بعد فهمیدم از دغل بازی آنان اغفال شده ام

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

بعد فهمیدم از دغل بازی آنان اغفال شده ام

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۹
آن چیزی که انسان را نگران می کند

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

آن چیزی که انسان را نگران می کند

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۶
ترسم از آن است که سستی کنیم

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

ترسم از آن است که سستی کنیم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۳
مهلت دادیم به این قشرهای فاسد

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

مهلت دادیم به این قشرهای فاسد

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۴۰
هر وقت فکرش را می کنم متأثر می شوم

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

هر وقت فکرش را می کنم متأثر می شوم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۳۷
این قدر ناراحت شدم که تلخیاش الآن هم هست

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

این قدر ناراحت شدم که تلخیاش الآن هم هست

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۳۳
نمی خواهم شما هم به سرنوشت دیگران مبتلا شوید
یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۲۹
من با این جمعیت نمازخوان چه کنم؟

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

من با این جمعیت نمازخوان چه کنم؟

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۲۵
ما این دوست نماها را چه بکنیم؟

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

ما این دوست نماها را چه بکنیم؟

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۲۲
همچون گذشته اعتراف می کنم

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

همچون گذشته اعتراف می کنم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۹
من باید بسیار متأسف باشم

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

من باید بسیار متأسف باشم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۵
نگرانی من از داخل خودمان است

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

نگرانی من از داخل خودمان است

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۲
ما دو طایفه را سوار نمی کنیم

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

ما دو طایفه را سوار نمی کنیم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۸
من با این جوّ نجف چه کنم؟

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

من با این جوّ نجف چه کنم؟

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۴
کوزه را آب کشیدند

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

کوزه را آب کشیدند

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۳:۰
نگذاشتند روابط ایجاد شود

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

نگذاشتند روابط ایجاد شود

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۵۷
شاید من هم غافل بودم

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

شاید من هم غافل بودم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۴۹
من هیچ وقت مأیوس از مسائل نبودم
یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۴۲
تاکنون احساس عجز نکرده ام

فصل چهارم: رنجها و نگرانیها

تاکنون احساس عجز نکرده ام

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۳۹
شاه از این مبارزات جان سالم به در نخواهد برد
یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۳۹
تحقق جمهوری اسلامی برای من از روز روشنتر است
یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۳۶
من شاه را بیرون می کنم

فصل سوم: اصول رهبری

من شاه را بیرون می کنم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۳۳
امید واثق دارم که این نور به خاموشی نگراید
یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۲۹
امید به آینده

فصل سوم: اصول رهبری

امید به آینده

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۲۶
این اوراق را قبل از مرگ من نمی خوانید
یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۲۰
من نمی خواهم دل شما را بشکنم

فصل سوم: اصول رهبری

من نمی خواهم دل شما را بشکنم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۱۷
من حالا هم توبه را قبول می کنم

فصل سوم: اصول رهبری

من حالا هم توبه را قبول می کنم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۱۱
هرچه بد گفتید بخشیدم

فصل سوم: اصول رهبری

هرچه بد گفتید بخشیدم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۷
همه را بخشیدم

فصل سوم: اصول رهبری

همه را بخشیدم

یکشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۲
صفحه 953 از 4025 < قبلی | 951 | 952 | 953 | 954 | 955 | 956 | 957 | 958 | 959 | 960 | بعدی >