در این نوشتار سعی بر این است که به اهم وقایع و رخدادهای حیات پربرکت حضرت امام خمینی (س) اشاره گردد. ضمنا در ادامه مناسبتهای ملی و مذهبی روز را در سیره و اندیشه امام جستجو می کنیم...
دوران جوانی امام قدس سره با سخت ترین و حساس ترین شرایط اقتصادی همراه بود. جریانات انحرافی تجددگرایی، عرفان اباحی و مارکسیسم از یک طرف و تبلیغ فلسفه ستیزی و فلسفه زدایی از طرف برخی از مغرضان و جاهلان مقدس نما از طرف دیگر، شرایطی بود که از همه طرف مردم ایران را محاصره کرده بود. وضعیت فلسفه در حوزه ها بسیار نامطلوب بود. حضرت امام قدس سره در این باره می فرمایند: وضع فلسفه هم به صورت امروز نبود. آقای شاه آبادی رحمت الله علیه می گفت مرحوم آقا میرزا علی اکبر یزدی که یکی از فلاسفه بزرگ و مردی عالم و صادق و پرهیزکار بود وقتی فوت کرد شخصی برای تعریف از او در منبر گفت: خودم دیدم که او قرآن می خواند. امام برای مبارزۀ با این جریانات دست به کاری اساسی زدند و آن تدریس درس فلسفه بود. اولین اقدام تربیت شاگردان و فضلایی بود که بتوانند هر یک با مسلح شدن به سلاح فلسفه در مقابل این افکار پوچ و جریانات مخالف دین بایستند.
امام خمینی (س) که از نهضت فراگیر و یکدست ایران، دقیقاً مطلع بودند و گزارش تظاهرات یکپارچۀ مردم ایران مرتب به ایشان می رسید، با بیانات روشنگرانه خود، پیوسته مردم را به ادامۀ نهضت دعوت می کردند.
امریکا دشمن شمارۀ یک مردم محروم و مستضعف جهان است. امریکا برای سیطرۀ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه، از هیچ جنایتی خودداری نمی نماید. امریکا مردم مظلوم جهان را با تبلیغات وسیعش که به وسیلۀ صهیونیسم بین الملل سازماندهی می گردد، استثمار می نماید. امریکا با ایادی مرموز و خیانتکارش، چنان خون مردم بی پناه را می مکد که گویی در جهان هیچ کس جز او و اقمارش حق حیات ندارند.
امتداد معرفتی و عملیِ تعبیر «شیطان بزرگ» بسیار زیاد است زیرا وقتی به کسی لقب شیطان داده می شود، رفتار و برخورد و احساسات باید در چارچوب «شیطان صفتی» او باشد. امام(ره) تا آخرین روز حیات خود، همین احساس را نسبت به آمریکا داشت و ضمن آنکه تعبیر «شیطان بزرگ» را بکار می برد، از بن دندان هم به آن اعتقاد داشت.
شعارهای هر انقلاب از اسناد گرانبهای آن و یکی از مهمترین منابع مطالعه فرآیند انقلابی و ارزشها و آرمانهای آن انقلاب و چگونگی رهبری آن است. بنابراین ضرورت دارد که شعارهای هر انقلاب با دقت جمع آوری شده و به عنوان یکی از اسناد مهم انقلاب حفظ شوند و به نسل های بعدی و محققان انقلاب سپرده شوند.
اگر افکار شما آزاد شد و باورتان آمد که ما می توانیم که صنعتمند و صنعتکار باشیم، خواهید بود. اگر افکارتان و باورتان این باشد که ما می توانیم مستقل باشیم و وابسته به غیر نباشیم، خواهید توانست. اگر کشاورزان ما باورشان این باشد که ما می توانیم در کشاورزی به جایی برسیم که صادر کنیم و وابسته به غیر نباشیم، بلکه دیگران به ما محتاج باشند، می توانند.
امروز پدر پیر شما خمینی از تمامی شما کارگران و صنعتگران و متخصصان می خواهد که با تمام قدرت مواظب باشید که دوباره مردم ما گرفتار ابرقدرتها و قدرتها نشوند.
من امیدوارم خدای تبارک و تعالی به شما جوانها عزت، سلامت و سعادت عنایت فرماید. من از خدای تبارک و تعالی استقلال کشور خودمان را و آزادی خودمان را مسئلت می کنم. شما جوانها که در این مدت زحمت کشیدید، و از حالا به بعد هم وظیفه دارید، شما ذخیرۀ ما هستید و من خدمتگزار شما هستم
«دانشگاه مرکز سعادت و در مقابل، شقاوت یک ملت است. از دانشگاه باید سرنوشت یک ملت تعیین شود. دانشگاه خوب یک ملت را سعادتمند می کند و دانشگاه غیر اسلامی، دانشگاه بد، یک ملت را به عقب می زند.» این فراز از سخنان حضرت امام خمینی(س) به خوبی اهمیت و جایگاه والای دانشگاه را نشان می دهد. متناسب با این جایگاه، امام خمینی رسالت و وظایفی رابرای دانشگاه متصور می شوند که از خلال سخنان ایشان قابل استخراج است.
اگر ملت ما علم را، آن علم جهتدار را یاد بگیرند، تربیت بشوند، در مقابل علم، در پهلویِ علم هم تربیت باشد؛ تربیت دینی، تربیت الهی، تربیت انسانی و هم علم، اگر این دو حربه در دست شما باشد، کسی نمی تواند به شما تعدّی کند، کسی نمی تواند استبداد را برگرداند. و اگر این علم نباشد مردم را توجیه می کنند به جایی که باز هم آن مسائل سابق برگردد، و آن استبداد سابق و آن وابستگیهای سابق.
باید معلمین توجه داشته باشند اولاً، به شغل شریف خودشان که شغل انبیاست، و ثانیاً به مسئولیت خودشان که همان مسئولیت انبیاست. انبیا مسئولند؛ لکن درست آنها عمل می کنند؛ از مسئولیت درست بیرون می آیند، از امتحان درست بیرون می آیند. آنها مأمور به تربیت هستند، و تربیت می کنند. و آنقدری که از عهده شان برآمد عمل کردند. شما هم همان مسئولیت را دارید، و همان شرافت را.
کارگران از ارزشمندترین طبقه و سودمندترین گروه در جامعه ها هستند. چرخ عظیم جوامع بشری با دست توانای کارگران در حرکت و چرخش است. حیات یک ملت، مرهون کار و کارگر است. کار خلاصه نمی شود به جنبش مخصوص و کارگر خلاصه نمی شود به گروهی خاص؛ و به این انگیزه، روز کارگر روز همه ملت است نه بخش خاصی از آن.
سید الشهدا و اصحاب او و اهل بیت او آموختند تکلیف را: فداکاری در میدان، تبلیغ در خارج میدان
شهادت سید الشهدا به اسلام هیچ لطمه ای وارد نیاورد
عقلانیت انسانی، اخلاق اسلامی، فقه شیعی و وحدت ملی چهار رکن اندیشه سیاسی امام است
امام همواره بر این تأکید داشتند که مردم، عامل پیروزی نهضت بودند؛ و عنصر مهم بقای نهضت نیز مردم هستند؛ ایشان در این باره می فرمایند: ملت بود که این نهضت را به پیش برد و ملت است که باید از این به بعد نیز به پیش ببرد. در نگرش امام، قدرت ملت، بزرگترین قدرت شناخته شده است و پیروزی، در قدرت همین ملت ارزیابی می شود.
ذوب شدن در عرفان امام خمینی(س) پلی است برای ذوب شدن در عرفان حسینی چنانکه امام در شخصیت عرفانی سالار شهیدان فانی بود. شهید صدر(ره) گفت: «ذوبوا فی الإمام الخمینّی کما ذاب هو فی الإسلام.» در امام خمینی فانی شوید آنسان که او در اسلام فانی شده است.
کتاب و کتابخانه به نوعی همزاد بشر است و هیچ زمان از اجتماع انسانی دور نبوده و نخواهند بود. از گذشته تاکنون همپای هم پیش رفته اند و یکی بر دیگری اثر بخشیده است. انحطاط این یکی با زوال آن یکی و رشد آن یکی با ترقی این یکی همراه بوده است.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.