پیام رادیو - تلویزیونی
تقدیر از روحیه استقامت و شهادت طلبی ملت
پیام رادیو ـ تلویزیونی به ملت ایران و مسلمانان جهان (تقدیر از استقامت ملت)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: صحیفه امام

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1 ف‍روردی‍ن‌ ‭1364

زمان (قمری) : 28 جمادی الثانی ‭1405

مکان: تهران

شماره صفحه : 194

موضوع : تقدیر از روحیه استقامت و شهادت طلبی ملت

زبان اثر : فارسی

مناسبت : حلول سال جدید و عید نوروز

مخاطب : ملت ایران و مسلمانان جهان

پیام رادیو ـ تلویزیونی به ملت ایران و مسلمانان جهان (تقدیر از استقامت ملت)

پیام رادیو ـ تلویزیونی

‏زمان: 1 فروردین 1364 / 28 جمادی الثانی 1405‏‎[1]‎

‏مکان: تهران، جماران‏

‏موضوع: تقدیر از روحیۀ استقامت و شهادت طلبی ملت‏

‏مناسبت: حلول سال جدید و عید نوروز‏

‏مخاطب: ملت ایران و مسلمانان جهان ‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

جلوه هایی از استقامت ملت 

‏     ‏‏حلول سال جدید را به همۀ مسلمین جهان خصوصاً ملت قهرمان ایران و قشرهای‏‎ ‎‏مختلف ملتمان، و آن کسانی که در جبهه ها دارند برای اسلام خدمت می کنند، کسانی که‏‎ ‎‏در پشت جبهه ها خدمت می کنند و خانوادۀ شهدا وخود معلولین و وابستگانشان و به همه‏‎ ‎‏تبریک عرض می کنم. ان شاءالله این سال، سال مبارکی باشد برای مسلمین جهان و خدای‏‎ ‎‏تبارک و تعالی مقدر بفرماید که دست این ابرقدرتها و کسانی که به آنها مرتبط هستند قطع‏‎ ‎‏بشود و مردم دنیا با آرامش زندگی کنند.‏

‏     همۀ گرفتاریهای جهان مال این قدرتهای بزرگی است که ادعا می کنند که ما برای‏‎ ‎‏صلح این کارها را میکنیم. اینهمه جنایت می کنند، اینهمه کشورها را به خون می کشند و‏‎ ‎‏ادعا می کنند که ما نمی توانیم ببینیم که حقوق بشر از بین می رود. اینها ادعایی است که‏‎ ‎‏آنها می کنند که هیچ واقعیت ندارد، بلکه خلافش واقعیت دارد و مسلمین در غفلت‏‎ ‎‏هستند، مستضعفین جهان غفلت دارند. این بارقه ای که در ایران پیدا شد اگر چنانچه‏‎ ‎‏ملت های سایر کشورهای مسلمین به اینجا ملحق بشوند و همه با هم دست به هم بدهند‏‎ ‎‏ودر مقابل اینهمه جنایاتی که به بشر و بشریت می شود، بایستند کارها اصلاح می شود،‏‎ ‎‏لکن مع الأسف نشده است این کار و نمی دانم که چه خواهد شد. و من امیدوارم که‏

‏خدای تبارک و تعالی به ما قدرت استقامت بدهد، امروز استقامت لازم است. پیغمبر‏‎ ‎‏اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نگران بود راجع به این که آیا ملتش استقامت می کنند یا‏‎ ‎‏نه؟ تا آن حد که در روایت است که فرموده که ‏شیَّبَتْنی سُورَةُ هُود‎[2]‎‏ برای این آیه ای که آمده‏‎ ‎‏است که ‏فَاسْتَقِمْ کَما اُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ‎[3]‎‏ در عین حال که این آیه در سورۀ دیگری هم‏‎ ‎‏ـ سورۀ شوری هم ـ آمده لکن آن ذیل را ندارد، سورۀ هود که این ذیل را دارد فرموده‏‎ ‎‏است. این به نظر می رسد که نگران بوده است از این که ملتش و امتش مبادا خدای‏‎ ‎‏نخواسته استقامت نکند. باید ملت ایران، دولت ایران، ارتش ایران، سپاه پاسداران ایران،‏‎ ‎‏همه قشرهای ایران توجه کنند که استقامت در مقابل ظلم، در مقابل این قدرتهای بزرگ‏‎ ‎‏از اموری است که امر شده است، استقامت در مقابل دشمن است، امر شده است که‏‎ ‎‏استقامت بکنید و اگر استقامت بکنید پیروز هستید. بحمدالله ایران به این صفت، بسیاری‏‎ ‎‏از قشرها به این صفت متصفند و من فراموش نمی کنم قصۀ روز جمعه را که آنطور‏‎ ‎‏باشکوه، با نورانیت، با استقامت گذشت. آنطور مردم با طمأنینه، با آن صداهایی که‏‎ ‎‏می آمد، با آن رگبارهایی‏‎[4]‎‏ که می آمد، من ملاحظه می کردم، نگاه می کردم، مخصوصاً‏‎ ‎‏نگاه می کردم ببینم در بین مردم چه وضعی هست، ندیدم حتی یک نفر را که یک تزلزلی‏‎ ‎‏درش پیدا باشد. و آن وقت امام جمعه آنطور با آن طنین قوی صحبت کرد،‏‎[5]‎‏ مردم‏‎ ‎‏آنطور گوش کردند، آنطور فریاد زدند که ما برای شهادت آمدیم. یکی از اینهایی که‏

‏شهید شده است ـ یا اینکه چند نفر، یکی ـ دو نفر ازشان ـ به من گفتند که این وصیت هم‏‎ ‎‏کرده است، همین که من می روم برای شهادت، وصیت کرده و از همانهایی است که در‏‎ ‎‏همینجا شهید شده. با یک همچو ملتی کسی نمی تواند مقابله کند. ملتی که اینطور است؛‏‎ ‎‏آن روزی که اعلام می کنند که می خواهیم بمباران کنیم نماز جمعه را، بیایند و بیشتر‏‎ ‎‏بیایند، حتی آنهایی که نمی آمدند برای نماز، ‏‏[‏‏از‏‏]‏‏ قراری که برای من نقل کرده اند،‏‎ ‎‏آنهایی که برای نماز جمعه هم نمی آمدند هفته های دیگر، این هفته آمده اند؛ این یک‏‎ ‎‏همچو ملتی است. یک همچو ملتی را نمی تواند کسی به واسطۀ بمباران کردن یک‏‎ ‎‏جایی، به واسطۀ شرارتهایی که دارد می شود، این را منصرفش کند از اینکه دارد. ... ملت‏‎ ‎‏ما، در مقابل چی چی منصرف بشود. اسلام است و امانت خدا به دست ما؛ اسلامی است‏‎ ‎‏که ـ از صدر اسلام ـ با زحمت و با مشقت، این اسلام تولد پیدا کرده است و هر چه جلو‏‎ ‎‏رفته است باز مشقت درش بوده.‏

تلاش برای کسب رضای الهی 

‏     ‏‏پیغمبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از اوّلی که دعوت کرده است تا آن وقتی که‏‎ ‎‏در رختخوابِ رفتن از این عالم بوده است و لقاءالله بوده است، در حال جنگ بوده. حتی‏‎ ‎‏آن وقتی هم که در بستر خوابیده است باز برای جنگ بسیج کرده است و آنهمه مشقت‏‎ ‎‏هایی که ایشان دیدند؛ از قریب و از غیر قریب دیدند و بعد از آن هم همین طور؛ مسلمین‏‎ ‎‏دیده اند؛ ائمه ما دیده اند؛ امیرالمؤمنین دیده است. خوب! آنها برای اسلام چون بوده، به‏‎ ‎‏ذائقه شان شیرین بوده. ما باید کوشش کنیم که ذائقه مان را یک همچو ذائقه ای قرار بدهیم‏‎ ‎‏که برای ما هر چیز شیرین باشد. رضای به قضای خدا، معنایش همین است که یکوقت‏‎ ‎‏تسلیم است، آدم تسلیم می شود، خوب، ما سِلْمیم. یکوقت رضاست به آنچه او می کند،‏‎ ‎‏این دیگر فرق نمی کند بین اینکه آن کسی که راضی است، فرق نمی کند بین این که از او‏‎ ‎‏بلا برسد یا این که از او نعمت برسد، همه را نعمت می داند. می گوید از آن است، از‏‎ ‎‏محبوب من است. اگر محبوب انسان همین محبوبهای ظاهری هم اگر چنانچه فرض کنید‏

‏که یک چیزی که نا گوار است بگوید، در ذائقۀ کسی که دوست دارد، خوش می آید. اگر‏‎ ‎‏ما برسیم به این معنا، و امیدواریم که با جدیت برسیم به این معنا که خوشمان بیاید از این‏‎ ‎‏معانی. الآن ما می بینیم که این جوانهای ما که دارند می روند در جبهه ها، برای شهادت‏‎ ‎‏می روند، اینها همینند. اینها برای اینکه در ذائقه شان خوش آمده است این معنا؛ این را از‏‎ ‎‏خدا می دانند ؛ چون از خدا می دانند از این جهت سخت برایشان نیست. ما باید خودمان‏‎ ‎‏را جوری تربیت کنیم که راضی باشیم به آنچه خدای تبارک و تعالی به ما اِعطا می کند.‏‎ ‎‏آنچه می دهد بلا باشد خوب است و واقعش هم اینطور است، برای اینکه خدای تبارک‏‎ ‎‏و تعالی بندگانش را می خواهد. گاهی وقتها «بلا» برای انسان نعمت است، گاهی وقتها‏‎ ‎‏نعمت «بلا»ست. خدای تبارک و تعالی می خواهد مردم را تربیت کند. کسانی که به او‏‎ ‎‏متوجه می شوند تربیتش گاهی به این است که فشار برشان وارد بیاورد ؛ گاهی به این است‏‎ ‎‏که نعمت برشان بدهد. آن وقتی که فشار وارد می آید روحها پرواز می کنند به عالم دیگر،‏‎ ‎‏آن در فشارهاست که اینطور می شود.‏

بی اعتنایی به زخارف دنیا، خصلت عاشقان شهادت 

‏     ‏‏بنابراین، یک ملتی ما می خواهیم وخودشان، خود ملت ما هم بحمدالله اینطور است‏‎ ‎‏که فشارها برایشان اشکالی ندارد. اگر ما، اگر اسلام، مسلمین مثل سایر قشرهای عالَم‏‎ ‎‏بودند که برای مال و منال و منصب و اینطور چیزها می رفتند دنبال کار و بالاخره برای‏‎ ‎‏شکم و برای شهوت می رفتند، اگر چنانچه کسر می آمد باید ناراحت بشوند. اما ملتی که‏‎ ‎‏برای شهادت می رود، ملتی که زن و مردش عاشق شهادت هستند و فریاد شهید شدن‏‎ ‎‏می زنند، یک همچو ملتی دیگر از اینکه فلان چیز کم است، فلان چیز زیاد است، این‏‎ ‎‏نمی نالد. اقتصادش چطور است، این مال آنهایی است که وابسته به اقتصاد هستند، دل به‏‎ ‎‏اقتصاد دادند. آنهایی که دل به خدا دادند، آنها اینطور نیستند که دنبال این باشند که فلان‏‎ ‎‏چیز فراوان باشد ؛ فلان چیز کم باشد، زیاد باشد، نرخش کم باشد، نرخش زیاد باشد.‏‎ ‎‏اینها که در نظر اینکه شهید می خواهد بشود، این چیزها نیست. آن که دارد برای شهادت‏

‏می رود به او بگویی که مثلاً مالت را دزد برده است، او اصلاً اعتنا به این حرف ندارد. به او‏‎ ‎‏بگویی که قیمت ‏‏[‏‏اجناس ‏‏]‏‏ گران است، او که نرفته برای اینکه غنیمتی بیاورد. غنیمتی که‏‎ ‎‏او می خواهد بیاورد آن غنیمتی است که هیچ زوال ندارد. آن چیزی است که هیچ‏‎ ‎‏شکست ندارد. آن کاری است که از دست هیچ کس بر نمی آید جز از دست خدای‏‎ ‎‏تبارک وتعالی و ملت ما دارد این کار را می کند و من امیدوارم که همه اینطور بشویم. البته‏‎ ‎‏من که می گویم، نیستم آنطور، اما دیگران را میل دارم بشوند اینطور و خودم هم میل دارم‏‎ ‎‏بشوم، باید همه بشویم. ‏

حمایت از صدام در راستای مخالفت با اسلام 

‏     ‏‏و ان شاءالله امیدواریم که این سال جدید برای ما یک سال خوبی باشد. و تذکر این‏‎ ‎‏معنا را من لازم می دانم که ما هم هیچ میل نداریم که حتی آنهایی که با ما دشمنند صدمه‏‎ ‎‏ببینند. اگر در مقابل ما نایستند، اگر با اسلام مخالفت نکنند، مسْلم باشند، با اسلام مخالفت‏‎ ‎‏نکنند، ما هیچ صدمه ای نمی خواهیم ببینند. ما الآن میل نداریم که آن جاهایی را که مراکز‏‎ ‎‏اقتصاد آنهاست، مراکز جمعیت عراق است، ابداً میل نداریم که یک صدمۀ ضعیفی هم‏‎ ‎‏ببینند. صدام نکند این کارها را، دولت هم نمی کند این کار را. لکن وقتی او می کند دیگر‏‎ ‎‏از دست ما خارج است. ملت وضعش یکجوری است که از دست ما، از دست دولت هم‏‎ ‎‏خارج است. بنابراین اینطور نیست که ما در نظر داشته باشیم جنگ بکنیم. از اول جنگ‏‎ ‎‏نکردیم، جنگ نمی خواستیم، از حالا هم نمی خواهیم، بعدها هم نمی خواهیم، اما‏‎ ‎‏صلحی که از جنگ بدتر است هم نمی خواهیم. ما می خواهیم که دنیا این آدم فاسدی که‏‎ ‎‏اینهمه فساد کرده است، باز نرود دنبالش و برایش دست بزند. الآن دنیا متوجه این است‏‎ ‎‏که این را زیر بغلش را بگیرد، نگه اش دارد. برای چی نگه دارد؟ برای به هم زدن همۀ‏‎ ‎‏اوضاع، برای اینکه اسلام نباشد. همۀ دردشان این است که نبادا اسلام بیاید؛ و اسلام‏‎ ‎‏موافق با اینطور بد کاریها نیست، با اینطور عیاشیها نیست، با اینطور فجایع نیست، با اینطور‏‎ ‎‏زورگوییها نیست. چون اینها می ترسند از این، و صدام هم مقابل اسلام ایستاده است، از‏‎ ‎‏این جهت آنها هم زیر بغلش را نگه داشته اند که نبادا یکوقت چه بشود. لکن خدای‏

‏تبارک و تعالی اگر اراده فرموده باشد تمام این کیْدها به خودشان بر می گردد. تکلیف ما‏‎ ‎‏این است که در مقابل ظلم بایستیم و این کسی که تعدی به ما کرده است، تو دهنی به او‏‎ ‎‏بزنیم و تا این قضیه را دنیا قبول نکند این جنگ هست و جنگ هم از طرف آنها هست، از‏‎ ‎‏طرف ما نیست. زدن اینطور مراکز هم از طرف آنهاست. شما می آیید نماز جمعه را‏‎ ‎‏می زنید. نماز جمعه را که می زنید خیال می کنید ملت ما عقب می نشیند! می بینید که در‏‎ ‎‏نمازجمعه چه کردند. این یک مطلبی است گفتنی، تاریخی، تا کسی نبیند آنجا را، آن‏‎ ‎‏منظره را نبیند، باورش نمی آید که زن بچه اش تو بغلش است، مرد بچه اش پهلویش است‏‎ ‎‏هیچ حرکت نکند، اینهمه فشار، هیچ حرکت نکند، از آن ور انفجار، آن نامردها، از‏‎ ‎‏آنطرف هم آنطور رگباری که ملاحظه کردید همه. مع ذلک همه هم با طمأنینه نشسته اند‏‎ ‎‏سر جای خودشان و هیچ ابداً حرکتی نمی کنند. و ملت، یک همچو ملت است. ملت‏‎ ‎‏اینطوری دیگر دنبال این نیست که گوشتش ارزان است یا گران است، دنبال این نیست که‏‎ ‎‏کم است یا زیاد است. این دنبال این است که اسلام را بزرگ کند. همان طوری که پیغمبر‏‎ ‎‏اکرم هم بوده، پیغمبر اکرم هم اینطور بوده، دنبال این بوده که اسلام تقویت بشود، حالا‏‎ ‎‏خودم کشته شدم، بچه ام کشته شد، از بین رفتند، سید الشهدا؛ بچه هایم اسیر شدند. ...‏‎ ‎‏خوب! می بینید که در روایات هست که هر چه به ظهر عاشورا نزدیک می شد، حضرت‏‎ ‎‏سید الشهدا صورتش شکفته تر می شد. برای چی؟ برای اینکه می دید که دارد می رود‏‎ ‎‏پیش خدا. او نظر به «او» داشت، نه نظر به اینها داشت. نظر به اینها ـ هر کدام که مربوط به‏‎ ‎‏خدا باشد ـ به عنوان مربوط به خدا، و الاّ نه اینکه به این نظر داشت که پسر دارد، اولاد‏‎ ‎‏دارد، این حرفها نبود در کار.‏

‏     بنابراین، ما باید استقامت کنیم و آن چیزی که نگرانی پیغمبر هست که نبادا ملتش‏‎ ‎‏استقامت نکنند و این امر خدا را اطاعت نکنند، باید ما کاری بکنیم که این نگرانی‏‎ ‎‏نگذاریم در حق ما ثابت بشود. و من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که همۀ این‏‎ ‎‏قشرهای ملت را از مجروحین، مصدومین، شهدا و خانواده های اینها و مفقودین ما و‏‎ ‎‏اسرای ما، همه اینها را هم سالم نگه دارد و شهدای ما را بیامرزد و در جوار خودش نعمت‏

‏عنایت کند و اینهای دیگر هم سالم نگه دارد و به پیروزی برسند و ان شاءالله اسرای ما و‏‎ ‎‏مفقودین ما هم به وطن خودشان برگردند و ملت ما هم با قدرت و قوّت پیش برود و هیچ‏‎ ‎‏از این نوع چیزها باک نداشته باشد. چیزی است که بر ملت ـ بر ملت بیدار ـ ثابت شده‏‎ ‎‏است که می خواهی بیدار باشی، می خواهی مستقل باشی، باید جورش را بکشی!‏‎ ‎‏می خواهی ذلیل باشی؟ برو پیوند کن با امریکا، همۀ این حرفها تمام می شود، جنگ هیچ‏‎ ‎‏نمی شود؛ پیوند کن با شوروی، باز هم نمی شود! اما چی؟ این است که یک ملت‏‎ ‎‏عقب ماندۀ توسری خوردۀ ضعیف و تا آخر. اما وقتی بخواهی، یک ملتی بخواهد سر‏‎ ‎‏بلند باشد، بخواهد ارزش داشته باشد، این دیگر نباید فکر این باشد که ما حالا این‏‎ ‎‏ارزشی که داریم، ببینیم به اندازۀ این هست که ماستمان گران باشد! یا دوغمان چه باشد!‏‎ ‎‏اگر اینطور است، که ما از حالا هم رفتیم. اما می بینیم اینجور نیستند، ملت ما الحمدلله ‏‎ ‎‏اینطور نیست. و امیدوارم که قویتر بشوند و شادمان بشوند در این سال جدید و خدای‏‎ ‎‏تبارک و تعالی به همه قدرت عنایت کند و سلامت عنایت کند و همۀ ما را بیدار کند و در‏‎ ‎‏استقامت به ما کمک کند، ان شاءالله .‏

‏والسلام علیکم و رحمة الله ‏

‎ ‎

  • ـ در صحیفۀ نور دورۀ22 جلدی ذیل تاریخ 29 / 12 / 1363 درج شده است.
  • ـ علم الیقین، فیض کاشانی، ج 2، ص 971.
  • ـ بخشی از آیۀ 112 سورۀ هود: «آنگونه که امر شده ای استقامت و پایداری کن همراه کسانی که با تو رجوع کردند».
  • ـ اشاره به شلیک پدافند هوایی تهران بعد از صدای انفجار نمازجمعۀ تهران به گمان حضور هواپیماهای دشمن در منطقه هوایی تهران است.
  • ـ روز جمعه 24 اسفند 1363 عوامل استکبار، بمب دست سازی را که به شکل فرش کوچک به محل نماز جمعۀ تهران آورده بودند، در ساعت 23:12 دقیقه در میان انبوه جمعیت نمازگزار در هنگام استماع خطبه ها منفجر کردند که تعدادی از نماز گزاران جمعه شهید و مجروح شدند و بعد از این حادثه مردم یکپارچه شعار«حسین، حسین شعار ماست ـ شهادت افتخار ماست»، «مرگ بر امریکا»، «جنگ جنگ تا پیروزی» را سر دادند و علی رغم این حادثه، امام جمعۀ تهران آقای خامنه ای با صلابت و قدرت قرائت خطبه های خود را ادامه دادند.