به مناسبت سالروز درگذشت آیت الله محلاتی؛
بیست و هفتم مرداد ماه سال ۶۰ آیت الله بهاءالدین محلاتی به رحمت حق پیوست.
سه شنبه, ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۵
قرار بود اسرای در بند زندان های رژیم بعث عراق را برای زیارت به کربلا و نجف ببرند که با مخالفت آنها روبرو شدند. علی اکبر هاشمی از آزادگان روزگار دفاع مقدس این موضوع را روایت کرده است.
دوشنبه, ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰
جمعی از رزمندگان اسلام در زندان های رژیم بعث عراق محبوس بودند و زیر شکنجه انواع اذیت ها را تحمل می کردند. سخنی از امام که به گوششان می رسید، انگار دنیا را به آنها می دادند اما یک جمله ای از امام بسیار برایشان ناراحت کننده بود.
یکشنبه, ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۷
بیستم مرداد سال ۵۷ بود که امام به پرسش هایی که برای آیت الله پسندیده برادرشان پیش آمده بود، پاسخ دادند.
سه شنبه, ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۳
ماشین خاموش بود و با دنده خلاص حرکت می کرد البته با دست ماشین را هل میدادند تا به خانه امام رسیدیم. وارد منزل امام که شدیم آنجا مجلس خیلی جالبی شد برای اینکه بهترین مداحان مشهد مقدس آمده بودند و از آن جمله، من لازم است یاد کنم از مرحوم حاجی غنیان و همچنین آقای اکبرزاده که الآن حیات دارد. در اتاق امام که نشسته بودیم، از آن اتاق یک پنجرهای به حیاط باز میشد؛ امام جوری نشسته بودند که هم از حیاط و هم از سالن و هم اتاق دیده بشوند؛ یک طرف پنجره امام نشسته بودند و...
سه شنبه, ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۸:۵۸
صبح روز پنج مرداد عملیات با رمز یا علی(ع) آغاز شد. در تنگه چهارزبر چنان جهنمی برای یاران صدام برپا شد که زمانی برای پشیمانی نمانده بود.
دوشنبه, ۰۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۹:۳۰
منافقان به خیال خام خودشان با تجهیزاتی که رژیم بعث عراق در اختیارشان قرار داد، می خواستند رویای صدام را که سه روزه قصد تسخیر تهران را داشت، محقق کنند غافل از آنکه سپاه اسلام برق آسا آنها را در هم کوبید و نابودشان کرد.
یکشنبه, ۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۶
منافقان با خیال خام خود راه افتاده بودند توی جاده ها و شهرها تا خودشان را برسانند به تهران. از کشتار مردم هم ابایی نداشتند همان طور که سال ها ترور مردم و مسئولان در کتابچه عملیاتی شان بود. تیرشان اما زود به سنگ خورد.
شنبه, ۰۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۹:۲۴
همسر امام یعنی همراه همیشگی ایشان به بیان خاطره ای از روزهایی پرداخته اند که امام قطعنامه را پذیرفته بودند و اصطلاح سر کشیدن جام زهر را برای این پذیرش به کار بردند.
سه شنبه, ۳۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۰
برای نخستین بار منتشر می شود:
از همان دوران، من و آقای بهشتی به این فکر بودیم که شاید برای تبلیغات اسلامی و پیشبرد حرکت اسلامی، بهتر باشد به کشورهای زنده، از جمله آلمان برویم. آلمان از جهات مختلف بستر بسیار مساعدی بود؛ به ویژه اینکه پس از جنگ جهانی دوم موقعیت خاصی پیدا کرده بود.
شنبه, ۰۶ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۹
من روز اول محرم طبق روال روزهای قبل آمدم و وارد منزل شدم. دیدم امام مشغول زیارت عاشورا هستند و پس از اینکه اخبار را دریافت کردند فرمودند: از فردا برنامه را تغییر و ساعت نه کسی برای من خبر نیاورد. قبل یا بعد از زیارت عاشورا اخبار را بیاورید.
شنبه, ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۶
حضرت امام حسین (ع) : چشمان هر کس که در مصیبتهای ما قطره ای اشک بریزد، خداوند او را در بهشت جای میدهد. (احقاق الحق، ج ۵، ص۵۲۳)
شنبه, ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۹
امام فردی بود که وقتی واعظی بالای منبر می رفت، برایش فرقی نمی کرد که شیرین صحبت می کند یا تلخ، حزن انگیز یا خنده دار اما ذکر مصیبت اهل بیت علیهم السلام که می شد، موضوع کاملا متفاوت می شد.
شنبه, ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۳
اینکه بزرگان دینی چگونه به تعظیم شعائر می پرداختند، چراغ راه ماست. امام خمینی شاگرد مکتب اهل بیت علیهم السلام است و شیوه ایشان ما را به سرمنزل رهنمون می شود.
شنبه, ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۹
امام خمینی در سال های تبعید در عراق در بیشتر ایام زیارتی حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه به کربلا مشرف می شدند.
شنبه, ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۹:۴۶
اینکه بزرگان دینی چگونه به تعظیم شعائر می پرداختند، چراغ راه ماست. امام خمینی شاگرد مکتب اهل بیت علیهم السلام است و شیوه ایشان ما را به سرمنزل رهنمون می شود.
شنبه, ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۹:۱۰
امام داخل اتاق تسبیح به دست گوشه ای ایستاده بودند. ذکر می گفتند. خوب که گوش دادم، السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی زمزمه ای بود که بر لب هایشان نقش بسته بود.
شنبه, ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰:۲۵
امام در همه سال های عمرشان آنقدر دقیق و منظم بودند که دیگران می توانستند با ساعت برنامه های ایشان کارهایشان را تنظیم کنند یکی از این برنامه های دقیق، دهه اول محرم الحرام بود.
سه شنبه, ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۹
سه شنبه, ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۸
حضرت آیت الله خامنه ای هر ساله برای احوال پرسی از همسر امام، بانو خدیجه ثقفی، دیدارهایی با ایشان داشتند.
سه شنبه, ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۶
صدای پسرم را می شنیدم که بلند می گفت: «الله اکبر، الله اکبر، لااله الاالله، اشهد ان لااله الاالله».
جمعه, ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۳
اولین باری که اسم حضرت امام را شنیدم در دوران دبیرستان بود. من در آن سال یک ماه از تعطیلات تابستان را به یزد برای دیدار پدرم رفته بودم.
جمعه, ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۶
در آخرین روزهای حیات امام، مرحوم هاشمی نگران چه موضوعی بود؟
دوشنبه, ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۰
آیت الله بهجت چند روز پیش از رحلت امام، ایشان را می بیند و در این باره می گوید: چهره آقای خمینی از عکسش زیباتر بود و بعد متوجه شدم که ایشان آمده از من خداحافظی کند
یکشنبه, ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۶:۲۳
امام خمینی (ره): این دنیا از دست ما می رود، نزدیک و دور دارد، من زودتر و شما به تدریج. آن چیزی که باقی می ماند حسنه است.
یکشنبه, ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰:۱۱
یکشنبه, ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰:۰
شنبه, ۰۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۸:۳۹
همسر امام خمینی درباره روزهای بیماری امام اینگونه نقل خاطره کرده است: بعد از اینکه فهمیدیم اطبا در رفت و آمد هستند و می گویند «عمل لازم است.» ما حواسمان را جمع کردیم. مدام به آقا می گفتم عمل نکنید، شما به آنها بگویید که من عمل نمی کنم، آخر شما قدرت عمل را ندارید. من خودم یک صفرا عمل کرده ام، می دانم عمل خیلی مشکل است. فرمودند: « چکار بکنم؛ همه آنها می گویند باید عمل کنید.»
پنجشنبه, ۰۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴
در نجف گاهی اتفاق می افتاد که امام از روی پشت بام متوجه می شدند که چراغ آشپزخانه یا دستشویی روشن مانده است. در این موارد به خانم یا دیگر کسانی که در پشت بام بودند، دستور نمی دادند که بروند و چراغ را خاموش کنند؛ بلکه خود سه طبقه را در تاریکی پایین می آمدند و چراغ را خاموش می کردند و باز می گشتند. گاهی نیز قلم یا کاغذی می خواستند که در اتاق طبقه دوم منزل بود. در این شرایط نیز خودشان برمی خاستند و آنچه را که لازم داشتند، بر می داشتند.
دوشنبه, ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰:۵۵