در انتظار وصل
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

زمان (شمسی) : 1389

ناشر مجله : مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، موسسه چاپ و نشر عروج

نویسنده : دبیران، حکیمه

در انتظار وصل

‏‏در انتظار وصل‏

‏‏ ‏

‏‏بعد هجران امام نازنین‏

‏‏گرچه احمد بود با قلبی حزین‏


‏taz12

‏‏بس تسلّی دادمان در سوگ او‏

‏‏در حقیقت جرعه ای بد زآن سبو‏

‏‏ ‏

‏‏یک غزل از پیر خود،از آن مراد‏

‏‏عاشقان خسته دل را هدیه داد‏

‏‏ ‏

‏‏نامۀ عرفانی اش را باز کرد‏

‏‏راه شرح فکرتش آغاز کرد‏

‏‏ ‏

‏‏بُد همیشه یاور و یار امام‏

‏‏بود پشتیبان او در هر مقام‏

‏‏ ‏

‏‏دید یک شب،پیر دوراندیش خود‏

‏‏خواند او را با محبت پیش خود‏

‏‏ ‏

‏‏احمدم! فرزند دلبند متین‏

‏‏مرگ را آسان و کاری خُرد بین‏

‏‏ ‏

‏‏ای که جزء عالم علویستی‏

‏‏فکر کن پنجاه دیگر زیستی‏


‎

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏taz13‏

او به گوش جان شنید این پند را‏

‏‏دل به یکباره برید از این سرا‏

‏‏ ‏

‏‏بعد از آن در انتظار وصل بود‏

‏‏بی خبر از روز و ماه و فصل بود‏

‏‏ ‏

‏‏شوق دیدارش شکوفا می نمود‏

‏‏دم به دم بر عشق وصلش می فزود‏

‏‏گفت چون با جمعی از یاران نشست‏

‏‏"این زمان دیگر نمی آید به دست"‏

‏‏ ‏

‏‏با گروهی گفت در ماه صیام ‏

‏‏"گوییا ایّام ما آمد تمام"‏

‏‏ ‏

‏‏نفس پاکش اِرجِعی را چون شنید‏

‏‏جز لقای یار را لایق ندید‏

‏‏ ‏

‏‏چشم را از ماسِوی بر هم نهاد‏

‏‏خود به شادی،دیگران در غم نهاد‏

‏‏ ‏

‏‏هر که را مشتاق آن جانان کنند‏

‏‏مرگ را بر وی چنین آسان کنند‏

‏‏ ‏

‏‏او رضا از حق و از حق از وی رضا‏

‏‏"لیس لِلانسانِ الّا ما سَعی"‏

‏‏ ‏

‏    ‏دکتر حکیمه دبیران‏

‏‎ ‎

‏‎

‎