آقای رجایی به هیچ وجه در کلاس نمیگفت «ساکت» وقتی کسی شلوغ میکرد. تنها با نگاهش آنها را ساکت میکرد. یه روز بچه ها شلوغ میکردند و من از جام بلند شدم و روی میز زدم و گفتم ساکت. احساس کردم یک نگاهی روی من است و من برگشتم جلو دیدم آقای رجایی نگاه میکند و این سنگینی نگاه رو حس کردم