مجله خردسال 140 صفحه 18
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

مترجم : احمد قائمی مهدوی

ویراستار : نیرالسادات والاتبار

ناشر مجله : موسسه چاپ و نشر عروج

نویسنده : افشین علاء – مرجان کشاورزی آزاد

موضوع : خردسال

مجله خردسال 140 صفحه 18

و و با عجله به طرف خانه­ی رفتند. مثل همیشه در خواب بود و با صدای بلند خر و پف می­کرد. فریاد زد: « ! بیدار شو!» گفت: «جنگل آتش گرفته، باید فرار کنی.» خوش و خندان چشمها یش را باز کرد و گفت: «چی شده؟ کجا آتش گرفته؟» گفت: «درختهای پشت خانه­ی تو. بیا ببین چه دودی به آسمان می­رود.» و و و ، از خانه بیرون آمدند. اما پشت خانه­ی نه دودی بود و نه آتشی. خندید و گفت: «من خواب بودم، اما شما خواب دیدید!» با تعجب گفت: «ولی ما همه دود را دیدیم.» گفت: «دود خیلی زیاد بود.» همین موقع بوی چوب سوخته همه جا پیچید و دود سیاهی به آسمان بلند شد.

مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 140صفحه 18