کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر
بازتاب قیام مردمی پانزده خرداد 42 در ادبیات معاصر (از 42 تا 57)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: مقاله

پدیدآورنده : انزابی، احمد حسین

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1377

زبان اثر : فارسی

بازتاب قیام مردمی پانزده خرداد 42 در ادبیات معاصر (از 42 تا 57)

‏‏بازتاب قیام مردمی پانزده خرداد 42 در ادبیات معاصر (از 42 تا 57)‏‏ ‏

‏‏□ احمد حسین انزابی‏

‏‏خلاصه مقاله‏

‏‏در این جستار با ارائه ی تاریخچه ای گزارش گونه از شروع قیام مردمی 15 خرداد تا‏‎ ‎‏پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57، به بررسی و تحلیل نقش شعارهای شعورمند‏‎ ‎‏مردم در این دوره ی تاریخی پرداخته شده است. ‏

‏‏این نوشتار همچنین به سخنرانی های پرشور امام در این دوره ی تاریخی پرداخته‏‎ ‎‏و مطالب مسؤولانه و متعهدانه چندنشریه ی انقلابی این دوره را مورد کاوش قرار‏‎ ‎‏داده است. ‏

‏‏این مقاله با ارائه ی نمونه هایی از انعکاس پیروزی انقلاب اسلامی در شعر‏‎ ‎‏شاعران متعهد خاتمه می یابد. ‏

‏‏ ‏

‏‏بینش ها و پویش ها، فرهنگ انقلاب را پیش پایمان نهاد. فرهنگی که بر «اسلام پویا و اصیل»‏

‏‏بر نهاده و استوار بود، بنیانی تازه گرفت و حیاتی نو یافت تا دانشگاه ها را به استقلال کشاند،‏‎ ‎‏حوزه ها را دگرگون کرد،  مراکز علمی و پژوهشی را متحول ساخت، مجامع آموزشی را‏‎ ‎‏امیدوار نمود، محافل پرورشی را طمأنینه و سکون دل بخشید، خلق خدا را آگاهی بخشید،‏‎ ‎‏جهانی را در انتظار موعود حق و عدل موعود، باورمند نمود. و در نهایت، افق تابناک آینده را‏‎ ‎‏در منظر دیدگان با بصیرت، تجلی داد و ادبیاتی با همه ی گستردگی در عین حال با تمام‏‎ ‎‏بزرگی هایش، هر چند ناشناخته ، به یادگار نهاد. اینک با فرصت و مجالی که فراهم آمده به‏‎ ‎‏منظور تربیت فکری و پرورش ذوقی و استعداد هنری نسل جوان و با هدف تلطیف روح و‏‎ ‎‏بارور کردن خردمند ی این نسل، آشنایی با آثاری که (آثار ادبی که) از لحاظ والایی اندیشه و‏‎ ‎‏لطف بیان و حسن تعبیر بی نظیرند و پیوسته بر تارک فرهنگ و ادب کشورمان می درخشند به‏‎ ‎‏عمل می آید. امید است که همگام با احیاء ارزش های اسلامی و تعالی فرهنگ بالنده ی الهی،‏‎ ‎‏بازشناسی ای دقیق از آثار ادب فارسی و گوهرهای فاخر آن را به دست دهد. ‏

‏‏چون مجموعه های ادب و فرهنگ به ویژه نوع مکتو بشان، به طور جدّ تصویر حرکت و‏‎ ‎‏پویایی مردم و توده های ملی را به نمایش می کشد و نقش مسؤولیت و رهبری صاحبان‏‎ ‎‏اندیشه و قلم را بازگو می کند محققان و ادیبان قوم باید که در هر فرصت مناسب و در‏‎ ‎
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 9

‎‏آستانه ی هر سده و چله و شاید که دهه، این بخش مهم از تاریخ ملی و قومی را مورد بررسی‏‎ ‎‏قرار دهند تا بتوانند شعور اجتماعی را ارزیابی و امامت امت را در بعد فرهنگی و ارزشی اش‏‎ ‎‏به خاطر تنظیم برنامه های آینده و مدیریت صحیح جامعه بازبینی کنند. ‏‎[1]‎

‏‏البته ژرف کاوی و ریشه جویی در بررسی سرچشمه ی فکری و نظری به ویژه در پایه های‏‎ ‎‏مظاهر زندگی اجتماع یعنی تحلیل شعور جمعی و بازشناسی ارزش ها و ضد ارزش ها کاری‏‎ ‎‏سخت و بس پیچیده است که با عنایت به زوایای موضوعات و گستردگی و فراگیری‏‎ ‎‏مقوله ها، کار را بلامانع و مسیر را هموار و حصول به نتیجه را ممکن می نماید. به عبارت‏‎ ‎‏دیگر، شناخت تلاش و حرکت های اجتماعی ما را به سوی آن جامعه شناختی پیش می برد‏‎ ‎‏که با تصویر منظم و ترسیم زوایا می توان در تحلیل مسائل روزگار مورد نظر و تدبیر در علل‏‎ ‎‏شادابی و خمود گروه های مردمی، توفیق نسبی به دست آورد. ‏‎[2]‎

‏‏نحوه ی نگرش شاعران و نویسندگان به امور و مسائل و تفسیر و داوری فکری هر کدام‏‎ ‎‏نسبت به حادثه ها و تحولاتی که رخ داده و در شرف تکوین بوده است و احیاناً جانبداریها و‏‎ ‎‏نقش شان در حرکت های خاص و ... بررسی و تحلیل را بالطبع عمیق تر و گسترده تر می کند،‏‎ ‎‏تا آنجا که شاهد دسته ای هستیم که واقعاً از مردم سخن گفته اند و در خدمت مردم بوده اند و‏‎ ‎‏گروهی که مردم گریز بوده، پیوسته از شکل و هیأت جامعه ( به ویژه جامعه ی پویا و متحول)‏‎ ‎‏بیگانه مانده و جدا بوده اند یعنی که اینان سکون خویش و خمودی ملت ها را خواسته اند و‏‎ ‎‏آن دیگر ها شادابی و حرکت را. این است که محور بحث ما بر اساس آثار شاعران و‏‎ ‎‏نویسندگانی است که رسالت و تعهدی که بر عهده ی آنان بوده درک کرده، پیام آوران ارزش ها‏‎ ‎‏و بزرگواری ها بوده اند و با تجهیز خویش به ایمان و علم، جایگاه فخیم و با صلابت خود را‏‎ ‎‏دریافته اند و در جهت روشن گری مردم و مبارزه با عوامل کفر و نفاق نوشته اند و سروده اند.‏‎ ‎‏البته به ناچار اشاره ای خواهیم داشت به نویسندگان و شاعران بی درد و آنانی که یا گرفتار‏‎ ‎‏خودمداری ها و فریفته ی مقاصد مادی و حیوانی بوده اند و یا درگیر بدبینی ها و بن بست های‏‎ ‎‏فکری. و در نتیجه، به مردمی که ولی نعمتشان بوده اند روی خوش نشان نداده و با کنار‏‎ ‎‏کشیدن از میدان نبرد، نه تنها موجب کاسته شدن یک سپاهی از لشکر حق بوده اند بلکه به‏‎ ‎‏همین میزان بر قدرت دشمن افزوده اند: ‏

‏‏بنابراین ویژگی های شعر مسؤول و متعهد را، خدا محوری، آموزندگی، حقیقت جویی و‏‎ ‎‏عبرت انگیزی از ارزش های منبعث از جهان بینی توحیدی می دانیم. ‏

‏
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 10

‎‏شعر مسؤول پیام است و خروش‏  ‏از خدا نغمه و از غیب، سروش‏

‏‏شعر مسؤول حماسی تپش است‏  ‏بعثت و نهضت و شور و جهش است‏‎[3]‎

‏‏زیرا که اسلام عزیز، مؤید شعر متعهدی است که در راه مکارم اخلاقی و بیان ارزش های‏‎ ‎‏معنوی به کار گرفته شود و انسان را در طریق کمال به سوی الله جل جلاله راهبر گردد. ‏

‏‏البته، لطف و هدایتگر ی سخن که جلوه گاه آن طبع شعر و سرایشی متعهدانه و موضعدار‏‎ ‎‏است ستودنی است و از همین روست که خدای متعال در کلام خویش گویندگان مؤمن را از‏‎ ‎‏جرگه ی سرگشتگا ن منحرف استثنا کرده و صاحبان فضایل چهارگانه یعنی ایمان داران و‏‎ ‎‏عاملین به صلاح و ذاکر ین ذکر خدا و یاران ستمدید گان را تمجید فرموده است. ‏

‏‏این نوشتار بر آن است که با عرضه ی چند تابلو از وضع سیاسی فرهنگی ایران عزیز به‏‎ ‎‏بازتاب قیام مردمی پانزده خرداد ماه 42، در ادبیات بین سال های 42 تا 1357 از تاریخ‏‎ ‎‏کشورمان بپردازد. ‏

‏‏تابلوی اول -  تقویم تاریخ، یازده آذر ماه 1341‏

‏‏امام سخنرانی تاریخی خویش را ایراد می فرمایند، سخنرانی ای که غرضشان آگاه سازی ملت‏‎ ‎‏از مسائل مهم مملکتی (بر محور تصویب نامه ی انجمن های ایالتی و ولایتی) و مشکلات‏‎ ‎‏اسفبار ایران و عقب ماندگی و وابستگی اقتصادی و سیاسی بود.‏‎[4]‎

‏‏نفس گرم امام، موج های بعدی را سبب می شود و تنور انقلاب داغ و داغ تر می گردد. شاه‏‎ ‎‏به رفراندوم (تصویب ملی) قلابی جهت پیاده کردن رفرم آمریکایی انقلاب سفید در ششم‏‎ ‎‏بهمن 41 دست می زند. «قم» و دیگر شهر ها به پا می خیزند! و امام رسالت تاریخی خود را‏‎ ‎‏در بو جود آوردن نهضتی اسلامی احراز کرده، آتش انقلاب اسلامی را برای همیشه شعله ور‏‎ ‎‏می سازد.‏‎[5]‎

‏‏بامداد روز سه شنبه دوم بهمن ماه 1341 شمسی اعلامیه ی قائد بزرگ اسلام مبنی بر‏‎ ‎‏تحریم رفراندوم قلابی شاه، در تهران و بسیاری از شهر ها پخش می گردد. اولین ضربه ی‏‎ ‎‏جانانه بر پایه ی پوسیده ی رژیم شاه وارد می شود، رفراندوم یا تصویب ملی تحریم‏‎ ‎‏می گردد‏‎[6]‎‏ و گروهی از علما و روحانیون دستگیر و روانه ی زندان می شوند‏‎[7]‎‏ شاه، چاقو کشان‏‎ ‎‏خویش را روانه ی دانشگاه می نماید و سرسرا های دانشکده ها به خون آغشته گشته، تهران‏‎ ‎‏اشغال نظامی می شود. هر گونه اجتماع ممنوع، اشخاص دستگیر و زندان ها انباشته می شود‏‎ ‎
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 11

‎‏ و اندوه و عزایی گنگ و مبهم سراسر شهر ها را فرا می گیرد. ‏

‏‏چهار بهمن 1341 شمسی «قم مقدس» شهری که با حضور کماندو ها و سربازان گارد به‏‎ ‎‏صورت پایگاه نظامی در آمده و شاه وارد این شهر می شود. اما موضع گیری قهر آمیز‏‎ ‎‏روحانیان و اهالی شهر، پتکی می گردد که بر مغز فرعونی او فرود می آید و به دنبالش، ملت‏‎ ‎‏در رستاخیز عمومی به ندای قائد بزرگ اسلام لبیک گفته به شاه و اربابان استعمارگر او‏‎ ‎‏جواب «نه» می دهند. ‏

‏‏اما چون صندوق های آرا، از پیش آبستن شده بودند، هزار قلو های شش سر می زایند،‏‎ ‎‏کندی رئیس جمهور آمریکا به شاه تبریک گفته و شوروی آن حرکت را تمجید می کند.‏‎[8]‎

‏‏روزنامه ها از «تفکیک دین از سیاست» سخن می گویند و می نویسند که پیشوای اسلامی‏‎ ‎‏حق ندارد در سیاست دخالت کند. یعنی حق ندارد با سیاست باطل مبارزه کند و خیانت شاه‏‎ ‎‏را به دهقان ایرانی بازگو نماید و بند و بست خائنانه ی او با اسرائیل و آمریکا و احیای‏‎ ‎‏کاپیتو لاسیون را در ایران، افشا سازد... ‏‎[9]‎

‏‏شاه تصمیم می گیرد هر گونه صدای آزادی خواهی و ندای آسمانی را خاموش سازد و‏‎ ‎‏نگذارد جز نغمه های لالایی مجریان انقلاب سفید و آوای خواب آور حنجره های شوم‏‎ ‎‏استعمار، هیچ بانگ بیدار کننده ای به گوش مردم برسد و بدین گونه بود که فاجعه ی خونین‏‎ ‎‏دوم فروردین ماه 42 (25 شوال 1382 ق سالروز شهادت امام صادق(ع)) در شهر مقدس‏‎ ‎‏قم می خورد. ‏

‏‏با نقش تعیین کننده و رهبری حکیمانه ی امام، توطئه ی ارتجاعی شاه شکسته شد و دماغ‏‎ ‎‏پرنخوتش به خاک مالیده گردید و آن گاه، «امام» با نطق آتشین در عصر عاشورای 1383 ق‏‎ ‎‏یعنی 13 خرداد 42 ش، رسالت تاریخی خود را در جهت کشاندن مبارزه علیه رژیم شاه و‏‎ ‎‏رژیم سلطنتی که از آغاز نهضت، قدم به قدم پیش آورده بود به انجام رساند و رسماً‏‎ ‎‏روبه روی شاه قرار گرفت. عقربه ی ساعت، 3 بعد از نیمه شب 15 خرداد را اعلام می کند که‏‎ ‎‏کامیون های نظامی به همراه کماندوها، چتربازان و سربازان گارد وارد شهر می گردند و زعیم‏‎ ‎‏مردم رنج دیده را از قم بیرون می برند و ساعت پنج صبح وارد تهران و راهی باشگاه افسران‏‎ ‎‏می شوند.‏‎[10]‎

‏‏قُلْ أَعوذُ برَبِّ ِ الفَلَقِ مِن شَرِّ مَا خَلَق  وَ مِن شَرِ غَاسِقٍ إِذا وَقَب‏

‏‏چه صبح غمبار ی و چه آغاز پر تپش و وحشتناکی! با طلوع خورشید، همگان در جریان‏‎ ‎
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 12

‎‏واقعه قرار گرفته بودند. عصیان توده ها، لعن و نفرین به رژیم، اشک و ناله و آه، خروش زنان‏‎ ‎‏و مردان، حرکت توپ و تانک و مسلسل، غرش هواپیماهای نظامی در آسمان و آن گاه‏‎ ‎‏اجساد آغشته به خون غیور مردان در کوچه و بازار قم! و پخش خبر در شهر ها و‏‎ ‎‏شهرستان ها و حرکت های مردمی، اتفاقاتی بود که پیاپی رخ می داد. و ساعت ‏‏ صبح بود که هم‏‎ ‎‏کلاسی ام در گوشه ی سفید کتاب درسی من چنین نوشت: ‏

‏‏آن سفر کرده که صد قافله دل همراه اوست‏ ‏هر کجا هست خدایا به سلامت دارش‏

‏‏تابلوی دوم - قیام 15 خرداد 42 در منظر معرفت شناسی‏

‏‏شاه شعار استعماری و ارتجاعی تفکیک دین از سیاست را زنده و عملی کرده و دخالت‏‎ ‎‏جامعه ی روحانیت را در امور کشوری و دولتی ناروا جلوه می دهد و از اسلامی دم می زند که‏‎ ‎‏شباهتی به حقیقت و اصالت آن ندارد. ‏

‏‏رهبر کبیر انقلاب نیز با آگاهی حرکت می کند و ضمن هشدار به روحانی ها و مردم‏‎ ‎‏مسلمان، اغراض شوم امپریالیسم را پیش بینی کرده و خطر صهیونیسم را برای اولین بار برملا‏‎ ‎‏می سازد. بدین گونه هم شد. رادیو مسکو شب 16 خرداد قیام ملی و اسلامی 15 خرداد را‏‎ ‎‏به عناصر ارتجاعی مخالف اصلاحات و آزادی ها نسبت داد و از شاه پشتیبانی نمود و‏‎ ‎‏امپریالیست های غرب نیز با تمام نیرو و امکانات علیه امام و نهضت ضد استعماری ایشان‏‎ ‎‏بسیج شدند. گزارش فاجعۀ 15 خرداد به محضر امام رسید. منقلب شدند، اشک ریختند و‏‎ ‎‏کشتار بی رحمانه ی شاه و ستمی که بر مظلومان رفته بود ایشان را ملول و متأثر ساخت، آن‏‎ ‎‏گونه که فرمودند: ‏

‏‏«اوضاع 15 خرداد مرا کوبید»‏

‏‏«تا ملت عمر دارد غمگین در مصیبت 15 خردادست»‏

‏‏سالگرد فاجعه ی خونین دوازدهم محرم الحرام 83 ق. (15 خرداد 42) عزای ملی اعلام شد.‏‎ ‎‏انبوه جمعیت با شعار های «ننگ بر یزید پهلوی وارث تاج اموی»، «درود بر شهیدان 15‏‎ ‎‏خرداد» و «خمینی پیروز باد» و در حالی که نوشته هایی همراه داشتند با چنین عبارت ها: ‏

‏‏انَّ الحیاة عقیدةٌ و جهاد‏

‏‏دست پلید اسرائیل از ایران کوتاه‏

‏‏مراسم سالگرد را گرامی داشتند. ‏

‏‏اما، یورش بی رحمانه ی دژخیمان شاه به مردمی که شعار ضد اسرائیل حمل می نمودند‏‎ ‎
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 13

‎‏موضع رژیم را آشکار می نمود و امام نیز، برنامه مبارزه با اسرائیل را، هم چنان از رئوس‏‎ ‎‏اهداف خویش شمرده، افکار عموم را نسبت به روابط سری شاه با غده سرطانی و نفوذ‏‎ ‎‏صهیونیسم در ایران آگاه می نمودند. ‏

‏‏یکی از ره آوردهای زنده ی رفورم آمریکایی احیا و تصویب کاپیتولاسیون بود که امام را‏‎ ‎‏سخت آشفته و منقلب کرد و بر آن شد طی نطقی در 4 آبان 43 (20ج2/84) موضوع را بر‏‎ ‎‏مردم افشا کند و شاه را رسوا سازد!‏

‏‏نه تنها موضوع کاپیتولاسیون مطرح شد بلکه امام ریشه یابی نموده و عنصر پلید امریکا را‏‎ ‎‏عامل همه ی بدبختی های ملت‏‏‎‏‏ ها معرفی نمودند و همه ی گرفتاری ها را از امریکا دانستند و‏‎ ‎‏اساس حکومت اسلامی را ریختند و بر تحقق آن اصرار ورزیدند.‏‎[11]‎

‏‏تابلوی سوم - مواضع امام(س) در رهبری انقلاب اسلامی و حاکمیت ولایی‏

‏‏عنصر محوری نهضت امام (س) بر «هدم جاهلیت طاغوت و کشف نقاب از چهره ی ملکوتی‏‎ ‎‏اسلام ناب محمدی» بود که با هدف های چهار گانه ی: ‏

‏‏جلب رضای خدا و احیاء کلمۀ علیای الهی‏

‏‏اهتمام به امور مسلمین‏

‏‏اهتمام به امور جامعه انسانی‏

‏‏حفظ استقلال و عزت در برابر دولت طغیانگر و حاکم جبار (داخلی - خارجی) و با شعار‏‎ ‎‏«‏‏هیهات منّا الذّلةُ، یأبَی الله لنا ذلک و رسوله و المؤمنون‏‏»‏

‏‏و با تکیه بر اصل «قیام و جهاد» به عنوان یک دستور دینی متجلی در متن قرآن و سنت‏‎ ‎‏معصومین (علهیم السلام) صورت پذیرفت. ‏

‏‏این قیام و جهاد همراه با بینش شهودی و برهانی با تمام صلابت در معرکه ها، اجرا و‏‎ ‎‏عملی شد و پیروزی قطعی را به ارمغان آورد زیرا که مقصد، چیزی جز جذب جمال ربوبی و‏‎ ‎‏جلب جلال الهی نبود.‏‎[12]‎

‏‏امام تلاش داشت که پلید ترس را که شاه حکم فرما می ساخت بزدا ید و دیده ها را به‏‎ ‎‏سوی صبح روشنایی باز نماید و تاریخ ضبط نمود این ستیز و رودر رویی و مجاهده و جهاد را‏‎ ‎‏و نویسندگان نگاشتند و شعرا سرودند، آن گونه که بر مبنای سنجش و ارزش دهی آنان بود.‏‎ ‎‏انصاف، که آثار وزین و مکتوب ارزشمندی به یادگار از آن دوره ها برای مان بماند که طبعاً از‏‎ ‎
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 14

‎‏نظر ارزیابی اندیشه و حرکت جامعه ی ایرانی دارای جهات و اعتبارات مختلف است که در‏‎ ‎‏لابه لای بیان و نوع نوشته و تألیفات پدیدار می گردند. ‏

‏‏این جهات و اعتبارات و به اصطلاح ادبی اش مکاتب ادبی (نقد ادبی) به ویژه بر مبنای‏‎ ‎‏اخلاق و بر اساس موازین خلقی و رفتاری تکیه دارد که حقیقت آن منبعث از سرشت و‏‎ ‎‏فطرت الهی بشری است و با داشتن مظهر ها و نمود هایی مسلم یعنی اهل بیت عصمت و‏‎ ‎‏طهارت و پیشوایان دینی، شکوفا شده است. ‏

‏‏«‏‏لَقَد کَان لَکُمْ فِی رَسُولِ الله أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُوا اللهَ وَ الْیومَ الآخِرَ و ذَکَرَ اللهَ کَثیرًا‏‏»‏

‏‏ (آیه 21 سوره ی احزاب) ‏

‏‏و شاید که افق و جهت دید صاحبان اندیشه و قلم به خاطر اختلاط با فرهنگ‏‏‎‎‏‏ ها و تأثر از‏‎ ‎‏اندیشه ها، ناهمسو و مختلف باشد و این همه را در نوشته هایش منعکس نماید، به طوری که‏‎ ‎‏انسان عارف با دیدگاه عشق عامل کمال برتر و با غنای حب جانان، آثار خویش را لبریز از‏‎ ‎‏معانی عرضه می کند و انسان ملی با افق ملیت و ادب قومی، پیام رسان جامعه است‏‎[13]‎‏ و قطعاً‏‎ ‎‏مانده های مکتوب وی نیز در چنین خط و ربطی خواهد بود. ‏

‏‏سمیح القاسم شاعر مبارز فلسطینی سخنی دارد ناظر به افق عرفانی و دید عاشقانه ی‏‎ ‎‏وی. او می گوید ما یک سرچشمه ی فرهنگی داریم که تراث ما محسوب می شود و برای‏‎ ‎‏شخص من قرآن کریم پیشاپیش همه قرار دارد. ‏

‏‏او می گوید من یک شاعر سیاسی شده هستم، - در همه جا - در تظاهرات، در اعلامیه ها،‏‎ ‎‏در قطعنامه ها من شعرم را همراهی می کنم و شعرم نیز در بعد عملی همراه من است!‏‎[14]‎

‏‏یعنی خط مشی فکری و اجتماعی و عقیدتی بعضی ها به ویژه آنان که شعری برجسته‏‎ ‎‏دارند ایشان را نسبت به دیگر ها خاص می نماید زیرا که در آثارشان بیدار کنندگی و هشدار‏‎ ‎‏موج می زند که گاهی سخن از تشجیع و تقویت روحی دارند و گاهی نیز از تبلیغ و آموزش‏‎ ‎‏اخلاق و یا در پی تلطیف عواطف اند و یا اصلاً به دنبال تسکین دردهای درد مندان‏‎ ‎‏اجتماع اند. ‏

‏‏و بدین طریق، بر اساس جهت تفکر و اقتضای جامعه است که آثار مکتوب به ویژه شعر،‏‎ ‎‏نمادینه می شود و نشانی از جذب یا دفع، ساختاری یا نوسازی، بیدار باش یا پتک: و از‏‎ ‎‏همین جاست که مرحوم بهار، علاوه بر ارزش های اخلاقی به هوشیاری تمام مردم در برابر‏‎ ‎‏تهدیدهای جهان خواران در تمام برهه های حساس تاریخی تأکید می کند و فراخوانی افراد‏‎ ‎
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 15

‎‏جامعه را به وفاق و یگانگی ضروری می داند. ‏

‏‏انسان متکامل، همه وقت در آینه ی آرزوهایش، تصویری از کمال مطلوب مجسم است‏‎ ‎‏تصویری که او را برای نیل به بزرگی و بالندگی، به تلاش وامی دارد.‏‎[15]‎‏ عامل وحدت،‏‎ ‎‏وحدت رهبری، وحدت امت و وحدت هدف و نیز هوشیاری مردم به آن چه که اتفاق‏‎ ‎‏می افتد و یا در شرف تکوین است، رمز نمادین انقلاب اسلامی ما از آغاز تا پیروزی و در‏‎ ‎‏دوران دفاع و سازندگی است. ‏

‏‏بر مبنای این ظرایف است که به عقاید دانشمندانی برخورد می کنیم که از لجام‏‎ ‎‏گسیختگی بشر فریاد شان بلند است و به صراحت اعلام می کنند که همه ی مصیبت هایی که‏‎ ‎‏برای انسان بوجود آمده در اثر بی اعتنایی به مبانی اخلاقی است‏‎[16]‎‏ و فراموشی کرامت‏‎ ‎‏وجودی و عزت انسان. و بدین لحاظ چون در تحرک انسان ها و هدایت به سوی وضع‏‎ ‎‏مطلوب و کمال برتر، شعارهای اجتماعی و سیاسی در قالب نمادین با جنبه ها و گونه‏‏‎‏‏ های‏‎ ‎‏شعری، آثار حیاتی و سازندگی ایجاد می کنند؛ شاعری که از مهارت سخنوری و طریق‏‎ ‎‏ارتباط با مردم و پیام رسانی برخوردار است قطعاً می تواند برخوردها و دریافت های‏‎ ‎‏خردمندانه ی خود را به صورت نماینده ای احساس عموم جامعه درآورده و نیکی و بدی،‏‎ ‎‏زشتی و زیبایی مورد انتخاب خود را بازگو کننده ی تمام محتویات احساسی و عاطفی جامعه‏‎ ‎‏نشان بدهد. آن گونه که در تحولات جهان شاهدش هستیم و نیز در پیشبرد انقلاب اسلامی‏‎ ‎‏کشورمان. ‏

‏‏اینک نظر می افکنیم به شعارهای شعور مند دوران نهضت از آغاز حرکت به رهبری امام‏‎ ‎‏در مقطع زمانی مورد بحث، چون زمینه های اعتراض روحانیت به نوعی از عملکردها از‏‎ ‎‏جمله به طرح ها و لوایح بوجود آمد. ‏

‏‏لایحه‏‏‎‏‏ ی انجمن های ایالتی و ولایتی و اصول ششگانه شاه، سبب رودررویی گردید و شاه‏‎ ‎‏در تدارک رفراندوم قلابی 6 بهمن شد. طلاب قم در تظاهراتی که در تاریخ 1 بهمن 41 به راه‏‎ ‎‏انداختند، شعار دادند: ‏

‏‏رفراندوم قلابی‏ ‏مخالف اسلام است‏‎[17]‎

‏‏و مردم قم در تاریخ 2 بهمن 41 فریاد برآوردند: ‏

‏‏ما تابع قرآنیم ‏ ‏رفراندوم نمی خواهیم‏‎[18]‎

‏‏دانشجویان دانشگاه تهران نیز در تاریخ 3 بهمن 41 سردادند: ‏

‏
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 16

‎‏اصلاحات آری‏ ‏دیکتاتوری نه!‏‎[19]‎

‏‏و این دیوار نوشته در فروردین 42 در قم و تهران‏

‏‏«ملت عزا دارد»‏‎[20]‎

‏‏این شعارهای آهنگین، هجایی و مناسب حرکت و راه پیمایی با پیام رسا و کامل به عنوان‏‎ ‎‏اوراق گران بها از ادب متعهد دوران نهضت و حرکت انقلابی شناخته می شوند. شعارهای‏‎ ‎‏شعورمند و شعر با شعور خرداد 42 در مراسم عزای حسینی(ع) (محرم الحرام 83 ق)‏‎ ‎‏اعلان نفرت به جبهه کفر و نفاق صهیونیست و اسرائیل غاصب سرداده و ملت را به آگاهی و‏‎ ‎‏قیام سوق می دهند: ‏

‏‏عمال اسرائیلی رسوا‏

‏‏کشتند در قم‏

‏‏بی پناهان را‏

‏‏شد موج خون برپا‏

‏‏شد موج خون برپا‏‎[21]‎

‏‏و مردم با اهتزاز پرچم و بیرق کربلا، در یک قیام اصیل حسینی، موجودیت و موضع‏‎ ‎‏خویش را با رهبر یت امام در قالب شعارهایی این چنین علنی می کنند: ‏

‏‏شد موسم یاری‏

‏‏مولانا الخمینی‏

‏‏ای شیعیان ‏

‏‏برپا کنید‏

‏‏شور حسینی‏‎[22]‎

‏‏و چون به پرشور ترین روزها یعنی عاشورای حسینی - سلام الله علیه - می رسیم مردم‏‎ ‎‏تعلیم یافته در مکتب اهل بیت عصمت و طهارت، سخت ترین و شکننده ترین شعارها را‏‎ ‎‏جهت تحکیم رهبری امام و فروپاشی نظام منحوس پهلوی در تاریخ 13 خرداد 42 (10‏‎ ‎‏محرم الحرام 83) سر می دهند: ‏

‏‏خمینی بت شکن، ملت طرفدار تو‏  ‏می رود، می رود، دشمن خونخوار تو‏

‏‏خمینی، خمینی خدا نگهدار تو‏  ‏بمیرد، بمیرد، دشمن خونخوار تو‏‎[23]‎

‏‏و  در تاریخ 14 خرداد 42 مصادف با 11 محرم الحرام با الهام از عاشورای حسینی(ع)‏‎ ‎
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 17

‎‏پیروزی را در مبارزه، قطعی دانسته فریاد بر می آورند: ‏

‏‏خمینی، خمینی بت شکن!‏

‏‏خمینی!‏

‏‏تو فرزند حسینی!‏‎[24]‎

‏‏این احساس و شعورمندی هم چنان ادامه داشت و در فرصت های مناسب بروز ظهور‏‎ ‎‏می نمود. به طوری که در ادامه ی نهضت در سحرگاه 11 آبان 42، که ذژخیمان پهلوی، طیب‏‎ ‎‏حاج رضایی را به قتل رساندند یکی از روحانیان چنین سرود: ‏

‏‏طیبا، طیبک الله روانت به جنان‏‎[25]‎

‏‏و در مراسم بزرگداشت هفته و چهلم شهادت جهان پهلوان تختی (دیماه 42)، شعارها و‏‎ ‎‏سرودها، یاد آور پایداری مردم مسلمان و ادامه ی قیام خونین پانزده خرداد به رهبری امام‏‎ ‎‏بود؛ با توسعه ی مبارزه و اعلان انزجار از اسرائیل غاصب: ‏

‏‏ما جمله پیروانیم‏

‏‏از جان گذشتگانیم‏

‏‏تا مرگ قاتلینش‏  ‏نهضت ادامه دارد‏

‏‏تا مرگ دشمنانش‏  ‏نهضت ادامه دارد‏

‏‏و در وضعیتی و موقعیتی دیگر: ‏

‏‏شهید راه میهن!‏  ‏نهضت ادامه دارد‏‎[26]‎

‏‏و با تغییر آهنگ: ‏

‏‏دیکتاتور نابود است‏

‏‏استبداد محکوم ست‏

‏‏مرگ بر این دیکتاتور پوسیده‏

‏‏تختی، شهید گشته‏

‏‏خمینی بت شکن خدا نگهدار تو‏

‏‏اسرائیل نابود است‏

‏‏فلسطین پیروز است‏‎[27]‎

‏‏اردیبهشت 46، آغاز حرکت های دانشجویی بود. دانشگاه های تهران، تبریز، شیراز و‏‎ ‎‏سپس اصفهان و... مبارزات خویش را با تظاهرات و سخنرانی ها و اعتصابات شروع کردند.‏‎ ‎
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 18

‎‏هر چند که دانشجویان به طور رسمی به صف انبوه مبارزین مردمی نپیوسته بودند و‏‎ ‎‏تشکیلات دانشجویی عاری از وحدت نظر و رویه بود و گروه های چپ و راست هدایت‏‎ ‎‏تجمع ها را در دست داشتند، اما جوانان مسلمان نیز کم نبودند. به ویژه که در ادامه ی‏‎ ‎‏حرکت ها با نفوذ افکار و اندیشه های انقلابی و کتاب های چند شخصیت اسلامی فرهنگی‏‎ ‎‏یعنی جلال آل احمد، استاد شهید آیت الله مطهری و دکتر شریعتی زمینه های اندیشه ی دینی‏‎ ‎‏فراهم شده و مسیر حرکت مشخص بود. هدایت جوانان به وسیله ی امام نیز موضوعی‏‎ ‎‏روشن و شفاف بود. ‏

‏‏هرچند که دانشگاه در آغازین حرکت ها، دچار خواسته های صنفی بود ولی به تدریج در‏‎ ‎‏طول سال ها یعنی از 46 تا 49، جبهه ی اسلامی مواضع خود را تحکیم بخشید و هدایت‏‎ ‎‏نسل را به عهده گرفت و به تدریج به مردم کوچه و بازار رو آورد و دست وحدت دراز نمود.‏‎ ‎‏در 11 آذر ماه 49 در آستانه ی روز دانشجو (16 آذر) چنین شعار دادند. ‏

‏‏ای مردمان بدانید‏

‏‏یاران ما زندانند‏

‏‏اتحاد، مبارزه، پیروزی‏‎[28]‎

‏‏تظاهرات و راه پیمایی های دانشجویان با دانش آموزان ادامه یافت تا آنجا که دو هفته بعد‏‎ ‎‏از روز دانشجو، سرودی این چنین سر داده شد: ‏

‏‏برپا، برپا ای ایرانی‏

‏‏رستاخیز نزدیک است‏

‏‏یاران ما زندا نند‏

‏‏زندانبا نان جلاد ند‏

‏‏ای مرگ بر تو جلاد!‏

‏‏تا این که سیاسی ‏‏‎‏‏تر شدند و شعارهایشان این چنین: ‏

‏‏مرگ بر آمریکا‏

‏‏مرگ بر اسرائیل‏

‏‏مردم به ما ملحق شوید‏

‏‏یاران ما زندا نند‏

‏‏زندانبانا ن جلاد ند‏

‏
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 19

‎‏خمینی بت شکن خدا به همراه تو‏‎[29]‎

‏‏هوشنگ ابتهاج، بر این اختناق در جامعه و دانشگاه و حرکت خروش آسای دانشجویان‏‎ ‎‏تصویری چنین زیبا نگارید: ‏

‏‏گلوی مرغ سحر را، بریده اند و هنوز‏

‏‏در این شط سرخ‏

‏‏آواز سرخ او‏

‏‏جاری است. ‏

‏‏1349 شمسی‏‎[30]‎

‏‏چند نشریه‏

‏‏هنوز هفته ای از کشتار فجیع و قتل عام 15 خرداد نگذشته بود که روزنامه ای به نام «فریاد»‏‎ ‎‏آغاز به کار کرد که در اولین شماره ی این نشریه اشعار جالبی به چاپ رسیده بود که بعضی از‏‎ ‎‏ابیات آن چنین است: ‏

‏‏آیت الله خمینی، آیت اللهی تو راست‏

‏‏مرجع تقلید مایی، حق خونخواهی تو راست‏

‏‏ما درودت می فرستیم و سلامت می کنیم‏

‏‏روزگار تلخ را شیرین به کامت می کنیم‏

‏‏شش ماه بعد، نشریه ای به نام «بعثت» از طرف محصلین حوزه ی علمیه ی قم آغاز به‏‎ ‎‏کار کرد که مدت ها به روشنگری می پرداخت. ‏

‏‏با اوج و گسترش مبارزات حوزویان قم در سال 43، نشریه ی دیگری به نام «انتقام» با‏‎ ‎‏همکاری جمعیت مؤتلفه اسلامی با هدف روشن کردن افکار تخدیر شده و بیدار نمودن‏‎ ‎‏عواطف مذهبی و ... آغاز به کار کرد. ‏

‏‏روزنامه ی «ندای حق» نیز نشریه ای بود با هدف ترسیم اندیشه ی امام و ورقی زرین از‏‎ ‎‏مجموعه ی ادبیات انقلاب ایران اسلامی.‏‎[31]‎

‏‏البته در دوره ای که مورد بحث ماست (از 42 تا 57) نشریاتی هستند که سابقه ی سیاهی‏‎ ‎‏دارند. آنها در این مدت سعی داشتند اعمال رژیم را توجیه کنند و به تحقیر روحانیت که در‏‎ ‎‏رأس حرکت های انقلابی اند بپردازند. ‏

‏‏در نتیجه، روزنامه ها قسمت اعظم و گاهی مجموع مندرجات خود را از عامیانه ترین‏‎ ‎
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 20

‎‏مطالب و داستان های ضد اخلاق و اخبار جنجالی و بی ثمر صحنه های مبتذل  –  انتخاب‏‎ ‎‏می کردند.‏‎[32]‎

‏‏جایگاه نثر‏

‏‏تحکیم مبانی نهضت و دوام حضور مردم در صحنه، سبب شد که رژیم نتواند شعارها را از‏‎ ‎‏مردم بگیرد و جامعه را از فکر اسلامی خالی کند. ‏

‏‏برای پیشبرد این نهضت عظیم، نویسندگانی دست به فعالیت زدند و یا در نشر‏‎ ‎‏نوشته هایشان وارد عمل شدند که بیان درد آگین بعضی از آنان هماهنگ با مردمی بود که در‏‎ ‎‏کوچه و بازار ندای اسلام سر داده بودند و با رهبر شان لبیک وفادار ی داشتند. ‏

‏‏در میان کارهای ادبی که پس از سالهای 42 و 43 در شمار نوشته های سرشناس ادب‏‎ ‎‏ایران معروف و مشهور گشت کار داستانی «بوف کور» از صادق هدایت و «غربزد گی» از جلال آل احمد می‏‏‎‏‏ باشند. دو نمونه از دو زاویه و با دو دیدگاه. ‏

‏‏این هر دو، هم از شهرت خاصی برخوردار بودند و هم به صورت قاچاق و ممنوعه، دور‏‎ ‎‏از چشم نا محرم مأموران ساواک و یا زیر چتر نامرئی حمایت اینان، دست به دست در بین‏‎ ‎‏جوانان تحصیل کرده می گشت و تا سال 1356 شمسی از جمله کتب روز بودند. از این که‏‎ ‎‏نویسنده ی «بوف کور» دچار پوچی گری و پوچ گرایی است و علی رغم تجسم تاریکی ها و‏‎ ‎‏نومیدی ها، نتوانسته راهی به سوی نور بگشاید و در دایره ی بسته ی خود به توهم تهی بودن‏‎ ‎‏حیات و هستی گرفتار است شکی نیست، و این است که مجموعه ی وی در ردیف ادبیات‏‎ ‎‏کژ راهه و سیاه قرار دارد. ‏

‏‏اما «غربزد گی» یعنی یازده مقاله ای که نمونه ی آغازین آن تحت عنوان «طرح یک‏‎ ‎‏بیماری»، نقد کامل و رسایی است از غرب زدگی نسل تحصیل کرده و فریفتگان تمدن غرب‏‎ ‎‏و معرفی سرچشمه ی اصلی همه سیلاب های خطرناک. ‏

‏‏جلال، پس از طرح بیماری و علت یابی ها، «راه» نشان می دهد و پرده از روی بیماری کنار‏‎ ‎‏می زند: ‏

‏‏«آدم غرب زده که عضوی از اعضای دستگاه رهبری ملت است پا در هواست، ذره ی‏‎ ‎‏گردی است معلق در فضا یا درست هم چون خاشاکی بر روی آب»‏

‏‏«یک غرب زده وقتی بخواهد از حال شرق خبری بگیرد متوسل به مراجع غربی می شود‏‎ ‎
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 21

‎‏و از اینجاست که در ممالک غرب زده مبحث شرق شناسی مسلط بر عقول و آراست»‏

‏‏جلال در ادامه ی سخن هشدار می دهد که: ‏

‏‏«دیگر وقت آن رسیده است که از فرستادن شاگرد به اروپا و آمریکا جداً خودداری کنیم.‏‎ ‎‏دیده ایم که چه نتایجی به بار آمده است»‏

‏‏باری نقش هنر نویسندگی در تعهد بر رسالت در جامعه ی انقلابی، تا آن حدی است که‏‎ ‎‏تکه بر تکه ی کلام جلال همچنان برای مان پیام انقلاب اند و مایه ی عبرت و بیداری. ‏

‏‏هم سویی فکری و دشمن یابی و راهبری جلال با آن چه که به عنوان مواضع امام در حفظ‏‎ ‎‏استقلال و عزت در برابر مستکبرین و دشمن شناسی مطرح می گردد گران سنگی و‏‎ ‎‏ارجمندی این کتاب و دیگر تألیفات مرحوم جلال آل احمد را مسجل می دارد. بهره مندی‏‎ ‎‏مجموعه های جلال از شهرت خاص به ویژه در بین قشر مسلمان در دوران نهضت اسلامی‏‎ ‎‏حاکی از این بوده و هست که مردم چنین کتاب هایی را در تقویت اندیشه های اسلامی و‏‎ ‎‏مبارزه با غرب مستکبر و آمریکای جنایتکار می شناخته و قبول داشته اند. ‏

‏‏یاد می کنیم از عمده ی تألیفات ادبی این دوران؛ به جز معدودی از کل، درگیر گرایشات‏‎ ‎‏غربی و یا تمایلات سیاسی شرق بوده اند و متأثر از فضای آکنده ی دین زدایی دوران‏‎ ‎‏منحوس شاهی - که بر همه جا گسترده شده بود - شعو بی گری و ضد اسلامی در تعدادی از‏‎ ‎‏آنان کاملاً مشهود و پیداست. ‏

‏‏ترجمه ها نیز – به جز چند مورد - در اختیار بنگاه های مطبوعاتی بود. آنانی که علناً گروه‏‎ ‎‏تبلیغی مسیحی آمریکایی بودند و کسانی که در سایه شان لمیده، و آن چه به بازار عرضه‏‎ ‎‏می نمودند رمان های جنایی و پلیسی و عشقی بود، هدیه به جوانان این مرز و بوم می شد و‏‎ ‎‏بس! و اگر بتوان اعتباری بر بعضی از ترجمه های بزرگ علوی و جمال زاده داد، ارزیابی شان‏‎ ‎‏مجالی دیگر می خواهد. ‏

‏‏بخوانیم و بشنویم بیانی از این تلخی ها را از امام راحل آیت الله العظمی خمینی(س) «این‏‎ ‎‏است وضع ما... پس از نقش تخریبی و فاسد کنندۀ استعمار، سخن از عوامل درونی بعضی از‏‎ ‎‏افراد جامعه ی خودمان است و آن خود باختگی آن هاست در برابر پیشرفت مادی‏‎ ‎‏استعمار گران»‏‎[33]‎

‏
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 22

‎‏شعر ها و بررسی ها‏

‏‏امام، پانزده خرداد را نقطه ی عطفی در تاریخ کشور ما قلمداد فرمودند؛ زیرا که پانزده خرداد‏‎ ‎‏تثبیت مبارزه ی ملتی بود که دشمن خود را دقیقاً شناخته بود و آن که بر اریکه ی قدرت تکیه‏‎ ‎‏داشت یعنی شاه را، عامل همه ی گرفتاری ها می دانست زیرا که فاجعه ی کشتار و ستم آن‏‎ ‎‏روزگار از وابستگی شاه به آمریکا حکایت می کرد. ‏

‏‏حجت الاسلام جناب آقای جواد محدثی ترسیم زیبایی دارند از زوایای پانزده خرداد 42‏‎ ‎‏از خروش ملت، فریادها، حمایت ها، دلشوره ها و نفرین هایشان: ‏

‏‏من خردادم‏

‏‏خون خورشید، جان روز‏

‏‏اوج عصیان‏

‏‏حجم وسیع فریاد خلق‏

‏‏شاهد تجلی اسلام‏

‏‏عصاره ی سال های خشم خفته در گلو‏

‏‏لکه ی ننگ بر دامن رژیم جبار‏

‏‏من خردادم‏

‏‏«نه»ی منفجر شده، شور سلحشورانم‏

‏‏غزل خون شهیدان‏

‏‏یوم الله م یوم الناس م‏

‏‏روز خالق و خلقم‏‎[34]‎

‏‏اعلامیه ی تاریخی و طوفان بار امام در آستانه ی نوروز 1342 مبنی بر این که جلوس‏‎ ‎‏نوروز به عنوان عزا و تسلیت بر فجایع شاه خواهد بود، با موافقت و استقبال همه ی‏‎ ‎‏روحانیان روبرو شده و بنای علما دایر بر اعلام عزا در عید نوروز گردید، نکته ای بود که از‏‎ ‎‏نگاه عارفانه و دردمندانه ی استاد شهریار به دور نماند و افق دلش را تسخیر کرد و از طعن‏‎ ‎‏دشمن نیندیشید و به یاد همه ی عزیزان شهید چنین سرود: ‏

‏‏نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند‏ 

‏ ‏تا که در بر شاهد آزادی و قانون گرفتند‏

‏
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 23

‎‏خرم آن مردان که روزی خائنین در خون کشیدند‏

‏ ‏زان سپس آن روز را هر ساله عید خون گرفتند‏

‏‏از سویی برای تشجیع ملت به ادامه ی مبارزه و باورمند کردن به پیروزی قطعی، فریدون‏‎ ‎‏مشیری شاعر معاصر با تقویت روحیه ی استقامت، میوه ی شیرین پایداری را وعده ی حتم‏‎ ‎‏دانست و در فروردین 43 گفت: ‏

‏‏چگونه خاک نفس می کشد‏

‏‏بیاموزیم‏

‏‏شکوه رستن اینک‏

‏‏طلوع فروردین‏

‏‏گداخت آن همه برف‏

‏‏دمید این همه گل‏

‏‏شکفت این همه رنگ‏

‏‏زمین به ما آموخت‏

‏‏ز پیش حادثه باید که پای پس نکشیم‏

‏‏مگر کم از خاکیم؟‏

‏‏نفس کشید زمین، ما چرا نفس نکشیم؟‏‎[35]‎

‏‏باری، که کابوس وحشت سراسر کشور را فرا گرفته بود و ملت ایران که هیچ گاه‏‎ ‎‏بی حرمتی و تجاوز رژیم شاه به ساحت مقدس روحانیت را این چنین پیش بینی نمی کردند،‏‎ ‎‏شکسته دل شدند. اما طلبه ها در و دیوار فیضیه را با شعارهای شورانگیز زینت دادند تا غبار‏‎ ‎‏فراموشی بر فجایع ننشیند: ‏

‏‏خاموش گشته ایم و فراموش کی شویم‏

‏‏پس این قدر که در همه جا گفتگوی ماست‏

‏‏گر بسته اند مردم ظالم زبان خلق‏

‏‏غم نیست چون که غالب دلها به کوی ماست‏‎[36]‎

‏‏ولی همچنان، توده ی مردم از عام و خاص دچار بهت و گرانی بودند که دکتر مصفا،‏‎ ‎‏با تأسف از روزگاران نا موافق ناله سر داده و دردمندانه بر گرفتاری خویش و مردم ستمدیده‏‎ ‎‏سرود غم می سراید: ‏

‏
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 24

‎‏من آن خویش گم کرده مردم که هیچ‏ ‏ندانم کجایم، کیم چیستم‏

‏‏نیم آن چه مانده ست از من به جای‏  ‏غم است این که بر جاست، من نیستم‏‎[37]‎

‏‏و گویا این ناله و فریاد گویندگانی همچون مصفا را بینش پاک و تیز شهریار بر نمی تابد و‏‎ ‎‏پاسخی این گونه می دهد: ‏

‏‏خوف کابوس سیاست جرم خواب غفلت ماست‏

‏‏سخت ما را در خمار الکل و افیون گرفتند‏‎[38]‎

‏‏و راه چاره را در بیداری و حضور مردم در صحنه می داند و می گوید: ‏

‏‏کار با افسانه نبود رشته ی تدبیر می تاب‏

‏‏آری ارباب عزائم مار با افسون گرفتند‏‎[39]‎

‏‏و شاید که این سروده ی سهراب سپهری نیز تصویر دیگری باشد بر جریان تاریخ و وضع‏‎ ‎‏موجود: ‏

‏‏شاخه ها پژمرده است‏

‏‏سنگ ها افسرده است‏

‏‏رود می نالد‏

‏‏می تراود ز لبم قصه ی سرد‏

‏‏دلم افسرده در این تنگ غروب!‏‎[40]‎

‏‏این معنا یعنی غم و افسردگی، اما از زاویه ی دیگر. یعنی به خاطر فراق یار – امام امت -‏‎ ‎‏پیوسته جان کاه دل ها بود و قلب ها را غریبانه می رنجاند: ‏

‏‏بی تو مبادا به هیچ سینه دلی شاد‏  ‏بی تو مبادا به هیچ چهره شکرخند‏

‏‏بی تو یتیم است درج عصمت اسلام‏  ‏بی تو غریب است راه دین خداوند‏

‏‏بو که ببینم ترا دوباره در این ملک‏ ‏بو که ببینم وطن ز روی تو خرسند‏

‏‏بو که ببینم ترا ستاده به محراب‏ ‏بو که ببینم تو را نشسته بر اروند‏‎[41]‎

‏‏امام بحق می دانست که به دنبال فاجعه ی خونین فیضیه عناصر زبون و راحت طلب و‏‎ ‎‏روحانی نماهای درباری دست به دست هم داده، می کوشند با مطرح کردن شعار «تقیه»‏‎ ‎‏توده های مسلمان را به سکوت و فراموشی بکشند و در میان مردم تبلیغ کنند که هر گونه‏‎ ‎‏مخالفت با رژیم شاه موجب خون ریزی و هتک حرمت مسلمان خواهد شد. این بود که با‏‎ ‎‏فتوای تاریخی «تقیه حرام و اظهار حقایق واجب ‏‏ولو بلغ ما بلغ‏‏»‏‎[42]‎‏ دست رد بر سینه ی‏‎ ‎
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 25

‎‏نامحرم زد و از سمپاشی ها پیش گیری نمود که خون بر شمشیر پیروز است. ‏

‏‏هوشنگ ابتهاج (سایه) همین معنا را چنین سرود: ‏

‏‏تا نیاراید گیسوی کبودش را ‏

‏‏به شقایق ها‏

‏‏صبح فرخنده‏

‏‏در آینه نخواهد خندید!‏‎[43]‎

‏‏امام با وجود مشکلات و ناهمواری های بسیاری که در دوران تبعید بر سر راه خود‏‎ ‎‏داشت گاه به گاه در فرصت مناسب با صدور اعلامیه و برقراری ارتباط، جنب و جوشی در‏‎ ‎‏محافل دینی و سیاسی پدید می آورد. اما: ‏

‏‏هیچ کس از ره نمی آمد‏

‏‏تا خبر آرد از آن رنگی که در کار شکفتن بود‏

‏‏کوه سنگین، سر گران، خون سرد... ‏

‏‏باد می آمد، ولی خاموش‏‎[44]‎

‏‏که جنگ 6 روزه، حمله ی همه جانبه ی اسرائیل اشغالگر به کشورهای اسلامی‏‎ ‎‏خاورمیانه، اتفاق افتاد و دانشگاه به حوزه تمایل نمود و سنگرهای مقاومت محکم تر گشت و‏‎ ‎‏گردونه چرخید. ‏

‏‏به دنبال فاجعه ی اشغال بیت المقدس در تاریخ 30 مرداد ماه 1348 شمسی،‏‎ ‎‏مسجد القصی توسط اشغالگران به آتش کشیده شد. پیام ها  و نامه ها مبنی بر اعلان انزجار از‏‎ ‎‏این اقدام صهیونیست ها صادر و سروده ها انشاء گردید: ‏

‏‏بریده باد سیه دست آن جنایتکار‏ ‏که پاس خانه ی توحید را نداشت نگاه‏

‏‏کنون به چاره بکوشید و قد برافرازید‏  ‏دهید پاسخ قاطع به دشمن بد خواه‏

‏‏مگر به مردی و همت ز دامن اسلام‏  ‏کنید دست جنایتگر ستم کوتاه‏‎[45]‎

‏‏هوشنگ ابتهاج‏

‏‏حجت الاسلام محمد حسین بهجتی نیز تحت عنوان «مسلمان بپاخیز» به آتش کشیدن‏‎ ‎‏مسجد الاقصی را توسط اسرائیل غاصب تقبیح و محکوم نمود: ‏

‏‏زمانه دید در این روزهای تلخ و سیاه‏

‏‏بزرگ حادثه ای دردپرور و جانکاه‏

‏
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 26

‎‏بزرگ حادثه ای ننگ دامن وجدان‏

‏‏شگرف واقعه ای فوق هر فساد و گناه‏

‏‏چه رویداد شگرفی که روی استعمار‏

‏‏در این میانه برای همیشه ماند سیاه‏

‏‏چو سوخت مسجد القصی زآتش بیداد‏

‏‏به سینه ریخت زغم، قلب مردم آگاه‏‎[46]‎

‏‏سال پنجاه، بگیر و ببند ها غوغا می کرد، طلبه ها و دانشجویان از ادامه‏‏‎‏‏ ی تحصیل‏‎ ‎‏بازمانده، به سربازخانه ها گسیل شده بودند، اختناق سخت و شدید بود، هر نوع تحریک،‏‎ ‎‏پی گیری شده و تشکیلات و جلسات درهم کوبیده می شد، امیدها بریده و انتظار ها به یأس‏‎ ‎‏گراییده بود: ‏

‏‏ای صبح‏

‏‏ای بشارت فریاد‏

‏‏امشب، خروس را‏

‏‏ در آستان آمدنت‏

‏‏سر بریده اند!‏‎[47]‎

‏‏هوشنگ ابتهاج‏

‏‏و تنها فریادی که به گوش می رسید از پشت دیوارهای بتنی و نرده ی زندان ها بود: ‏

‏‏جنگل، غنوده باز در اعماق ژرف شب‏

‏‏گوشش نمی نیوشد و چشمش نمی پرد‏

‏‏سبز پری به دامن دیو سیاه به خواب‏

‏‏خونین فسانه ها را از یاد می برد!‏‎[48]‎

‏‏در همین روزگاران، امام بحث حکومت اسلامی را در حوزه ی درسی نجف ادامه‏‎ ‎‏می دادند که به خاطر طرح مواضع حساس، موجب لرزش دل عناصر وابسته به ملی گراها و‏‎ ‎‏عناصر لیبرال بود و توطئه را از هر سو برای سکوت به دنبال داشت و شاه و ساواک نیز‏‎ ‎‏درصدد این بودند که خبر، قبل از شیوع و آگاه سازی مردم خاموش گردد و مجال مطالعه و‏‎ ‎‏تحقیق از مردم گرفته شود. اتحاد نامقدس (نامرئی) تشکیل یافت و از هیچ تلاشی کوتاهی‏‎ ‎‏نکردند، بعضی ها را در زندان به قتل رساندند و به طور وسیع برچسب خائن بودن و‏‎ ‎
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 27

‎‏ماجراجویی به دانشجویان زده شد. ‏

‏‏مجالس وعظ و سخنرانی در کنترل، راه های سلم و ایمان بسته، رسانه ها در خدمت‏‎ ‎‏رژیم، سکوت در همه جا حاکم و مردم از همدیگر نگران. ‏

‏‏عقربه ی زمان: روزگاران تلخ را به اوراق غم بار تاریخ پیوند می دهد و اخبار ناگوار پیوسته‏‎ ‎‏از راه می رسند و خزان بر شکوفه ها حاکم و مسلط، نفس در گلو خفه و امید از زندگی‏‎ ‎‏برگرفته: ‏

‏‏در خنجره می مرد از وحشت ناوک ها‏  ‏در فصل شکوفایی، آواز چکاوک ها‏

‏‏من آدمک آدم، من شایعه ی هستی‏  ‏من قامت اندوهم در جمع عروسک ها‏

‏‏من کرمک شبتابم، آئینه ی مهتابم‏  ‏نیلوفر مردابی در حلقه ی جلبک ها‏‎[49]‎

‏‏البته، امید امیدواران هرگز قطع نبود و لحظه های انتظار، مژده ی روز موعود را در گوش‏‎ ‎‏دل ترنم می کرد و بوی حماسه می آورد: ‏

‏‏سالی که من و تو ما شدیم و تاختیم‏

‏‏و عشق را در نای زخمی مرغان حق نواختیم‏

‏‏تا عشق صدای هر گلو شود‏

‏‏اینک از مزارع عشق‏

‏‏بوی حماسه می آید، بوی رهایی موعود‏‎[50]‎

‏‏و بدین سان بود ... ‏

‏‏که خدای سبحان به پاس اخلاص شب زنده داران و ثبات صابران و مدد یاران دینش،‏‎ ‎‏لطف ها فرمود که شامل حالت امت گشت و مژده ی بهار آمد: ‏

‏‏در آمد از در، خندان لب و گشاده جبین‏

‏‏کنار من بنشست و غبار غم بنشاند‏

‏‏فشرده حافظ محبوب را به سینه ی خویش‏

‏‏دلم به سینه فرو ریخت، تا چه خواهد خواند؟‏

‏‏به ناز چشم فرو بست و صفحه ای بگشود‏

‏‏ز فرط شادی کوبید پای و دست افشاند‏

‏‏مرا فشرد در آغوش و خنده ای زد‏

‏‏«رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند»‏‎[51]‎

‏
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 28

‎‏و «امام» در 12 بهمن ماه 1357 وارد کشور شدند و سرود شادی و  نغمه ی‏‎ ‎‏پیروزی نواخته گشت: ‏

‏‏دمید فجر که خورشید باز می گردد‏  ‏امید در دل نومید باز می گردد‏

‏‏درفش فتح و ظفر با سپاهیان خداست‏

‏‏جهان به جبهه ی توحید باز می گردد‏

‏‏بلی امام خمینی(س) کنون توانی گفت‏

‏‏که از تزاحم و تبعید باز می گردد‏

‏‏افق شفق شد و پس فجر زد چه می بینم‏

‏‏به چشم کور مگر دید باز می گردد‏

‏‏سر سیاه زمستان تو «شهریار» ببین‏

‏‏بهار می رسد و عید باز می گردد‏‎[52]‎

‏‏بمنه و کرمه  والسلام علیکم‏

‏‏ ‏

‏
‏
‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 29

‎

‏‏پی نوشتها‏

‏‏ ‏

‏‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 30

‎

‏‏ ‏

‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‎

مجموعه مقالات کنگره بررسی تأثیر امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی بر ادبیات معاصر ـ جلد 1ادبیات انقلاب، انقلاب ادبیاتصفحه 31

‎

  • - در تنظیم این دو گفتار به بخش مقدمه کتاب جامعه شناسی در ادبیات دکتر ترابی نظر داشته ام.
  • - در تنظیم این دو گفتار به بخش مقدمه کتاب جامعه شناسی در ادبیات دکتر ترابی نظر داشته ام.
  • - شعر کهن فارسی، دکتر حسین رزمجو، نشر آستان مقدس رضوی، ج2، ص69
  • - بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی (س) در ایران، سید حمید روحانی، ج1، ص195
  • - همان، ص216
  • - همان، ص234 و 238
  • - همان
  • - همان، ص271 - 275
  • - همان، ص303 - 305
  • - همان، ص460 و به بعد
  • - متن سخنرانی امام در 4 / آبان 43 در منابع مضبوط است
  • - بنیان مرصوص، امام خمینی(س)، در بیان و بنان حضرت آیت الله جوادی آملی، ص 7 - 19
  • - انسان آرمانی و کامل، دکتر رزمجو، امیر کبیر 1368، مقتبس از ص 324
  • - کیهان فرهنگی، خرداد ماه 1369
  • - انسان آرمانی، ص21
  • - همان، ص 27 و 28
  • - نهضت امام، ج 1، ص233
  • - همان، ص 247
  • - همان
  • - همان، ص 331
  • - همان، ص 433
  • - همان
  • - همان، 437
  • - همان، ص440 و 621
  • - همان
  • - نهضت امام خمینی(س)، ج 2، ص 310
  • - همان، ص311
  • - همان، ص 675 و 683
  • - همان
  • - ادبیات انقلاب از نویسندۀ مقاله، چاپ شده برای تدریس (تبریز)
  • - نهضت امام، ج 1، ص 612 و 623 و 779، ج 2، ص 245
  • - مطبوعات سیاسی ایران در عصر مشروطیت، ذاکر حسینی، نشر دانشگاه تهران، 1368
  • - ر. ک: صحیفه امام، جلدهای 12 و 13
  • - ادبیات انقلاب، ص 44
  • - همان، ص 49 - 50
  • - نهضت امام، ج 1، ص 369
  • - ادبیات معاصر ایران، دکتر حاکمی، ص 153.
  • - ادبیات انقلاب، ص 47 و 48
  • - همان
  • - همان، ص 204
  • - نهضت امام، ج 2، ص 44 - 45
  • - همان، ج 1، ص 374
  • - ادبیات انقلاب، ص 50
  • - مجموعه شعر، سهراب سپهری، ص 74
  • - ادبیات انقلاب، ص 51
  • - همان، ص 161
  • - همان، ص 50
  • - مجموعه شعر، اخوان ثالث، ص 190
  • - اکبر اکسیر از مجموعه ی در سوگ سپیداران
  • - همان
  • - ادبیات انقلاب، ص 55، به نقل از گزیده ی اشعار فریدون مشیری، ص 7
  • - همان، ص 195، به نقل از ج 3، دیوان استاد شهریار