حضرت امام در روز بیستم مهرماه 1357به مناسبت چهلم شهدای 17 شهریور از نوفل لوشاتو پیامی را خطاب به ملت ایران صادر کردند بخش هایی از این پیام را می خوانید:

«... اکنون که چهلم عزیزان تهران به دنبال «چهلم» ها فرا رسیده، و با استقرار حکومت سرنیزه و پلیس در انتظار «چهلم» هایی باید باشیم، اکنون که سایه شوم حکومت نظامی و نظام سیاه شاهنشاهی روزگار ملت محروم ما را به تباهی کشانده است، اکنون که دست ابرقدرتهای ستمگر برای چپاول مخازن غنی ما بر ضد اراده مصمم ملت از آستین دژخیمان شاه بیرون آمده و عزیزان اسلام را به خاک و خون می ‏کشد، اکنون که نمودهای «دروازه تمدن بزرگ» به دست پایه گذاران حقوق بشر، یکی پس از دیگری بر روی نعش های جوانان برومند ما رخ می ‏نماید، اکنون که به ادعای کارتر، ملت به آزادی و استقلال شاهانه نایل شده است، کشور بی‏پناه ما عزادار و ملت مظلوم ما سوگمندند. ما در غرب و شما در شرق به عزای عمومی می‏ نشینیم، تا دست جنایتکار ابرقدرتهای نفت خوار در کشور نفت‏ خیز ما باز است درهای سعادت و آزادی و استقلال بسته است...

عزیزان من! همت کنید و زنجیرهای اسارت را پاره کنید و مهره ‏های خیانتکار را یکی پس از دیگری از صحنه خارج کنید، و دست مهره‏ دارهای سودجو را از کشورهای اسلامی قطع کنید. سعادت و آزادی و استقلال، پشت سد مهره‏ های داخلی و مهره دارها است، سدها را ویران کنید و صفها را در هم شکنید و کشور را نجات دهید...

...ملت بزرگ ایران! تاریخ ایران، بلکه تاریخ جهان، نهضتی چون نهضت شما به یاد ندارد و قیام همگانی چون قیام شما آزادگان را پشت سر نگذاشته است. امروز نونهالان هفت- هشت ساله دبستان های ما فدایی می ‏دهند و در راه اسلام عزیز و کشور، خون نثار می ‏کنند. شما در چه تاریخی چنین دیده ‏اید؟ امروز زنهای شیردل، طفل خود را در آغوش کشیده و به میدان مسلسل و تانک دژخیمان رژیم می‏ روند. در کدام تاریخ چنین مردانگی و فداکاری از زنان ثبت شده است؟ ...

خواهران و برادران عزیز! صبور باشید و سستی و ضعف از خود نشان ندهید؛ راه شما راه خدا و اولیای خدا است. خون شما در راهی می‏ ریزد که خون پیغمبران و امامان و اصحاب صلاحیت دار آنان ریخته شد. شما به آنان می‏ پیوندید و این نه تنها غم ندارد، که شادی آور است.

این جانب در اولین فرصت به یکی از کشورهای اسلامی که بتوانم به فعالیت های اسلامی خود ادامه دهم خواهم رفت، و ان شاء اللَّه تعالی عمرم را در راه خدای تعالی که خدمت به شماست به آخر می‏ رسانم. تا کنون هیچ یک از دولت های اسلامی از من دعوت ننموده‏ اند، و به محض احراز آزادی بیان و قلم در کشوری از کشورهای اسلامی، ان شاء اللَّه برای خدمت در آنجا خواهم رفت. اکنون در اینجا به خدمت ادامه می‏ دهم. در نهضت اسلامی و خدمت به مردم مسلمان، مکان یا رنج در مکان مطرح نیست؛ آنچه مطرح است ملت است؛ صدای وجدان است. من هر چه بکنم و بر سر من هر چه بیاید در مقابل شمایی که خون در راه آزادی و اسلام داده ‏اید خجلم. آنچه مرا در این مکان رنج و دردآور دلخوش می‏ کند خدمت به شما است. من در غم خانواده‏ های افتخارآفرین سراسر ایران خود را شریک می‏ دانم و یاد کودکان دبستانی ایران که اخیراً به دست شاه جبار کشته شده ‏اند قلبم را می‏ فشارد. چهلم تهران را روز عزای عمومی اعلام کرده و خود نیز عزادارم. (صحیفه امام، ج‏3، ص: 511)

. انتهای پیام /*