از همان دوران، من و آقای بهشتی به این فکر بودیم که شاید برای تبلیغات اسلامی و پیشبرد حرکت اسلامی، بهتر باشد به کشورهای زنده، از جمله آلمان برویم. آلمان از جهات مختلف بستر بسیار مساعدی بود؛ به ویژه اینکه پس از جنگ جهانی دوم موقعیت خاصی پیدا کرده بود.
همسر امام خمینی درباره روزهای بیماری امام اینگونه نقل خاطره کرده است: بعد از اینکه فهمیدیم اطبا در رفت و آمد هستند و می گویند «عمل لازم است.» ما حواسمان را جمع کردیم. مدام به آقا می گفتم عمل نکنید، شما به آنها بگویید که من عمل نمی کنم، آخر شما قدرت عمل را ندارید. من خودم یک صفرا عمل کرده ام، می دانم عمل خیلی مشکل است. فرمودند: « چکار بکنم؛ همه آنها می گویند باید عمل کنید.»
در نجف گاهی اتفاق می افتاد که امام از روی پشت بام متوجه می شدند که چراغ آشپزخانه یا دستشویی روشن مانده است. در این موارد به خانم یا دیگر کسانی که در پشت بام بودند، دستور نمی دادند که بروند و چراغ را خاموش کنند؛ بلکه خود سه طبقه را در تاریکی پایین می آمدند و چراغ را خاموش می کردند و باز می گشتند. گاهی نیز قلم یا کاغذی می خواستند که در اتاق طبقه دوم منزل بود. در این شرایط نیز خودشان برمی خاستند و آنچه را که لازم داشتند، بر می داشتند.
چهار نوبت از منطقه ی عملیاتی الی بیت المقدس بازدید کردم. چهارمین نوبت دو روز پس از آزادسازی خرمشهر صورت گرفت. تقریباً چیزی از شهر باقی نمانده بود. در ساحل کارون کانالی احداث که روی آن پوشیده شده بود. نیروهای عراقی از این کانال تردد می کردند و در سنگرهای انفرادی و جمعی مشرف بر کارون استقرار پیدا می کردند.
وقتی که برای زیارت امام رضا یکی از اخلاف و فرزند زادگان مستقیم حضرت محمد (ص) به طرف مشهد حرکت کردیم، در یک اتوبوس با مردم بوسنی بودیم و فرصت داشتیم آوازهای آنان را که بیشتر به دین تعلق داشت، بشنویم.
زیارت امام هشتم(ع) آرزوی من است، لکن با وجود گرفتاریهایی که دارم و از طرفی ملاقاتهای اجتماعی، برایم امکان ندارد و نمی توانم مسافرت کنم.
شما قبل از اینکه با هر کس ملاقات کنید اول مشرف شوید به حرم مطهر ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع).
خیلی لحظه ی شیرینی بود برای من، آن لحظه ای که این رأی را من می انداختم توی صندوق و می دیدم آن شور و هیجانی را که مردم کرمان از خودشان نشان می دادند در رأی دادن. بعد هم نشان داده شد که خب نودونه درصد آراء به جمهوری اسلامی آری بود
اگر می خواهید ملت فلسطین را نجات دهید راهش این نیست که به سراغ شوروی یا آمریکا یا به این دربار و یا آن دربار بروید، توکل به خدا کنید و شمشیر به دست گیرید، خداوند حامی شماست و ملتها هم به شما کمک می کنند.
عملیات بیت المقدس انجام شده بود و خرمشهر از چنگال بعثی ها آزاد. مستکبران برای نجات صدام از معرکه ای که خودش راه انداخته بود و برای نجات رژیم اشغالگر قدس به فکر چاره افتاده بودند و ... .
چهاردهم بهمن ماه سال 57 یعنی دو روزی پس از ورود امام به ایران اعضای روزنامه اطلاعات به دیدار امام رفتند.
امام خمینی در اول خرداد ماه سال ۴۴ نامه ای خطاب به همسر خود نوشتند.
آنه ماری شیمل از کسانی بود که در زمان صدور فتوای ارتداد سلمان رشدی، از کتاب آیات شیطانی و نویسنده اش انتقاد کرد و اظهار کرد کتاب سلمان رشدی باعث جریحه دار شدن احساسات مسلمین شده است. این اظهارنظر او موجب حمله مخالفین فتوای امام خمینی به او و موضع گیری های تند علیه او شد. تا جایی که او برای دفاع از مواضعش گفت: من تا دم مرگ این نظرات را مورد انتقاد قرار می دهم و آنها را محکوم می کنم. گروه های فشار وابسته به سلمان رشدی نمی توانند مرا بترسانند. شخصیت پیامبر اسلام (ص) در غرب به شکل صحیح و مناسب شناخته شده نیست.
امام که احساس کرده بود توطئه ای در کار است ، در اعلامیه ای از مردم خواست خیلی سریع به این موضوع واکنش نشان دهند و قوانین حکومت نظامی را بشکنند.
روز نوزدهم بهمن ماه سال ۵۷، برادران نیروی هوایی حساس ترین کار را انجام دادند و در مدرسه علوی حضور پیدا کردند. رهبر معظم انقلاب این خاطره فراموش نشدنی در دفتر انقلاب اسلامی را روایت کرده است...
من با عجله رفتم در مقر امام در دبستان علوی، که فاصله ی کوتاهی داشت با آنجائی که ما بودیم. آمادگی هائی به وجود آمد و امام عزیز ایستادند و این جوانها، این دلاورها، این سلحشورها آمدند در مقابل امام رژه رفتند و امام با همان ایمان و باوری که همیشه از اول شروع نهضت به مسئولیت خود و به نقش خود در اداره ی این انقلاب و این ملت داشتند، از اینها رژه گرفتند.آنها را نصیحت کردند، به آنها دل دادند، به آنها شجاعت دادند.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.