اگر در نظر داشته باشیم که مفهوم اسلام مستضعفین و دغدغه رنج ها و دردهای محرومان و مستضعفان کشور، یکی از انگیزه های بنیادین امام خمینی در انقلاب اسلامی و از مهمترین سیاست های مورد نظر ایشان در معماری بنیاد های نظام جمهوری اسلامی بوده است؛ روشن است که ارتقای جایگاه سازمان بهزیستی به عنوان متولی مددکاری اجتماعی، یکی از مهمترین معیارهایی است که بدون آن هرگز نمی توان از یک سیاست گذاری عمومی مبتنی بر خط امام سخن گفت.

آنچه در پی می آید سومین و آخرین بخش از گفت و گو با دکتر موسوی چلک، رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران است که بررسی ناکارآمدی حوزه اجتماعی در ایران می پردازد.

را توضیح می دهد: "هند با بیش از یک میلیارد جمعیت یک میلیون و دویست هزار پرونده قضایی دارد اما ما با هفتاد میلیون جمعیت نزدیک به 13 میلیون پرونده قضایی داریم. چنین مواردی به طور قطع نشان می دهد که حوزه اجتماعی حوزه ناکارآمدی است؛"

وی در ادامه به این می پردازد که اگر قرار باشد حوزه اجتماعی را از حاشیه به متن بیاوریم باید در برنامه ششم توسعه به آن بپردازیم و در این زمینه مطالب مهمی را ذکر می کند.

فرصتی که ما می توانیم در بهبود وضعیت حوزه اجتماعی کشور از آن استفاده کنیم، برنامه ششم توسعه است. به نظر شما این برنامه چه ویژگی باید داشته باشد تا مشکلاتی که برای این حوزه ذکر کردید، رفع شود؟
آنچه که در برنامه ششم توسعه باید مورد توجه قرار بگیرد، تقویت و بهبود دو سرمایه در جامعه است، که حتی کشورهای توسعه یافته هم بر آن تاکید زیادی دارند، یکی از این سرمایه ها، سرمایه انسانی و  دیگری سرمایه اجتماعی است. با این دو سرمایه است که دیگر سرمایه ها مثل اقتصادی را می توان تقویت کرد. این دو سرمایه در حوزه اجتماعی رشد پیدا می کند و تقویت می گردد. بنابراین برنامه ششم توسعه باید برنامه ای اجتماعی محور باشد. چرا که از سویی امروز بخشی از نیروی انسانی ما درگیر کلاه برداری، فساد مالی، اختلاس، چک بلا محل نزاع و جرم و جنایت است و از سوی دیگر وقتی از سرما
یه اجتماعی سخن می گوییم با مسئله نقصان های رابطه دولت و ملت و بی اعتمادی دولت و ملت مواجه هستیم.

راهکار بالا بردن این دو حوزه سرمایه ای کشور چیست؟
اول باید دید دلیل پایین بودن این سرمایه ها در کشور چیست. این مسئله نشان دهنده این است که علیرغم همه ساختارهای منابع و فعالیت ها باز هم مسائل اجتماعی از منابع ما جلوتر هستند و این نشانگر ناکارآمدی برنامه های ماست. سیستم اجتماعی در ایران یک سیستم ناکارآمد است. چون همیشه غرق در گذشته ایم و در حال رتق و فتق امور هستیم. ما در ایران سیستم اجتماعی هوشمند نداریم. سیستم اجتماعی هوشمند، سیستمی است که نیاز بیست سال آینده مردم را رصد می کند. خلاقیت و ایده پردازی در حوزه اجتماعی جایگاه زیادی ندارد و در دستگاه های اجرایی ما کارهای روتین انجام می شود ما از تغییر برنامه در این حوزه ترس و نگرانی داریم و این مانعی در پیشرفت این حوزه است.

برای رفع این مشکل، در بخش سیاست گذاری باید آثار هر تصمیم را بررسی کنیم. شما طرحی را پیدا کنید که مجلس ارائه کرده باشد و یا لایحه ای که دولت ارائه کرده باشد که پیوست اجتماعی فرهنگی داشته باشد. حتی اگر جاده کشی هم می شود، باید پیوست اجتماعی و فرهنگی داشته باشیم. حتی برای فرودگاه و یا مسائل این چنینی باید حوزه اجتماعی نظر دهد چه برسد به مواردی مثل ماهواره و یا وایبر که با حوزه اجتماعی رابطه تنگاتنگ دارد اما بدون نظر خواهی از حوزه اجتماعی تصمیم به حذف آن می گیرند.

با وجود اینکه بی توجهی به مسائل اجتماعی منجر به عدم پیشرفت جوامع می شود، چرا این حوزه مورد توجه مسئولان و سیاست گذاران قرار نمی گیرد و از آن غفلت می کنند؟
ما در ایران جشنواره های مختلفی برای قدردانی و تشویق ایده پردازان مانند جشنواره رازی جشنواره خوارزمی جشنواره جلال آل احمد  و جشنواره های مختلف برای فیلم و موسیقی و هنر برگزار می کنیم اما در حوزه اجتماعی چه جشنواره ای داریم؟
جایی ما اسم کم کاری در حوزه اجتماعی را غفلت می گذاریم که فرد نداند اما وقتی فرد می داند که کم کاری می کند دیگر اسمش را غفلت نمی توان گذاشت. دلیل بی توجهی به حوزه اجتماعی این است که اگر مردم به حقوق اجتماعی شان آگاه و حساس شوند پاسخگویی به آن خیلی سخت است. این باعث هراس همیشگی از ورود به حوزه اجتماعی شده است. در این ده ساله اخیر کدام یک از مسئولین در سخنانی که در رسانه ها مطرح کرده انداز وضعیت اجتماعی با مردم سخن گفته اند. همیشه صحبت ها پیرامون از اختلاس ها ، سیاست، اقدامات عمرانی بوده است اما هیچگاه از حوزه اجتماعی سخنی به میان نمی آید.

چگونه می توان این دغدغه را ایجاد کرد و مانع از ادامه این غفلت شد؟
دلیل اینکه به موضوعات اجتماعی بهای زیادی داده نمی شود و افراد غیر متخصص در راس حوزه اجتماعی قرار می گیرند، این است که درکشور موضوعات اجتماعی با نگاه فردی بررسی می شود. به این معنا که نقش حاکمیت و جامعه در تصمیم گیری برای حوزه اجتماعی را نفی می کنیم. به نظر شما دلیل اینکه نگاه پزشکی به سازمان بهزیستی حاکم شده است، چیست؟ وقتی هدف فردی کردن مسائل اجتماعی باشد از افراد غیر متخصص در پست های مدیریتی استفاده می شود تا همان نگاه فردی باقی بماند. بنابراین اگر میخواهیم در حوزه اجتماعی پیشرفت کنیم باید جلوی فردی جلوه دادن مسائل اجتماعی را بگیریم.

اگر بخواهیم سرمایه اجتماعی بالایی داشته باشیم باید حوزه اجتماعی شفافی داشته باشیم. اگر حوزه اجتماعی ما شفاف باشد مردم جامعه مشارکت پذیری و مسئولیت پذیری بیشتری خواهند داشت اما در مقابل مطالبه گری بیشتری نیز دارند. اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس آیا یک سوال در طول عمر انقلاب از وزیری درباره حوزه اجتماعی یا آسیب های اجتماعی که در این حوزه به وقوع می پیوندد، پرسیده اند؟

این اتفاق نمی افتد چون ما می ترسیم از اینکه مطالبه گری اجتماعی افزایش پیدا کند. چون سیاست گذاران اجتماعی ما در حال حاضر غیر اجتماعی اند، بسیاری فهم این مسئله که امنیت اجتماعی پایدار با پول و زور تحقق پیدا نمی کند ندارند.

امنیت اجتماعی را چگونه می شود در کشور ایجاد کرد؟
امنیت اجتماعی پایدار الزاما با افزایش سرمایه اجتماعی تحقق پیدا می کند. لازمه آن هم مشارکت مردم است. لازمه مشارکت مردم اعتماد مردم  می باشد و اعتماد هم با شفاف سازی به دست می آید ما هر زمانی در هر مقطعی از دوران بعد از انقلاب با مردم شفاف صحبت کردیم و مردم این شفافیت را لمس کرده اند  به اصطلاح به میدان آمدند و با دولت همکاری نمودند.
ما با مردم در حوزه اجتماعی صادقانه صحبت نمی کنیم، درواقع دماسنج اجتماعی در ایران دماسنج واقعی نیست. حتی دماسنج اجتماعی ایران هم سیاسی است. یا غلو می کنیم که حال رقیبمان را بگیریم یا کتمان می کنیم که نکند صدای کسی بلند شود. با این وضعیت نمی توان امنیت اجتماعی در کشور برقرار کرد. ما این را یاد گرفته ایم که حوزه اجتماعی خط قرمزش زیاد نشود وقتی که خط قرمز حوزه اجتماعی زیاد می شود نمی شود به آن پرداخت. تنها کسی که شاید دغدغه اجتماعی کردن داشته باشد آقای رحمانی فضلی وزیر کشور است. اما در ایران، اجتماعی کردن خیلی سخت اتفاق می افتد.

چه نهادهای و با چه برنامه هایی می توانند به اجتماعی کردن مسائل در ایران کمک کنند؟
یکی از تاثیر گذارترین نهادهایی که می تواند در این زمینه کمک کند، رسانه است. ما باید سیاست گذاری هایمان را تغییر دهیم و همه ظرفیت هایمان را به کار بگیریم تا بتوانیم خط قرمزهای ساختگی و غیرواقعی این حوزه را از بین ببریم. هر چند قدرت و وسعت این خط قرمز ها به نسبت قبل کمتر شده است، اما ما باید با استفاده از رسانه همه توانمان را به کار ببندیم تا بتوانیم این امر را به درستی انجام دهیم؛ نگاه اجتماعی که در بدنه دولت ساری و جاری نیست.
در بدنه کشور همچنان نگاه سیاسی و امنیتی و بنگاه های اقتصادی سیاسی بر مسائل اجتماعی حاکم است. بر اساس شاخص هایی مثل امید به زندگی، شاد بودن، طلاق، میزان وقوع جرم و تعداد زندانی ها  نشان داده می شود که وضیت ایران در حوزه های اجتماعی نگران کننده شده است، ولی هنوز می توانیم بگوییم که این وضعیت نا امید کننده نیست به همین دلیل باید از ظرفیت های متخصصین اجتماعی و از ظرفیت های تشکل های اجتماعی در این بخش استفاده کنیم؛ اما هنوز به این باور نرسیده ایم.

وزن حوزه اجتماعی در اسناد بالادستی به ویژه سند چشم انداز 1404 را چگونه ارزیابی می کند؟
مولفه‌های اجتماعی سند چشم انداز 1404 شامل مواردی مثل جامعه ای برخوردار از سلامت، برخوردار از رفاه اجتماعی، برخوردار از نهاد مستحکم خانواده و موارد این چنینی می شود. یک سال مانده تا برنامه 5 ساله دوم هم به اتمام برسد توضیحاتی که درباره حوزه اجتماعی دادم میزان کارآمدی و کارایی این برنامه ها در این حوزه را نشان می دهد. تنها برنامه ای که نگاه اجتماعی پررنگی داشت برنامه چهارم بود که متاسفانه تا حد زیادی اجرا نشد؛ چرا که اجرای برنامه چهارم با دولتی نبود که آن را پیشنهاد داد و تصویب کرد. زمان اجرای آن دولت عوض شد و دولت دکتر احمدی نژاد روی کار آمد که به بخش های اجتماعی این برنامه توجه زیادی نداشتند و این برنامه تا حد زیادی عملی نشد. برنامه پنجم هم که در دولت ایشان نوشته شد، بود و نبودش 
در حوزه اجتماعی تفاوتی نداشت. از نظر من تحقق مولفه های اجتماعی سند چشم انداز 1404 با این روند و این شرایط امکان پذیر نیست.

برای بهبود وضعیت اجتماعی در برنامه های کشور چه چیز را باید مد نظر بگیریم؟

ما مشکل برنامه نداریم چرا که تا زمانی که دغدغه نباشد برنامه داشتن فایده ای ندارد، این نکته ای مهم است که هنوز هم دستگاه های حکومتی  از پرداختن به حوزه اجتماعی هراس دارند. حوزه اجتماعی مظلوم است و  این مظلومیت تاثیرش را در سازمان ها هم می گذارد که نمونه آن را در بهزیستی می بینیم و این نه در بهزیستی بلکه در همه سازمان های اجتماعی وجود دارد. به عنوان مثال قرار بود چند سال بعد از تشکیل کمیته امداد و بنیاد شهید این سازمان ها دوباره زیر مجموعه سازمان بهزیستی قرار بگیرند ولی این اتفاق نیفتاد و هر چه جلو آمدیم متقاضیان متناسب با وظایف این دستگاه ها بیشتر شد.

اینکه سازمان بهزیستی یا کمیته امداد از افزایش تعداد افراد تحت پوشش خود در آمار ها سخن می گویند، نشانگر نقطه قوت و یا افتخاری برای این مراکز نباید باشد، اما این مراکز مجبورند چنین کاری را انجام دهند، چرا که به دلیل سیاست گذاری های غلط سایر حوزه ها افراد با مشکل مواجه می شوند و این مراکز مجبورند به دادن مستمری. و نیز ناگزیر از تلاش برای گسترش افراد تحت پوشش هستند. برای اثبات این حرف کافی است که اعلام شود که گزینشی برای شناخت افراد مستضعف وجود ندارد و افراد برای نام نویسی در کمیته امداد و سازمان بهزیستی آزاد هستد و این سازمان ها در پذیرش افراد آزاد هستند آن وقت می بینید که چقدر تعداد افرادی که ثبت نام می کنند زیادتر از این آمار ها خواهد بود. هر چند این حرف ها به معنای سلب مسئولیت و رفع تقصیر از این مراکز و سازمان ها در بهبود وضعیت افراد تحت پوشش و توانمند سازی این افراد نیست.

با توجه به تمام حرف هایی که تا به حال زدیم برای تغییر وضعیت در حوزه اجتماعی چه مواردی در برنامه ششم باید مورد توجه باشد؟

ما در همایشی که در خراسان داشتیم به مواردی رسیدیم که در برنامه ششم باید مورد توجه قرار بگیر،  جمع بندی بدین شرح است:

1_ تعیین تکلیف متولی حوزه اجتماعی در ایران، 2 _ سنجش شاخص های توسعه اجتماعی و سلامت اجتماعی در سطوح ملی، استانی و شهرستانی، 3 _توانمند سازی افراد دارای نیاز های خاص، 4_ ارتقاء سرمایه اجتماعی، 5_ بهره گیری از ظرفیت سازمان های غیر دولتی که بسیار مهم است، 6_ توجه به سطوح مختلف پیشگیری از آسیب های اجتماعی، 7_ تسهیل دسترسی مردم به خدمات اجتماعی، 8_ بهره گیری از تمام ظرفیت های موثر برای تقویت خدمات اجتماعی، 9_ توسعه خدمات بیمه ای، 10_ آموزش، یکی از موارد مهم در حوزه اجتماعی است، چرا که آموزش می تواند نیروی انسانی را کارآمد کند. آموزش همه چیز که شامل مهارت های زندگی، سواد آموزی و آموزش فنی و حرفه ای می شود. این سه نوع آموزش می تواند در همه حوزه ها به ما کمک کند. 11_   تقویت هویت فرهنگی، 13_ توجه به نقش زنان، زن یکی از نیرو های کشور است که می تواند نقش های اجتماعی را ایفا کند این نافی نقش های زنانه وی نیست. ما در نظام برنامه ریزی جایگاهی برای زنان در فرایند توسعه کشور تعریف نکردیم. 14_ توجه به ابعاد اجتماعی سکونت گاه های غیر رسمی ، ما 851 سکونت گاه غیر رسمی یا همان حاشیه نشینی قدیم را در کشور با جمعیتی بالغ بر 7 میلیون نفر را داریم. 15_ تقویت رویکرد سلامت نگری، این موضوع برای ما اهمیت زیادی دارد و در جامعه بسیار ضروری است، ما مددکاران اجتماعی در بخش اجتماعی به سلامت روانی اجتماعی توجه بیشتری داریم که این نافی توجه به سلامت جسم نیست.

باید همه این موارد را در برنامه ششم توسعه جای دهیم چرا که یکی از ملاک های موافقت برای اختصاص بودجه لازم برای طرح یا برنامه بررسی آن لایحه یا طرح در برنامه توسعه است. همچنین برای بیرون آمدن از وضعیت نگران کننده علوم اجتماعی لازم است که به این مسائل پرداخته شود؛ زیرا علاوه بر اینکه جای این طرح ها در برنامه خالی است و نبود آنها مسائل اجتماعی را از ضرورت دریافت بودجه خارج می کند، همچنین اگر مسائل اجتماعی در برنامه ششم مطرح شوند نسبت به دیگر مسائل اولویت پیدا می کنند.

برای تقویت رویکرد اجتماعی چه باید کرد؟
تقویت رویکرد اجتماعی برای ما مهم است چرا که وقتی نگاه و احکام برنامه ها اجتماعی نباشد، برنامه هایی که می نویسیم قابل اجرا نخواهد بود. ما به دنبال اجتماعی کردن مطلق برنامه ششم نیستیم، ولی جزو الزامات این برنامه باید داشتن رویکرد اجتماعی با بهره گیری از رویکرد بین المللی و پژوهشهای بنیادین باشد. باید بپذیریم که عملکرد دنیا در بخش های اجتماعی از ما جلوتر است. برای تقویت رویکرد اجتماعی باید، برنامه های اجتماعی نوشت که برنامه ای بومی باشد و با استفاده از دانش روز جهانی قابلیت اجرایی شدن را داشته باشد.

دومین راهکار این است که، دولت ها باید ملزم به ارائه دادن گزارش سالانه از عملکردشان در حوزه اجتماعی باشند. تا به حال چنین چیزی را در حکومت نداشه ایم. دادن گزارش عملکرد در حوزه اجتماعی بسیار مهم است و باید حتما در دستور کار همه حکومت قرار بگیرد.

چرا؟
چون اگر گزارش و آمار دقیقی از مسائل اجتماعی ارائه نشود نمی توان کار درستی در این حوزه انجام داد. مسائل اجتماعی اینقدر پیچیده است که حتی اگر همه راهکار هایی که گفتم را به کار ببندیم باز دچار چالش می شویم. بنابراین باید دقیق عمل کرد و راه هرگونه خطا را در این حوزه بست. انتظار ما این است که در بخش سیاست های اجتماعی حوزه اجتماعی که بر مبنای شواهد منطقی ساخته می شوند، جدی گرفته شود. در غیر این صورت حوزه اجتماعی ناکارآمد خواهد ماند.

منظورتان از ناکارآمد چیست؟
هند با بیش از یک میلیارد جمعیت یک میلیون و دویست هزار پرونده قضایی دارد اما ما با هفتاد میلیون جمعیت نزدیک به 13 میلیون پرونده قضایی داریم. چنین مواردی به طور قطع نشان می دهد که حوزه اجتماعی حوزه ناکارآمدی است. این حرف من نافی همه تلاش هایی که تا کنون شده است، نیست و دست همه کسانی که در این حوزه کار های زیادی انجام داده اند را می بوسم اما نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که حوزه اجتماعی با دستور و بخشنامه درست نمی شود. به عنوان مثال سیاست های کلی جمعیت را ابلاغ کردیم اما این کار جمعیت کشور را بیشتر نکرد؛ چون جنس کار در این حوزه با بخشنامه نیست. جنس کار در حوزه اجتماعی سلبی نیست هر چند برخورد های سلبی هم باید انجام شود ولی زمانی باید چنین کارهایی صورت پذیرد که بدانیم کاری که انجام می دهیم کار اثر گذاری است.

اما صحبت پایانی من این است که، هیچ کشوری ساخته نمی شود مگر اینکه مردم آن کشور سازندگی را از خودشان شروع کنند. برای بهبود شرایط اجتماعی مردم هم باید در این حوزه کار کنند. مردم ایران معمولا افراد ناشادی هستند. آمار ها میزان ناراحتی و خشونت را بالا و رو به رشد نشان می دهد. مردم می توانند فضای شادی را برای خود و دیگران فراهم کنند. هرچند که نقدهای زیادی به عملکرد حکومت در عرصه اجتماعی وجود دارد ولی مردم نباید به آسیب های اجتماعی دامن بزنند. ما باید نسبت به دیگری احساس مسئولیت کنیم؛ مثل آنچه که در گذشته اتفاق می افتاد، مردم نانوشته به یکدیگر کمک می کردند و مسئولیت اجتماعی در جامعه خیلی بالا بود. اما الآن هر کسی تنها به فکر خودش است.
علاوه بر این سیاست گذاران نظام باید در سیاست گذاری های خود حوزه اجتماعی را از حاشیه به متن بیاوردند و تا زمانی که به متن نیاید همچنان باید تاوان از دست دادن نیروی انسانی را بپردازیم  و آمار آسیب های اجتماعی و زندانیان همچنان بالا خواهد بود.

. انتهای پیام /*