مرحوم محمد نبی حبیبی یکی از پیشگامان مبارزه با طاغوت و یاوران وفادار نهضت امام خمینی (س) محسوب می شود. تلاش مجدانه او از دوران نوجوانی و پس از قیام پانزده خرداد منبعث از روحیه انقلابی مردم ورامین و قرین به باوری عمیق به ارشادات روحانیت و عالمان دینی بود.

آن مرحوم پس از پیروزی انقلاب مسئولیت های مهمی را با دقت و تدبیر اداره کرد که از آن جمله می توان به استانداری فارس، خراسان و تهران، شهرداری تهران، مدیریت عامل شرکت پست جمهوری اسلامی، ریاست سازمان هواپیمایی کشوری، معاونت وزیر راه و ترابری و وزیر بازرگانی و دبیر کلی حزب مؤتلفه اسلامی اشاره نمود.

مرحوم حبیبی پس از هفتاد و سه سال عمری قرین با مبارزه و خدمت در روز نهم بهمن ماه ۹۷ و در آستانه چهلمین فجر انقلاب چشم از جهان فروبست. او چند روز قبل از مرگ، در جریان تجدید میثاق اعضای دوره جدید شورای مرکزی و هیئت اجرایی حزب موتلفه اسلامی با امام راحل (س) در حرم مطهر ایشان که به مناسبت سالروز اعدام انقلابی حسنعلی منصور (نخست وزیر شاه) توسط شهدای مؤتلفه برگزار شد، گفت: « ما مدعی هستیم که موتلفه اسلامی در ۵۵ سال پیش با امام(ره) پیمان خون بستند و دلیل صدق این ادعا آن است که حدود ۲ سال بیشتر از انعقاد این پیمان نگذشته بود که پایه گذاران تشکیلات موتلفه اسلامی در ۲۶ خرداد سال ۱۳۴۴ تصمیم گرفت برای ضربه شصت نشان دادن مسلمانان به رژیم شاه اقدام مسلحانه انجام دهد. بعد از این اقدام ۴ نفر از اعضای موتلفه اسلامی توسط رژیم شاه دستگیر شدند و سپس در پادگان حشمتیه به شهادت رسیدند. »  

به مناسبت سالگرد درگذشت آن مرحوم، تلخیصی از سخنان وی در مصاحبه با برنامه تلویزیونی شناسنامه را از نظر می گذرانیم.

 

ماجرای کفن پوشان و قیام پانزده خرداد ۴۲

* در سال های تحصیلی۴۰-۴۱ و ۴۱-۴۲ در تهران ساکن بودم چرا که به پیشنهاد مدیر گفتند که نام من را در تهران بنویسند که زمینه شکوفایی استعدادها بیشتر در تهران بود. بنابراین جزء کفن پوشان در ورامین نیستم ولیکن ۱۵ خرداد را درک کردم.

مردم وقتی فهمیدند که امام(ره) را دستگیر کرده‌اند به صورت خود جوش به خیابان ها آمدند؛ به همراه عکس حضرت امام (ره) شعار "یا مرگ یا خمینی سر" می دادند.

برای برخورد با مردم در ابتدا شهربانی آمد اما رژیم که احساس کرد با شهربانی نمی تواند جلوی مردم را بگیرد ارتش را فرستاد به کف خیابان‌ها. ارتش دستور تیراندازی به هر فردی را در روز ۱۵ خرداد داشت؛ در کوچه ها مستقر می شدند و حتی اگر کسی برای خرید هم بیرون می آمد از همان جا شلیک می کردند یعنی در حقیقت دستور وسیع تیراندازی در روز ۱۵ خرداد داشتند.

دلیل این که امام راحل(ره) در رابطه با این روز این چنین صحبت کردند و آن را بزرگ داشتند این است که این روز یک مبنای بسیار مهم و تاثیر گذار بر انقلاب سال ۵۷ بود.

هم جبهه ملی و هم حزب توده بعد از این حادثه بیانیه دادند مبنی بر این که ۱۵ خرداد یک شورش کور بوده است یعنی آن روز مردم با اعتقاد به مرجعیت آمدند، و برای حضور مردم چنین لفظی را به کار بردند. اما حضرت امام (ره) آن چه که برای اهمیت روز ۱۵ خرداد گفته می‌شد بیان کردند و این امر مبنایی برای بزرگداشت این روز شد.

 

انشای سیاسی 

* فعالیت های سیاسی من قبل از انقلاب به صورت سازمان یافته نبود ولی از دوران دبیرستان براساس ارتباطاتی که با بیوت روحانیت داشتیم به خصوص در حوادث سال ۴۱ که غائله انجمن‌های ایالتی و ولایتی راه افتاد و علما به میدان آمدند که حضرت امام(ره) نیز از همه جدی تر هم بودند در این زمان منفور بودن رژیم را در همین مراودات بهتر درک کرده بودیم و در مقابل رژیم موضع هم داشتیم.

به یاد دارم در سال ششم دبیرستان انشایی سر کلاس خواندم که خلاصه اش را خدمت شما عرض کنم. یکی از بستگان ما آن زمان کارمند حسابداری وزارت راه بود یک زمان به من گفت ما این لیست‌های حقوقی که برای کارمندان خارجی و خودمان می نویسیم ستون‌هایی مثلا ستون اصل حقوق، حق عائله مندی و اضافه کار دارد اما برای خارجی‌ها در لیست حقوق ستونی با عنوان حق توحش وجود دارد، یعنی خارجی‌ها خیلی لطف کردند و از یک دنیای متمدن آمده‌اند به دنیای وحشی. البته این به خودشان برمی گشت اما میخواهم بگویم ملت ما را این گونه تحقیر می کردند و واقعا رژیم شاه به صورت رسمی نه زیر میزی یک ستون در در لیست حقوق برخی از کارشناسان خارجی داشت به نام حق توحش. این را من به عنوان موضوع انشاء خود انتخاب کرده و نوشتم. مدتی پیدا و پنهان تحت تعقیب بودم ولیکن هیچ یک از این موارد منجر به دستگیری من نشد.

 

عشایری در استان فارس و تدبیر حضرت امام (س)  

* زمانی که به عنوان استاندار به فارس رفتم موضوع خوانین و مخالفت برخی خوانین با نظام جمهوری اسلامی و تشنج در مناطق عشایری در فارس مطرح بود، موضوع مهم فارس بود. بعد از گذشت زمانی پی بردیم برای چنددستگی و ایجاد التهاب در فارس دشمن طراحی کرده بود؛ برای این مساله دو نظر مهم در مقابل یکدیگر بود.

برخی بر این نظر بودند که باید با فشنگ این مساله حل شود و حتی برخی از شخصیت‌های بالا در آن موقعیت طرفدار این بودند که ما باید در جمهوری اسلامی با قاطعیت برخورد کنیم. من و برخی از شخصیت‌های روحانی و غیرروحانی در فارس بر این معتقد بودیم شلیک گلوله در حال حاضر سبب می‌شود تعداد زیادی از عشایر که به گفته حضرت امام(ره) ذخایر انقلاب هستند، در این درگیری‌ها کشته شوند در صورتی که دستمان به خان که نمی‌رسد و آن آقای خان هم به پایتخت یکی از کشورهای اروپایی می‌رود و از‌‌ همان جا پیام می‌دهد.

ما بر این نظر بودیم که باید در ابتدا عشایر را از خوانین مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران جدا کنیم (سابقه خان و خان‌بازی یک سابقه تاریخی بود که اگر کسی آن را نمی‌دانست نمی‌توانست کار درست را تشخیص دهد) تا عشایر در این درگیری‌ها لطمه نبینند؛ در جلساتی که عده‌ای از افراد معتقد به فشنگ هم بودند من شرکت کردم و گفتم: من به این روش شما اعتقاد ندارم بلکه باید این عشایر را از خان جدا کنیم و زمانی که جذب عشایر تحقق یافت، بعد با خوانین در صورتی که خبطی از آن‌ها سر بزند به کمک گلوله برخورد خواهد شد، آن هم با یک گلوله نه اینکه برویم میلیون‌ها گلوله شلیک کنیم و بعد خیال هم کنیم که داریم کار ضد خان انجام می‌دهیم. ما در شیراز به توافق نرسیدیم.

پیشنهاد ملاقات با حضرت امام(ره) را دادم و گفتم: حضرت امام(ره) به درستی هر یک از نظرات اذعان داشتند،‌‌ همان اقدام را اجرایی کنیم؛ اگر با نظر شما موافق بودند‌‌ همان شب برمی‌گردیم و میمنه و میسره را تنظیم و با فشنگ اقدام می‌کنیم اما اگر امام روش من و چند تن از شخصیت‌های بزرگ شیراز را تأیید کردند شما با ما هماهنگ باشید. آن‌ها هم قبول کردند.

خدمت امام که رسیدیم آیت‌الله ربانی شیرازی گفتند: استاندار یک سؤال مهم دارند و من به این علت از ایشان خواستم تا خودش بیاید و مطالبش را بیان کند. من جریان تقابل این دو نظر را خدمت حضرت امام(ره) شرح دادم منتهی جمله‌ای را گفتم که الان هم خجالت می‌کشم بگویم اما آن زمان بالاخره جوان بودیم، به امام عرض کردم: آقا، علت اینکه ما امروز خدمت شما رسیدیم این است که اگر در روز قیامت از من پرسیدند چرا گلوله شلیک کردید بگوییم آقا فرمودند و اگر هم گفتند چرا شلیک نکردید بگوییم آقا فرمودند.

امام به دلیل سادگی بیان از آن لبخندهایی که سالی چند بار بیشتر نمی‌زدند، بر لبانشان نشست. من در حد ۱۵ دقیقه توضیحاتی دادم. حضرت امام(ره) فرمودند: من نظر شما را تأیید می‌کنم اما از موضع قدرت انجام دهید. من از دو نظر خوشحال شدم یکی اینکه از نظر امام صاحب نظر شدیم و دوم اینکه مسلماً به این نظرم اعتقاد داشتم.

دوباره از در اتاق که داشتیم بیرون می‌آمدیم باز هم من کاری جوانانه کردم و گفتم: ببخشید آقا، من یک مطلب یادم رفت خدمتتان عرض کنم. فرمودند: چه مطلبی؟ گفتم: این نظر بنده پیاده کردنش پول لازم دارد، بنابراین اگر جنابعالی موافق هستید پول کافی برای اجرای طرح مطرح شده اختصاص دهید که با اجازه من هزینه شود. منظور من از با اجازه من بودن این است که در گیرهای سی تا امضا و حساب و این موضوعات قرار نگیرد، یعنی استاندار دستور بدهد و عمل شود. حضرت امام(ره) اذعان داشتند: من دستور این کار را می‌دهم، شما به شورای انقلاب متصل شوید آن‌ها به شما کمک خواهند کرد. من برگشتم شیراز و شبانه عده‌ای از کسانی که با نظر ما مخالف بودند آمدند پای پلکان هواپیما به استقبال من. گفتند: درست است که ما با نظر شما موافق نبودیم اما شما رفتید امام را دیده‌اید. جلسه گذاشتیم و آن‌ها هم تمکین کردند.

بعد از چند روز هم به دستور حضرت امام(ره) ۲۰۰ میلیون تومان در آن زمان از سوی شورای انقلاب به استانداری فارس اختصاص داده شد. دستور دادم به عشایر اعلام کنند به دستور حضرت امام(ره) ۲ میلیون ریال برای رفاه و به عنوان اعتبار اختصاصی برای عشایر استان فارس در نظر گرفته شده است. این را نوشتند و با هلی‌کوپتر در تمام مناطق عشایری فارس پخش کردند. من معتقدم این‌ها بیش از گلوله بر قلب مردم اثرگذار بود.

 

حمایت یادگار فقید امام از مدیریت رهبر معظم انقلاب   

* بهمن ماه سال ۶۹ قائم مقام حاج محسن رفیق‌دوست در بنیاد بودم؛ تقاضای ملاقات با حاج احمد آقا با عده‌ای از جانبازان به مناسبت روز جانباز دادیم (روز ولادت حضرت ابالفضل (ع) که اتفاقا نامگذاری این روز را هم به عنوان روز جانباز ما انجام دادیم) ایشان هم موافقت کردند و سخنرانی خوبی هم برای جانبازان انجام دادند و بعد از نماز ایشان گفتند اگر وقت دارید به همراه آقای رفیق‌دوست ناهار را با هم باشیم. ما هم با اشتیاق پذیرفتیم.

روزهای قبل مصاحبه‌ای از مرحوم حاج احمد آقا منتشر شده بود (آن زمان یک سال و چند ماه بیشتر از رهبری مقام معظم رهبری نگذشته بود) که در این مصاحبه رسمی اذعان داشتند هر کسی اطاعت از آیت‌الله خامنه‌ای را با اطاعت از حضرت امام(ره) متفاوت بداند در خط امریکا است؛ بعد از صرف ناهار، به حاج احمد آقا گفتم این جمله شما بسیار زیبا و تاثیرگذار بود. ما از دو جهت خوشحال شدیم هم به دلیل جمله بسیار خوبی که بیان کردید و دیگری اینکه این جمله از زبان شما بوده است.

ایشان اذعان داشتند: من واقعاً به جمله‌ای که گفتم اعتقاد دارم؛ یعنی هر کسی اطاعت از آیت‌الله خامنه‌ای را با اطاعت از حضرت امام(ره) متفاوت بداند چه بخواهد چه نخواهد در خط امریکا است. بعد گفتند عده‌ای بعد از رحلت امام(ره) قصد داشتند من را در مقابل امام خامنه‌ای قرار دهند که من در دهان آن‌ها زدم و نگذاشتم این توطئه را به دست من انجام دهند. ضمنا این احمق‌هایی که می‌گویند آقای خامنه‌ای نه پس می‌گویند چه کسی؟؟ اسمی بردند که من الان نام نمی‌برم. بعد گفتند من در تعجبم در طی مدت این یک سال و چند ماه آقا چگونه توانستند انقلاب، کشور و حوزه‌های علمیه را در حد تعادل حفظ کنند و کار امام را ادامه دهند.

یکی از موارد تعجب حاج احمد آقا از مدیریت خوب آقای خامنه‌ای بود که چطور توانستند بعد از امام به این خوبی مدیریت داشته باشند. ما وقتی دیدیم که حاج احمد آقا با چنین حرارتی صحبت می‌کنند گفتیم که در یکی از خطبه‌های نماز جمعه آقای هاشمی جریان مسافرت مقام معظم رهبری در دوره ریاست جمهوریشان به کره شمالی را گفتند و اینکه شما و امام داشتید تلویزیون را می‌دیدید که شما به امام می‌گویید آدم خوشش می‌آید می‌بیند ایشان رئیس‌جمهور ما هستند و امام(ره) خطاب به شما گفته بودند احمد این آقا به درد رهبری هم می‌خورد.

 

مخالفت حضرت امام (س) با قائم مقامی آیت الله منتظری به روایت حاج احمد آقا

* حاج احمد آقا بعد از تعریف این جریان گفتند این را شما شنیده‌اید اما این هم بگویم که حاج احمد آقا تعریف کردند در سال ۶۵ زمانی که آقای منتظری قائم مقام رهبری بودند در یک روز که آقای منتظری با امام جلسه داشتند‌‌ همان روز و‌‌ همان ساعت ما جلسه سران سه قوه را داشتیم. امام(ره) به من دستور شرکت در جلسه سران سه قوه را دادند؛ در آن زمان در جلسه سران رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، رئیس قوه قضائیه و رئیس مجلس حضور داشتند.

ما در جلسه سران سه قوه در خصوص مسائل مختلف در حال بحث بودیم که حضرت امام(ره) بدون در زدن وارد جلسه شدند در صورتی که ایشان هرگز بدون در زدن وارد اتاقی نمی‌شدند؛ از چهره امام(ره) مشخص بود در ملاقات با آقای منتظری سخنانی رد و بدل شده است که امام(ره) برافروخته شدند.

امام(ره) بدون مقدمه گفتند از‌‌ همان ابتدا با تصمیم مجلس خبرگان مبنی بر قائم مقام رهبری آقای منتظری مخالف بودم اما گفتم مجلس خبرگان است و چیزی تصویب کرده است ببینیم چه می‌شود. اما الان هم این مخالفت خود را می‌گویم؛ حاج احمد آقا گفتند همه در حالت بهت‌زده از عصبانیت امام بودیم. بعد از قدری سکوت آیت‌الله خامنه‌ای که رئیس‌جمهور بودند گفتند آقای منتظری این چنین هستند و قبل از انقلاب زندان رفته‌اند و شما توصیه بر احترام نسبت به وی داشتید، اگر با آقای منتظری نه پس چه؟

حاج احمد آقا گفتند، امام(ره) لحظه‌ای تامل نکردند و معلوم بوده که پیشینه ذهنی قبلی داشته‌اند. در این لحظه اشاره کردند به سمت آیت‌الله خامنه‌ای و گفتند خود شما کدام شرایط رهبری را ندارید؟ حاج احمد آقا گفتند من خودم هم این‌گونه از امام نشنیده بودم البته از قبل یک چیزهایی را درک کرده بودم. اما در کل بهت جلسه بیشتر شد؛ و گفتند (احتمالا آن‌طور که در ذهنم هست بر اساس نقل حاج احمد آقا) امام خامنه‌ای به امام(ره) تکلیف کنید این مطلب تا زمانی که شما بخواهید در جایی عنوان نشود؛ امام(ره) نیز این را تکلیف کردند؛ البته این مساله به سه سال قبل از عزل آقای منتظری و رحلت امام(ره) مرتبط است. لذا حاج احمد آقا اذعان داشتند از سال‌های قبل امام(ره) به این نتیجه رسیدند که شایستگی‌های لازم در وجود آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری کشور وجود دارد.

. انتهای پیام /*