مجله خردسال 319 صفحه 19
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

مترجم : احمد قائمی مهدوی

ویراستار : نیرالسادات والاتبار

ناشر مجله : موسسه چاپ و نشر عروج

نویسنده : افشین علاء – مرجان کشاورزی آزاد

موضوع : خردسال

مجله خردسال 319 صفحه 19

را می خورد. از ...... می ترسید چون پنجه هایش بزرگ و قوی بود. از ........ می ترسید چون زمین زیر پایش می لرزید. از ...... هم می ترسید چون ....... می توانست با یک جست او را بگیرد، ..... هنوز جوابی نداده بود که ... از راه رسید و گفت :« فرار کنید! توفان در راه است!» .... و ........ و ........ و ......، هر کدام به یک طرف فرار کردند. اما ..... توی لانه ماند، . گفت:« ...... جان! توفان لانه ات را خراب می کند. پرواز کن و برو.» ... گفت:« نه ! من پیش جوجه هایم می مانم.» توفان رسید. ...... جوجه هایش را زیر بال گرفت. شاخه ی درخت با وزش باد سخت خم شد. چیزی نمانده بود که لانه ی .... به زمین بیفتند...... از درخت بالا رفت و لانه را با دست نگه داشت. کمی بعد، همه جا آرام شد. .. نفس راحتی کشید. .. به جوجه ها نگاه کرد و خندید. ...و.......و.....و....... آمدند. ..... گفت ......... از همه شجاع تر است.» ....... گفت:« او فرار نکرد.» ........ گفت:« و از توفان نترسید.» ... گفت«.....، مادر جوجه هایش است و مادرها همیشه شجاع هستند!» ...... خندید و گفت:« ........ از همه ی ما شجاع تر است. او هم آمدن توفان را خبر داد و هم به من و جوجه هایم کمک کرد.

مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 319صفحه 19