من کوچک که بودم

فصل پنجم: خاطرات

من کوچک که بودم

دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۷:۲۲
مسأله مردم در کار نبود

فصل پنجم: خاطرات

مسأله مردم در کار نبود

دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۷:۲۰
خیلی از حکومتها را یادم هست
دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۷:۱۸
غیرت اسلام کو؟

فصل پنجم: خاطرات

غیرت اسلام کو؟

دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۷:۱۵
من از بچگی در جنگ بودم

فصل پنجم: خاطرات

من از بچگی در جنگ بودم

دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۷:۱۳
خمین که بودیم سنگربندی می کردیم
دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۷:۱۱
در بچگی شاهد قضیه بودم

فصل پنجم: خاطرات

در بچگی شاهد قضیه بودم

دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۷:۹
فصل پنجم: خاطرات
یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۵۳
بعد فهمیدم از دغل بازی آنان اغفال شده ام

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

بعد فهمیدم از دغل بازی آنان اغفال شده ام

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۹
آن چیزی که انسان را نگران می کند

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

آن چیزی که انسان را نگران می کند

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۶
ترسم از آن است که سستی کنیم

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

ترسم از آن است که سستی کنیم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۳
مهلت دادیم به این قشرهای فاسد

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

مهلت دادیم به این قشرهای فاسد

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۰
هر وقت فکرش را می کنم متأثر می شوم

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

هر وقت فکرش را می کنم متأثر می شوم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۳۷
این قدر ناراحت شدم که تلخیاش الآن هم هست

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

این قدر ناراحت شدم که تلخیاش الآن هم هست

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۳۳
نمی خواهم شما هم به سرنوشت دیگران مبتلا شوید
یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۲۹
من با این جمعیت نمازخوان چه کنم؟

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

من با این جمعیت نمازخوان چه کنم؟

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۲۵
ما این دوست نماها را چه بکنیم؟

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

ما این دوست نماها را چه بکنیم؟

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۲۲
همچون گذشته اعتراف می کنم

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

همچون گذشته اعتراف می کنم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۹
من باید بسیار متأسف باشم

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

من باید بسیار متأسف باشم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۵
نگرانی من از داخل خودمان است

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

نگرانی من از داخل خودمان است

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۲
ما دو طایفه را سوار نمی کنیم

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

ما دو طایفه را سوار نمی کنیم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۸
من با این جوّ نجف چه کنم؟

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

من با این جوّ نجف چه کنم؟

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۴
کوزه را آب کشیدند

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

کوزه را آب کشیدند

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۰
نگذاشتند روابط ایجاد شود

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

نگذاشتند روابط ایجاد شود

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۵۷
شاید من هم غافل بودم

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

شاید من هم غافل بودم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۴۹
من هیچ وقت مأیوس از مسائل نبودم
یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۴۲
تاکنون احساس عجز نکرده ام

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

تاکنون احساس عجز نکرده ام

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۳۹
شاه از این مبارزات جان سالم به در نخواهد برد
یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۳۹
صفحه 983 از 4054 < قبلی | 981 | 982 | 983 | 984 | 985 | 986 | 987 | 988 | 989 | 990 | بعدی >