هر روز با امام / ۱۷ شهریور / نگاهی به اتفاقات دوران حیات امام

در این نوشتار سعی بر این است که به اهم وقایع و رخدادهای حیات پربرکت حضرت امام خمینی (س) اشاره گردد. ضمنا در ادامه مناسبتهای ملی و مذهبی روز را در سیره و اندیشه امام جستجو می کنیم.

کد : 176193 | تاریخ : 17/06/1398

نجف اشرف، 1346_ بیانات در جمع روحانیون نجف (توطئه رژیم برای نابودی اسلام)

نقشۀ حکام تهران عمیق تر از آن است که ما تصور می کنیم؛ نقشۀ آنان از بستن مدرسۀ‏‎ ‎‏فیضیه و به زندان کشیدن علما و طلاب، بر هم زدن حوزۀ علمیۀ قم و از بین بردن اسلام و‏‎ ‎‏روحانیت است. آنها نه اسلام را می خواهند و نه روحانیت را؛ چون می بینند با بودن‏‎ ‎‏روحانیت و اسلام، نمی توانند دستورات اربابان خود را در مملکت اجرا کنند و ایران را‏‎ ‎‏بکلی به خارج وابسته کنند. آنها با جشنهایی که هر روز راه می اندازند، و سلاحهایی که‏‎ ‎‏مرتب از این و آن می خرند، ولخرجیها و گشادبازیهایی که هر روز می کنند، می خواهند‏‎ ‎‏ملت ایران را به فلاکت و ورشکستگی بکشانند و ـ نعوذبالله ـ گدای در خانۀ امریکا و‏‎ ‎‏اسرائیل سازند. لیکن مطمئن باشید که موفق نخواهند شد.‏

‏‏ الحمد لله ملت بیدار است و روحانیت ایران هم به وظایف خود آشناست. روحانیت‏‎ ‎‏ایران را استعمار نتوانسته است خواب کند و فریب دهد. و با این بیداری ان شاءالله ‏‎ ‎‏دستهای خائنین به اسلام و مملکت را قطع خواهند کرد. شما وظیفه دارید که از هر راه‏‎ ‎‏ممکن، برادران خود را در ایران یاری کنید، و در برابر مشکلاتی که دارید صابر باشید و‏‎ ‎‏استقامت کنید. همین اظهار همدردی و پشتیبانی شما از ملت مظلوم ایران اثر دارد.‏‎ ‎‏خداوند ان شاءالله همه را از خواب غفلت بیدار کند ... .‏

ر.ک صحیفه امام؛ ج 2، ص 151

***

قم، 1358_ اجازه نامه و تأیید انتصاب آقای درّی به سمت امام جمعه شهر کرد

ر.ک صحیفه امام؛ ج 9، ص 448

***

قم، 1358_ سخنرانی در جمع کارکنان پخش رادیو (نقش رادیو و تلویزیون در جامعه)

اهم بیانات:

‏‏ من میل دارم که همه باورشان آمده باشد که این نهضتی که از اول تا آخرش ـ قریب‏‎ ‎‏پانزده شانزده سال، طول کشید و زحمتها کشیده شد، خونها داده شد و جوانها از دست‏‎ ‎‏رفت، خانه ها از دست رفت، خانمانها خراب شد، و خصوصاً در این یکی دو سال آخر‏‎ ‎‏که همه شاهد بودید که چه شد، باورمان آمده باشد که این همه برای اسلام بود.

تمام قشرها، خانمها، ریختند توی خیابانها،‏‎ ‎‏جوانها ریختند توی خیابانها، در پشت بامها، در کوچه و بَرزَن و همه جا، فریادشان این‏‎ ‎‏بود که ما اسلام را می خواهیم و جمهوری اسلامی می خواهیم. برای اسلام است که‏‎ ‎‏انسان می تواند جانش را بدهد. اولیای ما هم برای اسلام جان دادند، نه برای اقتصاد،‏‎ ‎‏اقتصاد قابل این نیست. آدم، اقتصاد را برای خودش می خواهد؛ خودش را به کشتن‏‎ ‎‏بدهد که اقتصادش درست بشود! این معقول نیست. یا جوانهایشان را به کشتن بدهند که‏‎ ‎‏نان ارزان گیرش بیاید! این یک چیز معقولی نیست. آن که معقول است و عمل شد و همه‏‎ ‎‏دیدیم و همه دیدید، این است که همان طوری که در صدر اسلام، پیغمبر اسلام ـ‏‎ ‎‏صلی الله علیه و آله ـ و اولیای اسلام همه چیزشان را فدای اسلام می کردند، برای اینکه‏‎ ‎‏در این فداکاری باخت نیست.‏

کسی‏‎ ‎‏معقول است که تقاضای شهادت بکند برای شکمش؟ همچو معقول نیست این معنا،‏‎ ‎‏تقاضای شهادت برای اینکه ادراک کرده است که در شهادت موت نیست؛ یک حیات‏‎ ‎‏جاوید است، برای حیات جاوید است که این تقاضای شهادت می کند. زیربنا توحید‏‎ ‎‏است، زیربنا عقاید حقّۀ الهی است؛ نه زیربنا شکم باشد. اینهایی که اقتصاد را زیربنا‏‎ ‎‏می دانند، اینها منحط کردند انسان را از حدّ انسانیت به حد یک حیوانی، مثل سایر‏‎ ‎‏حیوانات؛ این هم مثل سایر حیوانات.‏

ر.ک صحیفه امام؛ ج 9، ص 449 - 458

***

قم، 1358_سخنرانی در جمع اقشار مختلف مردم (رهایی از غرب زدگی)

اهم بیانات:

دو تا مأموریت به حضرت موسی می دهد خدای تبارک‏‎ ‎‏و تعالی: یکی اینکه مردم را از ظلمات خارج کن به نور. و یک مأموریت دیگر اینکه:‏‎ ‎‏ذَکِّرْهُمْ بِأَیّامِ الله ِ‏‏ اینها را متذکر کن به ایام خدا. همۀ انبیا مبعوث اند به اینکه مردم را از ظلمتها‏‎ ‎‏به نور خارج کنند.

تمام نارواییها ظلمات است. تمام عقب افتادگیها ظلمت است. تمام توجه های به عالم‏‎ ‎‏طبیعت ظلمت است. همۀ غربزدگیها ظلمت است. اینهایی که توجهشان به غرب است،‏‎ ‎‏توجهشان به اجانب است، قبله شان غرب است، رو به غرب توجه دارند، اینها در ظلمات‏‎ ‎‏فرو رفته اند؛ اولیایشان هم طاغوت است.‏

‏‏این یک آزادی وارداتی است که از غرب آمده است. «آزادی استعماری» است.‏‎ ‎‏یعنی ممالک مستعمره را دیکته کردند به آنهایی که خائن به مملکت هستند به اینکه‏‎ ‎‏ترویج این آزادیها را بکنید. آزادند که هروئین بکشند، چه بکنند. آزادند که افیون‏‎ ‎‏بکشند، آزادند که به قمارخانه ها بروند، آزادند که به عشرتخانه ها بروند، آزادند که به‏‎ ‎‏سینماها بروند. نتیجه چه؟ نتیجه اینکه این جوانهایی که باید برای یک مملکت و برای‏‎ ‎‏سرنوشت یک مملکت فعالیت داشته باشند نسبت به سرنوشت مملکت بی تفاوت باشند.‏

  ‏‏امر دومی که فرموده است خدای تبارک و تعالی به حضرت موسی: ‏‏وَ ذَکِّرْهُمْ‏‎ ‎‏بِأَیّامِ الله ِ‏‏اینها را متذکّر کن به «ایّام خدا». همۀ ایّام مال خداست؛ لکن بعضی از ایّام یک‏‎ ‎‏خصوصیتی دارد که برای آن خصوصیت «یوم الله » می شود. روزی که پیغمبر اکرم‏‎ ‎‏هجرت کردند به مدینه، این روز «یوم الله » است. روزی که مکه را فتح کردند «یوم الله »‏‎ ‎‏است. یومِ قدرت نمایی خداست.

ر.ک صحیفه امام؛ ج 9، ص 459 - 471

***

جماران، 1360_ پیام به ملت ایران (حماسۀ هفده شهریور ـ مقاومت ملت در برابر توطئه ها)

اهم پیام:

ملت شجاع و رزمندۀ ایران در آن روز و روزهای اختناق و جنایت به دست دژخیمان‏‎ ‎‏شاه مطرود، نشان داد که تا رسیدن به هدفهای انسانی ـ اسلامی خود چون سدی آهنین‏‎ ‎‏ایستاده و از قتل عامها و کشتارهای وحشیانۀ دسته جمعی هراس به خود راه نداده و راه‏‎ ‎‏خود را شجاعانه ادامه می دهد.

ایران اکنون با انسجام بیشتر و وحدت نظر بالاتر و قدرت زیادتر قوای مسلح به سوی‏‎ ‎‏هدفهای اسلامی ـ انسانی خود می رود و ملت هوشمند ایران با بیداری و هوشیاری برتر،‏‎ ‎‏بر پشتیبانی خود از دولت و مجلس و سایر ارگانها افزوده است.

ر.ک صحیفه امام؛ ج 15، ص 194 - 195

***

جماران، 1360_ پیام تشکر به رئیس جمهور کوبا (تسلیت شهادت آقایان رجایی و باهنر)

ر.ک صحیفه امام؛ ج 15، ص 196

***

جماران، 1360_ سخنرانی در جمع رزمندگان اسلام و دانشجویان (ارزش و مرتبۀ اخلاص)

اهم بیانات:

‏‏آن مرتبۀ اخلاص است که یک ضربت را با عبادت ثقلین، عبادت جن و انس مقابل‏‎ ‎‏کرده است.‏‎ شما این اخلاصتان و این شهادت طلبی و این ایثار برای خداست که ارزش‏‎ ‎‏به شما داده است، و ارزش او را هیچ معیاری نمی تواند اندازه گیری کند. عزیزان من،‏‎ ‎‏حفظ کنید این نعمت را؛ خداوند به شما یک همچو نعمتی داده است که شما را با عنایت‏‎ ‎‏ذاتی خودش، با دست غیبی خودش متحول کرده است به یک انسانهای خالص برای‏‎ ‎‏خود، و انسانهایی که جان و هر چه دارند، در راه خدا ایثار می کنند.

ر.ک صحیفه امام؛ ج 16، ص 196 - 199

***

جماران، 1360_ بیانات در جمع اعضای شورای مرکزی جهاد سازندگی (خدمت به مردم محروم)

ر.ک صحیفه امام؛ ج 16، ص 491

***

جماران، 1364_ اجازه نامه به آقای سید محمد باقر حکیم، در امور حسبیه و شرعیه

ر.ک صحیفه امام؛ ج 19، ص 379

***

انتهای پیام /*