غدیر آمده است که بفهماند که سیاست به همه مربوط است، در هر عصری باید حکومتی باشد با سیاست، منتها سیاست عادلانه که بتواند به واسطه آن ... راه را باز بگذارد برای اینکه صاحب افکار، یعنی آرام کند که صاحب افکار، افکارشان را با دلگرمی و با آرامش ارائه بدهند.(صحیفه امام؛ج‏20، ص115.)

اسلام آیینی است که مقصد آن انسان و تربیت و پرورش اوست و انسان، حقیقتی است که روح و بدن، ملک و ملکوت، دنیا و آخرت مراتبی از هستی او می ‏باشد، جدا کردن هر یک از این دو به معنای عدم شناخت انسان، و بیراهه رفتن است. بر این پایه «حکومت اسلامی» برای اداره دنیای انسان و بدن او نیست که ادّعا شود عقل بشری و تجربه انسانی برای آن کافی است؛ بلکه برای اداره و تربیت انسان است که بدن و روح آن دو مرتبه از یک حقیقت است و دنیا و آخرت آن، ظاهر و باطن یکدیگر می ‏باشد؛ جداسازی این دو ممکن نیست و نتایج آن جز به زیان انسان پایان نمی ‏یابد.

امام خمینی (س) بر این عقیده بود که غدیر، الگوی حکومت اسلامی را معین کرد. ایشان در این باره می فرمود: "روز عید غدیر روزی است که پیغمبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - تکلیف حکومت را معین فرمود و الگوی حکومت اسلامی را تا آخر تعیین فرمود که حکومت اسلام نمونه اش عبارت از یک همچو شخصیتی است که در همه جهاتْ مهذّب، در همه جهات معجزه است. و البته پیغمبر اکرم این را می دانستند که به تمام معنی کسی مثل حضرت امیر- سلام الله علیه - نمی تواند باشد لکن نمونه را که باید نزدیک به یک همچو وضعی باشد از حکومتها، تا آخر تعیین فرمودند." (صحیفه امام؛ ج 5، ص 28)

ایشان معتقد بود که بزرگیِ عید غدیر، از وجود با برکت علی علیه السلام است و می فرمود: "مسئله غدیر، مسئله ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر یک مسئله ای پیش بیاورد، حضرت امیر مسئله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آن که ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است. خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول الله کسی نیست که بتواند عدالت را به آن طوری که باید انجام بدهد، آن طوری که دلخواه است انجام بدهد مأمور می کند رسول الله را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن. نصب حضرت امیر‏‎ ‎‏به خلافت این طور نیست که از مقامات معنوی حضرت باشد؛ مقامات معنوی حضرت و‏‎ ‎‏مقامات جامع او این است که غدیر پیدا بشود. و اینکه در روایات ما و از آن زمان تا حالا‏‎ ‎‏این غدیر را آن قدر ازش تجلیل کرده اند، نه از باب اینکه حکومت یک مسئله ای است،‏‎ ‎‏حکومت آن است که حضرت امیر به ابن عباس می گوید که «به قدر این کفش بی قیمت‏‎ ‎‏هم پیش من نیست»‏(نهج البلاغه، خطبه 33) آنکه هست اقامۀ عدل است. آن چیزی که حضرت امیر ـ سلام الله ‏‎ ‎‏علیه ـ و اولاد او می توانستند در صورتی که فرصت بهشان بدهند، اقامۀ عدل را به‏‎ ‎‏آن طوری که خدای تبارک و تعالی رضا دارد انجام بدهند، اینها هستند، لکن فرصت‏‎ ‎‏نیافتند. زنده نگه داشتن این عید نه برای این است که چراغانی بشود و قصیده خوانی بشود‏‎ ‎‏و مداحی بشود، اینها خوب است، اما مسئله این نیست. مسئله این است که به ما یاد بدهند‏‎ ‎‏که چطور باید تبعیت کنیم، به ما یاد بدهند که غدیر منحصر به آن زمان نیست، غدیر در‏‎ ‎‏همۀ اعصار باید باشد و روشی که حضرت امیر در این حکومت پیش گرفته است باید‏‎ ‎‏روش ملتها و دست اندرکاران باشد." (صحیفه امام، ج 20، ص 112)

بنابراین، آرامش و قرار، نجات یافتن محرومان و در بندان، برقراری عدالت و قسط، نجات یافتن مظلومان،‌ به زیر کشیدن طاغوت‌ ها، جباران و متکبران تاریخ، همه و همه در گرو حکومت عدل و عدالت است.

از نظر امام (س) همه هستی تحت ولایت حق ‏تعالی و ولایت کلیّه رسول ‏اللَّه (ص) است و حکومت ظاهری در دنیا، شعبه ‏ای از ولایت کلیّه رسول ‏اللَّه (ص) می ‏باشد. در آثاری چون: مصباح‏ الهدایة، کشف‏اسرار، رساله الاجتهاد و التقلید و تحریرالوسیلة که پیش از دروس ولایت فقیه در سال 1348 ه. ش. در نجف اشرف نگاشته شده، این اندیشه بارز و ظاهر است. آنچه در دروس نجف امام بروز و ظهور کرد و در کتاب البیع به قلم ایشان به رشته تحریر در آمد و همه مطالبی که در سالهای پیروزی انقلاب و دوران مبارک ده ساله از ایشان به عنوان رهبر انقلاب و جامعه اسلامی و ولیّ فقیه متبلور شد، مطالبی بود که بر پایه زمان و مکان و شرایط بیان شد، تا آن حقیقت در پوشش مناسب خود، در زمان ما جامه عمل بپوشاند. امام پیاده شدن آن حقیقت الهی را در دوران معاصر و کشور ایران در شکل «جمهوری اسلامی» می ‏بینند که هم ولایت الهی را در بر دارد و هم رأی و جایگاه مردم که صاحبان حق در اداره زندگی خویش هستند؛ و به بیان دیگر «جمهوری اسلامی» حقیقتی از تحقق ولایت الهی و حکومت اسلامی است که زمان و مکان، شکل آن را تعیین کرده است.(ر.ک. مقدمه حکومت اسلامی)

وجود علی بن ابیطالب(ع) و مسئله غدیر در منظر بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، در سایه اجرای اهداف آن حضرت مفهوم پیدا می‌ کند. ایشان با دید ژرف و عمیق و در عین حال با نگاهی به تاریخ زندگی سراسر درس علی (ع)، به تفسیر عید غدیر می ‌نشیند و آن را عید پابرهنگان و محرومان می‌داند.

عید غدیر،‌ عید محرومان است،‌ عید مظلومان جهان است، عیدی است که خدای تبارک و تعالی به وسیله رسول اکرم(ص)، برای اجرای مقاصد الهی و ادامه تبلیغات و ادامه راه انبیا،‌حضرت امیر سلام الله علیه را منصوب فرمود. (ر.ک. صحیفه امام؛‌ ج 19، ص 63)

این الگویی است که امام خمینی(س) برای حکومت اسلامی ارائه می‌دهد و می‌فرماید: "در حکومت علی بن ابی طالب کی می‌ تواند بگوید که ظلم بر او می‌ شود؟ " (همان، ج 10،‌ ص 249)
و اینچنین است که همواره نام علی(ع) همراه عدالت، و واژه عدالت با نام آن بزرگوار پیوند خورده است.  

. انتهای پیام /*