علما و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلام شلیک می ‏شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند. اولین و مهمترین فصل خونین مبارزه در عاشورای 15 خرداد رقم خورد. در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می‏ نمود. بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس مآبی و تحجر بود؛ گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می‏ سوخت و می‏ درید. در آن زمان روزی نبود که حادثه‏ ای نباشد، ایادی پنهان و آشکار امریکا و شاه به شایعات و تهمتها متوسل شدند حتی نسبت تارک الصلوة و کمونیست و عامل انگلیس به افرادی که هدایت مبارزه را به عهده داشتند می‏ دادند. واقعاً روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می‏ گریست که چگونه امریکا و نوکرش پهلوی می‏ خواهند ریشه دیانت و اسلام را برکنند و عده‏ای روحانی مقدس نمای ناآگاه یا بازی خورده و عده‏ای وابسته که چهره‏ شان بعد از پیروزی روشن گشت، مسیر این خیانت بزرگ را هموار می ‏نمودند.

صحیفه امام؛ ج 21، ص 279-280

. انتهای پیام /*