پرتال امام خمینی(س): 

عملیات مرصاد، تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ نقطه‌ی پایانِ یک توطئه مشترک میان استکبار و جریان نفاق بود. در لابه‌لای اسناد دفاع مقدس، گاه گزارش‌هایی به چشم می‌خورد که عمق فاجعه و عظمت پیروزی را از زاویه‌ای انسانی روایت می‌کنند. در این برنامه، مشاهداتِ آقای صفاتی دزفولی از جاده‌های منتهی به اسلام‌آباد و تنگه مرصاد را بازخوانی می‌کنیم؛ گزارشی از میانِ ویرانه‌ها که تصویری بی‌واسطه از روزهای سرنوشت‌سازِ پایانِ جنگ ارائه می‌دهد

بعد از قبول آتش‌بس سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با کمک رژیم بعث عراق، به استعداد ۲۰۰۰ نفر از نیروهای زرهی و پیاده از مرز عبور کرده و از طریق تنگه «دالاهو» با سرعت ابتدا قصرشیرین، سرپل ذهاب و اسلام‌آباد را متصرف شدند و به سمت کرمانشاه در حرکت کردند. منافقین در عملیاتی به نام «فروغ جاویدان» توسط رزمندگان اسلام در تنگه‌ای که بعدها به نام «مرصاد»[۱] نامیده شد، تارومار شدند.

در این عملیات هوانیروز به فرماندهی شهید سرلشکر «صیاد شیرازی» نقش اصلی را ایفاء کرد. نیروهای سازمان مجاهدین خلق در تنگه­ی مرصاد با دادن بیش از هزار نفر تلفات، انهدام وسیع ادوات زرهی و نفربر مجبور به فرار و عقب‌نشینی شد.

بنده که پس از تحرک نیروهای عراقی در فاو و مجنون به آبادان رفته بودم، به اتفاق آقای «رشیدیان» نماینده وقت آبادان و آقای «علوی‌تبار» راهی دشت عباس، عین خوش، ایلام، گیلان‌غرب، تنگه دالاهو، تنگه مرصاد و کرمانشاه شدیم. ضمن مشاهده اوضاع تأثرآور، امدادهای غیبی را نیز در کمک به رزمندگان شاهد بودم. با دیدن منطقه­ی عملیاتی مرصاد، تصمیم گرفتم نامه‌ای تنظیم کنم و مشاهدات خود را از اوضاع نوشته و برای امام ارسال دارم. البته بعد از تنظیم این نامه امکان ارسال آن پیش نیامد.

[۱]- عملیات مرصاد پاتک نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در پاسخ به عملیات فروغ جاویدان سازمان مجاهدین خلق است که در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۶۷، با رمز «یا علی(ع)» در منطقه اسلام‌آباد غرب و کرند غرب استان کرمانشاه آغاز شد.

 مسافر وادی عشق صفاتی دزفولی

. انتهای پیام /*