیدا نکند؛ ولى اگر یکوقت طولانى شد- این معارضاتى که هست و این مباحثاتى که هست و این نهضت عمرش طولانى بخواهد بشود و شاه لجاجت کند و بماند در ایران، راجع به قیام مسلحانه تجدید نظر ممکن است بکنیم.


پرسش و پاسخ خبرنگاران با حضرت امام(س) را در ادامه می خوانید:


هفته گذشته که من و دیوید پرمن، به پاریس رفتیم، آیت اللَّه خمینى در مصاحبه‏اى براى بخش فارسى بى. بى. سى. توضیحات بیشترى در این باره داد.

باید این رژیم برچیده بشود و پس از آن، با یک رفراندم عمومى، شخصى روى کار بیاید براى حکومت موقت؛ و به آراى عمومى رجوع بشود براى تشکیل یک مجلس؛ و تمام احکامى که از مجلس بگذرد و تمام مسائلى که در مجلس بگذرد، آن مسائل مطابق با اتکاى به ملت است. و تغییر، یک تغییر طبیعى است از یک حکومت و سلطنت غیر قانونى به یک حکومت و رژیم قانونى.

آقا ممکن است توضیح بفرمایید که مقصود از حکومت اسلامى جمهورى اسلامى چیست؟ و عده زیادى در ایران گفتند که مى‏خواهیم برگردیم به قانون اساسى ایران؛ در این مورد ممکن است توضیحاتى لطف بفرمایید؟

 برگشت به قانون اساسى، همان برگشت به رژیم سلطنتى منحط است که امرى است کهنه شده و ارتجاعى؛ و این قابل برگشت نیست. و اشخاصى که مى ‏گویند مى‏ خواهیم برگردیم در اقلیت واقع هستند؛ و تمام ملت از سرتاسر کشور فریاد مى‏ زنند که ما حکومت اسلامى مى‏ خواهیم. و اما رژیم اسلامى و جمهورى اسلامى، یک رژیمى است متکى بر آراى‏ عمومى و رفراندم عمومى و قانون اساسى ‏اش قانون اسلام و باید منطبق بر قانون اسلام باشد؛ و قانون اسلام مترقى ترین قوانین است، و قانون اساسى آن مقدار که مطابق با این قانون مترقى است آنها بر جاى خود باقى مى ‏ماند و آن مقدار که مخالف با این است- به حکم خود قانون اساسى- قانونیت ندارد؛ و بسیارى موادش، موادى بوده است که با سرنیزه تحمیل شده است و آنها باید ساقط بشود.

نحوه رابطه حضرت آیت اللَّه با جامعه غرب و با جامعه کمونیست چطور خواهد بود؟

اما روابط ما با جامعه غرب؛ یک روابط عادلانه است که نه زیر فشار ظلم آنها خواهیم رفت و نه ظلمى بر آنها روا خواهیم داشت. ما با آنها به طور احترام متقابل رفتار خواهیم کرد، و با آنها اگر آنها هم احترام متقابل را حفظ کنند و نخواهند بر ما تحمیل کنند و تجدید نظر در این کارهایى که تا کنون بر ما- بلکه با شرق- کرده‏ اند بکنند، ما با آنها به طور خوب و روابط حسنه رفتار مى ‏کنیم و معاملات با آنها هم خواهیم کرد؛ به هر نحوى که صلاح خودمان باشد، نه هر نحوى که تحمیل باشد یا فقط صلاح آنها در نظر گرفته شده باشد، ما روابط حسنه با آنها داریم. و اما با کمونیست ها؛ چون سوء قصد آنها را نسبت به مملکت خودمان تا کنون احراز کردیم، نمى‏ توانیم یک روابطى داشته باشیم مگر که آنها هم دست از آن کارهایى که دارند بردارند، و کمونیستى که در ایران هست به دامن خود ملت و اسلام برگردد که ما با آنها هم به طور عادلانه خواهیم رفتار کرد؛ و اما اگر بخواهند باز مثل سابق یا ایام «توده» و اینها خیانت به مملکت بکنند با آنها طور دیگر رفتار خواهیم کرد.


امام خمینی دو روز بعد یعنی در روز 22 مهرماه نیز در مصاحبه با روزنامه فرانسوی فیگارو به تشریح اوضاع آینده ایران پرداختند:


مقدمه خبرنگار:

آیت اللَّه خمینى: «نمى‏توان تا بینهایت سینه‏هاى عریان را جلو لوله تفنگ قرار داد

در فاصله نیم ساعت از شهر پاریس، دنیاى دیگرى مستقر شده است. آیت اللَّه خمینى که نامش نشانه‏ اى از مخالفت با شاه است، در محوطه کوچکى از حومه پاریس اقامت گزیده است. گشتی هاى ژاندارمرى و اتومبیل هاى مجهز به رادار و پلیس شخصى، نزدیک بودن محل اقامت او را نشان مى‏ دهد. دور منزل مى‏ گردیم و جمعیتى پدیدار مى‏ شود، جمعیتى در حال احترام که تشکیل شده ‏اند از عده ‏اى مذهبى و زحمتکشان و دانشجویان ایرانى که از آلمان، تونس و انگلستان آمده ‏اند. هنگام ورود، کفشها را در مى‏ آوریم، مثل اینکه وارد یک مسجد بشویم. در یک اتاق کوچک، آیت اللَّه خمینى روى یک تشک نشسته است. اطراف او کاغذها و مقدارى کتاب پراکنده است. به هر حال، آیت اللَّه خمینى ملبس به لباس خاکسترى و عمامه سیاه، بدون اینکه صدایش را بلند کند با وقار با ما صحبت مى‏کند.

افکار عمومى درباره مبارزه رقباى رژیم کنونى، از خود سؤال مى‏کنند، آیا این جنبش مذهبى است که مى‏ خواهد به سنتهاى اسلامى بازگردد؟

جواب: مخالفین رژیم ایران و قیام کنونى، قربانى تبلیغاتى هستند که آنها را از طبیعت خود بیگانه مى‏ سازد. ما وقتى از اسلام صحبت مى‏ کنیم، به معنى پشت کردن به ترقى و پیشرفت نیست، بلکه عکس آن صحیح است. به عقیده ما اساساً اسلام یک مذهب ترقیخواه است، ولى ما دشمن رژیم هایى هستیم که تحت عنوان تجددخواهى، روش دیکتاتورى و ظلم را در پیش مى‏ گیرند. این رژیمها مانند رژیم شاه ایران، پیشرفت هاى انجام شده را از هدف اصلى خود منحرف مى‏ کنند و آنها را از چشم مردان و زنانى که مى‏ بایست از آنها استفاده کنند، مى‏ اندازند و هر مفهومى را از آنها ساقط مى ‏نمایند، و قبل از هر چیز فکر مى‏ کنیم که فشار و اختناق، وسیله پیشرفت نیست.

قیام کنونى در ایران با جنبش هاى چپ و چپ افراطى رابطه دارد یا نه؟

 ما همیشه از اتحاد با این احزاب زده ‏ایم، ولى در واقع امروزه تمام مخالفین ایرانى تحت لواى مذهب و به نام بیان درست و صحیح اسلام سازمان یافته و تظاهر مى ‏کنند. دلیل آن هم روشن است: گروههاى چپى یا کمونیست تقریباً از بین رفته‏ اند. آنها نمى‏ توانند در نهضت مردمى ‏اى که در جریان است هیچ وزنه ‏اى داشته باشند، ولى طبیعتاً براى گول زدن افکار عمومى بخصوص در خارج ایران، رژیم سعى مى ‏کند چنین تبلیغ کند و به همه کسانى که علیه دیکتاتورى شاه مبارزه مى‏ کنند، نسبت مارکسیستى بدهد.

ولى على رغم مقاصدشان مارکسیستها از عنوان مذهب براى مبارزه علیه رژیم شاه استفاده مى‏ کنند. آیا مذهبی ها کم کم به وسیله احزاب چپ افراطى عقب زده مى‏ شوند، و این احزاب، سازماندهى اعتصابات و تظاهرات را در دست مى‏ گیرند و آن را در جهتى که مى‏ خواهند هدایت مى‏ کنند؟

 به تظاهرات بزرگ اخیر نگاه کنید. افراد مذهبى یک میلیون نفر را به حرکت درآوردند و در تمام موارد و در همه جا شعار مذهب را مى‏ دادند، همان مذهبى که همواره آنها را متشکل کرده و سازمان مى ‏داد و حتى یک بار هم شعارهاى چپ و افراطى دیده و شنیده نشد.

در مراحل اولیه، مبارزه علیه رژیم شاه، صورت نسبتاً مسالمت ‏آمیز اعتصاب و تظاهرات داشته است ... و علیه ارتش و پلیس نه اسلحه و نه سنگربندى وجود داشته است. آیا شما فکر مى‏ کنید هنوز زمان آن است و آیا طور دیگرى نمى‏ شود عمل کرد و مثلًا به مبارزه مسلحانه رو آورد؟

 حتى پس از روز جمعه در تهران که آن همه کشتار به جاى گذاشت، ما همان شکل مبارزه را حفظ کردیم. همان طور که دنیا مى ‏داند، پیام ما به وسیله سرکوبى که با آن برخورد کرد درهم شکسته نشده است و این قیام با همان روش ادامه دارد. ولى از من‏ پرسیده ‏اند، آیا وقت تغییر روش و روى آوردن به مبارزه مسلحانه براى جواب دادن به کاربرد ارتش توسط دیکتاتورى نرسیده است؟ من گفته‏ ام نه. مع ذلک امروز من در این باره از خود سؤال مى‏ کنم که نمى‏ توان تا بینهایت، سینه‏ هاى عریان را جلوى لوله تفنگ قرار داد. تا کنون من رهنمودهاى خود را که مبنى بر مسالمت ‏آمیز بودن عملمان بود را تغییر نداده ‏ام، ولى شاید مجبور شوم این کار را بکنم.

در واقع، عمل شما داراى چه جهتى است و چه رژیمى را مى‏ خواهید جانشین رژیم شاه کنید؟

 بدون چون و چرا حفظ رژیم شاه غیر قابل قبول است. ما پیوسته با آن مخالف بوده ‏ایم. سرنگونى، آن هدف غیر قابل تغییر مبارزه ماست. به علاوه این شکل حقوقى رژیم نیست که اهمیت دارد، بلکه محتواى آن مهم است. طبیعتاً مى‏ توان یک جمهورى اسلامى را در نظر گرفت ولى این موضوع بدین خاطر است که فکر مى‏ کنیم برداشت اصیل اسلام، ما را به ترقى جامعه ‏اى که سرشار از استعدادها و قواى انسانى و عدالت اجتماعى است، راهنمایى مى‏ کند. قبل از هر چیز ما به محتواى اجتماعى رژیم سیاسى آینده دل بسته ‏ایم.

ولى رژیمى که شما مى‏ خواهید، آیا دموکراتیک است؟ مثلًا آیا شما موافق آزادى مطبوعات و سیستم چند حزبى و آزادى احزاب و سندیکاها هستید؟

 ما موافق رژیم آزادی هاى کامل هستیم. باید حدود رژیم آینده ایران، همان گونه که براى کلیه دولت هاى متکى به مردم مطرح است، منافع مجموع جامعه را دربرگیرد و همچنین باید به شئون جامعه ایرانى مقید بوده باشد، زیرا عرضه یک جامعه غیر محدود، دستبرد به شرف مردان و زنان آن مى‏ باشد.

آیا در جمهورى اسلامى براى اقلیت هاى مذهبى در ایران که بسیار زیادند جایى هست؟

 رژیم شاه، با اقلیت هاى مذهبى رفتارى بهتر از رفتار با مسلمانان ندارد. ما طبیعتاً نسبت به عقاید مذهبى دیگران، بیشترین احترام را پس از سرنگونى دیکتاتورى و استقرار یک رژیم آزاد مى‏ گذاریم، شرایط حیات براى اکثریت مسلمان و اقلیت هاى مذهبى بسیار خوب خواهد شد.

حتماً رژیم کنونى به دفاع از خویش ادامه خواهد داد. این رژیم بر چه تکیه خواهد کرد؟ چه کسانى از آن پشتیبانى مى ‏کنند و چه چیزى به وى مى‏ تواند امکان دهد مخالفین را درهم بکوبد؟

 در درون کشور هیچ نیرویى براى حمایت از دیکتاتورى شاه نیست. کافى است نگاهى به آنچه در کشور مى‏ گذرد بیندازیم، تا متوجه این امر شویم. و این کار ساده‏ اى است. در خارج، ایالات متحده بخصوص از رژیم شاه حمایت مى‏ کند. اگر آنها دست از حمایت او بردارند، رژیم شاه بلافاصله فرو خواهد ریخت.

على رغم همه اینها، شاه مى ‏تواند روى ارتش و بر یک رژیم زور حساب کند، این احتمالى اساسى است‏

در مورد ارتش آنچه اساسى است ساخت آن است که با رهبرى و سلسله مراتبش مشخص مى‏ شود، و تا کنون ارتش تحت رهبرى‏ اى است که در واقع امریکایى است. این ارتش حتى در کادرهاى بالا توسط مستشاران و تکنیسین هاى امریکایى اداره و تربیت شده است، ولى در میان افسران و سربازان تا کنون نشانه‏ هاى بارزى از بیدارى در برابر مبارزات مردمى دیده شده است. فراموش نکنید که اینها قبل از هر چیز ایرانى هستند و به هنگام زد و خورد، رویاروى آنان، ایرانى‏ هاى دیگرى قرار دارند. در مواردى دیده شده است که تظاهرکنندگان به جاى آنکه به سوى سربازان سنگ پرتاب کنند، گل هدیه کردند و بسیارى از سربازان را دیده ‏اند که پس از آنکه به آنان گل هدیه شده، گریسته‏ اند و در چند مورد سربازان پس از تیراندازى به سوى تظاهرکنندگان خودکشى کرده ‏اند. تا وقتى که ارتش ایران زیر چتر امریکا قرار گرفته است، همواره این وضعیت غم‏ انگیز و تراژدى ادامه خواهد یافت.


(صحیفه امام، ج‏3، ص: 514 و 515 و صحیفه امام، ج‏4، ص: 1-4)

 

. انتهای پیام /*