السلام علیک یا روح الله
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

زمان (شمسی) : 1387

ناشر مجله : مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، موسسه چاپ و نشر عروج

نویسنده : امامی، سید رضا

السلام علیک یا روح الله

‏‏السّلام علیک یا روح الله‏

‏‏ ‏

‏‏اَلا که روح خدایی و از تبار کرام‏


‏rehlat1‏

ز حضرت احدیّت ترا درود و سلام‏

‏‏همیشه ورد زبانهاست نام نیکویت‏

‏‏چه کرده ای که شدی در زمانه نیکو نام‏

‏‏ز دیده رفتی و از دل نمی روی هرگز‏

‏‏اگرچه در ملکوت آرمیده ای آرام‏

‏‏تو روح پاک خدا بودی و مسیحا دم‏

‏‏که جان خسته دلان را زدودی از آلام‏

‏‏نسیم وار دمیدی و روح بخشیدی‏

‏‏امید از تو تجلّی نمود و شد اعلام‏

‏‏تو سرو معتدل عدل و داد بودی و قسط‏

‏‏تبارک الله از این اقتدار و رسم و مرام‏

‏‏ز انقلاب تو شد اهرمن حقیر و زبون‏

‏‏ز همت تو دگر بار زنده شد اسلام‏

‏‏کشیده شد خط بطلان بهر چه غیر از حق‏

‏‏شکست از جبروت تو هیبت اصنام‏

‏‏خمینی ای گل گلزار احمد مرسل‏

‏‏نموده ای همه دلهای عاشق استخدام‏

‏‏طلوع حضرت تو شد مبارک و میمون‏

‏‏فرشته آمد و دیو زمانه شد اعدام‏


‎

‏‏شکست قدرت طاغوتیان ز قدرت تو‏

‏‏حرامیان همه نومید و دشمنان ناکام‏

‏‏اگرچه کوه شده در قوام ضرب مثل‏


‏tazini5‏

زمکتب تو گرفته است درس استحکام‏

‏‏گذشت یک دو هزار و گذشت پانصد سال‏

‏‏که بود ملت اسلام زیر ظلم ظلام‏

‏‏ولی تو آمدی و از قیام و نهضت تو‏

‏‏هر آنچه ظلم و ستم بود رفت و گشت تمام‏

‏‏دلم هوای تو کرده است دلبرا رحمی‏

‏‏که بی تو روز من بی نوا شده است چو شام‏

‏‏بهار آمد و بی روی تو بهاری نیست‏

‏‏مباد باد صبا بی تو آورد پیغام‏

‏‏صفا بدون تو در گلستان نمی باشد‏

‏‏ز شاخ گل نشود بی تو بوئی استشمام‏

‏‏نوای بلبل خوشخوان بدون تو هرگز‏

‏‏گذر به باغ و چمن بی تو ای امام، حرام‏

‏‏به جویبار چه حاجت اگر نباشی تو‏

‏‏سرشک دیده ما بی تو جویبار، مدام‏

‏‏روم بطرف گلستان سراغ تو شاید‏

‏‏که عطر روح فزای تو آیدم به مشام‏

‏‏نموده سر بگریبان به باغ غنچه گل‏

‏‏در انتظار نسیم تو تا شود آرام‏


‎

‏‏قرار بی تو ندارد قرار ای رهبر‏


‏Trhenew3‏

بداده صبر زکف صبر و رفته در ابهام‏

‏‏بدون شمع وجود تو انجمن خاموش‏

‏‏وصال حور بدون جمال تو اوهام‏

‏‏چه زود از بَر ما پر کشیدی و رفتی‏

‏‏چه شد عزیز دل ما که سر کشیدی جام‏

‏‏ندای ارجعی آندم که آمدت بر گوش‏

‏‏قفس شکستی و گشتی رها ز محبس و دام‏

‏‏الا خمینی اعظم روان پاکت شاد‏

‏‏به قرن بیست شدی تو مجدّد اسلام‏

‏‏هر آن زمان که گشودی زبان برای سخن‏

‏‏بریخت درّ و گهر از لبت بجای کلام‏

‏‏صحیفه تو یکی از هزار آثارت‏

‏‏که هست گنج پر از پربهاترین انعام‏

‏‏فدای آن دل آرام و قلب مطمئنت‏

‏‏درود ما به تو ای مهربانترین امام‏

‏‏به روح پاک و بلندت خمینی نستوه‏

‏‏ز حضرت احدیت هزار بار سلام‏

‏‏اگر ز ران ملخ کمتر است کن تو قبول‏

‏‏سلام شعر امامی به توست حسن ختام‏

‏‏ ‏

‏‏ سیدرضا امامی‏

‏‏ سه ترانه از مصطفی محدثی خراسانی‏

‏‏ ‏

‏‎ ‎