پرتال امام خمینی(س):یادداشت/ زهرا حکیمیان 

 امام خمینی (ره) به عنوان یک رهبر سیاسی و مذهبی، به پشتوانه آموزه‌های عمیق اسلامی و مکتب تشیع، توانست بزرگ‌ترین معجزه قرن بیستم یعنی پیروزی انقلاب اسلامی را رقم بزند. در دوران مبارزه و سپس تمامی سال‌های جنگ تحمیلی، بار عمده جامعه انقلابی ایران بر دوش زنان و دخترانی بود که امام خمینی ایشان را همچون مردان به میدان فراخوانده بود؛ زن ایرانی در سال‌های انقلاب بود که چهره حقیقی خود را نشان داد.

با مراجعه به آثار مکتوب و نیز سخنرانی های امام خمینی در می یابیم که یکی از مهم‌ترین چهره‌های مورد رجوع امام خمینی برای بازسازی جایگاه ازدست‌رفته زنان ایرانی، حضرت زینب (س) بوده است. ایشان به عنوان یکی از کهن‌الگوهای دینی و در قامت قهرمان یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های تاریخ خون‌بار شیعه، از سوی امام خمینی به زنان و دختران انقلابی عصر حاضر معرفی گردید. آنچه حضرت زینب را در اندیشه امام (ره) به عنوان قهرمانی بزرگ و تمام‌ناشدنی جلوه‌گر می‌ساخت، نه توان رنج‌بری این شخصیت، بلکه «توان خلق حماسه از بزرگ‌ترین هنگامه های رنج و غم» بود.

سیمای زینب کبری (س) در جایگاه یک «ادیب» و «خطیب»، نه‌تنها در میان زنان، بلکه در پهنه تاریخ اسلام، پدیده‌ای بی‌تکرار است. ادیب و خطیب بودن، فراتر از یک هنر کلامی، تکیه‌گاهی است برای به چالش کشیدن قدرت‌های استبدادی؛ و حضرت زینب (س) در اوج این جایگاه ایستاد تا با قدرت واژگان و فصاحتِ بی‌نظیرش، خط بطلانی بر تمام توطئه‌های دستگاه اموی بکشد.

فصاحت و سخنوری در خاندان رسالت، میراثی ریشه‌دار بود که ایشان آن را در دامان حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا (س) به اوج کمال رساند. واژگان، ترکیب‌های استوار و شیوه‌های استدلال در خطبه‌های ایشان، گواهی روشن بر تسلط کامل آن حضرت بر ادبیات اصیل عرب، معارف قرآنی و حکمت‌های الهی داشت؛ چنان‌که هیبت و فصاحت کلام او، تداعی‌گر خطبه‌های امیرالمؤمنین (ع) بود و حتی ابن‌زیاد و یزیدِ مغرور نیز در اوج استیصال، ناگزیر زبان به اعتراف گشودند و شباهتِ بیان او را به حضرت علی (ع) ستودند.

ویژگی بارز زینب (س) به عنوان یک ادیب، توانایی شگرف او در «آفرینش کلمه از دل رنج» بود. او واژگان را نه برای تزئین کلام، بلکه به عنوان سلاحی برنده برای فروپاشی ارکان نظام استبداد به کار گرفت. کلام او در کاخ ابن‌زیاد با جمله کوتاه و عارفانه «ما رأیتُ إلّا جمیلا» به اوج اعجاز ادبی می‌رسد؛ جایی که در سخت‌ترین بحران عاطفی، زیباترین و ماندگارترین گزاره فلسفی و حماسی تاریخ را خلق می‌کند و تمام نقشه‌های روانی دشمن را با یک جمله خنثی می‌سازد. این نگاه عمیق بود که فاجعه را به حماسه‌ای ماندگار تبدیل کرد.

در عرصه خطابه نیز، خطبه‌های حضرت زینب (س) شاهکارهایی ساختاری و محتوایی هستند. او با شناختی عمیق از روان‌شناسی مخاطب، لحن خود را مهندسی می‌کرد. در کوفه با بهره‌گیری از تمثیل‌های گزنده و عمیق، آینه‌ای شد تا باطنِ خفت‌بارِ کوفیان را به خودشان نشان دهد. در شام و در برابر تخت پرزرق‌وبرق یزید، خطابه او رنگ و بوی مستندات قرآنی و افشاگریِ تاریخی به خود گرفت تا مشروعیت دروغین دستگاه اموی را به چالش بکشد.

خطبه‌های ایشان بدون احساسات‌گرایی صرف و با تکیه بر ساختاری منطقی آغاز می‌شد؛ ابتدا با حمد و ثنای الهی پایه‌های حقانیت خود را تثبیت می‌کرد، سپس با استدلال‌های قرآنی و عقلی منطق دستگاه خلافت را فرو می‌پاشید و در نهایت با استفهام‌های انکاری و کنایه‌های نافذ، مخاطب را در حصار استدلال‌های محکمش گرفتار می‌ساخت.

این نقش هنرمندانه و روایت‌گری مظلومیت با زاویه دید اقتدارِ حق در برابر باطل، در واقع پایه‌گذار ادبیات مقاومت بود. در نهایت، حضرت زینب کبری (س) با بهره‌گیری از قدرت بیان، بلاغت کم‌نظیر و هنر خطابه، بزرگ‌ترین رسالت تاریخ را به سرانجام رساند و به زنان و نسل‌های آینده ثابت کرد که کلام برخاسته از ایمان و شجاعت، می‌تواند کاخ‌های ظلم را بشکند و حقیقت را جاودانه سازد؛ پیامی که بعدها در بطن انقلاب اسلامی ایران، الهام‌بخش زنان در به زیر کشیدن کاخ استبداد پهلوی گشت.

الگوپذیری از حضرت زینب (س) در انقلاب اسلامی، سنت دیرینه «مظلومیت توأم با اقتدار» را احیا کرد. این الگو به جهانیان نشان داد که چگونه می‌توان در برابر طاغوت و جبهه استکبار ایستاد، از ارزش‌ها دفاع کرد و با جهاد تبیین، نقشه‌های دشمن را خنثی نمود. در نگاه امام خمینی، زینب کبری (س) الگویی جامع است که ثابت کرد زن مسلمان می‌تواند با تکیه بر ایمان، بصیرت و شجاعت، تاریخ‌ساز باشد و جریان حق را در برابر باطل به پیروزی برساند.

 

 

زهرا حکیمیان

. انتهای پیام /*