بیست و هفتم مرداد ماه سال ۶۰ آیت الله بهاءالدین محلاتی به رحمت حق پیوست.
امام در همه سال های عمرشان آنقدر دقیق و منظم بودند که دیگران می توانستند با ساعت برنامه های ایشان کارهایشان را تنظیم کنند یکی از این برنامه های دقیق، دهه اول محرم الحرام بود.
حضرت آیت الله خامنه ای هر ساله برای احوال پرسی از همسر امام، بانو خدیجه ثقفی، دیدارهایی با ایشان داشتند.
صدای پسرم را می شنیدم که بلند می گفت: «الله اکبر، الله اکبر، لااله الاالله، اشهد ان لااله الاالله».
اولین باری که اسم حضرت امام را شنیدم در دوران دبیرستان بود. من در آن سال یک ماه از تعطیلات تابستان را به یزد برای دیدار پدرم رفته بودم.
در آخرین روزهای حیات امام، مرحوم هاشمی نگران چه موضوعی بود؟
آیت الله بهجت چند روز پیش از رحلت امام، ایشان را می بیند و در این باره می گوید: چهره آقای خمینی از عکسش زیباتر بود و بعد متوجه شدم که ایشان آمده از من خداحافظی کند
همسر امام خمینی درباره روزهای بیماری امام اینگونه نقل خاطره کرده است: بعد از اینکه فهمیدیم اطبا در رفت و آمد هستند و می گویند «عمل لازم است.» ما حواسمان را جمع کردیم. مدام به آقا می گفتم عمل نکنید، شما به آنها بگویید که من عمل نمی کنم، آخر شما قدرت عمل را ندارید. من خودم یک صفرا عمل کرده ام، می دانم عمل خیلی مشکل است. فرمودند: « چکار بکنم؛ همه آنها می گویند باید عمل کنید.»
در نجف گاهی اتفاق می افتاد که امام از روی پشت بام متوجه می شدند که چراغ آشپزخانه یا دستشویی روشن مانده است. در این موارد به خانم یا دیگر کسانی که در پشت بام بودند، دستور نمی دادند که بروند و چراغ را خاموش کنند؛ بلکه خود سه طبقه را در تاریکی پایین می آمدند و چراغ را خاموش می کردند و باز می گشتند. گاهی نیز قلم یا کاغذی می خواستند که در اتاق طبقه دوم منزل بود. در این شرایط نیز خودشان برمی خاستند و آنچه را که لازم داشتند، بر می داشتند.
چهار نوبت از منطقه ی عملیاتی الی بیت المقدس بازدید کردم. چهارمین نوبت دو روز پس از آزادسازی خرمشهر صورت گرفت. تقریباً چیزی از شهر باقی نمانده بود. در ساحل کارون کانالی احداث که روی آن پوشیده شده بود. نیروهای عراقی از این کانال تردد می کردند و در سنگرهای انفرادی و جمعی مشرف بر کارون استقرار پیدا می کردند.
وقتی که برای زیارت امام رضا یکی از اخلاف و فرزند زادگان مستقیم حضرت محمد (ص) به طرف مشهد حرکت کردیم، در یک اتوبوس با مردم بوسنی بودیم و فرصت داشتیم آوازهای آنان را که بیشتر به دین تعلق داشت، بشنویم.
زیارت امام هشتم(ع) آرزوی من است، لکن با وجود گرفتاریهایی که دارم و از طرفی ملاقاتهای اجتماعی، برایم امکان ندارد و نمی توانم مسافرت کنم.
شما قبل از اینکه با هر کس ملاقات کنید اول مشرف شوید به حرم مطهر ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع).
خیلی لحظه ی شیرینی بود برای من، آن لحظه ای که این رأی را من می انداختم توی صندوق و می دیدم آن شور و هیجانی را که مردم کرمان از خودشان نشان می دادند در رأی دادن. بعد هم نشان داده شد که خب نودونه درصد آراء به جمهوری اسلامی آری بود
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.