سخنرانی
تعلیم و تربیت انسان در مکتب انبیا
سخنرانی در جمع دانشجویان پاکستانی و معلمان ایرانی (تعلیم و تربیت انسان)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: صحیفه امام

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 9 ش‍ه‍ری‍ور ‭1359

زمان (قمری) : 20 ش‍وال‌ ‭1400

مکان: تهران

شماره صفحه : 171

موضوع : تعلیم و تربیت انسان در مکتب انبیا

زبان اثر : فارسی

حضار : دانشجویان پاکستانی و معلمان ایرانی

سخنرانی در جمع دانشجویان پاکستانی و معلمان ایرانی (تعلیم و تربیت انسان)

سخنرانی

‏زمان: صبح 9 شهریور 1359 / 20 شوال 1400‏‎[1]‎

‏مکان: تهران، حسینیۀ جماران‏

‏موضوع: تعلیم و تربیت انسان در مکتب انبیا‏

‏حضار: دانشجویان پاکستانی و معلمان ایرانی‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

تمام انبیا معلم هستند و تمام بشر دانشجو

‏     با اینکه بنا نبود که آقایان دیگر تشریف بیاورند و زحمت بکشند و آنطوری که اطبا‏‎ ‎‏هم احتیاط می کنند، خیلی اجازه نداده اند که من صحبت کنم، لکن امروز از پاکستان‏‎ ‎‏دانشجویان محترم و بعض آقایان دیگر و از ایران، معلّمها تشریف آورده اند. پس این‏‎ ‎‏محفل، محفل معلم و دانشجوست؛ دو گروهی که اگر اصلاح بشوند، یک مملکت را‏‎ ‎‏اصلاح می کنند و اگر ـ خدای نخواسته ـ در غیر این معنا باشند، کشورها به تباهی کشیده‏‎ ‎‏می شوند.‏

‏     مقام معلّم و مقام دانشجو، که باید مغز متفکر یک ملت را تشکیل بدهد، از اموری‏‎ ‎‏است که باید به آن توجه زیاد بشود و وظیفۀ معلم و دانشجو مشخص باشد تا ان شاءالله ،‏‎ ‎‏بر آن طریقی که اسلام می خواهد و مقام انسانیت اقتضا می کند، از همان طریق راه بروند‏‎ ‎‏و طیّ مقامات رابکنند و به آنجایی برسند که انسان شوند.‏

‏      تمام زحمتی که انبیا کشیده اند و تمام رنجهایی که اولیای خدا از بدو خلقت تاکنون‏‎ ‎‏کشیده اند و بعدها هم تا آخر خواهند کشید، مقدمۀ این بوده است که این موجودی که در‏‎ ‎‏خارج به او می گویند «انسان»، انسان بشود. تمام کتب آسمانی که بر انبیا نازل شده است‏‎ ‎‏برای این بوده است که این موجودی که اگر سر خود باشد خطرناکترین موجودات عالَم‏‎ ‎‏است، تحت تربیت و تعلیم الهی واقع بشود و بهترین موجودات و افضل تمام خلایق‏

‏بشود. نهضتهای اسلامی، نهضتهای توحیدی، تمام برای همین معنا بوده است. در اسلام‏‎ ‎‏همۀ امور مقدمۀ انسان سازی است. اگر رها کنند این موجود دوپا را، تمام عالَم را به تباهی‏‎ ‎‏می کشد. برای جلوگیری از این فسادهای بزرگ و این جنگهای ویران کن و این کارهای‏‎ ‎‏بسیار ناروا که در کشورها هست، انبیا آمده اند تا بشر را هدایت کنند به راهی که همه در‏‎ ‎‏آن راه سیر کنند و همه انسان صحیح و کامل بشوند. اگر این موجود دوپا تربیت شد، تمام‏‎ ‎‏حوایج دنیا و آخرت بشر تحقق پیدا می کند و اگر این موجود دوپا سرخود شد یا به‏‎ ‎‏خلاف مسیر طبیعی خودش حرکت کرد، تمام عالَم به تباهی کشیده می شود.‏

‏     از این جهت، تمام انبیا معلّمها هستند و تمام بشر دانشجو. انبیا مکتبی دارند که در آن‏‎ ‎‏مکتب می خواهند این موجود دوپایی که بدترین موجودات است و اگر رها بشود‏‎ ‎‏خطرناکترین موجودات عالَم است، این را به راه مستقیم، به صراط مستقیم هدایت کنند و‏‎ ‎‏اجرای این امر را هم خودشان متکفّلند.‏

‏     از این جهت، معلم و دانشجو محصور به معلمهای دانشگاهها یا دبیرستانها یا سایر‏‎ ‎‏جاها نیست و دانشجو هم محصور نیست به همانهایی که دانشگاه می روند. عالَم یک‏‎ ‎‏دانشگاهی است و انبیا و اولیا و تربیت شده های آنها معلّم هستند و سایر بشر دانشجو و‏‎ ‎‏باید دانشجو باشند. عالَم باید، تمام دنیا باید دو طبقه داشته باشد: یک طبقه معلّم و استاد و‏‎ ‎‏یک طبقه دانشجو و متعلّم. وظیفۀ معلّم هدایت جامعه است به سوی الله و وظیفۀ دانشجو‏‎ ‎‏تعلّم.‏

الهی یا طاغوتی بودن انسان

‏     همین معناست که یک جامعه ای پیدا بشود که همه متوجه به خدای ـ تبارک و تعالی ـ‏‎ ‎‏باشند و همه در راه او. اگر همه در راه او شد، اقتصاد هم الهی می شود، فرهنگ هم الهی‏‎ ‎‏می شود، ارتش هم الهی می شود، ژاندارمری هم الهی می شود، دانشجو و معلّم هم الهی‏‎ ‎‏می شوند. خداست و طاغوت، همین دو، غیر از این نیست. یا راه خداست و یا راه‏‎ ‎‏طاغوت. راه خدا راهی است که انسان را در تمام ابعادی که دارد ـ در بُعد عقلانی، در بُعد‏‎ ‎‏متوسط که بُعد خیالی است و در بُعد متنزِّل که بعد عمل است ـ این ابعاد را هدایت بکند به‏

‏آن راهی که باید باشد. اگر اینها از همان راه مستقیم رفتند، اینها الهی هستند. راه، راه‏‎ ‎‏خداست و هر کس از این راه برود، الهی است تا آن وقتی که همه چیز انسان، همۀ اعمال‏‎ ‎‏انسان، همۀ حرکات انسان، همۀ تخیلات انسان، همۀ تعقلات انسان، الهی بشود. یا این راه‏‎ ‎‏است یا راه چپ و راست، که برخلاف راه مستقیم است، که هر یک از اینها انحراف‏‎ ‎‏است و به سوی طاغوت است. ‏اَلله ُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النُّورِ.‎[2]‎‏ ظلمات،‏‎ ‎‏تمام عالَم که توجه به خدا ندارد و نور، نور مطلق حق تعالی که باید همۀ عالَم متوجه به او‏‎ ‎‏باشد. ‏وَالَّذینَ کَفَرُوا اَولِیاؤُهُمُ الطّاغُوتُ.‎[3]‎‏ همین دو راه است: یا ایمان است و اسلام است و‏‎ ‎‏توجه به مکتب الهی ‏‏[‏‏که‏‏]‏‏ ولیّ این امر خداست و خدا مؤمنین را اگر در این راه افتاده اند،‏‎ ‎‏هدایت می کند و تمام ابعاد انسانی را الهی می کند و یا کفر است و برخلاف توحید است،‏‎ ‎‏چه در طرف راست و چه در طرف چپ. طاغوت است و منتهی الیه آن جهنم.‏

‏     در دنیا هم همۀ فسادها و همۀ جنگهایی که در عالَم تحقق پیدا می کند به دست‏‎ ‎‏ابرقدرتها، همه جنگهای شیطانی و طاغوتی است. در جنگها هم جنگ طاغوتی هست و‏‎ ‎‏جنگ توحیدی. جنگهایی که پیغمبرها می کردند، اولیا می کردند، مؤمنین می کردند برای‏‎ ‎‏این بود که اشخاص سرکش را از آن سرکشیها برگردانند و تأدیب کنند. این جنگ، جنگ‏‎ ‎‏الهی است و آن جنگهایی که برای احراز مقام است، برای به دست آوردن قدرت است،‏‎ ‎‏برای تحمیل بر جامعه هاست، برای جنایتکاری این ابر قدرتهاست یا هر قدرتی، این‏‎ ‎‏جنگها جنگهای ابلیسی است و جنگهای طاغوت است. عالَم از این دو حال خارج‏‎ ‎‏نیست.‏

‏     هر حرکتی که از انسان صادر بشود، چه حرکتهای قلبی و چه حرکتهای روحی و چه‏‎ ‎‏حرکتهای جوارحی، از این دوحد خارج نیست: یا به طرف صراط مستقیم و الله است و یا‏‎ ‎‏طاغوتی است؛ منحرف یا به طرف چپ یا به طرف راست. ‏اِهْدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ.‎[4]‎‏ صراط‏‎ ‎

‏مستقیم یک سرش اینجاست و یک سرش به آن طرف عالَم؛ به مبدأ نور: ‏صِراطَ الَّذینَ‎ ‎اَنعَمتَ عَلَیهِم،‎[5]‎‏ به آمدن تعلیمات انبیا. انعام کرده خدا بر ما که ما را هدایت کند به این راهی‏‎ ‎‏که راه الله است و موجب این می شود که تمام عالَم به سعادت برسند و با آرامش و با‏‎ ‎‏تربیت صحیح، در این عالَم زندگی کنند و تمام جهاتی که در این عالَم هست برگردانند به‏‎ ‎‏همان جهت توحیدی الهی و سایر حرکتها، چه حرکتهای قلبی باشد و چه حرکتهای‏‎ ‎‏خیالی باشد و چه حرکتهای جوارحی باشد، برخلاف این مسیر که باشد، همه طاغوتی‏‎ ‎‏است. همین دو راه بیشتر نیست: یا طاغوت و یا الله .‏

‏     شما معلّمین و شما دانشجویان از همین راهی که انبیا تعیین کرده اند، راه را طی کنید.‏‎ ‎‏همین راه خداست؛ همین راهی که انبیا و اولیای خدا پیش پای بشر گذاشتند، این راه‏‎ ‎‏خداست و ما همه باید از همین راه حرکت کنیم. کسانی که دعوت بر غیر این راه بکنند‏‎ ‎‏طاغوتند و کسانی که مردم را برخلاف مسیر طبیعی خودشان و مسیری که فطرت آنها‏‎ ‎‏متوجه به اوست راهنمایی کنند، ضلالت است. من امیدوارم که معلّمین در هر جا هستند،‏‎ ‎‏خواهران و برادران معلّم، خواهران و برادران دانشجو، خواهران و برادران عالِم،‏‎ ‎‏خودشان را دانشجو بدانند و معلّم. معلّم آنها را به راه راست هدایت انبیا دعوت کند و‏‎ ‎‏آنها هم به راه راست هدایت انبیا سفر کنند.‏

‏والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته‏

‎ ‎

  • - در صحیفۀ نور، ذیل تاریخ 8 / 6 / 59 درج شده است.
  • - بخشی از آیۀ 257، سورۀ بقره: «خدا، یار اهل ایمان است، آنان را از تاریکیها بیرون آرد و به سوی نور بَرَد ... .»
  • - ادامه آیه سابق: «و آنان که راه کفر گزیدند یار ایشان طاغوت است.»
  • - سورۀ فاتحة الکتاب، آیۀ 6.
  • - سورۀ فاتحة الکتاب، آیه 7.