سخنرانی
ضرورت تربیت طلاب جوان برای امر قضاوت و تبلیغ
سخنرانی در جمع اعضای ستاد انقلاب فرهنگی (تربیت طلاب برای قضاوت)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: صحیفه امام

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 15 ش‍ه‍ری‍ور ‭1362

زمان (قمری) : 28 ذی القعده ‭1403

مکان: تهران

شماره صفحه : 102

موضوع : ضرورت تربیت طلاب جوان برای امر قضاوت و تبلیغ

زبان اثر : فارسی

حضار : مهدوی کنی ـ امامی کاشانی ـ موسوی تبریزی ـ مسئولان، اساتید و اعضای جامعة الامام الصادق (ع) ـ اعضای ست

سخنرانی در جمع اعضای ستاد انقلاب فرهنگی (تربیت طلاب برای قضاوت)

سخنرانی

‏زمان: صبح 15 شهریور 1362 / 28 ذی القعده 1403‏

‏مکان: تهران، حسینیه جماران‏

‏موضوع: ضرورت تربیت طلاّب جوان برای امر قضاوت و تبلیغ‏

‏حضار: مهدوی کنی ـ امامی کاشانی ـ موسوی تبریزی ـ مسئولان، اساتید و اعضای‏‎ ‎‏جامعة الامام الصادق(ع) ـ اعضای ستاد انقلاب فرهنگی ـ اساتید و طلاب مدرسه شهید‏‎ ‎‏مطهری ـ فارغ التحصیلان امور تربیتی و قضایی قم ـ مسئولان مؤسسه در راه حق و کارکنان‏‎ ‎‏هنرستان امیرکبیر اصفهان‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

تبلیغات در جدائی حوزه ها از امور اجتماعی و سیاسی

‏     ‏‏من باید تشکر و قدردانی کنم از آقایان فضلایی که در قم و تهران اشتغال دارند به‏‎ ‎‏تعلیم و تعلّم. و امیدوارم که برای آتیۀ اسلام همه مفید و به طور شایسته آنچه که باید،‏‎ ‎‏وظیفه آنهاست عمل بفرمایند. ‏

‏     مع الأسف ما هم دانشگاهمان و هم مدارس علوم دینیه مان هر کدام از یک جهتی‏‎ ‎‏نواقص زیاد داشت و نمی شد. و نمی توانستند نواقص را رفع کنند. دانشگاه از جهت اینکه‏‎ ‎‏اصلاً اساسش اگر هم بر این نبود که ایران را به دامن قدرتهای بزرگ بیندازد، کم کم به آن‏‎ ‎‏قضیه کشیده شد، و جوان های عزیز ما را آن اشخاصی که مأمور بودند، به نحوی که آنها‏‎ ‎‏می خواستند تبلیغ و تربیت می کردند و بعد هم می فرستادند به خارج، و آنها رویشان کار‏‎ ‎‏می کردند و بعد هم که می آمدند، بسیاریشان اصلاً با دیانت بکلی مخالف بودند، و‏‎ ‎‏بسیاریشان هم بودند که اگر هم مخالف نبودند نمی توانستند کاری انجام بدهند. در هر‏‎ ‎‏صورت دانشگاه وضعش این بود. مدارس علمی که ما حالا از آن روی هم رفته تعبیر‏‎ ‎‏می کنیم به فیضیه، آن از جهات دیگر ناقص بود، آنجا را مستقیماً نیامدند مثل دانشگاه‏‎ ‎‏تصرف کنند و نتوانستند بکنند. آنها با همۀ سختی ها در دوران رضاخان که سختی ها زیاد‏‎ ‎‏بود، تحمل کردند و راه خودشان را ادامه دادند و زمان بعد هم همین طور. لکن ما‏

‏محصور شده بودیم در یک کتاب ها و در یک عقاید خاصی. کتابها از حیث تعلیم و تعلّم‏‎ ‎‏غالباً از طهارت و تجارت و صلات ـ غالباً ـ تجاوز نمی کرد. علوم قضایی و حدود و دیات‏‎ ‎‏و اینها از علوم غریبه بود، البته مشایخ نوشته اند، همۀ را مستقصی‏‎[1]‎‏ نوشته اند، لکن در‏‎ ‎‏حوزه ها از باب اینکه، این امور خارج بود از حیطۀ عمل آنها، قضاوت دست آنها نبود،‏‎ ‎‏حدود و دیات و قصاص و اینها عملی نبود، از این جهت آنها مورد بحث واقع نمی شد و‏‎ ‎‏ما محصور شده بودیم در کتاب ها، در باب تعلیم و تعلّم به همان مقدار. و از آن طرف در‏‎ ‎‏عین حالی که خارجی هاو عمال آنها تصرف مستقیم نداشتند در حوزه ها، لکن یک‏‎ ‎‏تبلیغات خاصی انجام گرفته بود در سالهای طولانی که باید حوزه ها از امور اجتماعی و‏‎ ‎‏سیاسی بکلی مبرا باشد، و اسم «سیاست» را نمی توانستیم در حوزه های علمیه ببریم، و‏‎ ‎‏امور مسلمین و چیزهایی که مربوط به جامعه مسلمین است در حوزه ها بحثی از آن نبود. ‏

احتیاج حوزه ها به یادگیری زبانهای زنده دنیا

‏     ‏‏بحمدالله امروز که ما از آن قیدوبندها رهایی پیدا کرده ایم باید توجه به این معنا داشته‏‎ ‎‏باشیم که امروز حوزه ها با دیروز حوزه ها فرق دارد. امروز حوزه ها برای دنیا، الآن دنیا‏‎ ‎‏یک تحولی پیدا کرده است که کأنّه عائلۀ واحده شده است. این صحبتی که من الآن برای‏‎ ‎‏شما می کنم ممکن است که بعد از دوساعت دیگر در امریکا هم منعکس بشود و همین‏‎ ‎‏طور هر مطلبی که در ایران واقع می شود در همۀ دنیاپخش می شود. یعنی یک کسی اگر‏‎ ‎‏صدا بکند به صدای عادی، صدای او قبل از اینکه به آخر این مجلس برسد به امریکا‏‎ ‎‏رسیده است. وضع اینطور شده، دنیا کأنّه همه مجتمع شده است در یک محصورۀ‏‎ ‎‏کوچکی از حیث جهات. ‏

‏     ما امروز نمی توانیم مثل سابق فکر کنیم، ما سابق تبلیغاتمان محصور به ایران بود.‏‎ ‎‏گاهی اتفاق می افتاد که در یک جای دیگر هم می رفتند اما گاهی بود، خیلی کم. و‏‎ ‎‏تبلیغات آن قدری که برای خارج لازم است برای داخل کمتر از او لازم است. شما‏

‏می بینید که امروز همۀ تبلیغات دنیا بر ضد اسلام است؛ با اسم ضدیت با جمهوری‏‎ ‎‏اسلامی اصل اسلام را محکوم می کنند. صورت اسلام را به یک صورت دیگری در‏‎ ‎‏آورده اند که غیر واقعیت اوست. پیشتر احتیاج به زبان، زبانهای خارجی نبود، امروز‏‎ ‎‏احتیاج است به این، یعنی جزو برنامۀ تبلیغات مدارس باید زبان باشد، زبانهای زندۀ دنیا،‏‎ ‎‏آنهایی که در همۀ دنیا شایع تر است. این باید یکی از چیزهایی باشد که در مدارس دینی‏‎ ‎‏ما که می خواهند تبلیغ بکنند، این امروز محل احتیاج است، مثل دیروز نیست که ما‏‎ ‎‏صدامان از ایران بیرون نمی رفت. امروز ما می توانیم در ایران باشیم و به زبان دیگری همه‏‎ ‎‏جای دنیا را تبلیغ کنیم، در همه جا مبلغ باشیم، و علاوه بر آن امروز رفتن به همه جای دنیا‏‎ ‎‏یک امر آسان و عادی است که مبلغین ان شاءالله باید تربیت بشوند، و فیضیه و دانشگاه ما‏‎ ‎‏باید یک دانشگاه و یک فیضیه باشد برای همۀ دنیا، تبلیغ برای همۀ دنیا، برای همۀ‏‎ ‎‏کشورهای عالم. ‏

وجوب تربیت مبلّغ و قاضی در حوزه ها

‏     ‏‏و بحمدالله امروز آن بندهایی که به عقاید ما بسته شده بود رها شد. امروز تمام‏‎ ‎‏قشرهای ملت مشغول تربیت و تعلیم هستند. بانوان مشغول هستند. الآن بانوان جزو طلاب‏‎ ‎‏علوم دینیه در قم و در جای دیگر هستند، و خودشان در هر جا هستند مشغول تربیت و‏‎ ‎‏تعلیم هستند، و این یک امری است که در این انقلاب تحقق پیدا کرد. آن وقت همچو‏‎ ‎‏محصور کرده بودند که برای بانوان هیچ حق قائل نبودند که حتی در یک مجمع ده نفری‏‎ ‎‏وارد بشوند و مسئله علمی بگویند یا مسئله عقیدتی بگویند. امروز اینها می توانند با‏‎ ‎‏همۀ حفظ جهات اسلام در همه جای کشور تبلیغات بکنند، بلکه در خارج از کشور هم.‏‎ ‎‏ما بسیار عقب افتاده بودیم در این امور، و امروز باید تلافی کنیم، باید نقیصه ها را رفع‏‎ ‎‏بکنیم.‏

‏     ما نه امروز مبلّغ داریم و نه قاضی داریم. یک عده مختصری، آن قدری که ایران‏‎ ‎‏احتیاج به مبلغ دارد، ندارد، حوزه ها ندارند. آن قدری که قاضی لازم دارند، حوزه ها‏

‏ندارند، حوزه ها تربیت قضات را نکرده اند، یک عده پیرمردها هستند لکن آنها‏‎ ‎‏نمی روند سراغ این کارها. ما الآن نسل جوان را باید برای قضاوت، برای تبلیغ تربیت‏‎ ‎‏کنیم. برای قضاوت که واجب است، واجب کفائی است برای همه، باید تربیت کنیم که‏‎ ‎‏این واجب کفائی تحقق پیدا بکند، و برای تبلیغ هم لازم است ما تبلیغ بکنیم. آن هم جزو‏‎ ‎‏واجبات است که ما از اسلام تبلیغ بکنیم. آن چیزی که وارد شده است در قرآن باید تبلیغ‏‎ ‎‏کرد به همه جا، و تبلیغ لازمه اش این است که زبان بدانند.‏

‏     شما نمی توانید بروید در انگلستان برای انگلیسی ها با زبان فارسی تبلیغ کنید یا در‏‎ ‎‏امریکا اینطور یا در شوروی. شما باید با زبان اهلی آنها تبلیغ کنید، و این از امور لازمه ای‏‎ ‎‏است که پیشتر نمی شد اسمش را برد، و حالا می بینیم جزو لازم هاست و واجبات است که‏‎ ‎‏باید عمل بشود. ‏

‏     بنابراین در عین حالی که من تشکر می کنم از همۀ آقایانی که در این امور دخیل‏‎ ‎‏هستند و مشغول خدمت و فداکاری هستند، درعین حال از آنها تقاضا دارم، و از همۀ‏‎ ‎‏حوزه های علمیه در هر جا که هست این تقاضا را دارم که دامن به کمر بزنند و نقیصه های‏‎ ‎‏سابق را که عقب افتادگی های سابق را جبران کنند. مبلغ درست کنند، قاضی درست‏‎ ‎‏کنند.چیزهایی که احتیاج دارد اسلام به آنها. و تبلیغ اسلام به غیر از اینها، یا عمل کردن به‏‎ ‎‏احکام اسلام بدون آنها نمی شود. بنابراین، با این همه تبلیغات علیه ما. ما هم باید تبلیغات‏‎ ‎‏داشته باشیم. ما باید اعزام مبلغ در خارج بکنیم به آن قدری که میسور است برای ما. و‏‎ ‎‏امیدوارم که موفق بشوید، آقایان موفق بشوند هم در دانشگاه و هم در فیضیه، موفق‏‎ ‎‏بشوند به اینکه تربیت کنند عدۀ زیادی را از زن و مرد برای تبلیغ. ‏

ارزش نداشتن انسان در منظر ابرقدرتها

‏     ‏‏و شما می بینید که دنیا الآن بر ضد ما قیام کرده اند. شما ملاحظه کنید برای سرنگونی‏‎ ‎‏یک طیاره کرۀ جنوبی چه بساطی درست کرده اند. البته به قتل رساندن و ساقط کردن یک‏‎ ‎‏طیاره ای که انسان ها در آن هست و اشخاص عادی در آن هست یک جرم نابخشودنی‏

‏است، لکن امریکا طرفدار این است، باید دید چی هست این، امریکا این قدر تبلیغ‏‎ ‎‏می کند و نطق می کند رئیس جمهور امریکا و فاجعه می گوید در دنیا واقع شده است و دنیا‏‎ ‎‏باید این را نبخشند. این همان امریکایی است که این فاجعه را در جاهای دیگر خودش‏‎ ‎‏بجا می آورد، و این همان امریکایی است که عراق را وادار می کند که بدتر از این فاجعه ها‏‎ ‎‏را در ایران بیاورد، یک کلمه هم حرف نمی زند. عراق نسبت به ایران و خود عراق،‏‎ ‎‏حکومت عراق نسبت به ایران و خود عراق تاکنون چه کرده است؟ چقدر جمعیت از این‏‎ ‎‏دو کشور اسلامی را کشته است و چقدر بمباران کرده است این مناطقی که اصلاً مربوط به‏‎ ‎‏جنگ نبوده است و دنبالش گفته است که ایران هم فلان جا را زده است، یک دروغی‏‎ ‎‏گفته است. رادیوها وقتی نقل می کنند حرف او را، اول نقل می کنند که او گفته است که‏‎ ‎‏کجا را زدیم، کجا را زدیم، ما هم موارد، جاهایی که جمعیت نظامی هست زدیم. در‏‎ ‎‏صورتی که همۀ رادیوها می دانند که اینها شهرهایی که هیچ ربطی به نظامی ندارد دارند‏‎ ‎‏می زنند. پشت هر شکستی صدام حمله کرده است و یک عده بیگناه، زن و مرد، بچه و‏‎ ‎‏صغیر و کبیر را به خاک و خون کشیده و امریکا یک کلمه راجع به این حرف نزده است‏‎ ‎‏برای اینکه انساندوست است ایشان! اما انسان امریکایی پسند! انسانی که به درد او‏‎ ‎‏می خورد می پسندد! همین عمل اگر امریکا کرده بود، همان عراق که الجزایر را، که طیاره‏‎ ‎‏الجزایر را، ساقط کرد و عده ای هم از مردم عادی در آن بودند و یکی از وزرای آنجا هم‏‎ ‎‏در آن بودند، امریکا هیچ واکنشی نشان نداد. اما حالا عزا گرفته برای اینکه یک طیاره ای‏‎ ‎‏از کرۀ جنوبی ساقط شده است؛ و این عزا برای این است که می خواهد شوروی را‏‎ ‎‏محکوم بکند، نه اینکه آن انسان هایی که آنجا هستند دوست دارد. انسان ها پیش این دو‏‎ ‎‏ابرقدرت اصلاً ارزش ندارند. اینها برای انسان الاّ آنی که گاو شیرده برای آنها باشد هیچ‏‎ ‎‏ارزشی برایش قائل نیستند.‏

حمایت امریکا از جنایات اسرائیل

‏     ‏‏شما ببینید امروز لبنان چه خبر است. الآن که من و شما اینجا نشسته ایم ‏‏[‏‏در‏‏]‏‏ لبنان‏‎ ‎‏چه حمام خونـی دارنـد ‏‏[‏‏راه می اندازند‏‏]‏‏. این حکومت غاصـب و جائر لبنان، این‏

‏امین‏‎[2]‎‏ خائن چه بساطی در سر این جمعیت مردم لبنان در آورده است. اسرائیل چه‏‎ ‎‏بساطی در آنجا درآورده بود. حالا به جای او اینها دارند در می آورند. لکن امریکا‏‎ ‎‏ندیدیم که یک کلمه بگوید. خودش فرستاده آنجا و تفنگدارهایش را فرستاده آنجا‏‎ ‎‏کمکش برای این جنایات، یک اسمی رویش می گذارند. شاید هم خودشان درست‏‎ ‎‏می کنند صحنه را. دوتا فرض کنید ترقه می اندازند به یک جایی و یکی دوتا را زخمی‏‎ ‎‏می کنند، یا فرض کنید آنها کرده باشند، آن وقت اینها می ریزند خانه به خانه می گردند‏‎ ‎‏جوان ها را می گیرند، جوان ها را حبس می کنند، جوان ها را می کشند. این فجایع در دنیا‏‎ ‎‏دارد واقع می شود و امریکا نشسته دامن به آن می زند.‏

‏     و اسفناکتر این است که مسلمین نشسته اند و تماشا می کنند. این مهرۀ دومی که حالا‏‎ ‎‏آمده است، و «اسحاق شامیری»‏‎[3]‎‏ که الآن آمده است و می خواهد نخست وزیر بشود، از‏‎ ‎‏اول برنامۀ خودش را گفته است. از اول گفته است که: «اسرائیل بزرگ باید تحقق پیدا‏‎ ‎‏کند، باید فلسطین بکلی از بین برود، تمام جاهایی که دست اسرائیل است اینها لاینفک از‏‎ ‎‏اسرائیل است». اسرائیل بزرگ، یعنی از نیل تا فرات، یعنی تمام منطقه ای که عرب نشین‏‎ ‎‏است، حجاز هم جزء این باید باشد، مصر هم جزء این است، و اینها نشسته اند آنجا دارند‏‎ ‎‏تماشا می کنند، و عدۀ کثیرشان هم همراهی می کنند، و اسرائیل را می خواهند بشناسند و‏‎ ‎‏امثال ذلک. ‏

ایجاد خفقان در دنیا توسط قدرتها

‏     ‏‏اینها یک مصیبت هایی است که در قرن ما واقع شده است، و مع الأسف مسلمین یعنی‏‎ ‎‏حکومتهای اسلامی بی تفاوت هستند؛ و آنها نمی گذارند که کشورهای خودشان، مردم‏‎ ‎‏عادیشان راجع به اینها صحبت بکنند. واقعاً در یک محیط خفقان این دنیا دارد بسر‏‎ ‎‏می برد، خفقان از این دو ابرقدرت. این افغانستان دست شوروی، هر روز فاجعه درست‏

‏می کند. البته ملت افغانستان هم همچو در مقابلش ایستاده اند که شاید او را پشیمان کرده‏‎ ‎‏باشند. آن هم فلسطین و لبنان و نمی دانم همه جا در دست امریکا و همه مشغول به جنایت‏‎ ‎‏کردن. آن وقت در این بین از یک طیاره که صد و شصت نفر، دویست و شصت نفر یک‏‎ ‎‏همچو چیزی کشته شده است ـ همه متأسف باید باشیم ـ لکن امریکا به اینطوری که شما‏‎ ‎‏متأسف اید نیست. شما برای اینکه، آنها را اصلاً نمی شناسید لکن یک انسان اند، یک‏‎ ‎‏انسان اند بیگناه، طعمۀ شوروی شدند. اما امریکا نه از باب اینکه انسان می خواهد، امریکا‏‎ ‎‏در این یک چیزی پیدا کرده برای اینکه، شوروی را از میدان در کند، مردم را یعنی دنیا را‏‎ ‎‏بر ضد شوروی چی بکند. شوروی هم فردا یک بهانه ای پیدا می کند آن هم امریکا را‏‎ ‎‏می خواهد چه بکند ‏اَللهمَّ اْشغَلِ الظّالِمینَ بالظّالِمینَ‎[4]‎‏. توطئۀ اجانب در تحقق نیافتن اسلام در‏‎ ‎‏ایران و بالاخره ما باید در این بین، خودمان توجه به مسائل دنیا داشته باشیم.‏

‏     امروز نباید ما فکر بکنیم ایران چه جور است. ما امروز فکر بکنیم دنیا چه خبر است،‏‎ ‎‏تکلیف ما در مقابل دنیا چه خبر است. همین جنگ تحمیلی را درست کردند، نقشه ای که‏‎ ‎‏صهیونیست ها دارند عملی بشود. از یک طرف نگذارند اسلام ـ در این ـ تحقق پیدا کند،‏‎ ‎‏اگر اسلام در ایران تحقق پیدا کند و قهراً در ممالک دیگری هم خواهد رفت و رفته است‏‎ ‎‏هم، آن وقت آن بساط آنها، بساط صهیونیست ها برچیده می شود، امریکا و شوروی‏‎ ‎‏دستش از ممالک اسلامی قطع می شود. اینها برای اینکه، نگذارند اسلام از چارچوب‏‎ ‎‏ایران بیرون برود، و اگر بتوانند در خود ایران هم منحرف کنند اذهان را، الآن دارند‏‎ ‎‏کوشش می کنند و می خواهند که، مقصد اولشان است که ایران ساقط بشود و یک‏‎ ‎‏«جمهوری اسلامی امریکایی» پیش بیاید. البته دیگر سلطنت طلبی توی کار نیست،‏‎ ‎‏جمهوری اسلامی هم اسمش را می گذارند اما جمهوری اسلامی از قسم امریکایی اش،‏‎ ‎‏آنی که بعضی ها هوسش را دارند، این را که ان شاءالله موفق نمی شوند. ایرانی ها مصمم اند‏‎ ‎‏همه. مرد و زن پیر و برنا، بچه و بزرگ مصمم اند به اینکه امریکا و شوروی را در ایران‏

‏دیگر راه ندهند. و اما مقصد دومشان این است که اسلام را در همین ایران محبوس کنند.‏‎ ‎‏تبلیغات دامنه داری که ایران الآن چه شده است، بچه های کوچک را چه می کنند،‏‎ ‎‏بچه های دون پانزده سال و چهارده سال را به زور می فرستند به جبهه ها، که تازه همین‏‎ ‎‏مسئله بوده است، و نمی دانم طرفدار حقوق بشر اعتراض کرده، آنها هم نشسته اند آنجا و‏‎ ‎‏گوش شان به این است که رادیو امریکا چه بگوید، رادیوی بی بی سی چه بگوید،‏‎ ‎‏رادیوی کذا چه بگوید. خودشان مسائل را می دانند، نه اینکه ندانند اینها، لکن برای‏‎ ‎‏اینکه ایران را محکوم کنند این مسائل را می گویند. نه این است که این رادیوهای خارجی‏‎ ‎‏ندانند مسائلی که در ایران واقع می شود، و ندانند تجاوزاتی که عراق به ایران کرده، و‏‎ ‎‏ندانند آن همه ظلمی که به کشورهای ایران و عراق کرده است. اینها می دانند اینها را،‏‎ ‎‏لکن انسان برای آنها مطرح نیست. آنها مقاصد خودشان را می خواهند اجرا بکنند.‏‎ ‎‏مقاصدشان این است که اسلام را در ایران بدنام بکنند، جمهوری اسلامی و مردم ایران را‏‎ ‎‏بدنام بکنند که نبادا دیگران به فکر این بیفتند که همین معنا را در آنجا هم اشاعه بدهند،‏‎ ‎‏تحقق بدهند. و من امیدوارم که در این معنا هم ان شاءالله موفق نشوند.‏

مظلومیت اسلام و موظف بودن به تبلیغ آن

‏     ‏‏و ما موظفیم که اسلام را در همۀ جای دنیا معرفی کنیم. اسلام مظلوم است الآن در‏‎ ‎‏دنیا، غریب است در دنیا. ما یک دسته کوچکی هستیم، تبلیغاتمان ناقص، مبلغ کم داریم‏‎ ‎‏و آنها همۀ رسانه های گروهی دست شان است و هر چه می خواهند پول های زیادی هم‏‎ ‎‏دارند و خرج این کارها را می کنند. ما مع ذلک نباید مأیوس بشویم. ما با همین عدۀ قلیل‏‎ ‎‏همان طوری که آن قدرت بزرگ شیطانی محمدرضا را که دنبالش همۀ قدرت ها بود به‏‎ ‎‏همت همین جوان های ایران شکستیم و کنارش زدیم و اسلام را ان شاءالله به آن طوری که‏‎ ‎‏خواست خداست در اینجا پیاده خواهیم کرد، و مشغول پیشرفت در این امر هستیم. ما‏‎ ‎‏نمی گذاریم دیگر کسی اینجا بیاید. و من امیدوارم که همان طور که اینها شد، با همت‏‎ ‎‏والای دانشگاه و فیضیه تبلیغات دامنه دار پیدا بشود، و در یک مدت کوتاهی ان شاءالله ‏

‏تبلیغات به جایی برسد که همۀ دنیا را ما پر از مظاهر اسلامی بکنیم. ‏

‏     از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همۀ آقایان را خواستارم. و امیدوارم که در‏‎ ‎‏این مشروعی که همه اشتغال به آن دارند و آقایان ریاستش را دارند و مشغول کار هستند‏‎ ‎‏توفیق پیدا بکنند و دست جنایتکار قدرت های بزرگ از ایران قطع بشود و اسلام آن‏‎ ‎‏طوری که هست در دنیا جلوه کند. ‏

‏والسلام علیکم و رحمة الله ‏

‎ ‎

  • ـ تفصیلی، جامع الأطراف.
  • ـ «امین جُمَیِّل» رئیس جمهور پیشین لبنان، وی پسر «پیِر جُمَیِّل» رهبر فالانژهای لبنان است.
  • ـ اسحاق شامیر، نخست وزیر پیشین رژیم اشغالگر قدس.
  • ـ خداوندا ستمکاران را با ستمکاران مشغول کن.