سپیده دم
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

زمان (شمسی) : 1394

ناشر مجله : مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، موسسه چاپ و نشر عروج

نویسنده : مشفق کاشانی

سپیده دم

‏‏سپیده دم‏

‏‏ ‏

‏‏شبی که از خم وحدت شراب بر می داشت ‏

‏‏ستاره ریخته بود، آفتاب برمی داشت‏

‏‏ریاض فیض حضورم ز خویشتن می برد‏

‏‏ز چشمخانه ی دل تا حجاب برمی داشت‏

‏‏چمن به مقدم او شاخه شاخه گل می ریخت‏

‏‏صبا به تهنیت او گلاب برمی داشت‏

‏‏به کام تشنه لبان از کرانه های سراب ‏

‏‏سحر ز چشمه خورشید آب برمی داشت‏

‏‏جهان به غلغله از قمریان بار بود‏

‏‏اگر دریچه ز باغ سحاب برمی داشت‏

‏‏خیال بال گشا، تا حریم او می رفت‏

‏‏همای پرده نشین سر ز خواب برمی داشت ‏

‏‏به جام شب زدگان مهر مردمی می داد‏

‏‏ز شام سوختگان اضطراب برمی داشت‏

‏‏به خشم تا سر اهریمن افکند از پای‏

‏‏به نام ایزد، تیغ شهاب برمی داشت‏

‏‏ز برق نعل سمندش شراره می زد باد‏

‏‏عنان صبر اگر از رکاب برمی داشت‏

‏‏به رستخیز فلک مردی از سلاله ی نور ‏

‏‏سپیده دم علم انقلاب برمی داشت‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏                                                     مشفق کاشانی‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‎ ‎

‏‎

‎