ای ماه چه دیر آمدی، ده قرن سکوت
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

زمان (شمسی) : 1391

ناشر مجله : مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، موسسه چاپ و نشر عروج

نویسنده : کاکایی، عبدالجبار

ای ماه چه دیر آمدی، ده قرن سکوت

‏‏دو قطعه شعر از عبدالجبار کاکایی‏

‏‏ای ماه چه دیر آمدی‏

‏‎ ‎

‏‏یک شهر دعا کرد و بلا کم نشد امسال‏‎ ‎


‏Picture 2‏

خون شد جگر خلق و محرم نشد امسال‏

‏‏ ‏

‏‏ای ماه چه دیر آمدی از راه و عجیب است‏

‏‏دل واپس تو عالم و آدم نشد امسال‏

‏‏ ‏

‏‏پیش از تو محرم شد و پیش از تو عزا بود‏

‏‏مویی ز عزاداری تو کم نشد امسال‏

‏‏ ‏

‏‏جایی ننشستیم که یادی نشد از درد‏

‏‏شعری نسرودیم که ماتم نشد امسال‏

‏‏ ‏

‏‏صد خیمه  خاموش به تاراج جنون رفت‏

‏‏یک خاطر آسوده فراهم نشد امسال‏

‏‏ ‏

‏‏در گریه نهفتیم عزای شب خود را‏

‏‏تاوان تو زخمی ست که مرهم نشد امسال‏

‏‏‎

‎‏

ده قرن سکوت‏

‏‏ ‏

‏‏در خویش فرو رفته ام از سایه ی چاقو‏

‏‏چون گربه ی وحشت زده خاموشم و ترسو‏

‏‎ ‎

‏‏تاراج خزان بود و خزان بود درین باغ‏


‏Picture 3‏

چون میوه ی آفت زده بی رنگم و بی بو‏

‏‎ ‎

‏‏من آجر افتاده ی ده قرن سکوتم‏

‏‏تو  روزن وامانده ی ده قرن هیاهو‏‎ ‎

‏‎ ‎

‏‏دلتنگ ترم از گره بسته ی قالی‏‎ ‎

‏‏تاریک ترم ازشب بی روزن پستو‏

‏‏ ‏

‏‏تو حاکم این شهری و من رند و زمین، گرد‏

‏‏...پیش از تو ثنا گویم و بعد از تو ثناگو‏

‏‏ ‏

‏‎ ‎

‏‎ ‎

‏‎

‎