سخنرانی
وحدت معنوی اقشار ملت ـ همدردی با صدمه دیدگان از جنگ تحمیلی
سخنرانی در جمع کارکنان وزارت دفاع، ارتش و هلال احمر (وحدت اقشار ملت)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: صحیفه امام

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 7 اس‍ف‍ن‍د ‭1359

زمان (قمری) : 20 ربیع الثانی ‭1401

مکان: تهران

شماره صفحه : 152

موضوع : وحدت معنوی اقشار ملت ـ همدردی با صدمه دیدگان از جنگ تحمیلی

زبان اثر : فارسی

حضار : اعضای انجمن های اسلامی وزارت دفاع ـ نمایندگان پرسنل اداره عقیدتی سیاسی نیروی زمینی ارتش ـ نمایندگان

سخنرانی در جمع کارکنان وزارت دفاع، ارتش و هلال احمر (وحدت اقشار ملت)

سخنرانی

‏زمان: صبح 7 اسفند 1359 / 20 ربیع الثانی 1401 ‏

‏مکان: تهران، جماران‏

‏موضوع: وحدت معنوی اقشار ملت ـ همدردی با صدمه دیدگان از جنگ تحمیلی‏

‏حضار: اعضای انجمنهای اسلامی وزارت دفاع ـ نمایندگان پرسنل ادارۀ عقیدتی سیاسی نیروی‏‎ ‎‏زمینی ارتش ـ نمایندگان سازمان جوانان جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

مهم بودن وحدت معنوی و روحانی

‏     ‏‏من امیدوارم که این اجتماعاتِ ابدان منتهی بشود به اجتماع ارواح، و مهم آن است.‏‎ ‎‏تشکیل سمینارها بسیار خوب است، دعوت به وحدت بسیار مهم است، لکن باید این‏‎ ‎‏سمینارها و اجتماعاتِ بدنی در راه یک اجتماع روحانی و یک اجتماع عقلانی و یک‏‎ ‎‏اجتماع روحی و یک اجتماعِ مقصد باشد. کافی نیست که ما و شما در یک محفلی جمع‏‎ ‎‏بشویم، و در جاهای دیگر هم همین طور، لکن آن مقصدی که مقصد اسلام است و‏‎ ‎‏مورد امر خدای تبارک و تعالی است و همۀ انبیا برای آن مقصد آمده اند از آن مقصد‏‎ ‎‏غفلت بشود. باید گفتارها، انسان را برساند به معنویات و برساند به توحید کلمه و کلمۀ‏‎ ‎‏توحید. آسان است که ما سمینار و مجامع درست کنیم و در آن مجمعها همه قشر اشخاص‏‎ ‎‏باشند، از روحانی و از نظامی و از انجمنهای اسلامی. این یک امری است که آسان است،‏‎ ‎‏لکن این امر برای رسیدن به مقصود کافی نیست. باید این اجتماعاتی که می شود، دنبال او‏‎ ‎‏و در خود او کوشش بشود به اینکه آن وحدت حقیقی ـ که لازمۀ یک امت مسلمان است‏‎ ‎‏و مورد توجه پیغمبران عالم است و مورد امر خدای تبارک و تعالی است ـ آن امر را دنبال‏‎ ‎‏کنیم که حاصل بشود. در طبقات متعارف ملت و ملتها این وحدت آسانتر است تا طبقات‏‎ ‎‏بالا ـ باصطلاح بالا ـ برای اینکه انسان یک موجودی است که چنانچه مهار نشود و سر‏‎ ‎‏خود بار بیاید و یک علف هرزه ای باشد و تحت تربیت واقع نشود، هرچه بزرگتر بشود به‏

‏حسب سال و بلند پایه تر بشود به حسب مقام، آن جهات روحی تنزل می کند و آن‏‎ ‎‏معنویات تحت سلطۀ شیطان، شیطان بزرگ ـ که همان شیطان نفس است ـ واقع می شود.‏‎ ‎‏جوانها جدید العهد هستند به ملکوت عالم و نفوسشان پاکتر است. هرچه بالاتر بروند،‏‎ ‎‏چنانچه مجاهده نکنند و تحت تربیت واقع نشوند، هر قدمی که به بالا بردارند و هر‏‎ ‎‏مقداری که از سنّشان بگذرد، بعیدتر می شوند از ملکوت اعلی و اذهانشان کدورتش‏‎ ‎‏بیشتر می شود. و لهذا تربیتها باید از اول باشد. از همان کودکی تحت تربیت انسان قرار‏‎ ‎‏بگیرد. و بعد هم در هر جا که هست یک مربّیهایی باشند که تربیت کنند انسان را. تا آخر‏‎ ‎‏عمر هم انسان محتاج به این است که تربیت بشود. انبیا هم که آمده اند از طرف خدای‏‎ ‎‏تبارک و تعالی. برای همین تربیت بشر و برای انسان سازی است. تمام کتب انبیا ـ‏‎ ‎‏خصوصاً کتاب مقدس قرآن کریم ـ کوشش دارند به اینکه این انسان را تربیت کنند. برای‏‎ ‎‏اینکه با تربیت انسان، عالَم اصلاح می شود. آن قدر که انسان غیر تربیت شده مضر است‏‎ ‎‏به جوامع، هیچ شیطانی و هیچ حیوانی و هیچ موجودی آن قدر مضر نیست. و آن قدر که‏‎ ‎‏انسان تربیت شده مفید است برای جوامع، هیچ ملائکه ای و هیچ موجودی آن قدر مفید‏‎ ‎‏نیست. اساس عالم بر تربیت انسان است. انسان عصارۀ همه موجودات است و فشردۀ‏‎ ‎‏تمام عالم است. و انبیا آمده اند برای اینکه این عصاره بالقوّه را بالفعل کنند؛ و انسان یک‏‎ ‎‏موجود الهی بشود. این موجود الهی تمام صفات حق تعالی در اوست و جلوه گاه نور‏‎ ‎‏مقدس حق تعالی است.‏

تربیت قرآنی و صراط مستقیم

‏     ‏‏کوشش کنید که اجتماعاتی که می کنید و سمینارهایی که درست می کنید معنویت در‏‎ ‎‏آن باشد. از همه جا و در همه جا توجه به تربیت انبیا داشته باشید. شما در قرآن کریم ـ در‏‎ ‎‏اول سورۀ قرآن کریم ـ می خوانید که ‏الحَمْدُلله ِ رَبِّ العَالَمین‎[1]‎‏ کلمۀ «ربوبیت» را و مبدأ تربیت‏‎ ‎‏را در اول قرآن طرح می کند. وما را مکلف فرموده اند که در هر شبانه روز چندین مرتبه‏

‏این را در رکعات نماز بخوانیم و توجه داشته باشیم به اینکه مسئله تربیت و ربوبیت ـ که‏‎ ‎‏درجۀ اعلای آن مخصوص به خدای تبارک و تعالی است و دنبال آن منعکس می شود‏‎ ‎‏در انبیای عظام و به وسیلۀ آنها به سایر انسانها ـ این در آن پایه از اهمیت بوده است که‏‎ ‎‏دنبال‏ «لله »‏، ‏«ربّ العالمین»‏، مربّی عالمین آمده است. و باز در همین سوره می خوانید که‏‎ ‎‏غایت تربیت، حرکت در ‏«صراط مستقیم»‏ است. و منتهی الیه این صراط مستقیم؛ کمال مطلق‏‎ ‎‏است، الله است. دعوت شده است که ما تحت تربیت انبیا برویم و تحت تربیت بزرگان از‏‎ ‎‏اولیا واقع بشویم، تا آنها ما را هدایت کنند به راه مستقیم. و هر روز چندین مرتبه از خدای‏‎ ‎‏تبارک و تعالی بخواهیم که ما را هدایت کند به صراط مستقیم،‏‎[2]‎‏ نه راه چپ، و نه راهِ‏‎ ‎‏راست: ‏غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ‎[3]‎‏ ما باید توجه به این معنا داشته باشیم که موجودی‏‎ ‎‏هستیم که اگر خود رو بار بیاییم؛ بدترین موجودات و منحطترین موجودات هستیم. و‏‎ ‎‏چنانچه تحت تربیت واقع بشویم و صراط مستقیم را طی بکنیم، می رسیم به آنجا که‏‎ ‎‏نمی توانیم فکرش را بکنیم؛ آنجایی که بحر عظمت است، بحر کبریایی است.‏

‏     این سمینارها باید دنبالش تفکر باشد، دنبالش تدبّر باشد، دنبالش این باشد که توجه‏‎ ‎‏بکنیم به وحدت کلمه، و آن وحدت کلمه؛ «لله » است. در «الله » مجتمع بشوند. اگر انسانها‏‎ ‎‏در کلمۀ مبارکۀ «الله » مجتمع شدند و همۀ بتها را شکستند، به همۀ مقصدهای عالی‏‎ ‎‏می رسند ـ چه مقاصدی که در این دنیا هست برای بشر و اجتماعات بشر، و چه مقاصدی‏‎ ‎‏که مقاصد بالاتر است و در عالم دیگر هست.‏

پیروزی حاصل وحدت کلمه و وحدت مقصد

‏     ‏‏ما تجربه کردیم در این دو سه سال که آن وقت که توجه به خدای تبارک و تعالی‏‎ ‎‏مجتمعاً نداشته ایم، و لو یکی یکی هم داشتیم، نتوانستیم کاری انجام بدهیم؛ زیر بار‏‎ ‎‏ظلمها و ستمها و فشارها بودیم و چپاولگران عالم به ما از هر طرف حمله کرده بودند، و ما‏

‏در قبضۀ آنها و کسانی که وابستۀ به آنها بودند گذراندیم روزگار بزرگی را و با فاجعه ای‏‎ ‎‏را. ودیدیم که این قیامی که ملت ایران کرد و نهضتی که ملت ایران کرد و کم کم از تفرقه به‏‎ ‎‏وحدت رو آورد و مقصد واحد و ابدان مجتمع و ارواح مجتمع در خیابانها، در همۀ بلاد‏‎ ‎‏کشور ـ از روستاها گرفته تا مرکز ـ ابدان مجتمع و ارواح مجتمع، ابدان در خیابان ها‏‎ ‎‏ریختند، و خواست آنها اسلام و خدا بود، و دست رد به سینۀ ظلم و ظالم و ستمکار زدند،‏‎ ‎‏همۀ اشخاصی که می خواستند این کشور را چپاول کنند، و چپاول کردند در سالهای‏‎ ‎‏طولانی و داشتند ادامه می دادند به این چپاولگری. خدای تبارک و تعالی عنایت فرمود و‏‎ ‎‏ما و شما و همۀ ملت، هم در ابدان مجتمع شدیم و هم در ارواح، اجتماعاً از زن و مرد و‏‎ ‎‏بزرگ و کوچک به خیابانها ریختند ملت ما، مقصد هم یکی بود و فریاد همه «الله اکبر»‏‎ ‎‏بود، و فریاد همه این بود که مرگ بر اشخاصی که ستمگرند و اشخاصی که چپاولگرند، ما‏‎ ‎‏اسلام را می خواهیم، جمهوری اسلامی را می خواهیم که جمهوری اسلامی در آن هم‏‎ ‎‏آزادی هست و هم استقلال. ما باید این اجتماعی را که در ایران حاصل شد و این تحول‏‎ ‎‏بزرگی که حاصل شد این را سرمشق خودمان قرار بدهیم و از یاد نبریم.‏

‏     توجه داشته باشیم که آنچه ما را پیروز کرد، آنکه ما را با دست تهی پیروز کرد، این‏‎ ‎‏اجتماع ابدان و اجتماع ارواح و وحدت کلمه و وحدت مقصد بود. و همین مردم در‏‎ ‎‏بیست سال پیش از این همینها بودند، مورد تعدی اجانب بودند و مورد تعدی آنهایی که‏‎ ‎‏نوکرهای اجانب بودند و کاری نمی توانستند بکنند. همینها بودند که به عنایت خدای‏‎ ‎‏تبارک و تعالی متحول شدند به یک موجود آسیب ناپذیر با وحدت همۀ جانبه در روح و‏‎ ‎‏در جسم. همینها بودند که از آن حالت به حالت دیگر متحول شدند و پیروزی را با این‏‎ ‎‏حال به دست آوردند. آن هم پیروزی ای که معجزه آسا بود. پیروزی ای که احتمالش‏‎ ‎‏داده نمی شد که بتوانند در این مدت کم با این زحمت هاییکه در مقابل آن چیزی که به‏‎ ‎‏دست آورده اند باز شما ناچیز به جا آوردید. آن چیزی که در دنیا اسمش باید معجزه‏‎ ‎‏باشد. بنابراین ما همه باید توجه کنیم ‏‏[‏‏به‏‏]‏‏ همین تابلو بزرگی که سرتاسر ایران هست و‏‎ ‎‏منعکس است در آن «الله اکبر» و «آزادی و استقلال و جمهوری اسلامی»، همان در نظر ما‏

‏باشد و سرمشق ما باشد؛ و تا آخر ودر نسلهای آتیه منتقل بشود همین مطالب از شما به‏‎ ‎‏نسلهای آتیه تا ان شاء الله در هیچ وقت از تاریخ نتوانند دیگر بر ما سلطه پیدا بکنند. این‏‎ ‎‏مطلب در شما مهم است؛ و در کسانی که دولتمردان هستند بیشتر مهم است، اهمیتش‏‎ ‎‏بیشتر است. آنها باید توجه داشته باشند که سند پیروزی ما همین وحدت کلمه و همین‏‎ ‎‏توحید کلمه بوده است. آنها باید بدانند که رسیدن هر یک از آنها به هر مقامی برای خاطر‏‎ ‎‏همین ملتی ‏‏[‏‏است‏‏]‏‏ که بپاخاستند و وحدت کلمه را ایجاد کردند و با هم یک کلمه گفتند،‏‎ ‎‏و آن «آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی». همه همین مقصد را داشتند. در آن وقت‏‎ ‎‏اشخاص خودشان مَنسی‏‎[4]‎‏ بودند. هیچیک به فکر خودشان نبوده اند. همۀ آنها به فکر‏‎ ‎‏مقصد بوده اند. چنانچه در طول روز، ناهار هم گیرشان نمی آمد توجه نداشتند. اصلاً‏‎ ‎‏گرسنگی را نمی توانستند بفهمند و بی لباسی را نمی فهمیدند. شاید بسیاری از آنها‏‎ ‎‏کفشهایشان، کلاههایشان و اینها از بین می رفت یا بچه هایشان گم می شد، هیچ توجه به‏‎ ‎‏این معنا نداشتند. از خود فانی شدن و در مقصد باقی ماندن؛ همین معناست. همین بود که‏‎ ‎‏در ایران شد، شما از خود هجرت کردید، و به خدا پیوستید. خود را فراموش کردید،‏‎ ‎‏واین فراموشی از خود مقدمه برای کمال انسان است. باید همه بدانند، ودولتمردان بیشتر‏‎ ‎‏بدانند که تا در خود فرو می روند، انسان نیستند، وقتی که خود را فراموش کردند و در‏‎ ‎‏مقصد عالی انسانی فرو رفتند، انسان بزرگ اند. همۀ موجودات این طور هستند؛ و همۀ‏‎ ‎‏انسانها این طور هستند. و این غایت خلقت است؛ و غایت مقصد انبیاهست.‏

همدردی با صدمه دیدگان از جنگ

‏     ‏‏برادران من، عزیزان من! توجه کنید، و همۀ ملت، سرتاسر کشور توجه کنند که ما‏‎ ‎‏امروز در یک موضع حساس واقع هستیم. امروز تمام قدرتهای دنیا به ضد ما قیام کرده اند‏‎ ‎‏و توطئه ها از هر طرف متوجه به ما شده است، در داخل و در خارج. و شما چنانچه توجه‏‎ ‎‏به این معنا بکنید و همۀ ملت ما توجه به این معنا بکنند، می دانند که اگر بخواهند آزاد‏

‏باشند و اگر بخواهند مستقل باشند و اسیر نباشند، باید همۀ آنها از آن مقاصد شخصی که‏‎ ‎‏دارند ولو یک مدت کمی، بگذرند تا اینکه این توطئه ها از بین برود. همه مقصد واحد‏‎ ‎‏داشته باشند، آنهایی که در رأس هستند بیشتر مکلّف اند، و ماهایی که در اینجا هستیم هم‏‎ ‎‏مکلّف هستیم.‏

‏     من یک جهتی هم می خواهم تذکر بدهم و آن اینکه شما می دانید که الآن ما‏‎ ‎‏جوانهایمان در مرزها آن قدر فداکاری دارند می کنند و ما چه قدر جوان دادیم از دست و‏‎ ‎‏چه قدر معلول داریم و چه قدر مبتلا داریم و چه خانواده هایی را از منزلهای خودشان‏‎ ‎‏بیرونشان کردند و الآن در اطراف کشور هستند و نمی شود گفت که در یک شهری‏‎ ‎‏چندین جوان از آن شهید نشده است یا معلول نشده است، در یک همچو مصیبتی که بر‏‎ ‎‏ما وارد شده است و البته مصیبتی است که دنبال آن ان شاءالله همۀ بزرگیها و همۀ‏‎ ‎‏بزرگواریها برای ملت ما خواهد بود، لکن من می خواهم تقاضا کنم از تمام کسانی که در‏‎ ‎‏ایام به اصطلاح خودشان عید نوروز می خواهند تشریفات داشته باشند امسال این‏‎ ‎‏تشریفات را کم کنند، یا نکنند. انصاف نیست که خانواده های زیادی مصیبت برایشان‏‎ ‎‏وارد شده است، جوانها دادند، و مع ذلک با آن قدرت ایستاده اند، انصاف نیست که آن‏‎ ‎‏خانواده ها در مصیبت باشند و دیگران در عشرت. انسانیت اقتضای این را می کند.‏‎ ‎‏اسلامیت اقتضای این را می کند. انصاف اقتضای این را می کند که ما کاری نکنیم که در‏‎ ‎‏قلب این مادرها، در قلب این خواهرها، در قلب این پدرهایی که جوانهای خودشان را از‏‎ ‎‏دست داده اند، یک آزردگی ایجاد کنیم. کسانی که می خواهند در ایام عید یک‏‎ ‎‏تشریفات زیادی و یک کارهای زیادی که مناسب بوده است پیشتر با عید، حالا انجام‏‎ ‎‏بدهند یک قدری توجه بکنند ببینند که اگر خود آنها مبتلا بودند به داغ یک جوانی و‏‎ ‎‏همسایۀ آنها در عشرت بود، به آنها چه می گذشت. شما بدانید که برادرهای شما،‏‎ ‎‏فرزندان این ملت، برادرهای افراد این ملت، داغدیده هستند، جوان داده هستند و‏‎ ‎‏مصیبت کشیده. هر چه هم شجاع باشند، و هستند، مع ذلک مصیبت جوان است. شما‏‎ ‎‏توجه کنید که در نزدیکی شما، در شهر شما پنجاه نفر جوان مرده و عائله های زیاد،‏

‏مصیبت دیده هستند. و شما در بازار بروید و چیزهایی تهیه کنید و عیش و عشرت را به‏‎ ‎‏راه بیندازید، این مناسب با مقام انسانیت شما نیست ؛ مناسب با مقام اسلامیت شما و‏‎ ‎‏برادری شما نیست. من تقاضا می کنم امسال یک قدری سبک بگیرید این چیزها را.‏‎ ‎‏امسال به جای اینکه برای فرزندان خودتان چیزهایی غیر ضروری تهیه کنید، به جای‏‎ ‎‏این، برای این معلولینی که در بیمارستانها الآن هستند و برای آوارگانی که در سرتاسر‏‎ ‎‏کشور جا و منزل ندارند و محتاج به این هستند که به آنها سرکشی بشود، به آنها سرکشی‏‎ ‎‏کنید. برادری خودتان را اثبات کنید، و همِّ مذهبی خود و همِّ دینی خودتان را اثبات کنید.‏‎ ‎‏شما فرض کنید چند روزی هم سفر کردید و به عیش و عشرت برگزار کردید، بالاخره‏‎ ‎‏این سفر چند روز است و تمام می شود؛ اما آن اثری که این سفرها و این عشرتها و این‏‎ ‎‏عیشها و این عید گرفتن ها در قلب خستۀ این مادرها و خواهرها می گذارد؛ آن اثر باقی‏‎ ‎‏است؛ و خدای تبارک و تعالی این قلوب را که در حضور او اثر بر آن واقع شده است،‏‎ ‎‏توجه به آن دارد. من از خدای تبارک و تعالی خواهانم که ما را به تکالیف خودمان، به‏‎ ‎‏وظایف خودمان آشنا کند.‏

‏     از خدای تبارک و تعالی وحدت کلمه را خواهان هستم.‏

ضرورت هماهنگی بین همۀ اقشار ملت

‏     ‏‏باز به ارتش و ژاندارمری و سایر قوای مسلّحه، پاسدارها، عشایر ـ که همۀ اینها‏‎ ‎‏فرزندان اسلام هستند و همۀ اینها فداکاری دارند می کنند در راه اسلام ـ سفارش می کنم،‏‎ ‎‏تقاضا می کنم که همه با هم یک آهنگ باشند. اگر بنا باشد که هر دسته علی حدِّه خودشان‏‎ ‎‏بخواهند در جنگ، یک کار مستقل انجام بدهند، بدانند که پیروزی دیر خواهد بود. و اما‏‎ ‎‏اگر همه هماهنگ باشند و تحت فرماندهی واحد باشند و همه خودشان را سرباز اسلام‏‎ ‎‏بدانند ‏‏[‏‏پیروزی زود حاصل شود‏‏]‏‏ جدایی امروز بین ملت ما و ارتش نیست، و ‏‏[‏‏بین‏‎ ‎‏]‏‏ملت‏‎ ‎‏ما و پاسدار نیست. و باید هم جدایی بین آنها نباشد. اصلاً طرح اینکه من سپاهی هستم و‏‎ ‎‏آن ژاندارمری و آن ارتشی، طرح این مطلب الآن در مملکت ما صحیح نیست. ما باید‏

‏همه سرباز اسلام باشیم؛ و همه ما با هم هماهنگ. همان طور که می بینید که سرتاسر کشور‏‎ ‎‏ما جوانها و زن ها، پیرزنها، پیرمردها، با هم دارند به شما خدمت می کنند و به ارتش و‏‎ ‎‏قوای مسلّحه دارند خدمت می کنند و همه با هم هستند. همه مقصدشان این است که این‏‎ ‎‏ارتش و این سپاه و سایر قوای مسلّح در آنجا آرامش داشته باشند، از حیث چیزهایی که‏‎ ‎‏باید به آنها برسد تا اشتغال داشته باشند به خدمت. همان طوری که در پشت جبهه، این‏‎ ‎‏جوانها و پیرها و زنها و مردها با هم مجتمع هستند و با وحدت کلمه دارند کار انجام‏‎ ‎‏می دهند و همه هماهنگ هستند در این مسئله، شما هم که در جبهه ها هستید و جانفشانی‏‎ ‎‏می کنید و در حضور خدا برای خدا دارید کار می کنید، برای خدا با هم باشید و هماهنگ‏‎ ‎‏باشید، و همه، همه را از خود بدانید و جدای از خود ندانید.‏

‏     از خداوند تعالی سلامت و سعادت همۀ ملت را، همۀ ملتهای اسلامی را و همۀ کسانی‏‎ ‎‏که برای اسلام مشغول خدمت هستند خواهانم. و ان شاءالله همۀ شما در این جنگی که‏‎ ‎‏همه هستید پیروز باشید خدای تبارک و تعالی پشتیبان همه باشد.‏

‏و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته‏

‎ ‎

  • - سورۀ فاتحة الکتاب، آیۀ1: «ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است».
  • - سوره فاتحة الکتاب، آیۀ 5: «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُستَقِیمَ» تو ما را به راه راست هدایت فرما.
  • - سوره فاتحة الکتاب، آیۀ 6 و 7: «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلاَ الضَّآلِّینَ» راه آنان که به آنها اِنعام فرمودی نه راه کسانی که بر آنها خشم فرمودی و نه راه گُمگشتگان.
  • - فراموش شده.