پرتال امام خمینی(س): روزهای پس از بهمن ۵۷، روزهای آرامش نبود؛ از نخستوزیری بازرگان تا عزل بنیصدر، گروههای سیاسی برای سهمخواهی از قدرت، دانشگاهها را به سنگر عملیاتی خود بدل کرده بودند. در این میان، دانشجویان مسلمان با درک خطر نفوذ و انحراف، به دنبال راه چارهای بودند. آیا تعطیلی کامل دانشگاهها تنها راهِ جراحیِ نظام آموزشی کشور بود؟ این مطلب به بررسی سیر تحولات سیاسی پس از انقلاب، روشهای پیشنهادی برای اصلاح نظام آموزشی و چگونگی اجرای طرح توقف فعالیت دانشگاهها توسط ستاد مرکزی انقلاب فرهنگی میپردازد.
زمینه سیاسی، اجتماعی جامعه بعد از انقلاب
انقلاب اسلامی ایران که نهضتی فرهنگی و اسلامی بود در روزهای و ماه های اولیه پس از پیروزی سیاسی خود و در مسیر دستیابی به ثبات و استقرار نظام جمهوری اسلامی با فراز و نشیب ها و بغضاٌ توطئه های متعدد مواجه شد. این وضعیت در اوضاع پس از انقلاب به دلیل از هم گسیختگی معمول این مرحله و نظم نیافتگی نظام نوین طبیعی به نظر می رسید.
به دنبال فروپاشی رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی، انسجام و یکپارچگی نیروهای انقلابی به دلایل عدیده ای ازهم پاشید و هریک از گروه هاو سازمان ها با سابقه مبارزاتی یا تشکل های خلق الساعه و فاقد سابقه مبارزاتی، با سازماندهی و بسیج گسترده نیروها و امکانات خود، مدعی به دست آوردن سهمی درخور از قدرت سیاسی حکومت شدند. در این دوران که از ابتدای پیروزی انقلاب و مقارن با نخست وزیری مهندس بازرگان تا هنگام عزل بنی صدر از ریاست جمهوری همراه با درگیری های خشونت بار به طول انجامید، حوادث و تحولات فراوانی به وقوع پیوست. در ایم وضعیت عرصه جامعه آوردگاه گروه وسیعی از نیروهای مختلف بود. گروه هایی که هرکدام خود را صاحب انقلاب می دانستند و با متهم کردن دیگران به انحراف انقلاب از مسیر اصلی، می کوشیدند تا انقلاب اسلامی را در راستای اهداف و آرمان های خویش جهت دهند.
از فردای پیروزی انقلاب ماراتن قدرت در بین گروه های سیاسی مختلفی، که خود ر میراث دار انقلاب معرفی می کردند، آغاز شد. این گروه ها با تجدید و گسترش سازمان خود، مدعیات مورد نظر و غالباٌ یک جانبه ای را بدون احاله به کلیت نظام و بدون توجه به شکنندگی اوضاع مطرح ساختند و روی آن مانور دادند.
مدعیات و در واقع توطئه هایی این تشکل ها به صورت تمام عیار رو به روی نظام نوپا و مجموعه رهبران آن قرار داشت.
گروه های مختلف با خط مشی های مختلف، به انتشار نشریات، بیانیه ها، پوسترها، تراکت ها و بخشنامه و روزنامه های مختلف اقدام می نمودند. هریک از این گروه ها ستاد و مراکز عملیاتی و خانه های تیمی، با انواع تدارکات و امکانات فراهم کرده و جمع قابل توجهی از جوانان را برگردخود جمع کرده بودند، این وقایع دورخیزی بود برای تقسیم قدرت و سهیم شدن برخی گرو ها در نظام و دولتی کهباید زمام امور را در درست می گرفت.
وجود و داوم نهاد های سابق حقوقی، نظامی، اقتصادی، آموزشیو فرهنگی وابسته که هنوز به شیوه های دیوانسالارانه و برطبق مشی رژیم گذشته عمل می کردند، زمینه لازم را برای ایفای فعالیت های ضدانقلاب، آماده تر می ساخن و نیروهای معاند نظام، این مراکز را کانون توطئه علیه نظام اسلامی قراتر داده بودند.
همچنان که به استناد ارشاره خواهد شد در این وضعیت نگران کننده، حضرت امام بیش و پیش از هرکس عمق این تحولات را دریافتند و به دفعات، پیامدهای ادامه این روند را هشدار و آگاهی می دادند.
به علاوه، دانشجویان مسلمان که شاهد و ناظر تحولات در دانشگاه ها بودند این خطر و تهدید را خیلی خوب احساس کردند. آنان خود مشاهده می نمودند که نه تنها نظام آموزشی دانشگاه پاسخگوی انتظارات ایدئولوژیک جامعه پس از انقلاب نیست، بلکه گروه های معاند، این مراکز را به کانون توطئه برای ضربه زدن به پایه های انقلاب اسلامی و براندازی آن تبدیل نموده اند. در این اوضاع ضرورت بسط و تعمیق روح و پیام فرهنگی انقلاب اسلامی یه درون نهاد دانشگاه از سوی دانشجویان مسلمان اجتناب ناپذیر می نمود. می توان مباحث این قسمت را به لحاظ تئوریک در قالب نظریه های علمی نیز تبیین کرد. به نظر می رسد نظریه تعادل ساختی کارگردگرایان بتواند تحولات مربوط به همسویی خرده نظام دانشگاه را با نظام اجتماعی کل تبییت نماید .
پس از پیروزی انقلاب اسلامی فرهنگ حاکم بر روابط و مناسب و به طور کلی جهت گیری دانشگاه در تعارض با اعتقادات؛ ارزش ها و فرهنگ انقلابی اسلامی نظام اجتماعی کل جامعه بود و با آن همخوانی نداشت و دانشگاه به تعبیر گولدنر به عنوان عنصر (گریز از مرکز) عمل می کرده است.
بنابراین بازسازی و تحول در ابعاد گوناگون نظام دانشگاهی برای رفع تنش های ناشی از عدم انطباق با جامعه و ارتباط موثر و مفید با نظام فرهنگی و ارزشی جامعه ضرورتی اساسی وده است. تحقق این امر به پویایی و کارآمدی دانشگاه و تعادل و پویایی نظام اجتماعی کل نیز کمک می کرده است.
با توجه به اینکه ریشه تحولات بعد از پیروزی انقلاب، به حوادث قبل از آن بویژه حوادث در آستانه انقلاب برمی گردد، قبل از تشریح وضعیت دانشگاه ها بعد از انقلاب، ابتدابه یکی از حوادث پس از آغاز سال تحصیلی ۵۸-۱۳۵۷ که زمینه ای برای دیگر تحولات بود اشاره می نماییم :
دانشگاه ها و بویژه دانشگاه تهران، در طول انقلاب به مرکزیت مکانی انقلاب در پایتخت و شهرهای یزرگ تبدیل شده بودند. سال تحصیلی ۱۳۵۷-۱۳۵۸ در دانشگاه ها با التهاب و تظاهرات و تحصن های دانشجویی آغاز شد.
به دنبال وقایعی، دانشگاه تهران برای مدتی محدود و دانشگاه ملی برای مدتی نامعلوم تعطیل اعلام شد. با اعلام تعطیلی دانشگاه ها در ۱۳۵۷، استادان و کارکنان در دانشگاه تهران متحصن شدند و خواسته هایی از جمله آزادی زندانیان سیاسی مطرح کردند. در ۱۳آبان۱۳۵۷نبرد سختی در دانشگاه تهران در گرفت و عده ای کشته شدند. به دنبال این واقعه و انتخاب ازهاری به نخست وزیری دانشگاه به کلی تعطیل شد و پس از آن در ۲۸ آذر، یک بار دیگر استادان در وزارت علوم تحصن کردند و خواستار بازگشایی دانشگاه شدند. در ادامه همین تحصن بود که دکتر کامران نجات اللهی هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.
شیوه های اجرای انقلاب فرهنگی
بعد از بررسی های اولیه فوق، مسئله ای که مطرح شد چگونگی انجام این انقلاب در مناسب ترین شکل ممکن بوده است .
پس از بررسی ها و تحلیل های اولیه، سه شیوه کلی مطرح شد:
۱- نظام آموزشی کنونی پا برجا بماند و در کنار آن طرحی تدوین و هرگاه آماده شد دانشگاه ها براساس آ شروع به کار نمایند.(تغییر تدریجی نظام بدون توقف آن)
۲- در کنار دانشگاه های موجود، موسسات آموزشی انقلابی و اسلامی نظیر دانشکده انقلاب اسلامی در دانشگاه ملی ایجاد شود و براساس ظابطه های جدید استاد و دانشجو بپذیرد.( حرکت موازی)
۳- کلیه کارهای آموزشی دانشگاهی متوقف اعلام شود و تا زمانی که طرح نظام جدید آماده نشود، دانشگاه شروع به کار ننماید.( توقف نظام آموزشی و تعطیلی دانشگاه ها)
روش اول را هیچکس تایید نمی کرد و معتقد بودند که تحول اساسی تنها در سایه اقدامی انقلابی امکان پذیر است. و نه حرکتی لاک پشتی و تدریجی و طولانی؛ زیرا باید دانشگاه ها کالبد شکافی و جراحی می شد. روش دوم، یعنی حرکت موازی و ایجاد دانشکده های جدید براساس آموزه های اسلامی به موازات دانشکده های موجود قبلی، نیز با درخواست شهید بهشتی، که بر حاکمیت نظام بر دانشگاه ها اصرار داشت و نیز با درخواست امام مبنی بر تحولی بنیادین، مغایرت داشت و لذا پذیرفته نشد.
انتخاب طرح توقف نظام دانشگاهی
پس از بررسی های زیاد مسلم شد که در وضعیت انقلاب موجود، شیوه سوم بهترین روش آغاز این انقلاب اساسی خواهد بود. می توان علل آن را، زیانبار بودن تداوم نظام دانشگاهی موجود، جو آماده انقلاب فرهنگی بین نیروهای مسلمان پس از پیام نوروزی امام، ایجاد وضعیتی که نیروهای مسئول و متعهد بتوانند در برنامه ریزی های آموزشی و همچنین سازندگی در دیگر نهادهای نیازمند کشور با فراغت کامل مشغول شوند و عواملی نظایر اینها را ذکر نمود. به هر تقدیر روش سوم انتخاب شد و موضوع را با دانشجویان مستقر در لانه جاسوسی امریکا هم مطرح کردند و مقرر شد موضوع و برنامه اجرای توقف فعالیت دانشگاه ها در سطح نمایندگان تام الاختیار انجمن های اسلامی دانشگاه های تهران مطرح و تصمیم گیری شود . سرانجام طرحی تنظیم شو و تقسیم کار صورت گرفت که این طرح موعودی مناسب پیاده شود.
۱- شورای هماهنگی
الف: انتظامات و حفاظت
ب: تبلیغات
پ: عملیات سازندگی
ت: تدارکات
۲- روابط عمومی
۳- ستاد مرکزی
منبع: کتاب انقلاب فرهنگی در دانشگاه های ایران ص ۱۶۵
.
انتهای پیام /*