سخنرانی
اهمیت و تأثیر نهضت سید الشهدا (ع)
سخنرانی در جمع روحانیون قم، تهران و آذربایجان (تأثیر نهضت سید الشهدا«ع»)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: صحیفه امام

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 25 م‍ه‍ر ‭1361

زمان (قمری) : 29 ذی الحجه ‭1402

مکان: تهران

شماره صفحه : 52

موضوع : اهمیت و تأثیر نهضت سید الشهدا (ع)

زبان اثر : فارسی

مناسبت : در آستانه ماه محرم

حضار : ملکوتی، مسلم (نماینده امام و امام جمعه تبریز) ـ خطبا، علما، روحانیون و مداحان قم، تهران، آذربایجان ش

سخنرانی در جمع روحانیون قم، تهران و آذربایجان (تأثیر نهضت سید الشهدا«ع»)

سخنرانی

‏زمان: صبح 25 مهر 1361 / 29 ذی الحجه 1402‏

‏مکان: تهران، حسینیه جماران‏

‏موضوع: اهمیت و تأثیر نهضت سیدالشهدا (ع)‏

‏مناسبت: در آستانه ماه محرم‏

‏حضار: ملکوتی، مسلم (نماینده امام و امام جمعه تبریز) ـ خطبا، علما، روحانیون و مداحان‏‎ ‎‏قم، تهران، آذربایجان شرقی و غربی‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

برکات و درسهای نهضت امام حسین (ع)

‏     ‏‏من از علمای محترم آذربایجان و اهل علم آنجا و علمای تهران و برادران علمای اهل‏‎ ‎‏سنت تشکر می کنم و سلامت و سعادت همه را از خداوند تعالی مسئلت می کنم. در‏‎ ‎‏آستانۀ شهر محرم، مصیبتی بر همه ما وارد شد و آن شهادت این پیر هشتادساله‏‎[1]‎‏ ‏‏[‏‏است‏‏]‏‎ ‎‏که عمر شریف خودش را در راه اسلام و در راه خدمت به مردم و راه تهذیب جامعه‏‎ ‎‏صرف فرمود. ملت ما از طفل شش ماهه تا پیرمرد هشتاد ساله را در راه خدا فدا کرد و این‏‎ ‎‏اقتدا به بزرگمرد تاریخ، حضرت سیدالشهدا ـ سلام الله علیه ـ است.‏

‏     حضرت سیدالشهدا ـ سلام الله علیه ـ به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم،‏‎ ‎‏در مقابل حکومت جائر چه باید کرد. با اینکه از اول می دانست که در این راه که می رود،‏‎ ‎‏راهی است که باید همۀ اصحاب خودش و خانوادۀ خودش را فدا کند و این عزیزان‏‎ ‎‏اسلام را برای اسلام قربانی کند، لکن عاقبتش را هم می دانست. اگر نبود این نهضت؛‏‎ ‎‏نهضت حسین ـ علیه السلام ـ یزید و اتباع یزید اسلام را وارونه به مردم نشان می دادند. و‏‎ ‎‏از اول، اینها اعتقاد به اسلام نداشتند و نسبت به اولیای اسلام حقد و حسد داشتند.‏

‏سیدالشهدا با این فداکاری که کرد، علاوه بر اینکه آنها را به شکست رساند و اندکی که‏‎ ‎‏گذشت، مردم متوجه شدند که چه غائله ای و چه مصیبتی وارد شد. و همین مصیبت‏‎ ‎‏موجب به هم خوردن اوضاع بنی امیه شد، علاوه بر این، در طول تاریخ آموخت به همه‏‎ ‎‏که راه همین است. از قلّت عدد نترسید، عدد، کار پیش نمی برد، کیفیت اعداد، کیفیت‏‎ ‎‏جهاد، اعدای مقابل اعدا، آن است که کار را پیش می برد. افراد ممکن است خیلی زیاد‏‎ ‎‏باشند، لکن در کیفیت ناقص باشند یا پوچ. و افراد ممکن است کم باشند، لکن در کیفیت‏‎ ‎‏توانا باشند و سرافراز.‏

شکست ناپذیری انقلاب در پرتو عنایات الهی 

‏     ‏‏تاریخ، این نهضت ایران را و این انقلاب را فراموش نخواهد کرد، و این فداکاری ای‏‎ ‎‏که در همۀ قشرهای ملت اسلامی است در ایران، فراموش نخواهد کرد. و این وحدتی که‏‎ ‎‏بین اقشار ملت از هر طبقه هستند، بین برادران اهل سنت و برادران شیعی مذهب، تحقق‏‎ ‎‏پیدا کرده است و این اخوت اسلامی فراموش نخواهد شد و این انقلاب به خواست‏‎ ‎‏خدای تبارک و تعالی شکست نخواهد خورد. گو اینکه همۀ قدرتهای بزرگ دنیا و‏‎ ‎‏آنهایی که در بلوک شرق و غرب هستند، با انقلاب ما دشمن باشند، گو اینکه همۀ‏‎ ‎‏رسانه های گروهی دنیا بر ضد این نهضت قلمفرسایی کنند و دروغپردازی؛ آنچه حقیقت‏‎ ‎‏است، روشن خواهد بود و روشن خواهد شد. آن روزی هم که حضرت سیدالشهدا را‏‎ ‎‏مظلوم شهید کردند، بعضی از اشخاصی که بودند، او را به اسم خارجی و اینکه در‏‎ ‎‏حکومت حق وقت، قیام کرده است، اینطور معرفی کردند. لکن نور خدا می درخشد و‏‎ ‎‏خواهد درخشید و عالم را خواهد از نور پر کرد. ‏

درس آموزی از مکتب عاشورا

‏     ‏‏تکلیف ما در آستانۀ شهر محرم الحرام چیست؟ تکلیف علمای اعلام و خطبای معظّم‏‎ ‎‏در این شهر چیست؟ در این شهر محرم، تکلیف سایر قشرهای ملت چی هست؟‏‎ ‎‏سیدالشهدا و اصحاب او و اهل بیت او آموختند تکلیف را: فداکاری در میدان، تبلیغ در‏

‏خارج میدان. همان مقداری که فداکاری حضرت ارزش پیش خدای تبارک و تعالی دارد‏‎ ‎‏و در پیشبرد نهضت حسین ـ سلام الله علیه ـ کمک کرده است، خطبه های حضرت سجاد‏‎ ‎‏و حضرت زینب هم به همان مقدار یا قریب آن مقدار تأثیر داشته است. ‏

‏     آنها به ما فهماندند که در مقابل جائر، در مقابل حکومت جور، نباید زنها بترسند و‏‎ ‎‏نباید مردها بترسند. در مقابل یزید، حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ ایستاد و آن را همچو‏‎ ‎‏تحقیر کرد که بنی امیه در عمرشان همچو تحقیری نشنیده بودند، و صحبتهایی که در بین‏‎ ‎‏راه و در کوفه و در شام و اینها کردند و منبری که حضرت سجاد ـ سلام الله علیه ـ رفت و‏‎ ‎‏واضح کرد به اینکه قضیه، قضیۀ مقابلۀ غیر حق با حق نیست؛ یعنی، ما را بد معرفی‏‎ ‎‏کرده اند؛ سیدالشهدا را می خواستند معرفی کنند که یک آدمی است که در مقابل‏‎ ‎‏حکومت وقت، خلیفۀ رسول الله ایستاده است. حضرت سجاد این مطلب را در حضور‏‎ ‎‏جمع فاش کرد و حضرت زینب هم. ‏

‏     امروز کشور ما هم به همین نحو است. سازمان عفو بین المللی، که من باید بگویم‏‎ ‎‏«سازمان جعل بین المللی»، «سازمان کذب بین المللی»، در یک بیانیه ای که صادر کرده‏‎ ‎‏است، همان تهمت هایی که در صدر اسلام به اسلام، به رسول خدا و به اولاد و اتباع او‏‎ ‎‏می زدند، زاید بر او را بر کشور ما زده اند. همان دروغهایی که اتباع یزید منتشر می کردند،‏‎ ‎‏امروز همین سازمان عفو بین المللی ـ به اصطلاح ـ منتشر می کند یک همچو دروغهایی‏‎ ‎‏را. انسان خجالت می کشد که بگوید ما در یک کشورهایی و در یک زمینی زندگی‏‎ ‎‏می کنیم که اینها رسانه های گروهی اش است و اینها هم سازمانهای عفو بین المللی و‏‎ ‎‏سازمانهای دیگرش است. انسان عار دارد که بگوید ما در عصری زندگی می کنیم که تمام‏‎ ‎‏ارزشها، تمام ارزشها فدای قدرتهاست، فدای منافع مادی است و برای خود جز منافع‏‎ ‎‏مادی چیزی را ارزش نمی دانند. و ما امروز اینطور مبتلا هستیم. ‏

‏     آن پیرمرد سالخوردۀ زاهد عابد متعهد را می کشند و آن فُسّاق و آن منافقین می گویند‏‎ ‎‏که این را ما کشتیم؛ برای اینکه مستقیماً در شکنجه ها و در قتلها، مستقیماً دخالت داشته‏‎ ‎‏است! این چه بی آبرویی است که اینها دارند؟! چه سنخ تربیتی است که اینها شده اند؟! از‏

‏آن طرف، آنهمه تهمت به جمهوری اسلامی و از آن طرف، اینطور جنایات به اشخاصی‏‎ ‎‏که شبها در خلوت با خدا هستند و روزها در جهاد. تکلیف ماها را حضرت سیدالشهدا‏‎ ‎‏معلوم کرده است: در میدان جنگ از قلّت عدد نترسید، از شهادت نترسید. ‏

‏     هر مقدار که عظمت داشته باشد مقصود و ایدۀ انسان، به همان مقدار باید تحمل‏‎ ‎‏زحمت بکند. ما باز درست نمی توانیم ادراک کنیم که حجم این پیروزی چقدر است. دنیا‏‎ ‎‏بعد ادراک خواهد کرد که این پیروزی ملت ایران چه حجمی دارد. به همان حجمی که‏‎ ‎‏این پیروزی دارد و این مجاهدت، همان حجمی را که دارد، در ازایش مصیبتها هم باید‏‎ ‎‏حجمشان زیاد باشد. ما نباید متوقع باشیم که همۀ قدرتها را ‏‏[‏‏که‏‏]‏‏ دستشان را از منافعشان‏‎ ‎‏در اینجا و ان شاءالله ، در منطقه کوتاه کردیم و متوقع این باشیم که که هیچ صدمه ای به ما‏‎ ‎‏وارد نمی شود. ما نباید متوقع باشیم که با اینهمه پیروزی، ما همینطور سالم خواهیم ماند.‏‎ ‎‏ما همینطور روزمره، همانطوری که سابق بوده، حالا هم باید باشیم. تکلیف همۀ‏‎ ‎‏روحانیون، چه خطبایی که منبر تشریف می برند، یا ائمۀ جمعه و جماعت و هر کس که با‏‎ ‎‏مردم سروکار دارد و با آنها صحبت می کند، این است که وضعیت قیام حضرت‏‎ ‎‏سیدالشهدا را به مردم درست بفهمانند که قیام برای چی بود، چه بود و با چه عده ای قیام‏‎ ‎‏شد و با تحمل چه مصایبی آن قیام به آخر رسید ـ که به آخر نخواهد رسید.‏

نقش عظیم مجالس عزا و سوگواری در ایجاد وحدت کلمه

‏     ‏‏این را باید همۀ گویندگان توجه بکنند، و ما باید همه متوجه این معنا باشیم که اگر قیام‏‎ ‎‏حضرت سیدالشهدا ـ سلام الله علیه ـ نبود، امروز هم ما  نمی توانستیم پیروز بشویم. تمام‏‎ ‎‏این وحدت کلمه ای که مبدأ پیروزی ما شد، برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس‏‎ ‎‏سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد. سید مظلومان یک وسیله ای فراهم کرد‏‎ ‎‏برای ملت که بدون اینکه زحمت باشد برای ملت، مردم مجتمعند. اسلام مساجد را سنگر‏‎ ‎‏قرار داد و وسیله شد از باب اینکه از همین مساجد، از همین جمعیتها، از همین جمعات،‏‎ ‎‏از همین جمعه ها و جماعات، همۀ اموری که اسلام را به پیش می برد و قیام را به پیش‏

‏می برد، مهیا باشد و بالخصوص حضرت سیدالشهدا از کار خودش به ما تعلیم کرد که در‏‎ ‎‏میدان وضع باید چه جور باشد و در خارج میدان وضع چه جور باشد و باید آنهایی که‏‎ ‎‏اهل مبارزۀ مسلحانه هستند چه جور مبارزه بکنند، و باید آنهایی که در پشت جبهه هستند‏‎ ‎‏چطور تبلیغ بکنند. کیفیت مبارزه را، کیفیت اینکه مبارزه بین یک جمعیت کم با جمعیت‏‎ ‎‏زیاد باید چطور باشد، کیفیت اینکه قیام در مقابل یک حکومت قلدری که همه جا را در‏‎ ‎‏دست دارد، با یک عدۀ معدود باید چطور باشد، اینها چیزهایی است که حضرت‏‎ ‎‏سیدالشهدا به ملت آموخته است و اهل بیت بزرگوار او و فرزند عالیمقدار او هم فهماند‏‎ ‎‏که بعد از اینکه آن مصیبت واقع شد، باید چه کرد. باید تسلیم شد؟ باید تخفیف در‏‎ ‎‏مجاهده قائل شد؟ یا باید همانطوری که زینب ـ سلام الله علیها ـ در دنبالۀ  آن مصیبت‏‎ ‎‏بزرگی که ‏تُصَغَّرُ عِنْدَهُ الْمَصائِبُ،‎[2]‎‏ ایستاد و در مقابل کفر و در مقابل زندقه صحبت کرد و هر‏‎ ‎‏جا موقع شد، مطلب را بیان کرد و حضرت علی بن الحسین ـ سلام الله علیه ـ با آن حال‏‎ ‎‏نقاهت، آنطوری که شایسته است تبلیغ کرد.‏

حفظ اسلام، تکلیف بزرگ 

‏     ‏‏ما امروز در مقابل اینهمه تبلیغاتی که در عالم دارد می شود بر ضدمان، در مقابل آنها‏‎ ‎‏واقع هستیم. در مقابل مطبوعات، در مقابل رادیوها، در مقابل سخنرانیها، در مقابل‏‎ ‎‏سازمانها: ما در مقابل اینها واقع هستیم و ما منافع آنها را از دستشان گرفته ایم و دست آنها‏‎ ‎‏را از کشورمان قطع کرده ایم و برای ادامۀ این نهضت، باید کوشش کنیم. یک نعمتی است‏‎ ‎‏خدا به ما داده است، ما باید این نعمت را حفظ کنیم. اسلام که می رفت در عصر رژیم‏‎ ‎‏منحوس پهلوی از بین برود، اسلام را برگرداندیم و آن که دشمن او بود کنار زدیم و‏‎ ‎‏امروز باید این نعمت را حفظ کنیم. تکلیف همه این است که این نعمتی که خدای تبارک‏‎ ‎‏و تعالی داده است، به شکر این نعمت، مجاهده کنیم برای حفظ او. بحمدالله ، سربازهای‏‎ ‎‏اسلام در جبهه ها، از ارتشی و پاسدار و بسیج و عشایر و اینها گرفته تا آنهایی که کمک به‏

‏آنها می کنند، آنها دارند خدمت خودشان را به شایستگی انجام می دهند و دشمن را روز‏‎ ‎‏به روز، ساعت به ساعت عقب می نشانند. و ما باید در پشت جبهه، همانطوری که‏‎ ‎‏توده های مردم در پشت جبهه دارند کمک می کنند به جبهه ها، علمای اعلام، گویندگان‏‎ ‎‏بزرگ، خطبای عظیم الشأن هم باید جهاد کنند و جهاد آنها تبلیغ است، جهاد آنها‏‎ ‎‏فهماندن حجم این پیروزی است و این عملی که شما برای او انقلاب کردید و این ایده ای‏‎ ‎‏که برای او قیام کردید، فهماندن به ملتها و ملت که مقدار این پیروزی چقدر است و برای‏‎ ‎‏حفظ او باید چه کرد. همانطوری که پیروزی حاصل شد به حضور همۀ جمعیتها در میدان‏‎ ‎‏و در صحنه، حضور همه در صحنه های نبرد جبهه و پشت جبهه، حفظ این نعمت بزرگ‏‎ ‎‏الهی هم محتاج به این است که حاضر باشند جوانهای ما، حاضر باشند که هر وقتی آنها را‏‎ ‎‏خواستند، بروند و از اسلام دفاع کنند. ‏

‏     اسلام یک امری است که انبیا، که نبی اکرم، که اولاد نبی اکرم و اصحاب متعهد‏‎ ‎‏نبی اکرم برای او جانفشانی ها کردند و برای او زحمتها کشیدند. اسلام چیزی است که از‏‎ ‎‏[‏‏سوی‏‏]‏‏ خدا آمده است و باید حفظ بشود و اگر ـ خدای نخواسته ـ این پیروزی که دنبال‏‎ ‎‏این انقلاب به دست شماآمده است، به واسطۀ سستی ما، به واسطۀ ضعف تبلیغ ما، به‏‎ ‎‏واسطۀ ضعف حضور ملت ما، به شکست ـ خدای نخواسته ـ برسد، بدانید که اسلام تا‏‎ ‎‏قرنها دیگر نمی تواند سربلند کند. تکلیف، بزرگ است و همه باید این تکلیف بزرگ را‏‎ ‎‏بپذیریم. آخر مطلب شهادت است و وصول به لقاءالله و حضور در محضر حضرت‏‎ ‎‏سیدالشهدا و امثال او، و این غایت آمال اشخاصی است که عشق به خدا دارند. و ما‏‎ ‎‏می بینیم در جبهه ها، برای ما نقل می کنند از جبهه ها که این جوانهای عزیز در جبهه ها شب‏‎ ‎‏چه حالی دارند؛ چه ذکر و فکر و دعایی دارند و نمازی و روز با چه نشاطی به جبهه ها‏‎ ‎‏می روند. این چیزی است که خدای تبارک و تعالی، نعمتی است که خدای تبارک و تعالی‏‎ ‎‏به این ملت عطا فرموده است. این این نعمت را حفظ کنید.‏

شهادت بیمه کننده پیروزی اسلام 

‏     ‏‏شما آقایان روحانیون و همۀ روحانیونی که در کشور هستند، همه مکلفند به اینکه این‏

‏نعمت خدا را، این عطیۀ الهی را حفظ کنند و شکر این نعمت را برآورند و شکر به این‏‎ ‎‏است که تبلیغ کنند. آنچه که سیدالشهدا عمل کرد و آن ایده ای که او داشت و آن راهی که‏‎ ‎‏او رفت و آن پیروزی که بعد از شهادت برای او حاصل شد و برای اسلام حاصل شد، به‏‎ ‎‏مردم روشن کنند و بفهمانند به همه که مسئله مجاهده در راه اسلام آن است که او کرد.‏‎ ‎‏می دانست که با یک عدۀ قلیل کمتر از صد نفر نمی شود مقابله با یک همچو ظالمی‏‎ ‎‏دارای همه چیز کرد، در صورتهای مادی، لکن می دانست که همین شهادت پیروز کرد‏‎ ‎‏اسلام را و اسلام را تجدید کرد. همین شهادت این پیرمردهای محراب از مدنی،‏‎[3]‎‎ ‎‏ـ رحمه الله ـ  گرفته تا این شهید اخیر ما، همین شهادتها پیروزی را بیمه می کند. همین‏‎ ‎‏شهادتهاست که دشمن شما را رسوا می کند در دنیا، هر چند که همۀ دنیا با آنها موافق‏‎ ‎‏باشد. همین سازمان عفو بین المللی که آن همه دروغپردازی کرده است، سند صحیح هم‏‎ ‎‏دارد، سند صحیحش این است که منافقین اینطور می گویند، مستند این است که در‏‎ ‎‏نوشته های منافقین این امور هست؛ آنهایی که دشمن اسلامند، آنهایی که دشمن ملت‏‎ ‎‏هستند، دشمن مسلمانان هستند، آنهایی که دیوانه شدند برای اینکه نرسیدند به آن‏‎ ‎‏اهدافی که داشتند و او سلطۀ بدتر از سلطۀ محمدرضا بر این کشور بود.‏

‏     شما باید تبلیغ کنید آقا! محرم است. این محرم را زنده نگه دارید. ما هر چه داریم از‏‎ ‎‏این محرم است و از این مجالس. مجالس تبلیغ ما هم از محرم است، از این قتل‏‎ ‎‏سیدالشهداست و شهادت اوست. ما باید به عمق این شهادت و تأثیر این شهادت در عالم‏‎ ‎‏برسیم و توجه کنیم که تأثیر او امروز هم هست. اگر این مجالس وعظ و خطابه و عزاداری‏‎ ‎‏و اجتماعات سوگواری نبود، کشور ما پیروز نمی شد. همه در تحت بیرق امام حسین ـ‏‎ ‎‏سلام الله علیه ـ قیام کردند. الآن هم می بینید که در جبهه ها وقتی که نشان می دهند آنها را،‏‎ ‎‏همه با عشق امام حسین است که دارند جبهه ها را گرم نگه می دارند. لکن در این‏‎ ‎‏اجتماعاتی که در محرم و صفر می شود و در سایر اوقات، مبلغین عزیز و علمای اعلام و‏

‏خطبای معظّم باید مسائل روز را، مسائل سیاسی را، مسائل اجتماعی را و تکلیف مردم‏‎ ‎‏[‏‏را‏‏]‏‏ در یک همچو زمانی که گرفتار اینهمه دشمن ما هستیم، معیّن کنند؛ به مردم و به‏‎ ‎‏کشور بفهمانند که ما در بین راه هستیم و باید تا آخر راه ان شاءالله ، برویم. ما با این ترتیبی‏‎ ‎‏که تاکنون بوده است و کشور ما و افراد کشور ما بحمدالله ، حاضر بودند، با این ترتیب اگر‏‎ ‎‏پیش برویم، آخر کارمان به پیروزی مطلق می رسد. لکن نباید سست بشویم.‏

ما تحت حمایت هیچ قدرتی نیستیم جز خدای تبارک و تعالی 

‏     ‏‏این کشور ما که قیام کرد، از اول هم که قیام کرد، جمهوری اسلامی و استقلال کامل و‏‎ ‎‏«نه شرقی و نه غربی» را اعلام به دنیا کرد و از اول اعلام کرد به دنیا که ما نه تحت حمایت‏‎ ‎‏امریکا و نه تحت حمایت شوروی و نه تحت حمایت هیچ قدرتی نیستیم؛ ماییم و تحت‏‎ ‎‏عنایات خدای تبارک و تعالی و پرچم توحید که همان پرچم امام حسین ـ علیه السلام ـ‏‎ ‎‏است. وقتی این اعلام را شما به دنیا کردید و معلوم است پشت سر این اعلام، دنیا بر ضد‏‎ ‎‏شما خواهند قیام کرد، از اول باید توجه به این معنا بکنید که ما هم همانطوری که‏‎ ‎‏سیدالشهدا در مقابل آنهمه جمعیت و آنهمه اسلحه ای که آنها داشتند، قیام کرد تا شهید‏‎ ‎‏شد. ما هم همینطور، ما هم برای شهادت حاضریم. الآن هم می بینید که در عین حالی که‏‎ ‎‏عده ای از بزرگان جمعه را از بین بردند، آنهایی که الآن هستند، تمام با روی گشاده اعلام‏‎ ‎‏می کنند که ما تا مرز شهادت این پست را داریم و حاضریم. همه باید اینطور باشند. ‏

فراگیری موج انقلاب ایران در جهان 

‏     ‏‏اگر نهضت شما و قیام شما و اینها مثل قیامهای دیگر بود که برای رسیدن به یک‏‎ ‎‏چیزهای دنیوی بود؛ قیام کرده بودید که فراوانی باشد، قیام کرده بودید که ارزانی باشد،‏‎ ‎‏قیام کرده بودید که رفاه باشد، قیام کرده بودید که مجالس لهو و لعب باشد، اگر برای اینها‏‎ ‎‏قیام کردید، خوب حق دارند که آنهایی که می خواهند شکوه کنند، شکوه کنند. البته تودۀ‏‎ ‎‏مردم شکوه ندارند، آنی که دارد، آنهایی است که از آن مجالس لهو و لعب بازمانده اند،‏‎ ‎‏لکن توده ای که قیام کرده است ‏‏[‏‏برای خدا بوده‏‏]‏‏ و از اول هم غیر از اینکه ما برای اسلام و‏

‏جمهوری اسلامی قیام کرده ایم، دیگر آمال و آرزویی نداشتیم. این ملت خسته‏‎ ‎‏نمی شود. این ملت اینطور نیست که بگوید حالا که نرسیدیم به آن، پس برویم سراغ‏‎ ‎‏کارمان. این ملت می بیند رسیده به آن. الآن موج این نهضت شما و انقلاب شما، در عالم‏‎ ‎‏این موج رفته است، در همه جای دنیا این موج پیروزی شما سایه افکن است. «ایرانی» که‏‎ ‎‏مطرح نبود در مجامع دنیا، جز اینکه یک عضوی است از اعضای نوکرهای امریکا،‏‎ ‎‏امروز در همۀ دنیا آنهایی که انصاف دارند، تصدیق می کنند که این جمهوری اسلامی‏‎ ‎‏پیروز است و پیروزی او هم ادامه دارد. ‏

مأیوس نبودن از رحمت خدا 

‏     ‏‏برادران عزیز، مأیوس نباشید: ‏لا تَیْأسُوا مِنْ رَوْحِ الله .‎[4]‎‏ از آن چیزهایی که خدا عنایت به‏‎ ‎‏شما می کند و از آن عنایات الهی مأیوس نباشید و نیستید و شما پیروزید و در دنیا‏‎ ‎‏سرافرازید. شما ملتی هستید که ‏‏[‏‏اصل مبارزه هستید.‏‏]‏‏ اگر یک ملتی بود که کاری از او‏‎ ‎‏نمی آمد، گوشه گیری کرده بود، انعزال کرده بود، نه امریکا با او مخالف بود، نه شوروی‏‎ ‎‏هم و نه سایر قدرتها؛ همانطوری که در زمان سابق، مثل برّه مردم را خوابانده بودند و آنها‏‎ ‎‏هم به جان این برّه افتاده بودند، سرش را او می برید و دستش را او می برید. بله، شکم‏‎ ‎‏برای یک عده ای تا اندازه ای جور بود، درست بود، اما محرومین چطور بودند؟ در‏‎ ‎‏آنوقت، محرومین را بروید حساب کنید. ملت ما که همان یک دسته نیستند که دور و بر ـ‏‎ ‎‏مثلاً ـ قدرتهای در اینجا پروبال بزنند واستفاده کنند. ملت ما اکثرش این محرومینی هست‏‎ ‎‏که سرتاسر کشور هستند و در آن زمان، اصلاً برای آنها کاری نشده بود و امروز در همین‏‎ ‎‏مدت کم، بیشتر از آن مدتی که آنها بودند در این کارها، کار انجام گرفته است، در‏‎ ‎‏صورتی که ایدۀ شما این نبوده است؛ اینها از توابع هست. آن چیزی که شما می خواستید‏‎ ‎‏اسلام بود. آن چیزی که شما می خواستید، جمهوری اسلام بود. آن چیزی که شما‏‎ ‎‏می خواستید، «نه شرقی و نه غربی» بود و این حاصل است. این را حفظش کنید. الآن‏

‏اشخاصی هستند که عقیده شان این است که ما باید باز یا برویم آن طرف یا برویم آن‏‎ ‎‏طرف، لکن ملت ما قبول نمی کند دیگر این معانی را. ملت ما از اول قیام کرد برای اینکه‏‎ ‎‏جمهوری اسلامی بدون اینکه بوی شرق یا غرب را بدهد مطلوب اوست. حالا که اینهمه‏‎ ‎‏جوان داده است و اینهمه خون داده است و اینهمه عزیزان را از دست داده است، حالا‏‎ ‎‏دیگر نمی آید بگوید که خیر، حالا همۀ ما را کشتید، دست شما درد نکند، بسم الله ! ما تا‏‎ ‎‏آخرین وقت و تا آخرین نفس ایستاده ایم و ملت ایستاده است و بحمدالله ، با قدرت دارد‏‎ ‎‏پیش می رود.‏

‏     شما قدرت نمایی در دنیا کردید. غافل از این قدرت نمایی نباشید. اینهمه دشمنها‏‎ ‎‏برای همین است که این یک قدرتی در مقابل دنیاست و متحیرند باید چه کرد با این‏‎ ‎‏قدرت. شما یک قدرتی نشان دادید به دنیا که تاکنون هیچ جمعیت قلیلی نتوانسته است‏‎ ‎‏این قدرت را در جمعیتهای بزرگ ایجاد کند. باید این را حفظش کنید. اسلام را زنده‏‎ ‎‏کردید، باید زندگی او را ادامه بدهید. ادامه اش به عهدۀ همه است؛ از آن کسی که شخص‏‎ ‎‏اول روحانیون هست و مراجع هستند تا آن طلبه بچه ای که مشغول است در درس‏‎ ‎‏خواندن. خطبا تکلیف دارند که با خطبه و با صحبت، مردم را بیدار کنند و حفظ کنند.‏‎ ‎‏علما و ائمۀ جمعه و جماعات با آن سنگرهایی که دارند، مردم را در سنگر حفظ کنند و‏‎ ‎‏خود مردم هم بحمدالله ، حاضر هستند و ما باید از آنها تشکر کنیم و انصافاً ما رهین منت‏‎ ‎‏این توده های بزرگواری هستیم که همه چیزشان را می دهند و چیزی هم نمی خواهند. از‏‎ ‎‏آن پیرزنها که آن چیزی که در طول عمرشان تهیه کردند، حالا می آیند برای اسلام‏‎ ‎‏می دهند تا آن اشخاصی که قلکشان را می شکنند و پولش را می آورند برای اسلام‏‎ ‎‏می دهند. من نمی توانم توصیف کنم از این ملت و نمی توانم تجلیل کنم. ما واگذار‏‎ ‎‏می کنیم تا خدای تبارک و تعالی به آنها عنایت خاص خودش را اعطا بفرماید. خداوند،‏‎ ‎‏همۀ شما را حفظ کند و در این سنگرها محکم پا برجا نگه دارد و مجالس را، مجالس عزا‏‎ ‎‏را، دسته جات را به طور کامل و شایسته ان شاءالله ، حفظ کنیم. ‏

‏والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته‏

‎ ‎

  • ـ شهید عطاءالله اشرفی اصفهانی نماینده امام و امام جمعه کرمانشاه که در محراب عبادت، به دست یکی از منافقین به شهادت رسید.
  • ـ «مصیبت ها، پیش آن کوچک می شود».
  • - شهید سید اسدالله مدنی، نمایندۀ امام و امام جمعه تبریز که به دست یکی از منافقین در محراب عبادت شهید شد.
  • ـ سورۀ یوسف، آیۀ 87:«از رحمت خدا مأیوس نشوید».