سخنرانی
ویژگی های حکومت اشرافی و حکومت محرومان
سخنرانی در جمع کارکنان وزارتخانه های راه، نیرو و ... (حکومت محرومان)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: صحیفه امام

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 11 م‍رداد ‭1362

زمان (قمری) : 22 ش‍وال‌ ‭1403

مکان: تهران

شماره صفحه : 27

موضوع : ویژگی های حکومت اشرافی و حکومت محرومان

زبان اثر : فارسی

حضار : کارکنان وزارت راه و ترابری متشکل از راه آهن، هواپیمایی و ادارات تابعه ـ کارکنان وزارت نیرو ـ مدیران

سخنرانی در جمع کارکنان وزارتخانه های راه، نیرو و ... (حکومت محرومان)

سخنرانی

‏زمان: صبح 11 مرداد 1362 / 22 شوال 1403‏

‏مکان: تهران، حسینیه جماران‏

‏موضوع: ویژگیهای حکومت اشرافی و حکومت محرومان ‏

‏حضار: کارکنان وزارت راه و ترابری متشکل از راه آهن، هواپیمایی و ادارات تابعه ـ کارکنان‏‎ ‎‏وزارت نیرو ـ مدیران کل آموزش و پرورش سراسر کشور‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

رسیدگی ننمودن به محرومان ویژگی حکومت اشرافی

‏     ‏‏قبلاً باید از شما آقایان تشکر کنم که زحمت کشیدید و با زحمت به اینجا آمدید تا با‏‎ ‎‏هم ملاقات کنیم و بعض مسائل را عرض کنم. مسائلی که آقا فرمودند راجع به‏‎ ‎‏خدمت هایی که هم وزارت راه و هم وزارت نیرو انجام داده اند و همین طور‏‎ ‎‏خدمت هایی که وزارت فرهنگ انجام داده است و سایر وزارتخانه ها، اینها از آثار‏‎ ‎‏حکومت مستضعفین است. در طول تاریخ، اسکلت حکومت، چه اصل حکومت و چه‏‎ ‎‏مجلس ها از وقتی که مجلس تحقق پیدا کرد الاّ کمی در دورۀ اول و همین طور ارتش و‏‎ ‎‏سایر نهادها، اینها چون از طبقۀ مرفه بودند و اسکلت حکومت را به اصطلاح اشراف و‏‎ ‎‏اعیان تشکیل می دادند از این جهت، اطلاع از اینکه به قشر مستمند چه می گذرد نداشتند،‏‎ ‎‏نمی توانستند بفهمند که مستمند یعنی چه؛ فکرشان اصلاً در این قضیه هیچ وقت وارد‏‎ ‎‏نمی شد. کسانی که از اول کودکی تا آن وقتی که به حکومت رسیدند در مهد آرامش و‏‎ ‎‏رفاه بارآمدند، اینها ادراک این مطلب را که قشر دیگری هم ما داریم که قشر مستمند‏‎ ‎‏است نمی کردند. اگر هم یک وقتی هم در ذهنشان می آمد، عبور می کرد. فکر این نبودند‏‎ ‎‏که این طبقه هم یک موجودیتی دارد و باید برای موجودیت اینها هم فکری کرد. و لهذا‏‎ ‎‏در طول تاریخ، این قشر مستمند و مستضعف و محروم در طول تاریخ شاهنشاهی و در‏‎ ‎‏این تاریخی که شماها هم ادراک کردید زمان محمدرضا و بعضی تان هم زمان رضاخان‏

‏را ادراک کردید، می بینید که حکومت، حکومت اشراف بود. اگر در یک مجلسی یک‏‎ ‎‏نفر، دو نفر هم از طبقۀ محرومین پیدا می شد، دریک اقلیت بسیار ضعیف بودند که در‏‎ ‎‏مقابل آن جمعیت کثیر نمی توانستند کاری انجام بدهند. اصل جنس اسکلت حکومت‏‎ ‎‏اشرافی این است که به مردم نرسند. و لهذا تمام این روستاهای ایران تقریباً از همۀ مواهبی‏‎ ‎‏که باید به دست حکومتها تحقق پیدا کند برای این روستاها و این دهات دور افتاده هیچ‏‎ ‎‏تحققی پیدا نکرد؛ کمی بوده است، آن هم روی یک مطالبی که بازپای مالکین و اشراف‏‎ ‎‏تو کار بود. اگر روستایی بود که یکی از اشراف مالک او نبود یا یکی از ـ حکومت ـ افراد‏‎ ‎‏حکومت مالک او نبود، او از تمام مواهب محروم بود. برق یک مطلبی بود که الآن هم‏‎ ‎‏در اکثر روستاهای ما کمی رفته است و مشغول اند که برود، بهداری ابداً نبود، راه نبود، به‏‎ ‎‏طوری که اگر یکی مریض می شد، یک زنی می خواست وضع حمل بکند، در آنجا‏‎ ‎‏اسبابش فراهم نبود، می خواستند بیاورند به یک شهرستانی، از باب اینکه راه نبود، بین‏‎ ‎‏راه، مریض یا آن زن بدبخت تلف می شد یا کمی اش می رسید به معالجه. این وضع‏‎ ‎‏حکومت اشرافی در جهان است.‏

حکومت محرومان و مستضعفان نعمت بزرگ الهی

‏     ‏‏یکی از نعمتهای بزرگی که خدای تبارک و تعالی به این ملت عنایت فرمود اینکه‏‎ ‎‏حکومت، حکومت مستضعفین است، حکومت محرومین است. یعنی، آنهایی که در‏‎ ‎‏رأس حکومت واقع شدند وقتی که ملاحظه می کنید رئیس جمهورش از مدرسه پا شده‏‎ ‎‏است آمده است رئیس جمهور شده، طلبه مدرسه بوده. رئیس مجلسش از مدرسه آمده‏‎ ‎‏است و رئیس مجلس شده است. رئیس دولتش یک بازاری است که پدرش الآن هم‏‎ ‎‏بازاری است ظاهراً، از بازار آمده است و رئیس دولت شده، و وزرای دیگرش هم همین‏‎ ‎‏طور، وکلای دیگرش هم، وکلا هم همین طور. الآن شما در تمام قشر دست اندرکاران،‏‎ ‎‏چه در مجلس و چه در حکومت یک نفر از آن اشخاصی که در آن وقتها، در زمان‏‎ ‎‏شاهنشاهی کفیل امر بود یک نفر از اشباه آنها را شما نمی بینید. و خاصیت یک حکومت‏

‏محرومین، مستضعفین و حکومت مردمی این است که هم مجلسش می فهمد مستضعفین‏‎ ‎‏و محرومین یعنی چه، هم حکومت و وزرا می فهمند که یعنی چه، هم رئیس جمهور و‏‎ ‎‏رئیس مجلس اش می دانند که این محرومیت یعنی چه؛ برای اینکه خودشان لمس‏‎ ‎‏کرده اند، خودشان لمس محرومیت را کرده اند؛ اینها می فهمند که ناداری یعنی چه و‏‎ ‎‏محرومیت یعنی چه. ولهذا خاصیتی که حکومت محرومین دارد چند چیز است که حالا‏‎ ‎‏من بعضی اش را عرض می کنم. یکی اینکه چون احساس کرده اند محرومیت را، به فکر‏‎ ‎‏محرومین می توانند باشند. می توانند که بفهمند که راه اگر نباشد و این مریض در یک‏‎ ‎‏دهکده ای مریض بشود و بخواهند بیاورندش به شهر، چه مصیبت هایی هست، برای‏‎ ‎‏اینکه، راه نیست باید با الاغ مثلاً با اسب بیاورند. اینها می فهمند این یعنی چه، در ذهنشان‏‎ ‎‏این معنا می آید. اینها می فهمند که محرومیت از حیث بهداری و درمانگاه یعنی چه. اینها‏‎ ‎‏می فهمند که محرومیت از حیث آب و برق یعنی چه. اینها از باب اینکه خودشان لمس‏‎ ‎‏کرده اند این مسائل را، می توانند بفهمند. به خلاف آن قشری که سابق متکفل این امور‏‎ ‎‏بود نمی توانستند بفهمند. یعنی یک کسی که در مهد اشرافیت به اصطلاح آن وقت بزرگ‏‎ ‎‏شده است و از اولی که چشمش را باز کرده است با نوکر و کلفت و حشم و اینها روبرو‏‎ ‎‏بوده، این وقتی بزرگ شد خیال می کند همۀ چیز همین است. نمی تواند ادراک کند که‏‎ ‎‏یک طبقه ای هستند که نان ندارند، یک طبقه ای هستند که نمی توانند زندگی کنند. این‏‎ ‎‏یکی از خاصیت های حکومت محرومین و مستضعفین است.‏

خوف نداشتن از قدرتها، ویژگی حکومت محرومان

‏     ‏‏یکی از خاصیت های بزرگش این است که اینها دیگر از قدرت ها نمی ترسند.‏‎ ‎‏خاصیت اعیانیت و اشرافیت به اصطلاح و رفاه این است که چون همیشه خوف این‏‎ ‎‏مطلب که نبادا از این مقام، پایین بیایم و نبادا یک لطمه ای به اشرافیت من بخورد، این‏‎ ‎‏خوف، اسباب این می شد که نسبت به زیر دست ها ظالم و نسبت به بالا دست ها توسری‏‎ ‎‏خور باشد. یک نفر که نخست وزیر بود، وزیر بود و در تاریخ، در طول تاریخ از کسانی‏

‏بود که متکفل امور کشور بود، نسبت به زیردستان با تمام معنا ظلم می کرد ـ به حسب نوع‏‎ ‎‏البته ـ ولی وقتی مواجه می شد با یک سفارتخانۀ خارجی، کمال ذلّت را داشت. این‏‎ ‎‏خاصیت اشرافیت، به اصطلاح اشرافیت آن معناست که آنها داشتند، و خاصیت حکومت‏‎ ‎‏رفاه طلبان است که در مقابل سفارتخانه های خارجی ذلیل بودند و در مقابل رعیت‏‎ ‎‏خودشان و قشر محرومین با کمال قلدری رفتار می کردند. از قراری که من شنیدم همین‏‎ ‎‏محمدرضا در اواخر سال جنایاتش وقتی که ایران قیام کرد و آن بساط را و آن نهضت را،‏‎ ‎‏انقلاب را بپا کرد و دیدند خارجی ها که نمی توانند این را دیگر اینجا نگه دارند، دیگر‏‎ ‎‏این عروسک به درد نمی خورد، گفتند ـ از بعضی اشخاصی که نقل کردند که از خود آنها‏‎ ‎‏بودند و حاضر قضیه بودند ـ که وقتی از طرف امریکا با او آمدند و گفتند که شما باید‏‎ ‎‏دیگر بروید، او که نشسته بود یک قلم دستش بود لرزید و قلم از دستش افتاد، این قدر‏‎ ‎‏عاجز بود؛ اما نسبت به ملت دیدید که چه کرد، حکومت محرومان این خاصیت را دارد‏‎ ‎‏که امروز اگر رئیس جمهور امریکا بیاید اینجا بخواهد به یک نفر از کارمندهای اداره،‏‎ ‎‏دولت ما یک درشتی بکند یک سیلی می خورد. در حکومت، حکومت های سابق تعقل‏‎ ‎‏نمی کردند که می شود یک سفارتخانۀ امریکایی با یک سفارتخانه شوروی را باهاش این‏‎ ‎‏رفتاری بکنند که در حکومت محرومین شد، تعقل این مطلب را برای آنها امکان‏‎ ‎‏نداشت. امروز خاصیت حکومت محرومین این است که خوف به دلشان راه نمی دهند.‏‎ ‎‏امریکا از آن طرف دریاها نشسته و فرمان می دهد بر حکومت های قلدری، همه فرمان‏‎ ‎‏می برند، حکومت ایران که حکومت مستضعفین است هیچ اعتنا به او نمی کند. در این‏‎ ‎‏قضیه ای که راجع به نفت ایران صدام یا یکی از وزرای او گفته بودند که ما نفت ایران را‏‎ ‎‏می زنیم و طیاره هایی از فرانسه مثلاً می گیریم و نفت ایران را می زنیم، ایران و کارفرمایان‏‎ ‎‏ایران ایستادند و گفتند اگر یک همچو غلطی بکنید ما نفت را به روی همۀ کشورهای‏‎ ‎‏خارجی می بندیم، و این یک واقعیت است. امریکا از آن طرف دنیا نشسته می گوید که ما‏‎ ‎‏حفظ امنیت این خلیج را می کنیم، تا آمده او تخیل بکند، این کار شده است در ایران. باید‏‎ ‎‏امریکا فکر این معنا باشد که امثال نوکرهای خودش مثل صدام و امثال اینها را به جای‏

‏خودشان بنشانند، به فکر این نباشد که به ایران می توانند یک ضرب شستی وارد کنند.‏‎ ‎‏ایران حکومت مردم است، حکومت مردمی دیگر نمی تواند بترسد از اینکه امریکا چی‏‎ ‎‏می گوید. حکومت مستمندان است، حکومت مستضعفان است. اینها در دلشان خوف‏‎ ‎‏نیست به اینکه اگر چه بشود ما مقام مان را از دست می دهیم. مقام نیست تو کار، هیچ یک‏‎ ‎‏از اینها به فکر این نیستند که ما الآن یک مقامی داریم و مقام فروشی بکنند. و هیچ کدام‏‎ ‎‏هم یک زندگی اشرافی ندارند که بترسند از دستشان گرفته بشود. و چون حکومت ایمان‏‎ ‎‏است، خوف از شهادت هم ندارند. بنابراین، امریکا و امثال امریکا تصور نکنند که با یک‏‎ ‎‏کلمه ای که در سابق، زمان شاه و زمان رضاخان و محمدرضاخان می گفتند در اینجا‏‎ ‎‏اطاعت می شد، حالا هم آن هست. نخیر، حالا آن نیست. حالا اگر یک سفیری از شما‏‎ ‎‏نسبت به یک نفر از کارمندهای ما بخواهد یک جسارتی بکند غایت امر این است  که او‏‎ ‎‏را بیرونش می کنند. ـ اگر در همین جا تربیتش نکنند ـ. حکومت، حکومت محرومین‏‎ ‎‏است، محرومین ترس ندارند از این امور، آن حکومت اشراف بود که تشر می زدید و‏‎ ‎‏آنها جا می خوردند. اینها حکومت توده است، تودۀ مردم است، محرومین است، بازار‏‎ ‎‏است، خیابان است و کارگرانند و کشاورزان، حکومت مال اینهاست. یک همچو‏‎ ‎‏حکومتی، یک همچو بافتی که در حکومت ایران است امروز، این بافت جوری است که‏‎ ‎‏خوف تویش نیست. از چی بترسند؟ بترسند شهید می شوند؟ بسیارند، بسیاری هستند که‏‎ ‎‏آرزوی این کار را می کنند. بترسند مقام از آنها گرفته بشود؟ مقامی تو کار نیست تا گرفته‏‎ ‎‏بشود. بترسند ـ نمی دانم ـ پارک ها و نمی دانم دهات از آنها گرفته بشود؟ نه پارکی دارند،‏‎ ‎‏نه دهی دارند، این از خاصیت حکومت محرومین است که نه از این ابرقدرت می ترسد و‏‎ ‎‏نه از آن ابرقدرت می ترسد و از جنگ هم نمی ترسند. شما خیال می کنید که اگر در زمان‏‎ ‎‏سابق یک همچو جنگی پیش می آمد، وضع ایران این نحو بود که مردم بایستند و در‏‎ ‎‏جبهه و پشت جبهه بایستند و اینطور توی دهنی بزنند به امریکا؟ صدام که قابل آدم‏‎ ‎‏نیست، این تو دهنی به امریکاست که قلاده را از سر این برداشت و اغوا کرد این بدبخت‏‎ ‎‏را و او را به این حال رساند. امروز روزی است که مردم ما از جنگ نمی ترسند، برای‏

‏اینکه از جنگ برای چه بترسند؟ از جنگ می ترسند که بیاید کسی در بین بلادشان چه‏‎ ‎‏بکند؟ خوب اینها بیرونشان کردند و کسی نمی تواند وارد بشود در اینجا. از کودتا‏‎ ‎‏بترسند؟ کی کودتا بکند؟ کی می تواند در این کشور کودتا بکند؟ کشوری که همۀ افرادش‏‎ ‎‏مجهز هستند برای مقابله، حتی خانم های پشت پرده. این هم یکی از خاصیت هایی است‏‎ ‎‏که حکومت مستضعفین دارد که خوف ندارند اینها. دیگر سفارتخانه ها نمی توانند‏‎ ‎‏بزرگی بفروشند به حکومت ایران. پیش تر حکومت مال سفارتخانه ها بود، یک وقت‏‎ ‎‏سفارت انگلیس بود که همۀ چیز دستش بود و بعدش هم سفارت امریکا شد. حالا یک‏‎ ‎‏سفارتخانه در اینجا نمی تواند یک حرفی بزند که به یکی از کارمندهای ما بر بخورد، چه‏‎ ‎‏سفارت شوروی باشد چه سفارت امریکا باشد و چه سایرین. حکومت مردم این است‏‎ ‎‏خاصیت اش در مقابل حکومت اشرافی، حکومت مردمی یکی از خاصیات بزرگش این‏‎ ‎‏است که خوف در دلشان نیست. ‏

پشتیبانی مردم از حکومت ویژۀ محرومان

‏     ‏‏یکی از خاصیت اش که همین معنا را دنبال دارد این است که مردم پشتیبان حکومت‏‎ ‎‏هستند. اگر مردم، نصف مردم پشتیبان محمدرضا بودند، این مصیبت ها به سر او می آمد؟‏‎ ‎‏مردم یکپارچه پشتیبان این حکومت هستند. اگر حکومت یک گرفتاری پیدا بکند این‏‎ ‎‏مردم اند که رفع می کنند گرفتاری را. اگر جنگ برای دولت پیش آید، این مردم اند که‏‎ ‎‏جبهه ها را پر می کنند و پشت جبهه ها را هم خدمت می کنند در پشت جبهه ها، این‏‎ ‎‏خاصیت حکومت مردمی است. امروز مجلس چون مجلس مردمی است، این مجلس‏‎ ‎‏مردمی می تواند به فکر محرومین باشد و مجلس دیروز نمی توانست که به فکر محرومین‏‎ ‎‏باشد برای اینکه محروم تویش نبود، اگر هم بود یکی دوتا بود که کاری از او نمی آمد. اما‏‎ ‎‏امروز مجلس، مجلسی است که محرومیت کشیده اند اهل این مجلس، و در آنها از‏‎ ‎‏اشراف و اعیان و امثال ذلک دیگر وجود ندارد؛ ولو بعض منحرفین هستند اما از اشراف‏‎ ‎‏و اعیان دیگر خبری نیست. یک همچو مجلسی می تواند خدمت کند به این کشور و یک‏

‏همچو مجلسی پشتیبانش همین مردم کوچه و بازار هستند. این هم یکی از خاصیت های‏‎ ‎‏بزرگ حکومت مردمی است که خوف اینکه چه بشود ندارند. و قدرت های بزرگ توجه‏‎ ‎‏به این معنا بکنند که نمی توانند امروز آن فرمانفرمایی که در زمان محمدرضا یا زمان‏‎ ‎‏رضاخان می کردند امروز هم بکنند. ‏

سربلندی حکومتهای اسلامی در مقابل قدرتها

‏     ‏‏امروز دیگر خریدار ندارد آن حرف ها، پوچ است آن حرف ها. شیوخ خلیج و‏‎ ‎‏اینهایی که حکومت هایی در کشورهای اسلامی دارند توجه بکنند به اینکه ما برای‏‎ ‎‏چندمین بار به آنها سفارش می کنیم که با کشور ما اینطور نکنند. یک روز اینها بیدار‏‎ ‎‏می شوند که وقت گذشته است. یک روز دولت حجاز به خود می آید که مسئله دیگر‏‎ ‎‏گذشته. از همین حالا به فکر باشد که کارهایش را تعدیل کند. قضیۀ جلوگیری از حجاج‏‎ ‎‏ایران یک مسئله ای نیست که بتواند حکومت حجاز یک همچو امری را انجام بدهد.‏‎ ‎‏حکومت حجاز کوچکتر از این است که جلوی حجاج را بگیرد؛ لکن اشکالتراشی‏‎ ‎‏می کنند و این اشکالتراشی یک روزی بیدار می شوند که وقت گذشته است و دیگر‏‎ ‎‏نمی توانند عذرخواهی کنند. از همین حالا درست توجه بکنند که شمایی که می گویید ما‏‎ ‎‏خدمتگزار بیت هستیم و شمایی که در یک کشوری واقع شدید که خانۀ خدا در آن کشور‏‎ ‎‏است، خیال نکنید که خانه خدا مال شماست و شما کلید دار خانۀ خدا هستید. خانۀ خدا‏‎ ‎‏مال مسلمین است. مستشارهای امریکا در حجاز به طور رفاه زندگی می کنند و از آن پول‏‎ ‎‏محرومین و نفت محرومین به آنها هر چه خواستند می دهند، لکن حجاج ایران مضر‏‎ ‎‏است برای آنها. معلوم است چرا مضر است، برای اینکه وقتی یک حکومتی سرسپردۀ‏‎ ‎‏یک دولتی شد ناچار است که حفظ بکند منافع آن دولت را. ما می گوییم چرا سرسپرده‏‎ ‎‏باشید. ما می خواهیم که حکومت های اسلامی سربلند باشند، آقا باشند بر دنیا، همان‏‎ ‎‏طوری که حکومت ایران امروز هست. چرا باید شما خودتان را اینطور ذلیل کنید در‏‎ ‎‏مقابل امریکا که جرأت اینکه یک کس دیگری در مکه نسبت به امریکا یک کلمه ای‏

‏بگوید یا نسبت به اسرائیل یک کلمه ای بگوید، این جرأت را نداشته باشید و بخواهید که‏‎ ‎‏کشور ایران حجاج، صدهزار نفر حجاج خودش را نفرستد آنجا؟ ـ حجاج ـ ایران تمام‏‎ ‎‏حجاجش را می فرستد یا اصلاً نمی فرستد. من به حکومت حجاز نصیحت می کنم که‏‎ ‎‏اینطور با مسلمین رفتار نکنند و اینطور طرفدار دشمن های اسلام و دشمن های بیت الله ‏‎ ‎‏الحرام نباشند. من نصیحت می کنم که تا دیر نشده به خود آیند. نگذارند یک وقت که‏‎ ‎‏وقت گذشته است آن وقت عذرخواهی کنند؛ حال صدام را مشاهده کنند. صدام ـ از همۀ‏‎ ‎‏حکومت عراق ـ از همۀ حکومت های منطقه قویتر بود، و امروز همچو ذلیل شده است‏‎ ‎‏که نمی داند چه بکند و دست گدایی به این ورو آن ور دراز می کند و فایده ندارد.‏

هشدار به کشورهای منطقه در مساعدت با صدام

‏     ‏‏من به حکومت های اطراف خلیج و به حکومت های منطقه هشدار می دهم که دست‏‎ ‎‏از مخالفت با ایران و مساعدت با صدام بردارند. دست بردارند که این حزب بعث از بین‏‎ ‎‏برود و حکومت عراق به دست مسلمانها اداره بشود و ایران همان طوری که به دست‏‎ ‎‏خود مردم اداره می شود عراق هم اینطور باشد، و حکومت اسلامی برای همۀ شیوخ‏‎ ‎‏منطقه بهتر است از یک قدرت پوشالی امریکا.‏

‏     باید تجدیدنظر بکنند در حرفهای خودشان. ننشینند در کاخ های بزرگ خودشان و‏‎ ‎‏خیال کنند که حالا که در کاخ هستیم پس به ایران هم می توانیم چه بکنیم. خدا نکند که‏‎ ‎‏امسال حجاج ایرانی نروند به مکه، و خدا نکند که این اسباب این بشود که اسلام و‏‎ ‎‏مسلمین انفجار در آنها حاصل بشود، و دیگر نه از شیخی وجود پیدا بشود و نه از بستگان‏‎ ‎‏امریکا. به خود آیید و توجه کنید که این قضیه، قضیۀ اسلام است، مخالفت صریح با قرآن‏‎ ‎‏است.‏‎[1]‎‏ آن که مخالفت صریح  با قرآن بکند چطور می تواند حکومت اسلامی داشته‏‎ ‎‏باشد و کلید دار مکه باشد؟ بنابراین، من باز هم از باب اینکه می خواهیم با همۀ مسلمین، با‏‎ ‎‏همۀ دولت ها به طور مدارا رفتار کنیم و هیچ وقت میل نداریم که با خشونت رفتار کنیم، از‏

‏آنها می خواهم که تجدیدنظر بکنند در افکار خودشان. آن روزی که شما گرفتار بشوید‏‎ ‎‏امریکا به دردتان نمی خورد؛ همان طوری که امروز صدام امریکا به دردش نمی خورد،‏‎ ‎‏هی می گوید ما بیطرفیم. نمی تواند بگوید من هم طرفم. اصلاً اینها می خواهند یک‏‎ ‎‏دسته ای را به جان هم بریزند و استفاده اش را آنها بکنند. آنها حاضر نیستند که سربازهای‏‎ ‎‏خودشان را به کشتن بدهند برای خاطر صدام و برای خاطر دیگران. سایر حکومت های‏‎ ‎‏منطقه بیدار بشوند و گرفتاری صدام برای آنها عبرت باشد. و خدای تبارک و تعالی اگر‏‎ ‎‏چنانچه، آنها برگردند و به طریق اسلامی برگردند، خدای تبارک و تعالی بخشنده است و‏‎ ‎‏ما هم تابع احکام خدا هستیم. ‏

‏     امیدوارم ان شاءالله این قشر مؤمن ایران را خداوند سلامت نگه دارد و حکومت را،‏‎ ‎‏حکومت اسلامی را توفیق بدهد که خدمت بکنند، به این قشر مستمند، خدمت بکنند. چه‏‎ ‎‏آنهایی که در وزارتخانه ها هستند و چه آنهایی که در مجلس هستند، خودشان را‏‎ ‎‏خدمتگزار این ملت بدانند. ان شاءالله همۀ موفق و مؤید باشید. ‏

‏والسلام علیکم و رحمة الله ‏

‎ ‎

  • ـ اشاره است به آیۀ 217، سوره بقره.