در این نوشتار سعی بر این است که به اهم وقایع و رخدادهای حیات پربرکت حضرت امام خمینی (س) اشاره گردد. ضمنا در ادامه مناسبتهای ملی و مذهبی روز را در سیره و اندیشه امام جستجو می کنیم.
صُلب نظر امام و جوهر اندیشۀ ایشان در باب اخلاق و سیاست، یگانگی این دو و بداهت و بی نیازی آن از استدلال است. حال که اخلاق و سیاست در هم تنیده شده است و دروغ، ظلم، بی عدالتی، حق کشی و... هم در سطحِ فردی و هم در سطحِ اجتماعی بد است. تنها راه حفظ اقتدارِ سیاسی و تأمین مصالحِ واقعی نظام در دراز مدّت، پایبندی به اصولِ اخلاقی و دوری گزیدن از هر گونه فریب کاری به هر قیمتی است.
جمهوری، به همان معنایی است که همه جا جمهوری است. لکن این جمهوری بر یک قانون اساسی ای متکی است که قانون اسلام است. اینکه ما جمهوری اسلامی می گوییم برای این است که هم شرایط منتخب و هم احکامی که در ایران جاری می شود اینها بر اسلام متکی است، لکن انتخاب با ملت است و طرز جمهوری هم همان جمهوری است که همه جا هست.
امام می گفتند آن چیزی که شما می گفتید اسمش جمهوری اسلامی است، که فعلاً اجمالاً این است که هم جمهوریت است هم اسلامیت است، اما اجزایش را باید قانون اساسی و نخبگان و خبرگان جمع بشوند، بنویسند، اگر هم نمی خواهید بگویید نه، به نظر من آن زمان در آن شرایط بسیار منطقی بود، اصلاً کسی چون و چرا نمی کرد، و همین است که می بینید 98 درصد از شرکت کنندگان گفتند: آری، این صحنه سازی نیست، مهندسی نیست، خدا می داند هیچ کدام اینها نیست، اعتقاد و اعتماد به آن رهبر بزرگ و آن شهدایی که همه شعار می دادند حکومت اسلامی و کف خیابانها افتادند، است.
امام باقر با درایت تمام توانست شکافی را که در گذر سال های متمادی بین قرآن و عترت در باورهای دینی بخش عظیمی از مردم پدید آمده بود، از میان بردارد.
من پذیرفته بودم که با آقا زندگی کنم اینک علیرغم میلم باید تهران را که وطن اصلی من است و پدر و مادر و خواهران و برادرانم در آنجا ساکن اند، همه را بگذارم، بروم به جایی که هم غریبم و هم بدم می آید. امّا نه، باید همراهی با همسر را اصل قرار داد و به مقدرات الهی که خداوند خواسته و من پذیرفته ام، پایبند باشم و آن را با رضایت خاطر بپذیرم که حتماً سعادت من و خیر دنیا و آخرتم در این است.
وقتی ازجایگاه و موقعیت حقوق مردم در منظومه فکری امام خمینی ـ رحمت الله علیه ـ و حتی شخصیت های مشابه ایشان سخن به میان می آید، پرسش کلی تری مطرح می شود که با توجه به این که این گونه شخصیت ها به لحاظ فکری بر سنت فقهی و حتی فقه ستنی تاکید دارند آیا اصولا در این منظومه فکری، مردم و حقوق مردم وزن و جایگاهی دارد؟
این جانب در پیشگاه مقدس حق شهادت می دهم که از اول انقلاب تا کنون و از پیش از انقلاب در زمانی که وارد این نحو مسائل سیاسی شده است از او رفتار یا گفتاری که بر خلاف مسیر انقلاب اسلامی ایران باشد ندیده ام و در تمام مراحل از انقلاب پشتیبانی نموده و در مرحله پیروزی شکوهمند انقلاب مُعین و کمک کار من بوده و است و کاری که بر خلاف نظر من است انجام نمی دهد.
مردم باید به یکدیگر توجه کنند و حقی که نسبت به یکدیگر به معنای این که بار همدیگر را بردارند و به همدیگر یاری برسانند در عبارات ایشان بسیار دیده می شد. تکلیف و وظایف را از حق جدا می کرد. می فرمود حق آن چیزی است که ممکن است نتوانند آن را ادا کنند. گاهی به کسی می فرمودند تکلیف شما این است اما حق شما این نیست و خیلی بالاتر از این ها شما حق دارید. اما فعلا تکلیفی که دارید این است و باید این کار را انجام دهید. لذا ایشان خیلی مقید بود که در زمینه تکلیف که وظیفه امروزشان هست و می توانند و غالبا به یکدیگر ارجاع ندادن منظورشان بود. لذا از بوروکراسی و کاغذ بازی این جور کارها ناراحت می شدند. حتی یادم نمی رود یک روزی یک طومار پارچه ای بزرگی خدمت امام آوردند. ایشان گفتند آن کسی که این طومار به این بزرگی را نوشته است چه چیزی می خواهد؟ امام خودشان گوشه ای از این طومار را کنار زدند که دیدند زیر یکی از امضاهایی که پای این طومار خورده بود تعریف و تمجید های مرسوم زمان شاه را در وصف امام نوشته بودند. ایشان از این تعریف و تمجیدها اصلا خوششان نیامد. فرمودند بالاخره این ها چه می خواهند؟ گفته بودند اموری که در صلاحیت ما نیست بهتر است به مجلس ارجاع داده شود و یا به دولت ذیربطشان ارجاع داده شود(نگفتند به وزیر ذیربط). ایشان تفهیم می کنند که این کار باید در مجرای خودش جریان پیدا کند و انجام بشود. این نشان می
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.