پرتال امام خمینی(س): یادداشت ۲۰۴/ امام خمینی(س) در طول حیات علمی خود از محضر اساتید خوب و الهی بهره مند بودند متن ذیل مختصری از شرح حال و تالیفات اساتید حضرت امام در قم می باشد که در بخش اول آن به توصیف علمایی چون: آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی، آیت الله محمدعلی شاده آبادی، آیت الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و آیت الله میر سید علی یثربی می پردازد:

مرحوم آیت الله شیخ عبدالکریم حائری

حــاج شــیخ عبدالکریــم حائــری یــزدی (تولــد: ۱۲۳۹ش در میبــد یــزد و رحلــت: ۱۳۱۵ ش، در قـم) از فقیهـان بـزرگ و مراجـع تقلیـد معاصر شـیعه بـود. در سـال ۱۲۹۳ش بـه شـهر اراک و سـال۱۳۰۰ ش بــه قــم رفــت و حــوزۀ علمیــه را تشــکیل داد. ایــن فقیــه عـلـاوه بــر تدریــس و تربیــت شــاگردانی بنـام، همچـون؛ امـام خمینـی و آیـات عظـام؛ سـید محمدتقی خوانسـاری، حجـت، اراکـی، گلپایگانی، نجفـی مرعشـی و... کـه بعدهـا هـر کـدام از مراجـع بنـام بودنـد، آثـار علمـی گرانقـدری نیـز از خـود بـه یــادگار گذاشــت. امــام خمینــی بــه مناســبتهای گوناگــون ازاســتادش، آیت اللــه حائــری یــاد و تجلیــل کــرده اســت؛ از جملــه در کتــاب شــرح چهــل حدیــث شــدت علاقــه و احتــرام حضــرت امــام نســبت بــه اسـتادش در اشـعار دوران جوانیـش نمایان اسـت. او چندیــن بــار مــدح اســتادش کــرده و ســروده اند: عالم شود از مقدمش، خالی ز جهل، از علم پر چون شهر قم،

از مقدم شیخ اجل، میر مهین ابر عطا، فیض عمیم، بحر سخی، کنز نعیم َ کان کرم عبدالکریم پشت و پناه مسلمین

آیت اللــه شــیخ عبدالکریــم حائــری را بــا نــام مؤســس حــوزه علمیــه قــم می شناســند. رشــد و بـاروری حـوزه قـم، کار سـهلی نبـود. سیاسـتهای رضاخانـی و اسـتعمار انگلیسـی، مجالـی برای رشـد دینــداری نمــی داد. امــا شــیخ عبدالکریــم درایــت کـرد و سیاسـت پیشـه کـرد و حـوزه قـم را بـال و پـر داد. منـش سیاسـی شـیخ اگرچـه مقبـول مخالفـان حاکمیـت نبـود، اما حوزه علمیـه را از تعـرض نجات داد. او می کوشــید تــا از مداخلــه در امــور سیاســی پرهیـز کنـد و سـلوک طلبگـی پیشـه کنـد تـا مبـادا بـه سـاحت حـوزه لطمـه ای وارد آید. حیـات و امنیت حـوزه یکـی از خـط قرمزهـای آیت اللـه بـود. شـیخ بیـم آن داشـت کـه مبـادا حـوزه نـو پـای شـیعه، بـه واســطه بی خردیهــای سیاســت پهلــوی نابــود شــود. سیاســتهای مدبرانه شــیخ بــود کــه حــوزه قـم را نگـه داشـت. شـاید بـه همیـن دلیـل اسـت که امـام خمینـی گفتـه بـود: «اگـر مرحـوم حـاج شـیخ در حــال حاضــر بودنــد، کاری را انجــام می دادنــد کــه مــن انجــام دادم و تأســیس حــوزه علمیــه در آن روز، از جهـت سیاسـی، کمتـر از تأسـیس جمهـوری اسـلـامی در ایــران امــروز نبــود.» آیت اللــه خاتــم یـزدی هـم ایـن سـخن را از زبـان امـام خمینـی تأیید می کنــد و می گویــد: «مرحــوم امــام نیــز در یکــی بـودن راهـش بـا مرحـوم شـیخ عبدالکریـم حائـری فرمـوده بـود: طریقـه مـا همـان طریقـه شـیخ اسـت. منتهـی شـیوه برخـورد مـا با ایشـان، به جهـت تغییر در اوضــاع و احــوال زمانــه، مقــداری متفــاوت اســت.

آیت اللــه ســید محمدتقــی خوانســاری کــه خــود فــردی سیاســی بــود، بــه حــاج شــیخ عبدالکریــم می گفــت: می دانیــد پهلــوی می خواهــد ایــران را نصرانــی کنــد؟ او فرمــود: می دانــم ولــی شــما می خواهیــد مــن کاری کنــم کــه او زودتــر چنیــن کنــد؟ شــیخ عبدالکریــم حائــری نشــان داد کــه سیاســت ورزی، همیشــه بــا ورود مســتقیم در امــر سیاسـت نمایـان نمی شـود. نهایـت شم سیاسـی، می توانــد در پیشــبرد اهــداف جلــوه کنــد. جایــی که آشفته بازار سیاســت اســت میتــوان ســکوت کـرد و دم فروبسـت. و ایـن اوج سیاسـت ورزی اسـت. سیاسـتی کـه شـیخ عبدالکریـم حائـری به انجـام آن موفــق شــد. نـوۀ حـاج شـیخ می گویـد: روزی بزرگانـی خدمـت امـام خمینـی رسـیدند و از ایشـان پرسـیدند کـه چرا آیت اللــه حائــری یــزدی بــا جایگاهــی کــه داشــت، تشــکیل حکومــت اســلامی نــداد کــه امــام راحــل فرمـوده بـود در زمـان رضاشـاه حفـظ حـوزه علمیـه قــم، کمتــر از تشــکیل جمهــوری اســلامی نبــوده اسـت.

مرحوم آیت الله میرزاجواد ملکی تبریزی

زان پیشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام باده گلگون خراب کن

ایـن یک بیت شـعر، یکـی از اذکار همیشـگی قنوت نمازهـای نافلـه سـه مـاه رجـب، شـعبان و رمضـان آیت الله ملکــی بــوده اســت. بــه گفتــه بعضــی از شـاگردان، ایشـان ایـن سـه مـاه را بـه طـور متوالـی روزه گرفتـه و در قنـوت نمازهای مسـتحبی خود این شــعر را زمزمــه می کــرده اســت. امــام خمینــی دربــارۀ اســتاد اخلاق خــود، میــرزا جوادآقـا ملکـی، ضمـن دادن عناویـن والایـی چـون شــیخ جلیل القــدر» و «عــارف بالله تمامی رهپویـان راه حـق را بـه مطالعـۀ آثـار ایشـان سـفارش می کنــد. ایشــان در قســمتی از کتــاب ســرالصلاه می نویسـند: «ای عزیـز! شـیطان تـو را وسوسـه نکند و بــه آن چــه داری قانــع ننمایــد، قــدری حرکــت کـن... و اخلاق خـود را و حـالات نفسـانیه خویش را تحـت مطالعـه و مداقـه قـرار بـده و بـا کلمـات ائمه هـدی علیهـم السلام و کلمـات بـزرگان علمـا انـس گیـر کـه در آن برکاتـی اسـت... . از علمـای معاصـر، کتب شـیخ جلیل القـدر، عـارف بالله حاج میرزا جـواد تبریـزی قـدس سـره را مطالعـه کـن، شـاید که انشاءالله از تأبی تعسف [بیراهـه رفتـن] خـارج شــوی.

مرحوم آیت الله محمدعلی شاه آبادی

مرحــوم آیت الله شــاه آبادی در ۱۲۵۴ شمســی در حســین آبــاد اصفهــان بــه دنیــا آمــد. خوانــدن و نوشـتن و مقدمات دروس حـوزه را نزد پـدر و برادرش شــیخ احمــد آموخــت و در ده ســالگی نــزد میــرزا هاشــم خوانســاری چهــار ســوقی، صاحــب مبانــی الاصــول تحصیـلـات را ادامــه داد. در ۱۲ســالگی همـراه پـدرش بـه دسـتور ناصرالدیـن شـاه بـه تهران تبعیــد شــد؛ فقــه و اصــول را در تهــران ادامــه داد و ســال۱۲۸۳ش بــه عتبــات عالیــات مشــرف و در نجـف اقامـت کـرد. آنجـا از اصـول آخونـد خراسـانی بهره منـد گردیـد. شـاه آبادی بعـد از ارتحـال آخونـد خراســانی، بــه ســامرا مهاجــرت کــرده و از محضــر آیت الله میــرزا محمدتقــی شــیرازی نیــز بهره منــد شــد. ایشــان بــا اجــازه اجتهــاد از مراجــع بــزرگ نجــف و ســامرا؛ عــازم ایــران گردیــد. و در تهــران سـاکن شـد. ورود او در اواخـر دوره قاجـار و اوائل دوره پهلــوی بــود. شــاه آبادی از مخالفــان و مبــارزان بــا اسـتبداد داخلـی و اسـتکبار خارجـی بـود. بـا وجـود عـدم همراهـی علمـا، در ۱۳۰۵ش بـه مـدت ۱۵ماه در حـرم حضـرت عبدالعظیـم (س) متحصـن شـده و دســت بــه افشــاگری زد، مخصوصــا در دهه اول محرم هر شب به منبر رفته و مکررا رضاخـان دسـت نشـانده انگلیـس و هدفـش را انهـدام قـرآن و اســلام معرفــی می کــرد.

در زمانــی کــه رضــا شــاه بــه اســم متحدالشــکل شـدن لبـاس، پوشـیدن لبـاس روحانیـت را ممنـوع کــرد، او بــا تشــویق فرزندانــش بــه دروس حــوزوی، آنهـا را بـه حـوزۀ علمیـه فرسـتاده و هفـت پسـرش را ملبـس بـه لبـاس روحانیـت کـرد. زمانـی کـه رضـا شـاه منبـر و عـزاداری را ممنـوع کـرد، ایشـان به منبر رفتـه و افشـاگری می کـرد، در نتیجـه رژیـم منبـرش را دزدیــد، امــا او ایســتاده ســخنرانی می کــرد و می گفـت: بایـد بـه ایـن چـاروغدار (رضاشـاه) ثابـت کنـم کـه منبـر حـرف نمی زنـد، بایـد مـرا ببریـد، من هـر صبـح بـرای نمـاز تنهـا بـه مسـجد می آیـم، اگـر می توانیــد آن وقــت، مــرا بگیریــد. سـرانجام سـال۱۳۰۸ش بـا اعتـراض بـر حکومـت نظـام سـلطنتی رضاشـاه، تهـران را بـه مقصـد قـم تـرک کـرد و در درس آیت اللـه حائـری، حاضـر شـد و در ضمـن بـرای طلـاب قـم فقـه، اصـول، اخلاق، فلسـفه و عرفـان تدریـس کـرد. بــا توجــه بــه مــدت حضــور آقــای شــاه آبادی در قــم، حضــرت امــام، حــدود پنــج ســالی فرصــت اسـتفاده تمـام و کمـال از محضـر ایشـان را داشـت. ً قطعـا علـاوه بـر تأثیـر عمیـق عرفانـی و اخلاقـی کـه حضـرت امـام از ایشـان پذیرفتنـد، روحیـه مبارزاتـی و اندیشـه روشـن و نـاب و آزاد منشـی اسـتاد نیـز بـر حضـرت امـام تأثیر گذاشـته و زمینـه اعتـراض و قیام را در ایشـان مهیـا نمـود. ایـن تأثیـر در جمـلات و کلمـات متعدد حضـرت امام کـه در آثـار مختلـف خـود بـه آن اشـاره کرده انـد کاملا روشـن اسـت. حضـرت امـام ضمـن عارف کامل نامیدن اسـتادش، در اظهـاری دیگـر از گمشـده ای در حـوزه علمیـه قـم سـخن می گویـد کـه از طریـق محمدصـادق شـاه آبادی بـه حجـره اسـتاد آینـده اش راهنمایـی می شـود، و آیت اللـه شـاه آبادی را در حـال مباحثـه علمـی بـا آیت اللـه حائـری یـزدی ملاقـات می کنــد، امــام از وی مســئله عرفانــی می پرســد، و جــواب درخــوری می شــنود، جرقــه محبــت ایشــان از همین جـا در دلـش جـا می گیـرد، بـا اصـرار زیـاد، او را با اصرار زیاد وادار بــه پذیــرش درس عرفــان می کنــد. شــرح فصـوص و منـازل السـائرین را نـزد ایشـان می خواند. امــام از تحصیــل مفتــاح الغیــب در پنجشــنبه و جمعــه و شــرکت در درس اخلاقــش در شــبهای جمعــه در مســجد عشــقعلی خبــر می دهــد. امــام خمینـی در تمـام درسهـای او شـرکت کـرده و تمـام بحثهایــش را می نویســد. حتــی پــس از بازگشــت اسـتادش بـه تهـران، در هـر تعطیـلات به تهـران رفته و در جلسـات درس او شـرکت می کنـد. امـام شـخصا عمـده اسـتفاده اش در علـوم معنـوی و عرفانـی را نزد ایشـان دانسـته و از وی بـه عنـوان شـیخ بزرگـوار مـا، عــارف کامــل، حضــرت شــاه آبادی روحــی فــداه یاد می کند. و حقا ایشان را دارای حق حیات روحانی بر خود معرفی می کند و «دسـت و زبانش را عاجـز از عهـده شـکرش» تلقـی می نمایـد. و اظهار مــی دارد: در تمــام عمــرش روحــی بــه لطافـت روح ایشـان ندیـده اسـت. رابطــۀ امــام و آیت الله شــاه آبادی، ارتبــاط یــک طرفـه نبـوده، بلکـه آیت اللـه شـاه آبادی هـم نسـبت بـه حضـرت امـام علاقـه و ارادت خاصـی داشـته و بـه فرزندانــش ســفارش می کنــد: «هــر زمــان ایشــان (امـام خمینـی) آمدنـد، در هـر صـورت او را پذیرفتـه پیـش مـن آریـد تـا مبـادا دیـدار تأخیـر افتد و بعد از مـن هـم، بـه ایشـان توجـه داشـته باشـید.» ارتبـاط شـاگرد و اسـتاد بـه حـدی بـوده کـه بعضـی از کتـب خطــی عــارف کامــل شــاه آبادی، در اختیــار امــام خمینـی بـود کـه درحملـه سـاواک بـه کتابخانـه امـام در ۱۳۴۲بـه غـارت بـرده شـد.

مرحوم آیت الله سیدابوالحسن رفیعی قزوینی

آیت الله رفیعــی در ســال ۱۲۶۸ش در قزویــن بــه دنیـا آمـد. مقدمـات و سـطح دروس حـوزوی را نـزد علمـای بنـام قزویـن تکمیـل کـرده و جهـت ادامـه تحصیـل و کسـب دیگـر علـوم عـازم تهـران شـد. در تهـران عـلاوه بـر درس فقـه و اصـول، دروس حکمت الهــی، علــوم ریاضــی و هیئــت و اســطرلاب و... را آموخــت. بــا تأســیس حــوزه علمیــه قــم، بــه ایــن شــهر عزیمــت کــرده و از محضــر آیت الله حائــری بهـره بـرده و همزمـان در محضـر دیگـر اسـاتید قـم همچـون آیـات عظـام؛ حـاج شـیخ ابوالقاسـم کبیـر و مسجدشــاهی اســتفاده علمــی بــرد و خــود نیــز بــه تدریــس دروس ســطح حــوزه و کتــب فلســفه و حکمـت و تفسـیر همـت گماشـت. از جملـه شـرح منظومـه و اسـفار اربعـه کـه حضـرت امـام نیـز از آن بهره منـد شـدند. در ایـن بـاره یـادگار حضـرت امـام، حــاج ســید احمــد آقــا بیــان می کنــد: امــام فلســفه را نــزد مرحــوم آیت الله رفیعــی فــرا گرفـت و بـه گفتـه خـود ایشـان، به مـدت چهار سـال از محضــر مرحــوم رفیعــی در تحصیــل منظومــه بهــره می گیرنــد. پــس از اتمــام آن، امــام در درس اسـفار آقـای رفیعـی شـرکت می کننـد، امـا ادامـه نمی دهنــد و در ایــن مــورد می فرمایــد: دو یــا ســه جلسـه رفتـم، ملتفـت شـدم درس ایشـان را می دانم و نیـازی بـه خوانـدن اسـفار نـدارم»

حضــرت امــام عــلاوه بــر ســمت شــاگردی، رابطــه عمیـق دوسـتی نیـز بـا ایـن مرجـع و عالـم داشـت. طـوری کـه نخسـتین سـند (نامـه) کتـاب ۲۲جلدی صحیفـه امـام  اختصـاص بـه یـک نامـه خصوصـی ایشـان بـه آیت اللـه رفیعـی دارد. آیت اللـه رفیعـی قزوینی با اینکه بیشـتر در وادی علم و درس و بحـث بـود، از مسـائل سیاسـی و روز جامعـه دور نبودنـد. از زمانـی کـه شـاگرد درس فلسـفه اش، حضــرت امــام دســت بــه مبــارزات زد، ایشــان نیــز همـراه حضـرت امـام و در حمایت از ایشـان مبـارزه را شـروع کردنـد. در جریـان لایحـه انجمنهـای ایالتـی ولایتـی، بـا ارسـال نامـه بـه نخسـت وزیـر وقـت، بـه اعـزام طلـاب بـه سـربازی، و... اعتـراض کردنـد. پس از تبعیـد حضـرت امـام بـه ترکیـه بـا نوشـتن نامـه بـه سـفیر ترکیـه پیگیـر امر شـدند.

مرحوم آیت الله میرسیدعلی یثربی

دروس حــوزوی را در کاشــان تمــام کــرده و بــرای تکمیــل دروس عالــی حــوزه، بــه ســال ۱۲۸۲ش، وارد حـوزه نجـف شـد. سـال۱۲۹۲ش با درخواسـت خانـواده و پـدر بـه کاشـان بازگشـت و بـه همـراه پـدر بـه تدریـس و تربیـت طـلاب علـوم دینـی پرداخـت. پـس از چندیـن سـال اقامـت در ایـن شـهر و تدریـس علــوم دینــی، بنــا بــه درخواســت مرحــوم آیت الله حائری (مؤسـس) سـال ۱۳۰۲ش، وارد حوزه علمیه قـم شـده و ضمـن شـرکت در درس مرحـوم آیت اللـه حائـری، خـود نیز بـه تدریس سـطح حـوزه پرداخت. ایشـان در چندیـن سـال حضور در قـم ضمن تدریس فقـه و اصـول، شـاگردانی همچـون: امـام خمینـی، آیت اللـه سـید محمـد محقـق دامـاد، آیت اللـه نجفی مرعشـی، آیت اللـه میـرزا خلیـل کمـره ای و آیت اللـه میرزاهاشــم آملــی و بــرادر گرامیشــان آیت الله ســید مهــدی یثربــی و دههــا عالــم دیگــر تربیــت کردنــد.

بــا رحلــت پــدر گرامیشــان در ســال ۱۳۰۸ ش، جهـت تـداوم حـوزه علمیـه کاشـان و ادامـۀ راه پـدر، بـه ایـن دیـار هجـرت کـرد. امـام خمینـی «بحثـی از کتاب کفایـه را نـزد مرحوم یثربــی فــرا گرفــت.» و در زندگینامــه خودنوشــته مرقــوم کرده انــد: سـطوح را نـزد مرحـوم آقای حاج سـید محمدتقی خوانســاری، مقــداری یــا بیشــتر نــزد مرحــوم آقــا میـرزا سـید علـی یثربـی کاشـانی تـا آخـر سـطوح و بـا ایشـان بـه درس خـارج مرحـوم آیت اللـه حائـری حـاج شـیخ عبدالکریـم می رفتیـم. بــا رحلــت آیت الله میرســید علــی یثربــی، بــرادر و شــاگردش، آیت الله ســید مهــدی یثربــی راه بــرادر را ادامــه داده و بعدهــا ارتبــاط مســتحکمی نیــز بــا حضــرت امــام پیــدا کــرد. اگــر اثــر گرانقــدر صحیفـه امـام را تـورق کنیـم، دههـا نامـه مبادلـه شـده ایشـان بـا امـام را خواهیـم دیـد. اولیـن نامـه ایشــان بــه حضــرت امــام، در غائلــه انجمنهــای ایالتـی و ولایتـی بـود کـه حضـرت امـام نیز در پاسـخ ایشـان بـه تاریـخ اواخـر آبـان سـال ۱۳۴۱ش مرقـوم داشــتند: بـه عـرض عالـی [آیت اللـه سـید مهـدی یثربـی، بــرادر اســتاد امــام] می رســاند، مرقــوم محتــرم کــه حاکـی از سـلامت وجـود محتـرم بـود موجب تشـکر گردیــد. توفیــق و ســعادت جنابعالــی را از خداونــد تعالـی خواسـتار اسـت. اگـر صـلاح می دانیـد از خود آقایـان روحانیـون و سـایر طبقـات نشـریه ای مبنی بر پشـتیبانی از قـم و اظهـار تأثـر از واقعه فاجعه منتشـر فرماییـد. امیـد اسـت انشـاءالله بتوانیـم جلـو ایـن مفاسـد را کـه می خواهنـد اجـرا کننـد بگیریـم. منبع: حریم امام، شماره ۴۶۷

ادامه دارد..

. انتهای پیام /*