آنچه که امام در خشت خام می دید به روایت مرحوم محمدنبی حبیبی

بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.

عناوین مطالب خاطرات

تفقد امام

تفقد امام

با نگاه ممتد امام که گویای روشنی بر ادامه برنامه پیشینم بود، شروع مجدد به نوشتن درس نمودم و به کارم ادامه دادم.

صلابت حضرت امام

صلابت حضرت امام

به یاد دارم روزى سلیمان بهبودى یکى از مشاوران شاه از طرف شاه جهت ملاقات خصوصى آمده بود...

تعهد به ملت

تعهد به ملت

امام فرمودند: اگر شما در برابر دولت تعهد دارید من هم در برابر ملت تعهداتی دارم

معلوم مى‏شود، این سید حقیقى است

معلوم مى‏شود، این سید حقیقى است

مرحوم آیت اللّه‏ لواسانى که از دوستان امام بود از طرف آقایى به خواستگارى من آمد.

تصمیم‏گیری حوزه به شما هیچ ارتباطی ندارد

تصمیم‏گیری حوزه به شما هیچ ارتباطی ندارد

مقامات بعث عراق در توجیه اخراج طلاب غیر عراقی که به قصد انحلال حوزه نجف انجام می‏‏شد خدمت امام رسیدند و گفتند ما نمی‏توانیم به این نحو در برابر حوزهٔ‏ نجف سکوت کنیم

اولین برخورد خصوصى با امام

اولین برخورد خصوصى با امام

اولین برخورد خصوصى قابل ذکر وقتى بود که توسط مرحوم اشراقى داماد حضرت امام(رض) احضار شدم و نمى‏دانستم مطلب چیست.

درخت اقاقیا

درخت اقاقیا

یک روز امام در مسیر قدم زدن در حیاط در حالى که با دست به سمت درختى اشاره مى‏کنند، از یکى از همکاران مى‏پرسند: اسم آن درخت چیست؟

ابوالفضل علمدار، خمینی را نگهدار

ابوالفضل علمدار، خمینی را نگهدار

در حرم حضرت ابوالفضل، یک فریاد، شاخه سبز درخت قلبها بود: ابوالفضل علمدار، خمینی را نگه‏‏دار!

تخلف از قانون، هرگز

تخلف از قانون، هرگز

قانونى در فرانسه وجود دارد که ذبح هر حیوانى را در خارج از کشتارگاه منع مى‏کند، هنگامى که امام از چنین قانونى مطلع شدند فرمودند: چون تخلف از قانون است از این گوشت نمى‏خورم.

نهی از غلو

نهی از غلو

امام نوعاً با کسانی که ادعای خارق‏العاده و کشف و کرامت داشتند، روی خوش نشان نمی‏دادند

ارادت امام به ائمه (ع)

ارادت امام به ائمه (ع)

امام حاضر نبودند کلمۀ على یا محمد در زیر پایشان قرار بگیرد؛ گرچه اسم حضرت رسول (ص) یا حضرت على (ع) نباشد.

پرهیز از خودمحوری

پرهیز از خودمحوری

در اوایل آمدن امام به نجف اشرف بود که به دلایلى دولت بعثى عراق تصمیم گرفته بود که با مراجع تقلید در نجف ملاقات کند، از این ملاقات دو مقصود داشتند: یکى، این بود که آیت اللّه‏ حکیم را تضعیف کنند؛

مشرف شدن به سفر حج

مشرف شدن به سفر حج

سال 1352 بود که به همراه حاج‏‏سید احمدآقا و فرزندمان حاج‏‏حسن‏‏آقا که بیش از یکى دو سال نداشتند، به نجف رفتیم...

نیمه شب مناجات شعبانیه می‏خواندند

نیمه شب مناجات شعبانیه می‏خواندند

امام یک ساعت مانده به اذان صبح امام بیدار می‏شدند و وضو می‏گرفتند و پس از نماز شب مشغول مناجات شعبانیه می‏شدند

قدرت قلم

قدرت قلم

دقت نظر و وسعت‏نظر، دو چیز است که هر دو در حضرت ایشان جمع بود.

نصایح امام، آیه‏های تهذب

نصایح امام، آیه‏های تهذب

نصایحی است که امام به مناسبت های مختلف می‏فرمودند، که خیلی در شاگردان مؤثر بود

خبر را از رادیوهای خارجی شنیدم

خبر را از رادیوهای خارجی شنیدم

شبی که خبر شهادت دکتر بهشتی و یارانش به دفتر امام رسید، نمی‏دانستیم این خبر را چگونه به گوش امام برسانیم

دیدم آقا نیست

دیدم آقا نیست

زمان زندانی بودن حضرت امام، من سرباز بودم ...

صفحه 96 از 103 < قبلی | 96 | 97 | 98 | 99 | 100 | بعدی >