با گسترش راهپیماییها، تظاهرات و اعتصابهای مردمی در اکثر نقاط کشور، ضرورت هدایت، سازماندهی و اداره این کار بیش از پیش مشخص شد. به همین خاطر، بحث تشکیل شورای انقلاب، ابتدا در جمع ما ـ که در انقلاب با هم همکاری می کردیم و خطبه های منظمی داشتیم ـ مطرح شد.


به آقای مطهری ـ که می خواستند در پاریس خدمت امام برسند ـ گفتیم پیشنهاد تشکیل شورای انقلاب را به امام بگویند؛ ایشان نیز، چنین کردند. امام هم ـ که گویا خودشان از قبل در فکر تشکیل هیأتی برای مشورت دادن به ایشان بودند، اما شرایط را مساعد نمی دیدند ـ تشکیل شورا را در این مرحله از مبارزات، پذیرفتند و پنج نفر را انتخاب کردند که شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید باهنر، آقای موسوی اردبیلی و بنده بودیم. همچنین دستور دادند افراد جدید، با پیشنهاد این جمع به اتفاق آراء و تصویب ایشان اضافه شوند.


ما در حال بررسی نفرات مورد نظر برای پیشنهاد به امام بودیم که ایشان طی نامه ای که در تاریخ 14 آبان 1357 به آقای بهشتی نوشتند، از تأخیر در معرفی افراد دیگر گله کردند و خواستار تسریع در این امر شدند.[1]


ایشان حتی در نامه دیگری به آقای حسین نوری همدانی  با بیان شرایطی برای اعضای شورای انقلاب، از وی خواستند که در قم مطلب را مطرح و بی درنگ... حداقل ده نفر را تعیین و به ایشان معرفی کنند.


خود ما در اولین قدم با آقای مهدوی کنی صحبت کردیم و پس از تأیید امام، ایشان به جمع ما پیوست و بعد هم به همین ترتیب، آیت اللّه  طالقانی و آیت اللّه  خامنه ای به عضویت شورا در آمدند.


این شورا که اداره مبارزات انقلابی را با موافقت و دستور رهبری بر عهده داشت، در آغاز فعالیت، هفته ای یک بار و سپس دو بار به صورت مخفی در منازل اعضا، تشکیل جلسه می داد و تصمیمات آن در زمینه چگونگی تظاهرات، اعتصابها، راهپیماییها و در مواردی پس از تأیید امام، به اجرا درمی آمد. البته جمع آوری پول از مؤمنین برای رسیدگی به وضعیت اعتصاب کنندگان و تأمین مالی نیروهای انقلابی و حتی رفع نیازهای مالی مردم مستأصل و نیازهای مبارزاتی در فرانسه، از جمله کارهای دیگرمان بود.


امام برای هیچ یک از اعضای شورا، حکمی صادر نکردند و به خاطر مسائل امنیتی، نام اعضاء و محل تشکیل جلسه های شورای انقلاب، سری بود و به همین دلیل تا زمان پیروزی انقلاب و حتی، تا مدتی بعد از پیروزی، از ضبط و ثبت مذاکرات جلسه های شورای انقلاب، خودداری شد؛ هر چند که ما با توجه به سوابقی که از دوران مبارزه داشتیم، مطمئن بودیم که وجود این شورا و نقش آن در اداره مبارزات، از نگاه رژیم، پنهان نمی توانست باشد.[2]


منبع: امام خمینی (س) به روایت آیت الله هاشمی رفسنجانی









[1]. متن نامه حضرت امام به آیت ‏اللّه‏ بهشتی به شرح ذیل می‏باشد:


4 ذی‏الحجه  1398بسمه تعالی     پس از اهدای سلام و تحیت، وقت دارد سپری می ‏شود و من خوف آن دارم که با عدم معرفی اشخاص، مفسده پیش آید. بنا بود به مجرد آمدن ایشان (م.ط) با اشخاص مورد نظر یکی یکی و جمعی ملاقات کنید و نتیجه را فوراً به اینجانب اعلام کنید. و نیز مرقومی که معرف باشد با خط و امضای عدد معلوم بفرستید. من در انتظار هستم و باید عجله شود، و نیز استفسار از بعضی آنها برای مسافرت به خارج. در هر صورت همۀ موضوعات که به شما و ایشان تذکر داده شد، لازم است با عجله انجام گیرد و اگر اشخاص دیگری نیز پیدا شد ملحق شود. والسلام.  صحیفه امام؛ ج 4، ص 307.




[2]. انقلاب و پیروزی؛ صص 122ـ 125.



. انتهای پیام /*