پنجم مهر ماه سال ۶۰ عملیاتی در تاریخ دفاع مقدس رقم خورد که نه تنها فرمان امام را جامه عمل پوشاند که حساب را نیز دست ارتش بعث عراق داد که باید سر جای خودش بنشیند.
علاقه میان مرحوم هاشمی رفسنجانی و امام، علاقه میان مرید و مراد بود. هر روز پیش از عزیمت به محل کار اول راهی بیمارستان می شد و امام را می دید. آن روز، روز پنجم خرداد ۶۸ امام با اشاره چشم، رفتن او را متوقف کرد.
دوم خرداد ماه ۶۸ امام را جراحی کردند. عمل سنگین بود اما رضایت بخش. حوالی ساعت نه صبح روز سوم مرحوم هاشمی بالای سر امام می رود و...
اوایل انقلاب حال و هوای پیام های خاص خودش را داشت و واژه های جدیدی در بین جامعه مطرح بود. به خصوص که انقلاب ما، انقلابی اسلامی بود و واژه های مربوط به مبانی فقهی و اسلامی در شعارهای مردم و مسئولان و امام مطرح بود.
جمعیتی که برای تشییع پیکر مطهر استاد مطهری آمده بودند بسیار زیاد بودند. بوی دود و سوختن کلاج از داخل ماشینی که امام بر آن سوار بودند، بلند شد و...
آقای جلال الدین فارسی خاطره ای از امام در نجف نقل می کند و می گوید که: «آقای سید مرتضی عسگری جزوه ای علیه شریعتی تنظیم کرده و به امام داده بود، امام گفته بودند من این را مطالعه می کنم و هفته بعد جواب می دهم. هفته بعد جواب را به آقای فارسی داده بودند که به آقای عسگری بگوید که شریعتی به هر حال روشنفکری است که قصد دارد به اسلام خدمت کند و این حرف هایی که شما زده اید جز اینکه در جامعة اسلامی ما اختلاف ایجاد کند نتیجه ای ندارد.
استاد مرتضی مطهری به شهادت رسیده بود. پیکر مطهرش را به فرموده امام در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپردند و حالا از طرف امام برایش مراسم ترحیمی ترتیب داده بودند.
در خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی آمده است: عصر احمدآقا آمد. گفت نامه استعفای آقای محسن رضایی به امام رسیده، ولی امام نمی پذیرند و تصور امام این است که اینها حرکات سیاسی دارند.
قرار بود اعضای کانون نویسندگان ایران برای دیدار با امام به محل اقامتشان بروند. آن روزها دیدارها در مدرسه علوی انجام می شد. سیمین دانشور هم از اعضای این کانون بود که برای ملاقات رفته بود.
امام آن سال ماه مبارک رمضان به محلات رفته بودند. شهید محلاتی نوجوان بود. امام سر ساعت مشخص به مسجد جامع می آمدند و...
در میان این تأییدها که از مراجع شیعه آقای حکیم و از علمای اهل سنت علمای الازهر و علمای بزرگ سعودی و سوریه بودند، داغترین و گیراترین فتوا و اعلامیه خصوصاً با ترجمه ای که آقای صادقی کرده بود از آن امام بود.
امام در دیدار با اسقف کاپوچی گفت: شما دیدید که من از او استقبال کردم نه فقط در خانه ام بلکه در اعماق قلبم.
کتاب امین مردم و امام بررسی ویژگی های شخصیتی یادگار امام
چهارشنبه بود و هنوز دو روزی به شروع ماه مبارک رمضان مانده بود. عروس امام اصرار داشتند تا ایشان برایشان شعر بنویسند اما...
آیت الله سید حسن خمینی در مراسم رونمایی از مستند «امام مردم» روایتی را از واکنش امام خمینی (س) به یک اقدام توهین آمیز مطرح کرد.
چند ماه پیش بود که امام موسی صدر را ربوده بودند و حالا قرار بود امام به میهن باز گردد. دلشوره ها و نگرانی ها از این امر بسیار بود اما امام تصمیم به بازگشت گرفته بودند.
دو - سه شب بعد از اعلام پیروزی انقلاب ما واقعاً نتوانستیم بخوابیم. غذا هم اگر خرما یا نانی گیرمان می آمد می خوردیم. روز اول که غذا به ما دادند، خورشت قیمه با زرشک بود که داخل بشقاب های استیل ریخته بودند. آدم اگر چند روز غذا نخورده باشد و یک دفعه چنین غذایی بدهند، می چسبد. تا قاشق را بردم داخل غذا که خوردن را شروع کنم، یک دفعه از امام پیغام رسید که غذا را اول به زندانی ها بدهید. همه اطاعت کردند.
همانطور که در جریان انتقال حضرت امام از پاریس به تهران اضطراب و نگرانی در میان دوستداران و ملت ایران حاکم بود، بلافاصله بعد از حضور امام در ایران توسط باقی مانده های رژیم پهلوی، دستور حکومت نظامی شدید اعلام شد و به این ترتیب احتمال حمله موشکی یا هر نوع ترور به محل اقامت اولیه امام داده می شد. همراهان حضرت امام در آنجا واگویه هایی شنیدنی از آن ساعات و روزها دارند.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.