رسالت دانشگاه

دیدگاه کلی امام این است که مبدأ همه تحولات کشور، دانشگاه است و می فرماید: دانشگاه مبدأ همه تحولات است. از دانشگاه، چه دانشگاه علوم قدیمه چه دانشگاه علوم جدیده، از دانشگاه سعادت یک ملت و در مقابل سعادت، شقاوت یک ملت سرچشمه می‏ گیرد.

کد : 165953 | تاریخ : 26/09/1396

نیمکت دانشگاه بدل به محملی شد که خود شخصیتهایی را شکوفاند و پروراند و رویاند که عاقبت؛ با خون خویش مهر انجام بر انقلابی به رهبری پیر طریقتشان کوفتند. دانشگاه محفلی که در اندیشه امام  مبدأ همه تحولات و ضامن استقلال کشور است؛ ردپای پیروان پیر جماران را در جای جای نقاط و موقعیت‌های حساس کشور، حک کرده است. دانشجویان پیرو خط امام، تسخیر لانه جاسوسی، جنگ تحمیلی، حرکت در راه توسعه و اصلاحات در کشور را از جمله مهم‌ترین نمودهای عینی نقش پیروان خمینی می دانند. 


علم و دانش از دو منظر متفاوت می‌تواند صورت گیرد. رویکرد اول نگاه به علم؛ به ‌عنوان یک فضیلت فردی است. بسیاری از مباحث مطرح درباره علم در آموزه‌های دینی ما معطوف به این رویکرد است. از این‌‌گونه مباحث می‌‌توان به مواردی مانند برابر نبودن دانایان با نادانان، انحصار خشیت خدا به عالمان، نور بودن علم و تابیده شدن آن از طرف خداوند بر دل‌‌ها، پیمان گرفته شده از عالمان مبنی بر آرام ننشستن در برابر شکم‌‌بارگی ظالمان و گرسنگی مظلومان، و ... اشاره کرد. در این رویکرد ظاهرا تزکیه و علم جدایی‌ ناپذیرند و تعریف علم، تربیت را هم در بر می‌‌گیرد. در رویکرد دوم به علم و دانش، که رویکرد مسلط عصر جدید نیز می‌باشد، به ‌عنوان منشأ و ابزار قدرت، ثروت و منزلت اجتماعی نگاه می‌شود. در این رویکرد است که علم و تزکیه تفکیک‌‌ پذیرند و علم بدون تزکیه در سطح فردی به تکبر، نخوت و تحقیر دیگران، در سطح ملی به خود‌کامگی و ظلم، و در سطح جهانی به سلطه می‌انجامد.


بحث تقدم تزکیه بر تعلیم در کلام امام، که از منابع دینی گرفته شده است، معطوف به این رویکرد است. ایشان رسالتی که دانشگاه در جهت اعتلای جامعه و سرنوشت یک کشور و ملت دارد را با اهمیت می دانستند و سالها قبل از به پیروزی رسیدن انقلاب یعنی در همان سالهای اولیه آغاز نهضت اسلامی و در پی فرمان تشکیل دانشگاه اسلامی از سوی رژیم پهلوی با موضع گیری قاطع و آشکار و تشبیه تأسیس این دانشگاه به قرآن سرنیزه کردن در برابر امیرالمومنین (ع)، از ماهیت مزورانه این اقدام پرده برداشتند. ایشان دانشجو را عنصری تأثیرگذار در حیات سیاسی یک جامعه قلمداد می کردند (ر. ک صحیفه امام؛ ج 1، ص 303) و اساسی ترین نقش دانشجویان را ایجاد تحولات در عرصه سیاسی یک کشور می دانستند. (ر.ک: همان، ج3، ص 171 - 172) از همین روی پیوسته آنها را به مبارزه علیه نظام حاکم تشویق کرده و تلاش برای پیشبرد نهضت اسلامی و کمک به مردم در ایجاد تحول و افشای نقشه های استعمار و دشمنان داخلی و خارجی را از اهم وظایف دانشجویان برمی شمردند. (ر. ک: همان، ج 9، ص 232 - 233)


پس از به پیروزی رسیدن انقلاب و تأسیس جمهوری اسلامی نیز دانشگاه و دانشگاهیان همواره از جایگاهی تأثیرگذار در منظر پیرجماران برخوردار بود  طوریکه ایشان دانشگاه را مرجعی برای انسان سازی می دانست و معتقد بود دانشجویان در دانشگاه می بایست از دو جهت تخصص و ایمان تربیت شوند تا به عنوان یک قشر تحصیل کرده محور روشنگری اجتماعی را به دست گیرند و در صورتی موفق خواهند شد که بتوانند آگاهی خود را در مسیر ارزشهای الهی به کار گرفته و خود را از دیگر اقشار جامعه بویژه روحانیون جدا نسازند. (ر.ک: همان، ج 3، ص 325 - 326 و ج 6 ص 158)


"شما دانشگاهی ها کوشش کنید که انسان درست کنید. اگر انسان درست کردید، مملکت خودتان را نجات می دهید. اگر انسان متعهد درست کردید، انسان امین، انسان معتقد به یک عالم دیگر، انسان معتقد به خدا، مؤمن به خدا، اگر این انسان در دانشگاههای شما و ما تربیت شد، مملکتتان را نجات می‏ دهد. بنا براین، کار، کار بسیار شریف، و مسئولیت، مسئولیت بسیار زیاد. الآن این مسئولیت به دوش ما و شماست. این مسئولیت بزرگ، یعنی سعادت ملت را شما و ما باید بیمه کنیم: قشر روحانی و قشر دانشگاهی. سعادت ملت را شماها باید بیمه کنید." (صحیفه امام؛ ج ‏8، ص 67 - 68)


همچنین امام خمینی (س) از سال ۱۳۴۰ به بعد که به صورت گسترده وارد مبارزه علیه حاکمیت طاغوت گردید، همواره دانشجویان را به عنوان یک قشر مؤثر در نظر داشته است و علیرغم وضعیت فرهنگی، اجتماعی و فکری آن دوران که فاصله زیادی بین حوزه و دانشگاه و مردم وجود داشت و دانشگاه پدیده تقریباً ناشناخته ای بود و رسانه های گروهی به دلیل عدم پیشرفت و گستردگی و توسعه نتوانسته بودند مردم را با دانشگاه آشنا کنند، ایشان با دانشجو سخن گفته و آنها را دعوت به دخالت در روند تحول نموده و اتفاقاً نقش اساسی در تحول را به دانشجویان واگذار می کنند. (ر. ک: ج 6، ص 159 - 161)


دیدگاه کلی امام این است که مبدأ همه تحولات کشور، دانشگاه است و می فرماید:


"دانشگاه مبدأ همه تحولات است. از دانشگاه، چه دانشگاه علوم قدیمه چه دانشگاه علوم جدیده، از دانشگاه سعادت یک ملت و در مقابل سعادت، شقاوت یک ملت سرچشمه می‏ گیرد. دانشگاه را باید جدیت کرد، جدیت بکنید دانشگاه را درستش کنید، دانشگاه را اسلامی ‏اش کنید." (صحیفه امام، ج 8، ص 64)


امام خمینی همچنین از ایجاد اختلاف بین حوزه و دانشگاه توسط دشمن کاملاً آگاه بود و لذا به دانشجویان گوشزد می کردند که متوجه این توطئه باشند و همین تذکرات امام بود که باعث شد در سال ۵۷؛ روحانی و دانشجو در کنار هم در پیروزی انقلاب اسلامی نقش بسیار مؤثری ایفا نمودند و از این رو حضرت امام خود را در شکستن توطئه های دشمن در ایجاد اختلاف بین دو قشر دانشجو و روحانی موفق دید و فرمود:


"با همراهی همه قشرهای ملت از دانشگاه گرفته تا بازار تا کارگر و تا کشاورز، همه اینها با هم بودند، و یک همچو کار بزرگی را کردند، حالا بیشتر از آن وقت درصدد هستند. اگر آن وقت یک طرحی بود برای اینکه مبادا یک همچو چیزی بشود، حالا [دشمنان] فهمیدند که یک همچو چیزهایی می‏ شود. حالا فهمیدند که اگر آخوند و دانشگاهی و دیگر قشرها با هم باشند یک همچو کار بزرگی، یک همچو کارهای بزرگی می‏ کنند." (صحیفه امام، ج 13، ص 17)


 

انتهای پیام /*