پنجم مهر ماه سال ۶۰ عملیاتی در تاریخ دفاع مقدس رقم خورد که نه تنها فرمان امام را جامه عمل پوشاند که حساب را نیز دست ارتش بعث عراق داد که باید سر جای خودش بنشیند.
در اولین روز حضور اینجانب در دروس اخلاق و عرفان ایشان، قیافهای بسیار روحانی با نگاه هایی جالب دیدم که به مطالبی که در درس ابراز مینمودند، حالت توافق با آنچه در درون میگذشت را ارائه
دیدن موجهای شفاف که اینک در آغوش خود، عکس شفافترین انسان را داشتند، آنقدر شیرین بود که تلخی و اخم و تخم آن افسر را برایم هیچ می نمود.
در مراسم سوم یا چهلم شهدای بمباران دزفول شعری خواندم که با بیت «ای عزیزان شد به پا غوغای محشر» شروع می شد
من دیدم این بچه نمی تواند روزه بگیرد و می خورد و اهمیت روزه برایش از بین می رود، گفتم از قم برود که اگر یک روز به او گفتم روزه بگیر، بداند که باید روزه بگیرد نه اینکه بگوید می گیرم و بعد هم برود بخورد.
امام با اینکه روزه نبود اگر شما 2 روز هم پهلوی امام بودید، 5 روز هم پهلوی امام بودید نمی فهمیدید که امام روزه نیست
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.