بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.
حدود سال 1325 شمسی برای ادامه تحصیلات حوزوی وارد قم شدم. در مدرسه فیضیه حضرت امام را زیارت کردم...
در سال 1321 شمسی برابر 1361 قمری برای تحصیل به حوزه علمیه قم وارد و در مدرسه فیضیه حجره گرفتم و مشغول درس شدم. در یک روز تعطیلی دیدم ...
سابقه آشناییم با وجود مقدس آن انسان ملکوتی از سال 42 ـ 1341 است، زمانی که اولین اعلامیه آتشین خود را خطاب به عَلَم خائن صادر کرد. در آن زمان...
وقتى که از کوچههاى باریک و پیچ در پیچ قدیمى جماران عبور مىکنم، بار دیگر خاطره اولین دیدار برایم تداعى مىشود. امروز که سال ها از آن دیدار مىگذرد و اکنون فقط سایهاى از خاطره این محل و...
محیطی که در آن بودم مذهبی بود و همیشه بهترین وعاظ برای عزاداری امام حسین(ع) شرکت داشتند. در این مجالس با امام آشنا شدم...
سال دوازدهم که بودم تقریباً دو سالی میشد که به مسجد شیخعلی رفت و آمد داشتم. یک روز در مدرسهِ الهی سرِ کلاس نشسته بودم...
منزل ما در یکی از محلات مذهبی و جنوبی شهر تهران یعنی خیابان شکوفه، میدان کلانتری، خیابان کرمان واقع بود. در نزدیکی ما مسجدی قرار داشت ...
خطر حمله موشکى و هوایى دشمن همچنان رو به فزونى است، بنابراین از گروه پرستاران خواسته مىشود تا وسایل کار خود را به زیر راه پله طبقه اول انتقال دهند و همانجا مستقر شوند ...
کلاسهاى درس امام، بسیار زنده و پر تحرک و پویا بود.
سیره و اندیشه امام، درس بیداری و عامل اعتلای روحی بود.
س
پایان سال تحصیلی طلاب (خرداد ماه) بود که «بحث غیبت» ادامه یافته بود. دوستان از ایشان در همان پایان جلسه درس در مسجد سلماسی تقاضا کردند که ...
منزل امام گذرقاضى بود. یک روز کمى از آفتاب مانده بود که من پشت سر ایشان مىآمدم. ضمن اینکه سؤال مىکردم، بحث تمام شد. هنوز به گذرقاضى نرسیده بود ایشان ایستاد و گفت
یکى از تاکیدات و توصیههاى حضرت امام این بود که به فرزندانشان توصیه مىکردند که به مادرشان احترام کنند
آرامش امام آن برادر را مجاب ساخت و تسلای خاطر همگان را فراهم ساخت
امام با آن روح قوى، در ضمن آنکه ادب اسلامى را رعایت مىکردند و به بزرگان و اشخاص دیگر احترام مىگذاشتند
قبل از پانزده خرداد امام عادتشان این بود که از مسجد اعظم که خارج میشدند پیاده به منزل تشریف میبردند.
این بنده حقیر قدرى بعد از شهریور 1320 خورشیدى که براى تحصیل به قم مشرف شدم، حضرت امام سقىاللّه تربته را در مدرس زیر کتابخانه مدرسه فیضیه در حالى که مشغول تدریس بودند، زیارت کردم و تمام...
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.