‏نجف اشرف، ۱۳۵۶_ وصیت نامه و تعیین وصی در مورد وجوه شرعیه

‏‏ بسم الله الرحمن الرحیم‏

‏‏به تاریخ ۲۷ شهر ذی الحجه ۱۳۹۷‏

اینجانب روح الله موسوی خمینی، در حال صحت و سلامت، وصی خود قرار دادم‏‎ ‎‏حضرات حجج اسلام آقای آقا شیخ حبیب الله اراکی و آقای رضوانی خمینی و آقای آقا‏‎ ‎‏سید عباس خاتم یزدی و آقای آقا سید جعفر کریمی ـ دامت افاضاتهم ـ را در امور‏‎ ‎‏مربوطۀ به وجوه شرعیه که نزد اینجانب است. تمام وجوهی که نزد خودم و نزد آقای‏‎ ‎‏خلخالی است وجوه شرعیه است و یک فلس‏‎ آن مال شخصی که مربوط به ورثه‏‎ ‎‏شود نیست مگر یک پاکت که مختصر وجهی در آن است و پشتش نوشته شده: «مال‏‎ ‎‏شخص خودم است». آقایان این وجوه را به طور شهریه، به هر نحو صلاح می دانند، در‏‎ ‎‏حوزه های علمیه مصرف نمایند. صورت وجوه در دفتر اینجانب موجود است؛ و چون‏‎ ‎‏وجوه بتدریج می رسد و صرف می شود نمی توانم صورت را بدهم. و اگر عائلۀ اینجانب‏‎ ‎‏و مرحوم مصطفی ـ رحمه الله تعالی ـ خواستند نجف بمانند، به آنها به مقدار متعارف‏‎ ‎‏مخارج بدهند. از خداوند تعالی توفیق و تأیید آقایان را خواستارم. امید است کمال‏ ‏‏احتیاط را در امور مراعات فرمایند. والسلام علیکم و رحمة الله .‏‎

‏‏روح الله الموسوی الخمینی‏

ر.ک صحیفه امام؛ ج ۳، ص ۲۸۰

***

نجف اشرف، ۱۳۵۶_ نامه تشکر به آقای سید احمد علم الهدی (شهادت سید مصطفی)

ر.ک صحیفه امام؛ ج ۳، ص ۲۸۱

***

نوفل لوشاتو، ۱۳۵۷_ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج درباره تکلیف بودن قیام بر علیه سلطان جائر

اهم بیانات:

مسئله این است که الآن یک سلطان جائری است؛ یعنی یک سلطه ای دارد بر‏ ‏مردم: قشون دارد، لشکر دارد، و قدرتهای بزرگ هم دنبال سرش هستند، و سلطانِ جائر‏‎ ‎‏است، و همۀ این اوصافی که فرموده اند در ایشان هم هست. نفوس مسلمین را خدای‏‎ ‎‏تبارک و تعالی محرّم کرده است که کسی تصرف در آن بکند این مردم را بکشد؛ این‏‎ ‎‏یکی از حرمات الله است و ایشان اجازه می دهد، امر می کند به آن. اموال مسلمین باید‏‎ ‎‏محفوظ باشد، اموال ملت ایران باید محفوظ باشد برای خود ملت ایران، نفت ایران مال‏‎ ‎‏خود ایران است، مراتع ایران مال خود ایران است، باید به درد خود ایران بخورد، شیلات‏‎ ‎‏ایران باید به درد خود ایران بخورد، مال خود ایران است، جنگلها مال خود ایران است،‏‎ ‎‏مخازن زیرزمینی هرچه هست مال خود ایران است، باید خود ایرانی ها بیرون بیاورند،‏‎ ‎‏استخراج بکنند و استفاده کنند برای همین مصالح خودشان، برای ملت، ایشان همۀ‏‎ ‎‏اینهایی را که ذکر کردم به باد دادند. بر همه حرام است که اموال مسلمین را، آن اموالی که‏‎ ‎‏مال یک ملت است، به باد بدهد و به دشمنهای اسلام مثل اسرائیل بفروشد. اسرائیلی که‏‎ ‎‏الآن در حال جنگ است با مسلمین، نفت او را ـ بیشترش را ـ می گویند که از ایران اداره‏‎ ‎‏می شود. در ازایش ـ آن هم از قراری که می گویند ـ بسیاری از این کشته هایی که ما داریم‏‎ ‎‏با سربازهای اسرائیل شده است. پس ایشان مُسْتَحِل حُرمات الله است. هم نفوس مسلمین‏‎ ‎‏را به باد دارد می دهد، و هم اموال مسلمین را. مراتع ما را به غیر داده است، جنگلهای ما را‏‎ ‎‏به شرکتهای خارجی داده است؛ شیلات را با کشتن چندین هزار ـ آنطور که می گویند ـ‏‎ ‎‏چندین هزار نفر را کشتند تا شیلات را از مردم بیچاره گرفتند و به غیر واگذار کردند!‏‎ ‎‏نفتمان هم که همه می دانید که دارند چه می کنند که بعد از چند وقت دیگر ایران هیچ چیز‏‎ ‎‏ندارد. هرچه هست غارت کردند و بردند.‏

کسی الآن عذر ندارد که بگوید که ما نمی توانستیم، ما نمی دانستیم. کسی می تواند در‏‎ ‎‏همۀ ایران بگوید من نمی دانستم که این سلطان جائر است؟ کسی می تواند بگوید من‏‎ ‎‏نمی دانستم مخالف سنت رسول الله ‏‏[‏‏است،‏‏]‏‏ مخالفت با سنت رسول الله می کند؟ کسی‏‎ ‎‏نمی داند که این آدم عهد خدا را شکسته، معصیت کار است به مردم جور دارد می کند،‏‎ ‎‏مال مردم را، همه را هدر داده؟! هیچ کس نمی تواند بگوید من نمی دانستم. حالا کسی‏‎ ‎‏می تواند بگوید که ما دیگر نمی توانستیم؟ تمام قدرت همراه ماست، چطور‏‎ ‎‏نمی توانستیم؟! همه باید استنکار کنند؛ یعنی با لفظ بگویند شاه اینطور است. چطور‏‎ ‎‏بعضی از علمای بعض بلاد صریحاً می نویسند که شاه اینطور است، هیچ کاری شان‏‎ ‎‏نکردند. همه باید بگویند شاه اینطور است، دولت ـ نمی دانم ـ چطور و رژیم چطور‏‎ ‎‏است. اینها غلط است؛ باید اسم ببرند بگویند که شاه اینطور است. استنکار کنند. عذر‏‎ ‎‏نمی شود بگوید من نمی توانستم؛ نخیر می توانستی. اگر کسی یک کلمه بگوید که در این‏‎ ‎‏کلمه ترویج از این ظالم است، تأیید این ظالم است، با این کلمه حفظ بشود این، ظالم‏‎ ‎‏است؛ این خیانتکار به اسلام و مسلمین است.

‏‏ ر.ک صحیفه امام؛ ج ۵، ص ۱۹۱ - ۲۰۲

***

قم، ۱۳۵۸_سخنرانی در جمع شورای ۵ نفره صدا و سیما (جایگاه صدا و سیما)

اهم بیانات:

دستگاه رادیو تلویزیون چنانکه من کراراً گفته ام، دستگاهی است که حساسترین‏‎ ‎‏دستگاههای تبلیغاتی هر کشوری است که هم از طریق بصر و هم از طریق سمع از آن‏‎ ‎‏مردم استفاده می کنند. و آنطوری که به رادیو و تلویزیون توجه می کنند مردم، به هیچ‏‎ ‎‏دستگاهی آنطور توجه نمی کنند. از دستگاه کوچکی که برای بچه ها گذارده می شود با‏‎ ‎‏آن برنامه هایی که برای دیگران. اگر این دستگاه اصلاح بشود و برنامه های آن برنامه های‏‎ ‎‏اصلاحی باشد، امید است که یک مملکت اصلاح بشود. و اگر این دستگاه دستگاهی‏‎ ‎‏باشد که نظیر همان زمان طاغوت باشد، مردم به همان حال باقی می مانند. از وظایف‏‎ ‎‏مهمی که این شورا دارد که در آنجا اعضای محترمشان مجتمعند و آقای موسوی هم که‏‎ ‎‏ما از سوابقشان اطلاع داریم و می شناسیم ایشان را، هستند، وظیفۀ مهم این است که‏‎ ‎‏مراقبت بشود از این دستگاه، به طوری که محتوایش یک محتوای جمهوری اسلامی‏‎ ‎‏باشد.‏

‏‏ ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۱، ص ۱۹۵ - ۲۰۳

***

جماران، ۱۳۶۰_ سخنرانی در جمع ستاد نمازجمعه تهران و دانشجویان و ... (وظایف حوزه ها)

‏اهم بیانات:

این انقلاب اسلامی ایران ‏‏[‏‏را‏‏]‏‏ باید بگوییم که یک جهش ناگهانی بود که ملت ما در‏‎ ‎‏هر امری که از امور پیش می آمد تازه کار بود؛ برای اینکه، در رژیمهای سلطنتی و‏‎ ‎‏خصوصاً در این پنجاه و چند سال اخیر برای هیچ یک از گروهها فرصت اینکه در مسائل‏‎ ‎‏فکر کنند، فضلاً، از اینکه عمل کنند نبود. حوزه های علمیۀ ایران، چه حوزه های علمیۀ‏‎ ‎‏قدیمی و چه دانشگاهها یک وضعی داشتند که با این جهش باید آن وضع را متحول کنند‏‎ ‎‏و تهیۀ قبلی نداشتند. ناگهان تکلیفهایی به دوش همه آمد و چون مهیا نبودند هیچ یک از‏‎ ‎‏قشرهای ملت، از این جهت بار سنگین بود، لکن مع ذلک، بحمدالله همت والای همۀ‏‎ ‎‏قشرهای ملت این بار سنگین را هم دارد به پیش می برد، لکن کافی نیست این مقدار.‏‎ ‎‏حوزه های علمیۀ علوم شرعیه فعالیتهایشان در رژیمهای سابق و خصوصاً این پنجاه و‏‎ ‎‏چند سال اخیر بسیار محدود بود؛

اسلام‏‎ ‎‏عمیقتر از همه جا و از همۀ مکتبها راجع به امور انسانی و راجع به امور تربیتی ‏‏[‏‏نظر‏‏]‏‏ دارد‏‎ ‎‏که در رأس مسائل اسلام است؛ چنانچه امور اقتصادی دارد. ما نمی توانیم امروز همان‏‎ ‎‏طور که انبار می کردند از غرب برای ما سوغات می آوردند و در دانشگاههای ما بچه های‏‎ ‎‏ما را فاسد می کردند، امروز هم بنشینیم که مغزهایی که تربیت غربی دارند برای ما تربیت‏‎ ‎‏کنند بچه های ما را. باید تربیت، تربیت قرآنی باشد. قرآن غنی ترین کتابهای عالم است در‏‎ ‎‏تربیت، در تعلیم و تربیت، منتها متخصص لازم دارد. اینطور نیست که بعضی گمان کردند‏‎ ‎‏که ما دو تا آیه را بلدیم پس ما قرآن شناسیم، اسلام شناسیم. کسانی که قرآن را از رو‏‎ ‎‏نمی توانند درست بخوانند خودشان را اسلام شناس حساب می کنند. کسانی که اطلاع از‏‎ ‎‏احکام اسلام ندارند، از اقتصاد اسلام ندارند، از فرهنگ اسلام ندارند، از علوم عقلی‏‎ ‎‏اسلام اطلاع ندارند، اینها می گویند که در اسلام نیست. خوب، تو که اطلاع نداری، به چه‏‎ ‎‏مناسبت یک همچو حرفی می زنی؟ متخصص لازم است و در این امر باید از حوزه های‏‎ ‎‏علمیه متخصص بیاورند، دستشان را دراز کنند پیش حوزه های علمیه که در آنجا این نحو‏‎ ‎‏متخصصین هست و دانشگاه را باز کنند، لکن علوم انسانی اش را بتدریج از دانشمندانی‏‎ ‎‏که در حوزه های ایران هست و خصوصاً، در حوزۀ علمیۀ قم استمداد کنند.‏

‏ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۵، ص ۴۱۰ - ۴۱۶

***

جماران، ۱۳۶۳_ حکم عفو جمعی از زندانیان به مناسبت میلاد رسول اکرم به رئیس دیوان عالی کشور

ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۹، ص ۱۰۹

***

. انتهای پیام /*