ﺟﻨﮓ اﯾﺮان و ﻋﺮاق ﯾﮑﯽ از رخدادهای ﺗﺎﺛﯿﺮﮔﺬار و مهم ﺗﺎرﯾﺦ ﻣﻌﺎﺻﺮ اﯾﺮان اﺳﺖ. ﯾﮑﯽ از دل مشغولیهای اﺳﺎﺳﯽ ﺳﯿﺎﺳﺘﮕﺬاران جمهوری اﺳﻼﻣﯽ طﯽ ﺳﺎﻟﯿﺎن اﺧﯿﺮ، ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ اﻧﺘﻘﺎل ارزشهای ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ دﻓﺎع ﻣﻘﺪس به جامعه و ﺧﺼﻮﺻﺎ ﻧﺴﻞ ﺟﻮان بوده اﺳﺖ. ﺑﺮﺧﻼف دوران ﺟﻨﮓ و سالهای اولیه ﭘﺲ از آن، که ﻓﻀﺎی ﻏﺎﻟﺐ در اﯾﺮان، ارائه ﯾﮏ رواﯾﺖ رﺳﻤﯽ و اﻧﺤﺼﺎری از ﺟﻨﮓ ﺗﻮﺳﻂ نهادهای ﻣﺘﻮﻟﯽ ﺟﻨﮓ و رسانه های رﺳﻤﯽ بوده، در سالهای اﺧﯿﺮ ﻧﻮﻋﯽ ﺗﮑﺜﺮﮔﺮاﯾﯽ در رواﯾﺖ ﺟﻨﮓ و رواﯾﺘﮕﺮان – البته ﺑﺼﻮرت ﻧﺴﺒﯽ و ﻏﯿﺮ رﺳﻤﯽ- در ﺣﺎل رواج در جامعه اﺳﺖ که به ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺧﻮاهﺪ داﺷﺖ.

در ﺷﺮاﯾﻂ کنونی که ﻗﺮﯾﺐ چهل ﺳﺎل از آﻏﺎز و ﺳﯽ ﺳﺎل از ﭘﺎﯾﺎن ﺟﻨﮓ ﻣﯽ ﮔﺬرد، اﯾﻦ ﻣﺴﺎله که واﮔﻮﯾﯽ و رواﯾﺖ اﯾﻦ رﺧﺪاد ﻋﻈﯿﻢ ﺗﺎ چه اﻧﺪازه در ﺑﺎورهای ﻧﺴﻞ های ﻓﻌﻠﯽ و آﺗﯽ ﮐﺸﻮر اﺛﺮﮔﺬار بوده اﺳﺖ، ﺑﺮای ﺳﯿﺎﺳﺘﮕﺬاران عرصه فرهنگی ﮐﺸﻮر ﮐﻤﺎﮐﺎن دارای اهمیتی ﺟﺪی ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. آﯾﺎ ﮔﺬﺷﺖ زﻣﺎن و ﺗﺤﻮﻻت ﺳﯿﺎﺳﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﭘﺲ از ﺟﻨﮓ و بهره ﺑﺮداریهای ﻧﺎروا از آن و اﺗﺨﺎذ ﺳﯿﺎستهای ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ ﻣﻘﻄﻌﯽ از اﯾﻦ ﭘﺪﯾﺪه، ﻣﻮﺟﺐ ﺑﯽ اﻋﺘﻨﺎﯾﯽ ﻧﺴﻞ ﺟﻮان به آن شده و ﯾﺎ اینکه ﺑﺎ ﺑﺎزﻧﮕﺮی در شیوه های ﺑﺎزﺗﻮﻟﯿﺪ و رواﯾﺖ آن ﻣﯽ ﺗﻮان از ارزشهای ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ جامعه اﯾﺮاﻧﯽ در دوران ﺟﻨﮓ به ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻣﻨﺒﻊ ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﺗﮑﺜﯿﺮ هویت بهره ﮔﺮﻓﺖ؟

با توجه به مقدمه ﻓﻮق اﻟﺬﮐﺮ به ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ که اﮔﺮ ﺳﯿﺎﺳﺘﮕﺬاران ﮐﻼن ﮐﺸﻮر و رواﯾﺘﮕﺮان ﺟﻨﮓ اﯾﺮان و ﻋﺮاق، از راهکارها و پیشنهادات ذﯾﻞ ﭘﯿﺮوی ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ، آﻧﺎن ﺗﺎ ﺣﺪود زﯾﺎدی خواهند ﺗﻮاﻧﺴﺖ ﺗﺎ در ﺷﺮاﯾﻂ ﮐﻨﻮﻧﯽ، به ﺗﺄﻣﯿﻦ اﺻﻠﯽ ﺗﺮﯾﻦ خواسته ﺧﻮد که اﻧﺘﻘﺎل ﺑﺎوراﻧﻨﺪه و نه اﻧﮕﯿﺰاننده ﯾﺎ وادارنده ارزشهای دوران دﻓﺎع ﻣﻘﺪس به نسلهای ﻓﻌﻠﯽ و آینده ﮐﺸﻮر اﺳﺖ، دﺳﺖ ﯾﺎﺑﻨﺪ:

-ﭘﺲ از ﮔﺬﺷﺖ 30 ﺳﺎل از ﭘﺎﯾﺎن ﺟﻨﮓ ﺗﺤﻤﯿﻠﯽ، مهمترین و ﻓﻮری ﺗﺮﯾﻦ رﺳﺎﻟﺖ ﻣﻨﺎدﯾﺎن ارزشهای دﻓﺎع ﻣﻘﺪس، اﯾﻦ اﺳﺖ که ماهیت واقعی اﯾﻦ ﺟﻨﮓ را به دور از هر گونه مبالغه و گزافه ﮔﻮیی و ﺑﺮ اﺳﺎس یک ارزﯾﺎبی منصفانه و واﻗﻊ بینانه درک ﻧﻤﻮده و ﺳﭙﺲ به ﺗﺮوﯾﺞ ارزشهای آن ﺑﭙﺮدازﻧﺪ. ﺑﺮ همین اﺳﺎس به نظر می رﺳﺪ که فهم واﻗﻌﯽ ﻣﺎهیت ﺟﻨﮓ، به ﻣﯿﺰان ﻓﺮاوانی به ﻣﻮاجهه ﻣﻨﺼﻔﺎنه ﺑﺎ اﯾﻦ ﭘﺪﯾﺪه ﺑﺮ می ﮔﺮدد. ﺟﻨﮓ اﯾﺮان و ﻋﺮاق ﯾﮏ ﭘﺪﯾﺪه اﻧﺴﺎﻧﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﺜﻞ ﺑﺴﯿﺎری از ﺟﻨﮓ های ﺑﺸﺮی دﯾﮕﺮ و البته ﺑﺎ ﻣﺨﺘﺼﺎت ﺧﺎص ﺧﻮد ﺑﻮد. نه ﺗﺒﺪﯾﻞ آن به ﯾﮏ اﻣﺮ ﻗﺪﺳﯽ و ﻏﯿﺮ طﺒﯿﻌﯽ درﺳﺖ اﺳﺖ و نه ﻓﺮوﮐﺎﺳﺘﻦ آن به مثابه ﺳﺎﯾﺮ ﺟﻨﮓ های ﻣﺎدی ﺑﺸﺮی. ﺑﺮ همین ﺳﯿﺎق رزﻣﻨﺪﮔﺎن اﯾﺮاﻧﯽ نه ﻣﻮﺟﻮدات ﻓﻮق ﺑﺸﺮی و دﺳﺖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻨﯽ ﺑﻮدﻧﺪ، آﻧﮕﻮنه که ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻄﺮح ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و نه اﻧﺴﺎنهای ﺻﺮﻓﺎ اﺣﺴﺎﺳﯽ و ﺑﯽ ﺗﺪﺑﯿﺮ ﺑﻮدﻧﺪ که دﺷﻤﻨﺎن ﺗﺒﻠﯿﻎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺟﻨﮓ ﺗﺤﻤﯿﻠﯽ و ارزشهای آن ﻣﺤﺼﻮل روح زمانه ﺧﻮد ﺑﻮدﻧﺪ. روﺣﯽ که ﺑﺮآﻣﺪه از ﻧﻔﺲ ﻗﺪسیه اﻣﺎم (ره) و ﻋﺸﻖ و ارادت رزﻣﻨﺪﮔﺎن به وی ﺑﻮد. ﺗﺎ روح زمانه آن دوران و به ﻋﺒﺎرﺗﯽ ﮔﻔﺘﻤﺎن هﮋﻣﻮن آن ﻣﻘﻄﻊ زﻣﺎﻧﯽ ﺷﻨﺎخته ﻧﺸﻮد، ﻧﻤﯽ ﺗﻮان به ﺟﻨﮓ و ارزشهای آن ﭘﯽ ﺑﺮد. ﮐﺴﺐ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﯾﻘﯿﻨﺎ ﯾﺎﻓﺘﻨﯽ اﺳﺖ و نه ﺧﻮاﻧﺪﻧﯽ. ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺟﺎن و دل به ﺳﺮاغ دﻓﺎع ﻣﻘﺪس رﻓﺖ ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺘﺶ را ﮐﺸﻒ ﻧﻤﻮد.

 -رواﯾﺖ و رواﯾﺘﮕﺮی آنگاه که ﻣﯽ ﺧﻮاهد ﺑﺎ هدف اﻧﺘﻘﺎل ارزشهای دوران دﻓﺎع ﻣﻘﺪس و ﺗﺤﮑﯿﻢ هوﯾﺖ اﺳﻼﻣﯽ – اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺮآﻣﺪه از آن دوران ﺑﺮ ﻧﺴﻞ های ﺟﻮان ﻓﻌﻠﯽ و آﯾﻨﺪه ﮐﺸﻮر اﻧﺠﺎم ﺷﻮد، ﻣﻌﻨﺎی ﺧﺎص ﺧﻮد را دارد و اﻟﺰاﻣﺎت وﯾﮋه ای را ﻣﯽ طﻠﺒﺪ. آنچه که رواﯾﺖ شهید آوﯾﻨﯽ را ﻧﺴﺒﺖ به رواﯾﺖ دﯾﮕﺮ راوﯾﺎن از ﺟﻨﮓ در اﯾﻦ سالها را ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﻣﯽ ﺳﺎزد دﻗﯿﻘﺎ در همین ﺗﻔﺎوت ﻧﮕﺮش به رواﯾﺖ و اﻟﺰاﻣﺎت آن اﺳﺖ. ﺗﻘﻠﯿﻞ رواﯾﺖ به ﺗﺒﻠﯿﻎ و ﭘﻨﺎه ﺑﺮدن به ﻧﺎزﻟﺘﺮﯾﻦ ﺳﻄﺢ آن ﯾﻌﻨﯽ ﺗﺒﻠﯿﻎ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ، وﯾﮋﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮک اﮐﺜﺮ ﮐﺎرهایی اﺳﺖ که در اﯾﻦ سالها درﺑﺎره ﺟﻨﮓ اﯾﺮان و ﻋﺮاق از ﺳﻮی اﻓﺮاد و نهادها ﻣﺘﻮﻟﯽ اﻧﺠﺎم شده اﺳﺖ. رواﯾﺖ به ﺳﺎده ﺗﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از ﺑﯿﺎن ﺣﻘﺎﯾﻖ و وﻗﺎﯾﻊ آن گونه که ﺑﻮدﻧﺪ و رخ دادﻧﺪ، نه ﭼﯿﺰی ﮐﻤﺘﺮ و نه ﺑﯿﺸﺘﺮ. ﻓﺮاروی از اﯾﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ اولیه، وﻟﻮ ﺑﺎ ﻧﯿﺖ ﺧﯿﺮ و هدف ﻣﻘﺪس، ﻗﻠﺐ ﺣﻘﯿﻘﺖ اﺳﺖ و رواﯾﺖ را ﺑﺎ ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ ﻣﻮاجه ﻣﯽ ﺳﺎزد. ﺣﻘﯿﻘﺖ دﻓﺎع ﻣﻘﺪس آﻧﮕﺎه ﺑﺮ دلها ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ که رواﯾﺖ آن ﺑﺮ اﺳﺎس ﺻﺪاﻗﺖ و به دور از هر گونه ﮔﺰافه ﮔﻮﯾﯽ، اﻏﺮاق و ﯾﺎ ﺧﺪای ﻧﺎﮐﺮده دروغ ﺑﺎﺷﺪ.

 -ﯾﮑﯽ از ﮐﺎرﮐﺮدهای رواﯾﺖ، هویت ﺑﺨﺸﯽ و اﻧﺘﻘﺎل ارزشهای ﭘﯿﺸﯿﻦ به آﯾﻨﺪﮔﺎن اﺳﺖ. آن دسته از ﻣﻮرﺧﺎن دﻓﺎع ﻣﻘﺪس که در رواﯾﺖ ﺧﻮﯾﺶ اﯾﻦ هدف را ﺗﻌﻘﯿﺐ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ، ﻗﺒﻞ از هر ﭼﯿﺰ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺒﯿﯿﻦ دﻗﯿﻘﯽ از ﺧﻮد ﻣﻘﻮله ارزشهای اﯾﺮاﻧﯽ – اﺳﻼﻣﯽ دﻓﺎع ﻣﻘﺪس داشته ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻋﻼوه ﺑﺮ آن، اﯾﻦ نکته را ﻧﯿﺰ ﺑﺎﯾﺪ در ﻧﻈﺮ داﺷﺖ که ﭼﻮن ارزشها ﻣﺘﺎﺛﺮ از ﺷﺮاﯾﻂ زﻣﺎﻧﯽ ﺧﻮﯾﺶ داﺋﻤﺎ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺑﺎزﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷﻮﻧﺪ، آنچه که ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺪﻧﻈﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎﮐﯿﺪ و ﺗﺮوﯾﺞ اﺻﻮل ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ارزشهای اﯾﺮاﻧﯽ – اﺳﻼﻣﯽ جامعه اﯾﺮاﻧﯽ در آن زﻣﺎن اﺳﺖ و نه ﻣﺼﺎدﯾﻖ آن. ﺑﯽ ﺗﻮﺟﮭﯽ به اﯾﻦ نکته اﺳﺎﺳﯽ در ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﻮاﻗﻊ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ به ﺑﺪفهمی و ﺳﻮء ﺗﻔﺎهم ﻣﻨﺠﺮ ﺷﻮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ آنچه مهم اﺳﺖ اﻧﺘﻘﺎل اﯾﻦ ﭘﯿﺎم اﺳﺖ که در دوران دﻓﺎع ﻣﻘﺪس، جامعه اﯾﺮاﻧﯽ ﭼﮕﻮنه ﺑﺎ ﺑﺎز ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺧﻮد و دﯾﮕﺮی و ﻣﺤﯿﻄﯽ که در آن ﻣﯽ زﯾﺴﺖ، به ﺗﺒﯿﯿﻦ جایگاه ﺧﻮﯾﺶ ﭘﺮداﺧﺖ و ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰی ﻧﺴﺒﺖ به ﮔﺬشته را ﺑﺮای ﺧﻮﯾﺶ رﻗﻢ زد. ﻏﻔﻠﺖ از ﺗﻐﯿﯿﺮات سه گانه و اﺻﺮار ﺑﺮ ﺗﺪاوم ﻧﻌﻞ به ﻧﻌﻞ آنچه که در دوران دﻓﺎع ﻣﻘﺪس وﺟﻮد داشته ﻧﯿﺰ ﻧﺎﺻﻮاب اﺳﺖ.

- ﺑﺎ فاصله ﮔﺮﻓﺘﻦ از سالهای اولیه ﭘﺲ از ﭘﺎﯾﺎن ﺟﻨﮓ و ﻧﯿﺰ آﮔﺎهی از ﮐﻢ نتیجه ﺑﻮدن شیوه ها و اﺑﺰارهای ﺳﻨﺘﯽ رواﯾﺖ ﺟﻨﮓ، بدیهی اﺳﺖ که راوﯾﺎن ﺟﻨﮓ اﯾﺮان و ﻋﺮاق، ﺑﺮای اﯾﻔﺎی نقشی ﻓﻌﺎﻟﺘﺮ و اﺛﺮ ﺑﺨﺶ ﺗﺮ از گذشته، ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ بهره گیری از شیوه ها و اﺑﺰارهایی هستند که رواﯾﺖ آﻧﺎن از ﺟﻨﮓ ﻣﻮرد ﻗﺒﻮل نسلهای ﺟﺪﯾﺪ واﻗﻊ ﺷﻮد. با توجه به ﺗﻐﯿﯿﺮات فرهنگی در دﻧﯿﺎی ﺟﺪﯾﺪ، ﺑﻨﻈﺮ می رسد که نسلهای ﺟﺪﯾﺪ ﻛﻤﺘﺮ ﺣﺎﺿﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺻﺮﻓﺎً در ﺑﺮاﺑﺮ روایت های ﺷﻌﺎر گونه ﺗﻤﻜﯿﻦ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ بلکه آنچه که اﯾﻦ روایت ها را ﻓﺮاﮔﯿﺮ و همه ﭘﺴﻨﺪ ﻧﻤﺎﯾﺪ، ﭼﮕﻮنگی ﻣﻜﺎﻧﯿﺴمی اﺳﺖ که در طﺮح و ارائه آنها ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده واﻗﻊ می ﺷﻮد. ﺧﻼﻗﯿﺖ، استدلال و ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ به ﻋﻨﻮان ﻋﻨﺎﺻﺮ اﺳﺎﺳﯽ ارﺗﺒﺎطﺎت اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺟﺪﯾﺪ و ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻣﻜﺎﻧﯿﺴﻢ های ذهﻨﻲ ﺟﻤﻌﻲ، اﺑﺰارهای ﻛﺎرآﻣﺪی هستند که از طﺮﯾﻖ آنها می توان به ﺑﺴﻂ آرﻣﺎنهای دﻓﺎع ﻣﻘﺪس در ﺟﻮاﻣﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ اﻣﯿﺪوار ﺑﻮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﭼﻮن در ﺷﺮاﯾﻂ ﻛﻨﻮﻧﻲ و ﺧﺼﻮﺻﺎً آﯾﻨﺪه، اﻓﺮاد و ﮔﺮوههایی به ﻋﻨﻮان راوﯾﺎن ﻣﺮﺟﻊ ﻣﻮرد ﭘﺬﯾﺮش ﻧﺴﻞ کنونی و ﺟﺪﯾﺪ واﻗﻊ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ که از ﺗﻮان ﺑﺎﻻﯾﻲ در به کارﮔﯿﺮی از ﻗﻮه ﺧﻼﻗﯿﺖ، اﺳﺘﺪﻻل و شیوه ی ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ راﯾﺞ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﻨﺪ، راوﯾﺎن رواﯾﺖ ﺟﻨﮓ ﺿﺮوری اﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﯿﺶ از ﭘﯿﺶ ﺧﻮد را به اﯾﻦ دو ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻛﺎرآﻣﺪ ﻣﺴﻠّﺢ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.

- هر رواﯾﺖ ﺗﺎرﯾﺨﯽ دارای ﮔﺴﺘﺮه ی ﻣﺸﺨﺺ و ﻣﺨﺎطﺒﯿﻦ معینی اﺳﺖ. اﯾﻦ ﮔﺴﺘﺮه می ﺗﻮاﻧﺪ یک ﻣﺤﺪود معین و کوچک ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎیی ﺗﺎ ﻛﻞ دﻧﯿﺎ را ﺷﺎﻣﻞ ﺷﻮد. ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮔﺴﺘﺮه ی ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﻲ و ﻣﺨﺎطﺒﯿﻦ واﻗﻌﻲ یک رواﯾﺖ از ﺳﻮیی به راوﯾﺎن کمک می ﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺮ اﺳﺎس وﺳﻌﺖ ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﻲ و ﻛﺜﺮت ﻣﺨﺎطﺒﯿﻦ ﺧﻮد، به ﻓﺮاهم ﺳﺎﺧﺘﻦ اﺑﺰارها، اﻣﻜﺎﻧﺎت و ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز و اﺗﺨﺎذ روﯾﻜﺮدهای ﺿﺮوری ﻣﺒﺎدرت ورزﻧﺪ و از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ به ﻧﺎظﺮان ﺑﯿﺮونی اﯾﻦ اﻣﻜﺎن را می ﺑﺨﺸﺪ ﺗﺎ در ارزﯾﺎﺑﻲ های ﺧﻮد، مبتنی ﺑﺮ اﯾﻦ ﭘﺎراﻣﺘﺮ به ﻗﻀﺎوت در ﻣﻮرد آن رواﯾﺖ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ. ﺑﺮ اﯾﻦ اﺳﺎس، ﻣﺴﺄله اﺻﻠﻲ اﯾﻦ اﺳﺖ که ﻣﺨﺎطﺒﯿﻦ اﺻﻠﯽ رواﯾﺖ دﻓﺎع ﻣﻘﺪس در ﺷﺮاﯾﻂ ﮐﻨﻮﻧﯽ چه ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ؟ ﻧﺴﻞ ﺟﻮان ﺷﯿﻌﯿﺎن، ﻧﺴﻞ ﺟﻮان ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن و ﯾﺎ ﻧﺴﻞ ﺟﻮان ﻛﻞ ﺑﺸﺮﯾﺖ؟ ﺗﻌﯿﯿﻦ هر ﻛﺪام از اﯾﻦ سه ﮔﺮوه، ﻧﻜﺎت ﺧﺎﺻﻲ را به راوﯾﺎن دﻓﺎع ﻣﻘﺪس دیکته ﻣﻲ ﻛﻨﺪ که ذﯾﻼً به ﺑﺮﺧﻲ از اﺑﻌﺎد آن اﺷﺎره می ﺷﻮد:

دﻓﺎع ﻣﻘﺪس اوﻻً و ﺑﺎﻟﺬات، ﺟﻨﮕﯽ ﺑﻮد که اﻧﺴﺎنها را ﺑﻄﻮر کلی به ﺳﻮی دﯾﻦ، ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ و ﺧﺪاوﻧﺪ دﻋﻮت می ﻛﻨﺪ،ﺛﺎﻧﯿﺎً دﻓﺎع ﻣﻘﺪس، یک ﺟﻨﮓ ﻣﺘﺎﺛﺮ از اﻧﻘﻼب اﺳﻼمی ﺑﻮد و از همین جهت اﺣﯿﺎی هویت ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن در اﻗﺼﻲ ﻧﻘﺎط جهان را ﺑﺪﻧﺒﺎل داﺷﺖ و ﺛﺎﻟﺜﺎً ﺟﻨﮕﯽ ﺑﻮد که در یک منطقه ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﻲ ﻣﺸﺨﺺ و در ﻣﺘﻦ واقعیتهای اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، اﻗﺘﺼﺎدی و ﻓﺮهنگی واﺣﺪ ﺳﯿﺎﺳﻲ ﻣﻌﯿﻨﻲ به ﻧﺎم اﯾﺮان رخ داد. ﻟﺬا ﻗﻠﻤﺮو ﻣﺨﺎطﺒﯿﻦ ﭘﯿﺎم دﻓﺎع ﻣﻘﺪس، هم وﺟﺪان ﺑﯿﺪار ﺑﺸﺮﯾﺖ ﺑﻮد که در دهه های آﻏﺎزﯾﻦ ﻗﺮن ﺑﯿﺴﺖ و ﯾﮑﻢ به ﺷﺪت از ﻓﺎصله ﮔﺮﻓﺘﻦ از ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ و دﯾﻦ در رﻧﺞ اﺳﺖ و هم جهان اﺳﻼم را در ﺑﺮ می گیرد که در ﭼﻨﺪ ﻗﺮن ﮔﺬشته زﯾﺮ چکمه های اﺳﺘﻌﻤﺎر ﻗﺪﯾﻢ و ﻧﻮ، ﺣﺴﺮت دوراﻧﻲ را ﻣﻲ ﺧﻮرﻧﺪ که ﻗﺎفله ﺳﺎﻻر ﺗﻤﺪن ﺑﺸﺮی ﺑﻮدﻧﺪ و هم ﻗﻠﻤﺮو ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﻲ و ﻣﺮدﻣﺎن مشخصی به نام اﯾﺮان و ﺷﯿﻌﯿﺎن را ﺷﺎﻣﻞ می ﺷﺪ که از ظﻠﻢ و ﺳﺘﻢ ﻧﺎﺷﻲ از ﺳﺒﻮﻋﺎنه رژﯾﻢ ﺑﻌﺜﯽ ﻋﺮاق به ﺗﻨﮓ آﻣﺪه و آرزوی رﻓﻊ تهدید وی و ﺗﺤﻘﻖ حکومتی اسلامی و مبتنی ﺑﺮ آﻣﻮزه های ﺷﯿﻌﻲ را در ﮐﺸﻮر ﻋﺮاق در ﺳﺮ ﻣﻲ ﭘﺮوراﻧﺪﻧﺪ.

ﮔﺮچه اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع که، دﻓﺎع ﻣﻘﺪس و راوﯾﺎن آن، ﺗﺎﻛﻨﻮن چه اﻧﺪازه در دﺳﺘﯿﺎﺑﻲ به آرﻣﺎنهای ﺧﻮﯾﺶ و ﭘﺎﺳﺨﮕﻮیی به ﻣﺨﺎطﺒﯿﻦ ﺧﻮد ﺑﺎ ﺗﻮﻓﯿﻖ همراه بوده اﻧﺪ، ﺑﺤﺚ ﻣﺴﺘﻘﻠﻲ اﺳﺖ که ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻄﻮر ﺟﺪاﮔﺎنه به آن ﭘﺮداﺧﺖ، اﻣﺎ واﻗﻌﯿﺖ اﯾﻦ اﺳﺖ که ﺗﻘﻠﯿﻞ و ﻓﺮو ﻛﺎﺳﺘﻦ از آرﻣﺎنهای دﻓﺎع ﻣﻘﺪس و ﺗﺨﺼﯿﺺ آن به اﯾﺮان و ﺷﯿﻌﯿﺎن، ﻧﻮﻋﻲ اﺟﺤﺎف در ﺣﻖ اﯾﻦ رﺧﺪاد ﺑﺰرگ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﻋﻼوه ﺑﺮ آن، ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﺷﺮاﯾﻂ و ﻣﺘﻘﻀﯿﺎت ﮔﺬشته، ﭼﻨﯿﻦ اﻣﺮی را ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻣﻲ ﻧﻤﻮد، ﺑﻨﻈﺮ می رسد که در ﺷﺮاﯾﻂ ﻛﻨﻮﻧﻲ، بهترین گزینه ﺑﺮای ﺑﺴﻂ آرﻣﺎنهای دﻓﺎع ﻣﻘﺪس ، ﻣﻮرد ﻣﺨﺎطﺐ ﻗﺮار دادن ﻛﻞ ﺑﺸﺮﯾﺖ ﺑﺎﺷﺪ.

به دﻟﯿﻞ الهی و اﻧﺴﺎنی ﺑﻮدن آموزه های دﻓﺎع ﻣﻘﺪس و ﻧﯿﺰ وﺟﻮد اﺷﺘﺮاک ﻧﻈﺮ ﺑﯿﻦ آنها و ﺑﺴﯿﺎری از ارزشهای ﻣﺸﺘﺮک ﺑﺸﺮی، آنها از اﯾﻦ ظﺮﻓﯿﺖ و ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞ ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ ﺗﺎ در ﻣﻘﯿﺎﺳﻲ وﺳﯿﻊ و جهانی ﻣﻄﺮح و ﻣﻮرد ﭘﺬﯾﺮش همگانی ﻗﺮار ﮔﯿﺮﻧﺪ. ﺑﺮ همین اﺳﺎس به نظر می رﺳﺪ که ﺣﺪاﻗﻞ در عرصه ﻧﻈﺮ و اندیشه، هر گونه ﻣﺤﺪود ﺳﺎﺧﺘﻦ آرمان های دﻓﺎع ﻣﻘﺪس به ﯾﻚ ﻛﺸﻮر و منطقه و ﯾﺎ ﻣﺬهﺐ ﺧﺎص نه تنها ظﻠﻤﻲ به ﺑﺸﺮﯾﺖ بلکه به مثابه سم مهلکی اﺳﺖ که اﺳﺘﺤﺎله و اﺿﻤﺤﻼل آن ارزشها و آرمان ها را به دﻧﺒﺎل خواهد داﺷﺖ.

- نکته دﯾﮕﺮ به اﻧﺘﻘﺎل دهندﮔﺎن ارزشهای دﻓﺎع ﻣﻘﺪس ﻣﺮﺑﻮط ﻣﯽ ﺷﻮد. رواﯾﺘﮕﺮان دﻓﺎع ﻣﻘﺪس ﺗﺎﻛﻨﻮن چه ﮐﺴﺎﻧﯽ بوده اﻧﺪ؟ و آﯾﺎ ﺗﻨﻮع ﺑﺨﺸﯽ در اﯾﻦ عرصه اﻣﺮی ﺿﺮوری اﺳﺖ ﯾﺎ ﺧﯿﺮ؟ در ﭘﺎﺳﺦ به اﯾﻦ ﺳﺆاﻻت، برخی ﻣﻼﺣﻈﺎت ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮجه می ﺑﺎﺷﺪ:

واﻗﻌﯿﺖ اﯾﻦ اﺳﺖ که اﺻﻠﯽ ﺗﺮﯾﻦ راوﯾﺎن دﻓﺎع ﻣﻘﺪس ﺗﺎﮐﻨﻮن ﻧﻈﺎﻣﯿﺎن و نهادهای ﻧﻈﺎﻣﯽ و ﺣﺎﺿﺮ در صحنه ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ ﺟﻨﮓ بوده اﻧﺪ. ﮔﺮ چه ﻧﻈﺎﻣﯿﺎن ﻧﻘﺶ ﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ اﻧﮑﺎری در ﺟﻨﮓ داﺷﺘﻨﺪ، اﻣﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ اﯾﻦ اﺳﺖ که ﺑﺎر ﺟﻨﮓ را آﻧﺎن به تنهاﯾﯽ ﺑﺮ دوش ﻧﻤﯽ ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ. اﺻﻮﻻ ﯾﮑﯽ از ویژگیهای اﺳﺎﺳﯽ دﻓﺎع ﻣﻘﺪس و نقطه ﺗﻤﺎﯾﺰش ﻧﺴﺒﺖ به دﯾﮕﺮ ﺟﻨﮓ هﺎ، ﺣﻀﻮر همه اﻗﺸﺎر و طﺒﻘﺎت ﻣﺮدم در آن ﺑﻮد. ﺑﺮ همین اﺳﺎس به ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ که اﻧﺘﻘﺎل ارزشهای آن به ﻧﺴﻞ های ﺑﻌﺪی ﻧﯿﺰ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ در ﻧﻈﺎﻣﯿﺎن خلاصه ﻧﺸﻮد. اﯾﻦ درﺳﺖ اﺳﺖ که ﮐﺴﯽ ﻣﺎﻧﻊ ﺣﻀﻮر ﺳﺎﯾﺮ اﻗﺸﺎر در اﯾﻦ عرصه ﻧﯿﺴﺖ اﻣﺎ فراهم ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺑﺴﺘﺮ ﻻزم ﺑﺮای اﯾﻦ ﺣﻀﻮر، به عهده دستگاههای ﺳﯿﺎﺳﺘﮕﺬار و اﺟﺮاﯾﯽ دارای ﺻﻼﺣﯿﺖ، اطﻼﻋﺎت و ﺑﻮدجه ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

از جنبه دﯾﮕﺮ ﻣﻲ ﺗﻮان راوﯾﺎن دﻓﺎع ﻣﻘﺪس را در دو دسته ﻣﺮاﺟﻊ رسمی و ﻏﯿﺮ رسمی طبقه ﺑﻨﺪی ﻧﻤﻮد. ﻣﻨﻈﻮر از ﻣﺮاﺟﻊ رسمی، آن دسته از اﻓﺮاد و نهادهاﯾﯽ هﺴﺘﻨﺪ که به ﻧﺤﻮی از اﻧﺤﺎء، ﻣﻨﺘﺴﺐ به ﻧﻈﺎم جمهوری اسلامی هﺴﺘﻨﺪ و ﻋﻤﺪﺗﺎً از زاویه ﺗﺮﺟﯿﺤﺎت ﻧﻈﺎم و نهاد مربوطه به رواﯾﺖ ﺟﻨﮓ ﻣﯽ ﭘﺮدازﻧﺪ اﻣﺎ ﻣﺮاد از ﺣﺎﻣﻼن ﻏﯿﺮرسمی آن دسته از اﻓﺮاد و نهادهای ﻏﯿﺮ دوﻟﺘﻲ هستند که ﺿﻤﻦ ﺗﻌﻠﻖ ﺧﺎطﺮ داﺷﺘﻦ به دﻓﺎع ﻣﻘﺪس و ارزشهای آن، به طور رسمی و در چهارچوب ﺣﺎﻛﻤﯿﺖ دولتی ﻗﺮار نمی گیرند. ﺗﺎﻛﻨﻮن و ﺑﻨﺎ به دﻻﯾﻠﻲ، ﻋﻤﺪﺗﺎ اﯾﻦ دسته اول ﺑﻮدﻧﺪ که عهده دار وظیفه رواﯾﺖ دﻓﺎع ﻣﻘﺪس ﺑﻮدﻧﺪ اﻣﺎ به دلیل دسترسی سهل و آﺳﺎن همگان به دیدگاههای ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺑﺮ اﺛﺮ اﻧﻘﻼب در ارﺗﺒﺎطﺎت و اطﻼﻋﺎت و ﻧﯿﺰ ﻓﺮو رﯾﺰی اﻗﺘﺪار سنتی دستگاههای رسمی، ﺗﻤﺎﯾﻞ ﻧﺴﻞ ﺟﺪﯾﺪ به روایت های ﻏﯿﺮرسمی دﻓﺎع ﻣﻘﺪس اﻓﺰاﯾﺶ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮی یافته و دسته ی اﺧﯿﺮ اﯾﻦ اﻣﻜﺎن را یافته اﻧﺪ ﺗﺎ به دور از ﺗﻀﯿﯿﻘﺎت و ﻣﺤﺪودﯾﺖ هﺎی ﻣﺘﻮﻟﯿﺎن رسمی، به طﺮح و ﺑﯿﺎن ﺗﻔﺎﺳﯿﺮ و دیدگاه های ﺧﻮﯾﺶ در ﻣﻮرد دﻓﺎع ﻣﻘﺪس و آرمان های آن ﺑﭙﺮدازﻧﺪ.

در ﻣﺠﻤﻮع و ﺑﺎ ﺗﻮجه به ﻓﺮآﯾﻨﺪ اﻧﻘﻼب در ارﺗﺒﺎطﺎت و اطﻼﻋﺎت که ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﯾﺶ آگاهیهای عمومی ﻣﺨﺎطﺒﺎن و ﺗﻤﺎﯾﻞ آنها به ﺗﺎﻛﯿﺪ ﺑﺮ ﻗﺪرت اﻧﺘﺨﺎب آزادانه ﺧﻮﯾﺶ شده، ﺑﻨﻈﺮ می رسد که ﺗﻨﻮع و ﺗﻌﺪد در اﻧﺘﻘﺎل مفاهیم و ارزشهای دﻓﺎع ﻣﻘﺪس و ارائه ﺳﻼﯾﻖ و رواﯾﺎت ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن از رخدادهای دﻓﺎع ﻣﻘﺪس - البته در ﭼﺎرﭼﻮب ارزشهای هویت ﺑﺨﺶ ﻻﯾﺘﺠﺰی آن ﻣﺜﻞ عدالتخواهی، اﺳﺘﻘﻼل ﮔﺮاﯾﯽ، ظﻠﻢ ﺳﺘﯿﺰی، وطﻦ دوﺳﺘﯽ و ... ـ نه تنها مضر ﻧﯿﺴﺖ بلکه نقطه ﻗﻮتی اﺳﺖ که از طﺮﯾﻖ آن می توان از رمیده ﺷﺪن ﻧﺴﻞ ﺟﻮان ﺟﻮاﻣﻊ ﺑﺸﺮی در هنگام مواجهه ﺑﺎ برخی ﺗﻔﺎﺳﯿﺮ مضیق و ﻣﺘﺼﻠّﺐ که از ﺳﻮی بعضی ﻣﺮاﺟﻊ رسمی و سنتی در ﺑﺎره دﻓﺎع ﻣﻘﺪس و آرمان های آن ارائه می ﺷﻮد، ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی به عمل آورد.

- ﯾﮑﯽ از سنجه ها در ارزﯾﺎﺑﯽ ﺟﻮاﻧﺎن ﻧﺴﺒﺖ به ﺳﺎﻟﯿﺎن گذشته و دوران دﻓﺎع ﻣﻘﺪس که همواره از ﺳﻮی ﻧﺴﻞ ﭘﯿﺸﯿﻦ به ﻋﻨﻮان ﻋﺼﺮ طﻼﯾﯽ هویت اﯾﺮاﻧﯽ اﺳﻼﻣﯽ ﯾﺎد ﻣﯽ ﺷﻮد، فاصله ﺑﯿﻦ آرمان ها و واﻗﻌﯿﺎت جامعه اﺳﺖ. هﺮ ﭼﻘﺪر که در ﺣﺮف و ﺷﻌﺎر از ارزشهای دوران دﻓﺎع ﻣﻘﺪس ﯾﺎد ﺷﻮد اﻣﺎ در ﻋﻤﻞ، ﻧﺴﻞ ﺟﻮان نظاره ﮔﺮ واﻗﻌﯿﺖ های ﺑﺎﺷﺪ که ﻓﺮﺳﻨﮓ ها ﺑﺎ آن ارزشها فاصله دارﻧﺪ، رواﯾﺖ ﺟﻨﮓ و ارزشهای آن، ﺣﺘﯽ اﮔﺮ ﺗﻤﺎم ﺟﻮاﻧﺐ آن در ﻧﻈﺮ گرفته شده ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮای اﯾﺸﺎن ﻗﺎﻧﻊ کننده و هویت ﺑﺨﺶ ﺑﺎﺷﺪ. در ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺷﺮاﯾﻂ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ جامعه به ﻣﺜﺎبه زﻣﯿﻨﯽ اﺳﺖ که ﺑﺬر رواﯾﺖ ﺑﺮ روی آن پاشیده ﻣﯽ ﺷﻮد. اﮔﺮ اﯾﻦ زﻣﯿﻦ به دﻻﯾﻞ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﻣﺴﺘﻌﺪ و ﺣﺎﺻﻠﺨﯿﺰ ﻧﺒﺎﺷﺪ، هر ﭼﻘﺪر هﻢ که ﺑﺬر (ارزشهای دﻓﺎع ﻣﻘﺪس) ﻣﻨﺎﺳﺐ و زارع (راوی) ماهر و دستگاههای زراﻋﺖ (اﺑﺰارها و شیوه های ﻣﺨﺘﻠﻒ رواﯾﺘﮕﺮی) مجهز ﺑﺎﺷﻨﺪ، رواﯾﺖ آن ﻣﺜﻤﺮ ﺛﻤﺮ ﻧﺨﻮاهﺪ ﺑﻮد. ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﯿﻦ ﮔﻔﺘﺎر و رﻓﺘﺎر ﻣﺴﺌﻮﻻن و در ﻣﺴﯿﺮ آرمان ها ﻗﺮار داﺷﺘﻦ ﺳﯿﺎستها ﺗﺎ ﺣﺪود ﻓﺮاواﻧﯽ به ﺗﺤﻘﻖ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺴﺘﺮی ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

- ﯾﮏ ﻣﻮرخ ﻓﺎرغ از اینکه از چه زاویه ای ﻗﺼﺪ رواﯾﺖ دﻓﺎع ﻣﻘﺪس را دارد و از چه اﺑﺰاری ﺑﺮای ارائه رواﯾﺖ ﺧﻮد بهره ﻣﯽ ﮔﯿﺮد، ﺑﺎﯾﺪ از ویژگیها و توانمندی هاﯾﯽ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﺪ، که به ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ ﻓﻘﺪان آنها در ﺷﺨﺺ وی، ﻣﺎﻧﻊ از ﺗﺤﻘﻖ اهدافش از رواﯾﺖ ﺟﻨﮓ و ﺧﺼﻮﺻﺎ اﻧﺘﻘﺎل ارزشهای آن به نسلهای آﺗﯽ ﺧﻮاهﺪ ﺷﺪ. ﺑﺮﺧﯽ از آنها به ویژگیهای ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ، ﺑﺮﺧﯽ دﯾﮕﺮ به مهارتها و توانمندی های ﻣﻮرخ ﻣﺮﺑﻮط ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﻣﻨﻈﻮر از مهارتها و توانمندی ها، اﻣﻮری هﺴﺘﻨﺪ که هر ﻣﺤﻘﻖ و ﻣﻮرخ و هنرمندی، ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ رشته ﮐﺎری و ﺣﻮزه ﺗﺨﺼﺼﯽ ﺧﻮد، ﺑﺎﯾﺪ از آنها بهره ﻣﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺟﻨﮓ اﯾﺮان و ﻋﺮاق را از زواﯾﺎ و حوزه های ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﻧﻈﯿﺮ: ﻋﻠﻮم مهندسی، ﻋﻠﻮم پایه، ﻋﻠﻮم ﭘﺰﺷﮑﯽ، ﻋﻠﻮم ﻧﻈﺎﻣﯽ، ادﺑﯿﺎت، ﺷﻌﺮ، رﻣﺎن، ﻧﻘﺎﺷﯽ، ﺗﺎرﯾﺦ و ... ﻣﯽ ﺗﻮان رواﯾﺖ ﮐﺮد. راوی در هر ﮐﺪام از اﯾﻦ حوزه ها، ﺑﺎﯾﺪ در ﺑﺮﺧﻮرداری از مهارتها و ﺗﺨﺼﺺ هﺎی مربوطه، ﺳﺮآﻣﺪ و ﯾﺎ ﺣﺪاﻗﻞ ﺧﺒﺮه ﺑﺎﺷﺪ. در اﯾﻦ ﺻﻮرت اﺳﺖ که ﻣﯽ ﺗﻮان اﻧﺘﻈﺎر ﺧﻠﻖ آﺛﺎر ﺑﺰرگ و ﻣﺎﻧﺪﮔﺎر را داﺷﺖ و ﮔﺮنه آن ﻣﯽ ﺷﻮد که هﻢ اﮐﻨﻮن شاهدش هﺴﺘﯿﻢ.

شهریور 1398

فرهاد دروﯾﺸﯽ سه ﺗﻼﻧﯽ ﻋﻀﻮ هیئت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮕﺎه ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ اﻣﺎم ﺧﻤﯿﻨﯽ (ره)

 

. انتهای پیام /*