در روز ۲۷ تیر ۱۳۶۷ به دنبال پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران، جنگ هشت ساله میان ایران و عراق رسماً به پایان رسید. قطعنامه ۵۹۸ اول مرداد ۱۳۶۶ از سوی سازمان ملل صادر و در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ از سوی ایران پذیرفته شد.

در بخشی از قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت، از طرفین درگیر درخواست شده بود که‌: «فوراً در جنگ آتش بس اعلام کرده و آن را رعایت نمایند، نیروهای مسلح خود را تا پشت مرزهای شناخته شده بین‌المللی به عقب بکشند و اسرای جنگی را آزاد کنند.»

دولت جمهوری اسلامی ایران که به دلیل بعضی ضعف‌ ها و نقایص قطعنامه به مدت یک سال آن را نپذیرفت، پس از حمله عمدی ناو جنگی امریکایی وینسنس‌، به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران بر فراز خلیج فارس که ۲۹۰ مسافر آن شامل ده ‌ها زن و کودک به شهادت رسیدند و بمباران شیمایی صدام در داخل عراق که منجر به قتل عام صد‌ها هزار تن از مردم شد، مسئولان و کارشناسان مصلحت را در پذیرش قطعنامه دانستند. بنابراین، جمهوری اسلامی ایران در ۲7 تیر ۱۳۶۷ رسماً به دکوئه‌یار، دبیرکل سازمان ملل متحد اطلاع داد که به منظور جلوگیری از کشتار و برقراری عدالت و استقرار صلح در منطقه و جهان‌، قطعنامه ۵۹۸ را می‌پذیرد.

در پی اعلام قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران، امام خمینی(س) در پیامی که به بهانه سالروز کشتار زائران ایرانی در مکه منتشر شده بود، به تشریح سیاست جدید جمهوری اسلامی در قبال جنگ تحمیلی و دلایل پذیرش قطعنامه پرداخت. در این پیام آمده بود: « اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم؛ ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلًا خودداری می کنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛ و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم. و خدا می داند که اگر نبود انگیزه ای که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هر گز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست که همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم. و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود. من در اینجا از همۀ فرزندان عزیزم در جبهه‌ های آتش و خون که از اول جنگ تا امروز به نحوی در ارتباط با جنگ تلاش و کوشش نموده ‌اند، تشکر و قدردانی می‌ کنم. و همۀ ملت ایران را به هوشیاری و صبر و مقاومت دعوت می‌ کنم. در آینده ممکن است افرادی آگاهانه یا از روی نا آگاهی در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند که ثمرۀ خون ‌ها و شهادت‌ ها و ایثار ‌ها چه شد. این‌ ها یقیناً از عوالم غیب و از فلسفۀ شهادت بی‌خبرند و نمی‌ دانند کسی که فقط برای رضای خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگی نهاده است حوادث زمان به جاودانگی و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه ‌ای وارد نمی‌ سازد.» (صحیفه امام، ج 21: ص92)

 اعلام پذیرش قطعنامه برای افکار مردم، خصوصا احساسات پاک و پر شور رزمندگان قابل توجیه نبود و در چنین اوضاع و احوال امام خمینی(س) که تعیین کننده خط مشی دفاعی در طول هشت سال دفاع مقدس بود، تصمیم گرفت پس از اعلان پذیرش رسمی قطعنامه از سوی مسوولین حرف آخر با مردم را در مورد جنگ نیز خود بزند.

استراتژی امام (س) حفظ اسلام و مصالح مسلمین بود و برای دفاع از این استراتژی اگر دشمنان با ابزار نظامی به جنگ می آمدند، لزوما باید با ابزار  نظامی مقابله کرد و اگر با ابزارهای فرهنگی و سیاسی به میدان بیایند، باید از ابزار فرهنگی و شیوه ‌های سیاسی مناسب استفاده کرد.

امام خمینی(س) با قبول قطعنامه، موقعیت نظام جمهوری اسلامی را در شرایط بوجود آمده حفظ کرد و پس از هشت سال مبارزه، دشمن را از اشغال حتی یک وجب خاک ایران نا امید کرد که در تاریخ جنگ ‌ها بی‌ سابقه است، لکن این تصمیم به منزله پایان مبارزه نبود، بلکه تغییر استراتژی و اتخاذ شیوه جدیدی از مبارزه در جبهه سیاسی بوده است. ایشان با اشاره به اینکه باید برای دفع تجاوز احتمالی دشمن آماده و مهیا باشیم. (صحیفه امام، ج 21: صص93-94)، می فرماید:

«من در میان شما باشم و یا نباشم، به همه شما وصیت و سفارش می‌ کنم که نگذارید انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیفتد.» (صحیفه امام، ج 21، ص 93)

 

. انتهای پیام /*