آنچه که امام در خشت خام می دید به روایت مرحوم محمدنبی حبیبی

بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.

عناوین مطالب خاطرات

به برکت دست امام آرام شدم

به برکت دست امام آرام شدم

وقتى امام دست مبارکشان را روى سینه من گذاشتند، ترس و وحشت من تمام شد و از آن لحظه به بعد دیگر چنین حالتى براى من اتفاق نیفتاد!

اجازه نمى‏دهم

اجازه نمى‏دهم

یک دفعه در محضر ایشان نشسته بودیم، عده‏اى از ایران آمده بودند و براى ایشان سهم امام آورده بودند.

امام شما یک شخص معمولى نبود

امام شما یک شخص معمولى نبود

امام شما یک فرد معمولى و یک شخص عامى نبود که با مرگش همه چیز تمام شود، بلکه او یک فکر و یک اندیشه بود.

 اغلب اوقات خوراکشان نان و پنیر است

اغلب اوقات خوراکشان نان و پنیر است

روزى ناهار مهمان مرحوم آقاى سیدنورالدین بودیم. جمعى از سرشناسان خمین نیز مهمان بودند. موقع ناهار سفرۀ بزرگى در همان اتاق بزرگ بیت امام گستردند...

ارادت ویژه امام به امیرالمومینین(ع)

ارادت ویژه امام به امیرالمومینین(ع)

والله ظلم است کسی در کنار دریای علم امیرالمؤمنین(ع) باشد و تشنه بخوابد.

اقامه نماز جماعت به اصرار طلاب

اقامه نماز جماعت به اصرار طلاب

این دقت‏کاریهای ایشان، در آن وقت در نجف نبود و در طلاب تأثیر می‏کرد و همین برخوردها طلبه‏ها را می‏ساخت و آنها را تهذیب می‏کرد.

عمل به قول

عمل به قول

دانشجویان عزیز بى‏اختیار خودشان را در آغوش امام انداختند و امام هم با آغوش باز از آنها استقبال کردند.

به فکر پیروزى ظاهرى نباشید

به فکر پیروزى ظاهرى نباشید

یادم مى‏آید در عملیات بدر که عملیات واقعاً سختى بود، من در قرارگاه که حدود هفت یا هشت کیلومتر از لبه جلویى خط فاصله داشت...

تعظیم این شخصیت را بر خود واجب می دانم

تعظیم این شخصیت را بر خود واجب می دانم

آیت الله بهجت: من بر خود فرض می دانم که جهت تعظیم این شخصیت ارزنده به اینجا آمده و دقایقی بایستم و سپس بازگردم.

اعتراف فضلاى حوزه نسبت به شخصیت علمى امام

اعتراف فضلاى حوزه نسبت به شخصیت علمى امام

جمعیت درس امام آن موقع حدود سیصد تا سیصد و پنجاه نفر بود که نسبت به جمعیت دو هزار و پانصد نفرى طلبه‏هاى نجف تعداد زیادى بود

تو آنجایی بودی و رفتی

تو آنجایی بودی و رفتی

من در مورد امام یکی، دو تا نوشته دارم که بعضی از مطالب آن پوستر شد، بعضی‏ ها پرده شد.

امام شجاعانه با تفکر حاکم نبرد می‏کردند

امام شجاعانه با تفکر حاکم نبرد می‏کردند

امام با مخالفت افراد خواص و ظاهرالصلاح که مبارزه‏ با آنها کار مشکلی است، به سیصد سال توطئه علیه امثال ملاصدرا خاتمه داد.

 کلام امام را بدون تأمل نمى‏گذاشتیم

کلام امام را بدون تأمل نمى‏گذاشتیم

دوستان آزاده براى حرف هاى امام ارزش و موقعیت خاصى قائل بودند

دیوار بلندی که فرو ریخت

دیوار بلندی که فرو ریخت

امام به مرحوم آیت‏الله العظمی بروجردی خیلی معتقد بودند

این نوشته باید از بین برود

این نوشته باید از بین برود

امام به کتاب تحریرالوسیله زمانی که در ترکیه بودند مطالبی اضافه کرده بودند، این‏ کتاب حاشیه ‏ای بر کتاب وسیله مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی بود...

ورود امام به عراق و استقبال گرم مردم از ایشان در روز تولدشان

ورود امام به عراق و استقبال گرم مردم از ایشان در روز تولدشان

امام ظهر روز سه‏شنبه که میلاد ام‏ الائمه، حضرت فاطمه(ع) و نیز تولد امام بود، با استقبال شایانی وارد نجف شدند.

بى‏  اعتنایى در رسیدن به مرجعیت

بى‏ اعتنایى در رسیدن به مرجعیت

خدا گواه است من براى رسیدن به مرجعیت حتى یک قدم برنداشته‏ام؛ ولى اگر مرجعیت به سراغم آمد از پذیرفتن آن باکى ندارم.

صفحه 97 از 103 < قبلی | 96 | 97 | 98 | 99 | 100 | بعدی >