آبانماه 1357، همزمان با سالگرد نطق تاریخی امام خمینی علیه کاپیتولاسیون و در آستانۀ سالروز تبعید امام به ترکیه، سراسر ایران شاهد گسترده ترین قیام مردمی علیه نظام شاهنشاهی است؛ نظامی که به شدت از سوی دول غربی و آمریکا حمایت می شود.


امام خمینی در پی هجرتی تعیین کننده، در «نوفل لوشاتوی پاریس» مستقر شده و این منطقه خبرسازترین کانون خبری و مطبوعاتی جهان گردیده است. به برکت قیام اخیر ملت ایران، از فشار سانسور بر مطبوعات کاسته شده و گوشه هایی از صحنه های قیام خونین مردم در روزنامه ها منعکس می گردد.


دولت شریف امامی، شاه، دربار، سازمان امنیت و همۀ ارکان رژیم تمامی تلاش خویش را مأیوسانه صرف پیشگیری از زوال نظام سلطنتی کرده اند. بحران رژیم به اوج خود رسیده است، کوشش سفرای آمریکا و انگلیس و مصاحبه های پیاپی کارتر، رئیس جمهور آمریکا ودولتمردان دول غربی در حمایت از شاه نتیجه ای جز کشتار بیشتر مردم به دست مأموران حکومت نظامی و رساترشدن فریاد ملت، نداشته است.


 مأموران حکومت نظامی، در این روزها، کلیۀ راهپیمایی ها و تظاهرات را ـ هر چند آرام ـ به خاک و خون می کشند. در همدان، کوچه به کوچه، مردم را تعقیب می کنند و به رگبار می بندند. در گزارشی که یکی از خبرنگاران، با اضطراب،برای هیأت تحریریۀ روزنامۀ خود مخابره کرده، می خوانیم:


 «آقا! این جا صحرای کربلاست؛ هر جنبنده ای را به گلوله می بندند. شهر، یکپارچه تعطیل است. نیروهای زرهی ازتانک و زرهپوش و خودروهای ارتشی در همه جای شهر دیده می شوند. تمام وکلای دادگستری همدان، در اتاق دادستان شهرستان بست نشسته اند و اعلام کرده اند تا تمام مسببین کشتارها معرفی و مجازات نشوند، از بست خارج نخواهند شد و حتی اتاق دادستان را، شبانه روز، ترک نخواهند کرد. وقتی دادستان، تعداد کشته شدگان و مجروحان را از رئیس شهربانی می پرسد، او با خونسردی می گوید که هشت پاسبان و دو افسر مجروح شده اند! تعداد مقتولان تظاهرکننده را نیز شش نفر عنوان می کند؛ امّا هم آقای دادستان و  تمام مردم می دانند که تعداد شهدای همدان، رقمی بیش از این هاست. دادستان همدان نامۀ شدیداللحنی به رئیس شهربانی نوشت و دستور داد که از خروج کلیۀ مجروحان از بیمارستانها جلوگیری شود تا در مورد مسببین حوادث تحقیق گردد.»


 130 تن از دانشجویان دختر مدرسۀ عالی بهداشت همدان، به عنوان اعتراض به کشتار مردم شهر، دست به اعتصاب می زنند و کلاسها را تعطیل کرده به تظاهرات در محوطۀ این مدرسۀ عالی می پردازند.


 خبرگزاری رویتر از پاریس، به نقل از یکی از نزدیکان امام خمینی (س)، گزارش می دهد: «در حوادث خونین همدان، بین 30 تا 40 نفر کشته شده اند.» این فرد که با تهران در تماس بوده است، به خبرنگار رویتر می گوید: «تاساعت 6 بعدازظهر، تعداد شهدای همدان بین 30 تا 40  نفر گزارش شده است[1]


گزارش رسیده از قم حاکی است که در حرم مطهر حضرت معصومه ـ سلام اللّه  علیها ـ بعد از برگزاری نماز مغرب وعشا، تظاهراتی برپا شده است و امروز نیز هنرآموزان هنرستان صنعتی، در خارج از محوطه، دست به تظاهرات زده اند. همچنین بزرگترین واحد آموزشی قم، یعنی دبیرستان حکیم نظامی با 1600 محصل، تعطیل می شود و مأموران انتظامی از امروز صبح، از ورود دانش آموزان به دبیرستان جلوگیری می کنند.تعطیل این دبیرستان، به خاطر تظاهراتی بود که همه روزه دانش آموزان در محوطۀ دبیرستان به راه می انداختند.خبرنگاران، از قم گزارش می دهند که فریاد «درود بر خمینی» و «مرگ بر شاه» این 1600 دانش آموز، تا شعاع زیادی به گوش می رسد و حکومت نظامی چاره ای جز تعطیل دبیرستان ندارد. دانش آموزانی که اجازه ورود به مدرسه نداشته اند در خیابانها به راه افتاده اند.[2]


خبر محدودیتهایی که دولت فرانسه برای امام خمینی (س) در انجام مصاحبه ایشان با خبرنگاران خبرگزاریها ایجادکرده است، قضات دادگستری ایران را به نوشتن نامه ای به ژیسکاردستن رئیس جمهوری فرانسه وا می دارد. قضات دادگستری در نامۀ خود به رئیس جمهور فرانسه، با تصریح بر این واقعیت که، «حضرت آیت اللّه  العظمی خمینی نه تنها رهبر مذهبی مسلمانان، بلکه رهبر عالیقدر مبارزه های ملی و ضد استعماری در سالهای اخیر هستند»، انتظارات به حق مردم ایران را از دولت فرانسه، نسبت به رفتار مناسب با نمایندۀ واقعی شان، یادآور می شوند.


 در این میان، سیاستمداران به اصطلاح کهنه کار به اظهار نظر دربارۀ آیندۀ ایران می پردازند. شاپور بختیار در گفتگو باکیهان می گوید: «آینده را بسیار تاریک می بینم. اگر یک تغییر بنیادی در مملکت رخ ندهد و اوضاع به همین ترتیب پیش برود، با عدم اعتمادی که مردم نسبت به این دستگاه دارند، من متأسفانه آینده را به هیچ وجه روشن نمی بینم.» و ادامه می دهد: «برای تغییر اوضاع، اولین وظیفۀ دولت این است که جای خودش را به افرادی بدهد که مورد اعتماد مردم باشند!» [طبعاً در همان زمان، آقای بختیار به عنوان مهره ای آلترناتیو، در نظر گرفته شده و مذاکراتی هم از طرف رژیم وامریکا با او صورت گرفته بود.]


مظهری، نمایندۀ مجلس شورای ملی، جنگ داخلی! را پیش بینی می کند. ابوالفضل قاسمی، روزنامه نگار، استقرارحکومت قانون و تحقق دموکراسی را چاره کار می داند. و عاملی تهرانی وزیر اطلاعات و جهانگردی، پس از انتقاداتی از گذشته و ارائه راه حلها، دل به طرحهای سازمان امنیت خوش کرده و می گوید: «قلب من گواهی می دهد که ایران، آینده ای امیدبخش خواهد داشت!»


 خبرهای مخابره شده به روزنامه ها، همچنان حکایت از آن دارند که:


ـ کارکنان اعتصابی شرکت خاص خدمات نفت (کنسرسیوم سابق): کارکنان خارجی باید از صنعت نفت اخراج شوند.


 ـ 2 نفر در تظاهرات خونین خرم آباد کشته شدند.


ـ هزاران دانش آموز در حال تظاهرات به دانشگاه تهران رفتند تا به تظاهرات دانشجویان بپیوندند.


ـ مردم بروجرد، یکپارچه دست به تظاهرات زدند.


ـ جامعه روحانیت همدان به خشونت پلیس اعتزاض کردند.


ـ دانش آموزان و معلمان شاهرود، راهپیمایی کردند.


 نهضت امام به بار نشسته و لحظات پیروزی نزدیک می شود. امام خمینی (س) به آیندۀ انقلاب و تربیت نسلی می اندیشند که سرنوشت انقلاب را به دست خواهد گرفت، آری، جوانان ـ به گونه ای بی سابقه ـ وارد میدان مبارزه شده اند.


 احزاب و گروههای غیر معتقد به مبانی اخلاقی و ارزشهای معنوی اسلام، با استفاده از شرایط پیش آمده، یکی پس از دیگری اعلام موجودیت کرده به جذب هوادار مشغول اند.


 صدای کسانی که به جرم ایستادگی در برابر انحرافات ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در تصفیه خونین سازمان جان باخته اند، در هیاهوی تبلیغاتی این سازمان گم شده و تفکر التقاطی ترویج می شود. ملی گرایان باسابقه، محو استبداد و برقراری حکومت دموکراتیک را پایان پیروزمندانۀ قیام می دانند. آهنگ سیر حوادث سیاسی، تند و سریع است و غلبۀ جنبه های سیاسی قیام، دیگر مسائل را تحت الشعاع قرار داده است.


 بدین لحاظ است که امام خمینی (س)، با تکیه بر احتیاجات مادی و معنوی بشر، مراحل مختلف سیر تکاملی انسان در بعد حیات مادی را مطرح کرده آن گاه به تشریح نیازهای معنوی انسان می پردازند. امام تربیت و رشد جنبه های معنوی بشر را یکی از مهمترین وظایف انبیا و ما به الامتیاز انسان با دیگر موجودات زنده برمی شمرند و فرمایند:


"تربیت بشر به وحی خدا و به تربیت انبیا این است که چیزهایی که رابطه بوده است ما بین آن عالَم و این عالَم، چیزهایی که اگر آن کارها را ما انجام بدهیم در تربیت معنوی ما دخالت دارد، آنها را به ما بیان کردند که این کارها را بکنیم. ما نمی دانیم البته که آیا رابطه ما بین نماز و سعادت آن عالَم چیست؛ رابطه اش را ما نمی دانیم، خدا می داند؛ چنانچه من و شما که طبیب نیستیم نمی دانیم که رابطه ما بین این قرصی که طبیب می دهد با این مرض چیست، لکن رابطه دارد؛ آنکه عالِم است این رابطه را ادراک کرده است و به ما گفته است و ما هم باید اطاعت کنیم تا مرضمان خوب بشود. این رابطه را که بین این اعمال ما، اعمال صالحه ما با آن عالَم است، این را انبیا می دانند به وحی خدای تبارک و تعالی؛ و آمده اند برای اینکه به ما بگویند که فلان کار را اگر بکنید، این رابطه دارد اینجا با آن عالَم و روح شما را تربیت می کند این؛ که شما در آن عالَم وقتی که می روید با سعادت هستید.( صحیفه امام، ج 4، ص: 189)


ایشان با اشاره به نگرش تک بعدی برخی از مدعیان شناخت اسلام، «اسلام شناس واقعی» را کسی می دانند که هر دو جنبۀ معنوی و مادی اسلام را شناخته باشد و می فرمایند:


"دو طایفه که یک طایفه، طرف معنویت را گرفته اند و طرف اجتماع را رها کردند و این طایفه طرف اجتماع و علم اجتماع و علم سیاست و علم، نمی دانم این معانی را دارند و آن طرف را رها کردند. این دو، نه این اسلام شناس است، نه آن اسلام شناس است. اسلام شناس کسی است که این دو مطلب را، این دو جبهه را، هم جبهه معنوی را بشناسد هم جبهه ظاهری را؛ یعنی هم اسلام را بشناسد به آن جهات معنوی که دارد، و هم اسلام را بشناسد به این جهات مادی که دارد. کسی که اسلام را بخواهد بشناسد، باید به این جور بشناسد؛ یعنی آیات و روایاتی و احکامی که وارد شده است  راجع به جهات معنوی، اینها را بشناسد تا آن اندازه ای که می داند؛ و آیات و روایات و عرض می کنم، احکامی که وارد شده است برای تنظیم امور جامعه و برای امور سیاسی و برای امور حکومتی، اینها را هم بشناسد. کسی که این دو جنبه را شناخت به اندازه ای که انسان می تواند بفهمد، این اسلام را شناخته."( صحیفه امام، ج 4، ص: 190)


  لزوم پرداختن به جهاد اکبر، به موازات مبارزه با رژیم طاغوت، و پذیرش تمامی احکام ظاهری و باطنی اسلام و عمل بدانها به عنوان عوامل سعادت بشر در دنیا و جهان دیگر، از مواردی است که سلامت و تداوم انقلاب، سخت بدان نیازمند بود، چرا که آتش انقلاب موجب شده بود تا ابعاد معنوی در بین جوانان در داخل و خارج کشور تحت الشعاع مسائل سیاسی کمرنگ جلوه کند. در چنین شرایطی سخن گفتن از اخلاقیات و معنویات، اعتراض و انتقاد روشنفکران را برمی انگیخت و گوینده متهم به جمود فکری و عدم شناخت واقعیتهای انقلاب می شد، اما امام خمینی هدفی متعالی تر از سرنگونی یک نظام سیاسی را تعقیب می کرد و سخنان اخلاقی ایشان در بحبوحۀ حوادث انقلاب بیانگر این ادعاست.


برگرفته از کتاب کوثر، ج2، صص1-5






[1]. آرشیو خبرگزاری جمهوری اسلامی پارس سابق و آرشیو روزنامه کیهان.


 




[2]. نگاه کنید به مطبوعات پنجم و ششم آبانماه 57 .


 



. انتهای پیام /*