سخنرانی
گسترش حاکمیت اسلام
سخنرانی در جمع کارکنان بنیاد مستضعفان تهران (گسترش حاکمیت اسلام)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: صحیفه امام

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 8 م‍ه‍ر ‭1358

زمان (قمری) : 8 ذی القعده ‭1399

مکان: قم

شماره صفحه : 178

موضوع : گسترش حاکمیت اسلام

زبان اثر : فارسی

حضار : کارکنان بنیاد مستضعفان تهران

سخنرانی در جمع کارکنان بنیاد مستضعفان تهران (گسترش حاکمیت اسلام)

سخنرانی

‏زمان: 8 مهر 1358 / 8 ذی القعده 1399‏

‏مکان: قم‏

‏موضوع: گسترش حاکمیت اسلام ‏

‏حضار: کارکنان بنیاد مستضعفان تهران‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

توطئۀ اجانب؛ جلوگیری از حاکمیت اسلام

‏     خیلی باید در نظرتان باشد، شمایی که سر و کارتان با یک اموال زیادی است و از آن‏‎ ‎‏طرف هم با مستضعفین است و از آن طرف هم چشمهایی دوخته شده است که این‏‎ ‎‏نهضت را هر طوری هست هی آلوده اش بکنند. یک وقت انسانْ سر و کارش با یک عدّه‏‎ ‎‏اشخاصی بوده است که یا آن طرف بودند، و یا اشخاص مؤمن بودند، آنجا اگر یک وقت‏‎ ‎‏اشتباهی می شد، اشخاص بیطرف و اشخاص مؤمن تنبّه می کردند‏‎[1]‎‏ که یک همچو‏‎ ‎‏اشتباهی واقع شده. یک وقت سر و کار شما با یک اشخاص اشکالتراش است. اشخاصی‏‎ ‎‏هستند که می خواهند یک نقطۀ ضعفی پیدا بکنند، آن نقطۀ ضعف را دامن بزنند و زیاد‏‎ ‎‏جلوه بدهند. و آن هم نظر به شما ندارند؛ نظر به اشخاص ندارند؛ نظر به مکتب دارند.‏‎ ‎‏اینها الآن اشخاصی هستند در ایران، از خارج هم هدایت می شوند که نمی خواهند این‏‎ ‎‏نهضت، این مکتب اسلامی، نمی خواهند آن طوری که هست در خارج تحقق پیدا بکند؛‏‎ ‎‏برای اینکه با تحقق او همۀ آمال و آرزوی چپاولگرها نقش به آب می شود. اینها در‏‎ ‎‏صددند که از هر چیز اشکال بکنند. یک وقت رفراندم پیدا می شود، همۀ ملت می روند‏‎ ‎‏رأی می دهند، مع ذلک اینها اشکال می کنند آن مثلاً به زور بوده. و ‏‏[‏‏حال آنکه‏‏]‏‏ همۀ‏‎ ‎‏مردم در مَرئی و مَنْظَر بوده که زوری در کار نبوده؛ مردم با اختیار خودشان بوده. حالا که‏‎ ‎‏مجلس خبرگان است، و مردم با علم و اختیار خودشان اشخاصی را تعیین کردند، دیدیم‏

‏که دائماً مشغول اند به اینکه اشکال بکنند و مجلس را مجلس درستی ندانند. و این‏‎ ‎‏[‏‏کسانی‏‏]‏‏ که دائماً کتابچه می نویسند و گاهی مقاله می نویسند. و فردا هم که مجلس شورا‏‎ ‎‏را، ملت ما ان شاءالله با آزادی تمام، تمام اشخاص صحیح را، اشخاص اسلامی را،‏‎ ‎‏انتخاب می کنند، باز اینهایی که با اصل اسلام موافق نیستند و با اسلامی اش موافق نیستند‏‎ ‎‏باز مناقشه خواهند کرد. فردایش هم که مثلاً رئیس جمهور تعیین بشود، به آن هم اشکال‏‎ ‎‏خواهند کرد. همۀ اینها در این مشترک اند که نمی خواهند یک نهضت اسلامی به ثمر‏‎ ‎‏برسد، از اسلام می ترسند، اینها همه در این معنا مشترک اند.‏

هراس توطئه گران از اسلامیت نظام 

‏     شما دیدید که وقتی اعلام شد «جمهوری اسلامی»، صدا درآمد که ای وای،‏‎ ‎‏اسلامیش را می خواهید چه کنید! همین «جمهوری» نخیر، «جمهوری دمکراتیک». اینها‏‎ ‎‏از اسلامیش می ترسند. از جمهوریش نمی ترسند. خیلی جاها هست. از جمهوری‏‎ ‎‏دمکراتیکش هم نمی ترسند. دمکراسی غربی که واردات است. اینها از اسلامش‏‎ ‎‏می ترسند. حالا یا واقعاً اسلام را نشناخته اند و آن طوری که غربیها با نقشه های شیطانی‏‎ ‎‏خودشان اسلام را بد معرفی کرده اند، و مع الأسف بسیاری از جوانهای ما و غیر جوانها‏‎ ‎‏گول خورده اند، یا خودشان اشخاصی هستند که گول نخورده اند؛ جزء همان تیپی هستند‏‎ ‎‏که نقشه می کشند برای اینکه اسلام را کنار بگذارند.‏

‏     امروز که یافتند که یک قدرتی هست در مملکت آن قدرت اسلام است، اینها آن را‏‎ ‎‏بِالعَیان یافتند یک مملکتی که با هیچ بر همۀ قدرتها غلبه کرد، منتها بین راه است،‏‎ ‎‏می خواهند نگذارند این قدرت به ثمر برسد. حالا دیگر بدتر از اول است؛ برای اینکه‏‎ ‎‏یک مار زخم خورده هستند. فهمیدند که یک قدرتی در ایران هست که با آن قدرت،‏‎ ‎‏ملت ایران می توانند اَبَرقدرتها را کنار بزنند و قدرتهای شیطانی را عقب بزنند. حالا بیشتر‏‎ ‎‏در صدد این هستند که بشکنند. و لهذا ما همه مان الآن مسئولیت بزرگی به عهده مان است.‏‎ ‎‏من که طلبه ام اینجا مسئولیت دارم. شماها هم که مشغول به این فعالیت ‏‏[‏‏هستید‏‎ ‎‏]‏‏خصوصاً‏

‏این فعالیت حساسی که سر و کارش با مالیات است، این مردم بیشتر توجه به آن دارند، و‏‎ ‎‏زودتر می توانند تهمت بزنند.‏

صدور انقلاب در گرو حفظ حیثیت اسلام 

‏     همۀ ما در این بُرهه ای از زمانی که امر دایر بین پیروزی نهضت، و خدای نخواسته‏‎ ‎‏شکست که تا آخر دیگر شکست باشد؛ نه شکست محدود. الآن ما واقع هستیم در یک‏‎ ‎‏دوراهی که یا پیروزی تا آخر ان شاءالله و یا خدای نخواسته شکست تا آخر. ولهذا هرکس‏‎ ‎‏در هر کاری که دارد، هر کسی هر کار، هر شخص و هر گروه هر کاری که دارند ، باید‏‎ ‎‏خودشان را متوجه این معنا بکنند که سر و کارشان با حیثیت اسلام است. نه قضیه قضیۀ‏‎ ‎‏مستضعفین است. نه قضیه قضیۀ بنیاد است؛ قضیه قضیۀ اسلام است. سر و کار با حیثیت‏‎ ‎‏اسلام است که الآن به دست این ملت است. اگر این ملت توانست این حیثیت را حفظش‏‎ ‎‏بکند و این ادعایی که همه کرده اند که جمهوری اسلامی بتواند این ادعا را به ثبوت‏‎ ‎‏برساند به ثبت برساند که یک جمهوری اسلامی است با محتوای اسلامی، پیروزی است‏‎ ‎‏ان شاءالله تا آخر.‏

‏     و اگر چنانچه اسلام به آن معنایی که هست در ایران تحقق پیدا بکند، مطمئن باشید که‏‎ ‎‏کشورها یکی بعد از دیگری همین رویّه را پیدا می کنند. الآن هم نمونه هایش هست. الآن‏‎ ‎‏هم همان کارهای خلافی که در ایران واقع می شد در بعضی کشورهای دیگر شروع‏‎ ‎‏کرده اند و مشغول اند؛ از خوف اینکه مبادا از ایران به آنجا سرایت بکند، و بیخود دست و‏‎ ‎‏پا می زنند؛ ناچار سرایت می کند. یعنی الآن هر طایفه ای که می آیند اینجا از ملتشان وقتی‏‎ ‎‏ذکر می کنند، می گویند توجه دارند به ایران و همین معنا را می خواهند تحقق بدهند، در‏‎ ‎‏عراق، در کویت، در مصر، همه جا. اگر ما خوب این نقش را بازی بکنیم و اسلام را به آن‏‎ ‎‏طوری که هست در ایران پیاده اش بکنیم، علاوه بر اینکه خودمان ـ ان شاءالله ـ پیروز‏‎ ‎‏هستیم و تا آخر هم پیروز هستیم ان شاءالله از ما به سایر بلاد ‏‏[‏‏سرایت می کند‏‏]‏‏ که نظر ما به‏‎ ‎‏این است که همۀ بلاد مسلمین اسلامی باشد، حکومت در دنیا حکومت اسلامی باشد، یا‏

‏عدل اسلامی در همه جا باشد. اگر ما با هوشیاری و با امانت و با علاقه ‏‏[‏‏باشیم‏‏]‏‏ همان‏‎ ‎‏طوری که علاقه ما را به اینجا رسانده. علاقۀ قشرهای مختلف ملت به این نظام اسلامی‏‎ ‎‏یک علاقۀ الهی بود که در قلب مردم تحقق پیدا کرد. و با دست غیبی این علاقه در قلوب‏‎ ‎‏مردم پیدا شد، به طوری که از بچه هایی که تازه زبان باز می کردند تا پیرمردهایی که‏‎ ‎‏نزدیک مُردنشان بود، آنها همه با هم همصدا بودند و اسلام را می خواستند.‏

تکلیف همگانی؛ حفظ حیثیت اسلام

‏     این علاقه به اسلام ما را پیروز کرد. الآن ما مکلّفیم که حفظ کنیم این حیثیت را. آن‏‎ ‎‏علاقه را حفظ بکنیم، و در خودمان تقویت کنیم. بدانیم این معنا را که سر و کار با‏‎ ‎‏خداست، سر و کار ما با خدای تبارک و تعالی است، و امور در دست اوست، همه چیز به‏‎ ‎‏دست او اجرا می شود. این معنا را در قلب خودمان وارد کنیم؛ و تلقین کنیم به خودمان که‏‎ ‎‏غیر از ارادۀ او چیز دیگری نمی تواند کارگر باشد، و ارادۀ او بود که ما را به پیروزی‏‎ ‎‏نیمه کاره رساند. و اگر چنانچه ما حفظ بکنیم این جهاتی را که باید حفظ بکنیم‏‎ ‎‏ـ ان شاءالله ـ آن اراده محفوظ خواهد ماند، و ما را به پیروزی نهایی خواهد رساند. و‏‎ ‎‏پیروزی نهایی این است که همۀ بلاد همۀ مستضعفین بر مستکبرین پیروز بشوند ان شاءالله .‏

‏     البته راجع به کیفیت کار شما، راجع به وضعیت و چگونگی آن، این چیزی نیست که‏‎ ‎‏من بتوانم در آن نظری بدهم. و خود شما که مشغول کار هستید ‏‏[‏‏عمل‏‏]‏‏ می کنید. و اگر‏‎ ‎‏مشکلاتی هم پیدا شد، همان شورای انقلاب هست. و من هم دعاگوی شما هستم؛ و‏‎ ‎‏خدمتگزار همۀ شما و همۀ ملت هستم. و امیدوارم که ان شاءالله همه موفق و مؤید باشید. و‏‎ ‎‏این خدمت ارزنده را بدانید یک ارزندگی زیادی پیش خدا دارد. خدای تبارک و تعالی‏‎ ‎‏به مخلوق مستضعف نظر دارد. و شما که الآن در خدمت یک همچو مخلوقی هستید،‏‎ ‎‏یک همچو طایفه ای هستید، به شما نظر دارد. و این را به طور شایسته، به طور دقیق، عمل‏‎ ‎‏بکنید؛ و اجرش را هم از خدا بخواهید. هیچ در نظرتان نباشد که یک کسی به شما بگوید‏‎ ‎‏چه خوب عمل کردی؛ یا یک کسی به شما بگوید بد عمل کردی. نظر به این باشد که این‏

‏پیش خدای تبارک و تعالی مقبول باشد. که یک عبادتی است، عبادت پیش خدا مقبول‏‎ ‎‏باشد.‏

‏     ان شاءالله خداوند همۀ شما را حفظ کند؛ و همه موفق باشید و این راه را ادامه بدهید،‏‎ ‎‏راه انسانی است، راه اسلامی است. و من از همه تان متشکرم به اینکه یک همچو زحمتی‏‎ ‎‏را متحمّل می شوید. لکن زحمتی است که برای اسلام است؛ برای خداست. و ان شاءالله ‏‎ ‎‏خداوند همه تان را تأیید کند.‏

‎ ‎

  • ـ آگاه می کردند، هشدار می دادند.