نوفل لوشاتو، 1357_ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج درباره تبیین انگیزه ها و اهداف قیام

اهم بیانات:

کسی بگوید که ما قانون اساسی را می خواهیم، ما انتخابات آزاد می خواهیم، ما‏‎ ‎‏حکومت مردم بر مردم می خواهیم، هر کس این ‏‏[‏‏حرف‏‏]‏‏ را بزند، غیر از این مطلبی است‏‎ ‎‏که ما می گوییم. آن یک مسئله یا ابهام دار است یا خیر، مقصود این است که باید این‏‎ ‎‏سلسله باشند؛ قانون اساسی باید باشد. قانون اساسی معنایش این است که این سلسله باید‏‎ ‎‏باشند؛ و انتخابات آزاد هم معنایش این است که امر انتخابات با شاه است که او امر به‏‎ ‎‏اجرای انتخابات بکند و این برخلاف آن چیزی است که ما می گوییم. ما می گوییم ما اینها‏‎ ‎‏را نمی خواهیم. هیچ ابهامی ندارد. آنکه می گوید که ما قانون اساسی را می خواهیم، آن‏‎ ‎‏لابد می گوید که ما اینها را می خواهیم. پس مابین این دو تا قول هیچ سازشی نیست که‏‎ ‎‏کسی بگوید این دو تا قول یک مطلب را می گوید؛ نه، این دو تا مطلب است. مطلب ملت‏‎ ‎‏ایران هم، ما از مردم باید بفهمیم که ملت چه می گویند، و همه دیدید که ملت در این‏‎ ‎‏تظاهراتی که کردند در شهرها، الآن هم تظاهراتی که می کنند در همۀ شهرها، آنکه فریاد‏‎ ‎‏می زنند همین فریاد است که ما این سلسله را نمی خواهیم. گاهی هم ‏‏[‏‏می گویند‏‏]‏‏ ما شاه را‏‎ ‎‏نمی خواهیم. بنابراین ابهام در این اصل هیچ نیست.‏

یک مملکت دامداری اش را بکلی از ... از بین بردند، زراعتش را بکلی از بین بردند؛‏‎ ‎‏مراتعش را به غیر دادند. همه چیز آن را از بین بردند، و الآن شما برای همه چیز محتاجید.‏‎ ‎‏اگر یکوقت جلویش را بگیرند، مملکت ایران بعد از سی و سه روز دیگر باید همه گرسنه‏‎ ‎‏بمانند. این مملکتی است که اگر ایشان نباشد دنیا به هم می خورد! مملکت دیگر مملکت‏‎ ‎‏نیست! ما مملکت که می خواهیم. ‏‏[‏‏شاه می گوید‏‏]‏‏ پس بگذارید من باشم که این مملکت‏‎ ‎‏باشد!

‏‏ ر.ک صحیفه امام؛ ج 5، ص 44 - 59

***

قم، 1358_ سخنرانی در جمع گروهی از خطبا و وعاظ در آستانه ماه محرم (بقای تشیع)

اهم بیانات:

این دید مستکبرین است که سایر قشرهای بزرگ ملتها را، آنهایی که دریایی هستند‏‎ ‎‏که کارتر و امثالش قطره است در مقابل آن دریاها، آنها را اینها نمی بینند. یعنی این‏‎ ‎‏بیماری اسباب این شده است که آنها را نبینند. از این جهت وقتی که در اریکۀ ریاست‏‎ ‎‏جمهور نشسته و با آن دید بیمارگونه نگاه می کند و می بیند که چند تا وزیر در فلان جا و‏‎ ‎‏چند تا مثلاً اشخاصی که راجع به مجالس خودشان هست و اینها، یا در جاهای دیگر،‏‎ ‎‏عددی از این وابسته ها ممکن است که اینها خشمشان ‏‏[‏‏افزوده‏‏]‏‏ بشود. ایشان اینها را جهان‏‎ ‎‏حساب می کند و می گوید که چنانچه این دیپلماتها را ‏‏[‏‏...‏‏]‏‏. اینها را دیپلمات حساب‏‎ ‎‏می کند اینهایی که جاسوسیشان به حسب شواهد ثابت شده است، اینها را دیپلمات‏‎ ‎‏حساب می کند، و جهان را هم عبارت از همان که خودش می بیند حساب می کند. این‏‎ ‎‏بیماری تا یک اندازه ای هم در محمدرضا بود. و همین بیماری اسباب این شد که از بین‏‎ ‎‏رفت او. این بیماری که ‏‏[‏‏شخص‏‏]‏‏ خودش را ببیند و چند تا از این تملق گوهایی که‏‎ ‎‏اطرافش هستند. و این دلقکهایی که دور و برش هستند. همینها را ببیند و ملت را اصلاً به‏‎ ‎‏حساب نیاورد ‏‏[‏‏و‏‏]‏‏ نفهمد که هر مملکتی ملتش اساس هستند. دولتها اقلیتی هستند که باید‏‎ ‎‏برای خدمت این ملت باشند. و اینها نمی فهمند که دولت خدمتگزار ملت باید باشد، نه‏‎ ‎‏حاکم بر ملت. ‏

‏ ر.ک صحیفه امام؛ ج 11، ص 88 - 102

***

جماران، 1360_ اجازه نامه به آقای سید علی اکبر محتشمی، در اخذ وجوه شرعیه

‏‏ ر.ک صحیفه امام؛ ج 15، ص 377

***

جماران، 1362_ سخنرانی در جمع مسئولان دستگاه قضایی کشور (تبیین ظلم و جنایات قدرت ها)

اهم بیانات:

قوّۀ قضاییه همان طوری که آقا فرمودند یک‏‎ ‎‏قوّۀ مستقل باید باشد. یعنی در همه جای دنیا این اسم هست که قوّۀ قضاییه مستقل است.‏

‏‏ ر.ک صحیفه امام؛ ج 18، ص 220 - 227

***

جماران، 1363_ نامه به آقای محسن رضایی (موافقت با مسئول حفاظت اطلاعات پیشنهادی)

‏‏ ر.ک صحیفه امام؛ ج 19، ص 220

***

جماران، 1365_ سخنرانی در جمع خانواده های شهدا و مسئولان قضایی ارتش (بیداری ملت)

اهم بیانات:

چرا این قدر ما عقب افتاده هستیم؟ چرا ما باید به واسطۀ اغراض نفسانیه این‏‎ ‎‏قدر خودمان را ببازیم؟ چرا باید وقتی که دنیا به تزلزل درآمده است برای این بی اعتنایی‏‎ ‎‏ایران به کاخ سفید و سیاه، چرا ما باید توجیه کنیم مسائل آنها را؟ چرا ما باید این قدر‏‎ ‎‏غربزده باشیم یا شیطانزده؟ من هیچ توقع نداشتم از بعض این اشخاص، ولو بعضیشان در‏‎ ‎‏نظر من پوچ اند، لکن از بعضی از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این‏‎ ‎‏زمان که باید فریاد بزنند سر امریکا، فریاد می زنند سر مسئولین ما! چه شده است؟

‏‏ ر.ک صحیفه امام؛ ج 20، ص 159 - 163

***

جماران، 1366_ بیانات در جمع اعضای تیپ امام جعفرصادق (ع) مرکب از طلاب رزمی ـ تبلیغی قم

 

‏‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

من نمی دانم باچه زبانی، من نمی توانم احساساتی که دارم نسبت به شماها و اخلاص‏‎ ‎‏و مودتی که دارم نسبت به همۀ قشرهای ملت و خصوصاً قشر روحانی با چه زبان ادا کنم.‏‎ ‎‏شما مطمئن باشید که من در مواقعی که احتمال می دهم دعا مستجاب باشد، به همه دعا‏‎ ‎‏می کنم. و الآن هم از خدای تبارک وتعالی می خواهم که شما را در راهی که بوده اید‏‎ ‎‏حفظ کند و خداوند دشمنان اسلام را هدایت کند و اگر نمی شوند، فانی کند.‏

امیدوارم که همۀ شما آقایان و سایر قشرهای ملت در کار خودتان مستقیم باشید که‏‎ ‎‏این کار حق است.راه شما راه خداست و خدای تبارک و تعالی به شما نصرت عنایت‏‎ ‎‏می کند. خداوندا! اینها بندگان تو هستند، اینها در حضور تو هستند، اینها برای اسلام تو‏‎ ‎‏خدمت می کنند، اینها برای شکست کفار جانفشانی می کنند، خداوندا! تو تأییدشان کن،‏‎ ‎‏حفظ شان کن، سلامتشان بدار، عاقبت همه را ختم به خیر کن. ‏

 

‏‏والسلام علیکم و رحمة الله ‏

‏‏ ر.ک صحیفه امام؛ ج 20، ص 423

***

. انتهای پیام /*