توضیحات کارشناس:

در فقه که عهده‌ دار بیان احکام الهی است، بلوغ یکی از شروط تکلیف و مشروعیّت و صحت برخی از مناصب و اعمال آدمی به شمار آمده است، منصب‌هایی مانند مرجعیّت، قضاوت، امام جماعت بودن، و تکالیفی مثل وجوب عبادات، وجوب تقلید، و در اعمالی همانند اقرار و یا بنا بر احتیاط غسل دادن میّت، و مانند این‌ها که درستی و منشأ اثر بودن آن‌ها مشروط به بلوغ شده است.البته باید در نظر داشت که موارد یکسان نیست؛ پس مشروط بودن بعض موضوعات اجماعی است؛ و در موارد اختلاف نیز شرط بودن آن یا بر سبیل فتوا است و یا بر طریق احتیاط.

دانستن نشانه‌های بلوغ نه تنها بر کسانی که خود را در آستانه بلوغ و مظان تکلیف می‌بینند، لازم و پرفایده است؛ و اینان علی‌القاعدة نظر مجتهد اعلم زمان خود را در این باره ملاک عمل قرار می‌دهند؛ بلکه برای کسانی که بر تقلید حضرت امام خمینی س باقی هستند و سال‌ها از آغاز بلوغ آنان گذشته است نیز مفید، سازنده و چه بسا لازم و تعیین کننده می‌باشد. زیرا کم نیستند افرادی که به جهت بی‌خبری، غفلت و بی‌توجهی‌های دوره نوجوانی و یا تکیه بر سن و سال و ملاک قرار دادن فقط آن؛ از آغاز دوره تکلیف خویش بی‌اطلاع بوده و از انجام فرایض الهی در مقطعی از عمر خویش باز مانده‌اند؛ و اکنون ملتفت موضوع شده و به دلیل ترک واجبات و یا عدم رعایت طهارت از حدث که شرط واقعی است نه ذُکرِی، جبران مافات را ضروری و بر عهده خویش واجب دیده و یا حداقل محتمل می بینند؛ پس در تشخیص لزوم قضا و یا میزان و مقدار آن، مسأله بلوغ برای آنان مهم و مورد ابتلاء بوده و دارای ثمره عملی می‌گردد.

علاوه بر این جهت، ثمرات و فواید دیگری نیز قابل تصور است؛ مانند برخورداری مقلِّدین ایشان از اطلاعات کافی جهت غفلت‌زدایی به هنگام و ارائه راهنمایی‌های درست به دیگران به ویژه فرزندان در شرف بلوغ خویش.

حتی برای نوجوانانی که بعد از دوره حیات با برکت حضرت امام س متولد شده‌‌اند و اکنون مسأله بلوغ مبتلابه آنان است، نیز ممکن است  دانستن فتوای امام س، مفید و لازم بوده و علاوه بر ثمره علمی، ثمره عملی هم به دنبال داشته باشد؛ زیرا هستند مراجعی که مقلِّدین خود را در موضوعاتی که فتوا ندارند به فتاوای امام امت س ارجاع می‌دهند.

علی ایِّ حالٍ، آن‌چه که تأکید بر آن مهم و ضروری به نظر می‌رسد این است که:

اولاً بر خلاف تصور بسیاری، به سن و سال خاص رسیدن یکی از معیارهای بلوغ انسان است نه، تنها ملاک آن.

ثانیاً در این جهت فرقی بین دختر و پسر نیست؛ یعنی همان‌گونه که در بلوغ پسر نشانه‌هایی به غیر از سن و سال وجود دارد، همان علایم برای دختر نیز مطرح است و معتبر.

ثالثاً بین نشانه‌های بلوغ ترتیب معین وجود ندارد؛ لذا در هر وقت و سالی که یکی از نشانه‌ها پیدا شود دختر و پسر بالغ شده است، گرچه نشانه‌های دیگر هنوز اتفاق نیفتاده باشد. از این رو ممکن است یک پسر قبل از پانزده سالگی و یا دختری قبل از نه سالگی بالغ گردد.

این نشانه‌ها در کتاب تحریرالوسیلة ج 2، ص 12 و در ضمن مبحث"کتاب الحجر- القول فی الصغر" چنین آمده است:

«مسألة 3 - یعرف البلوغ فی الذکر و الأنثى بأحد أمور ثلاثة: الأول نبات الشعر الخشن على العانة، و لا اعتبار بالزغب و الشعر الضعیف، الثانی خروج المنی یقظة أو نوما بجماع أو احتلام أو غیرهما، الثالث السنّ، و هو فی الذکر إکمال خمس عشرة سنة، و فی الأنثى إکمال تسع سنین‌»

یعنی: بالغ شدن پسر و دختر به یکى از سه چیز شناخته مى‌شود:

اول: روئیدن موى خشن در عانه (زیر شکم بالاى عورت)؛ و موهاى ریز و ضعیف اعتبارى ندارد.

دوم: بیرون آمدن منى خواه در بیدارى باشد یا خواب، به همخوابی باشد یا محتلم شدن یا غیر این دو.

سوم: سن است و آن در پسر کامل شدن پانزده سال قمری و در دختر تمام شدن نه سال قمری است.

مخفی نماند که از جمله چیزهایی که محل بحث است روییدن موى درشت است در صورت و پشت لب و در سینه و زیر بغل و درشت شدن صدا و مانند این‌ها؛ و همان‌طور که در مسأله 2253 توضیح المسایل امام خمینی س آمده است به نظر ایشان این‌ها نشانه بالغ شدن نیست، مگر انسان به واسطۀ این‌ها به بالغ شدن یقین کند. 

آن‌چه از نظر فقهی امام امت س به عرض رسید راجع به شرایط عادی، وضعیت فعلی و حالت طبیعی حیات بشری است؛ لکن افق نگاه ایشان محدود به همین حد نبوده و در مباحث مستحدثه تحریرالوسیلة با ژرف اندیشی و نگاهی نافذ و دوراندیش و ارایه نظرات محقّقانه‌ افق‌های بلند پیش روی حیات بشری را واقع بینانه ترسیم نموده و مباحث مترقی و ماندگاری در این باره پایه‌گذاری کرده‌اند.

امام امت س در ص 574 از جلد 2 تحریرالوسیله با طرح امکان توفیق بشر در سفر به سیّارات و کرّات دیگر، موضوعیّت مسایل بسیاری در صورت تحقق آن، را یادآور شده و فرموده‌اند:

«خاتمة: لو وفق البشر للسفر إلى بعض السیارات و الکرات تحدث عند ذلک مسائل شرعیة کثیرة سیأتی الفقهاء أعلى اللّٰه کلمتهم بکشف معضلاتها، و لا بأس بإشارة إجمالیة إلى بعض منها

تصور چنین موضوعاتی در زمان حاضر و از سوی یک فقیه و بررسی فقهی آن‌ها شاید امر غریب و دشواری به نظر نیاید اما در نیم قرن قبل که حضرت امام س در شهر بورسا ترکیه و در حال تبعید به تدوین و نگارش کتاب تحریرالوسیلة مشغول بودند، قطعا پرداختن به چنین موضوعاتی در آن زمان و شرایط که بشر تا این حد در تحقیقات علمی پیشرفت نداشت، فقط از شخصیتی مانند امام امت س ساخته بود.

از جمله مسایلی که از این دست بیان کرده‌اند، و ذکر آن خالی از فایده برای اهل تحقیق نیست، مسأله معیار و چگونگی بلوغ انسان است در صورت اقامت وی در سیّارات و کرّات دیگر، که در صفحه 576 و به شرح ذیل بیان شده است.

«مسألة 6 - لو بلغ الأطفال هناک حد الرجال فی سنة مثلا فان بلغوا بالاحتلام أو إنبات الشعر الخشن على العانة‌ فلا إشکال فی الحکم بالبلوغ و ترتیب آثاره، و أما سقوط اعتبار السن فمشکل و إن لا یبعد إن علم أنه بحد الرجال، و لو لم یبلغوا حدّ الرجال إلا بعد ثلاثین سنة بحیث علم أنه طفل غیر بالغ حد الرجال، فالظاهر عدم الحکم بالبلوغ، و هکذا لو فرض أن الأطفال المصنوعیة کذلک فی طرفی القلة و الکثرة، و کذا لو أتى زمان أبطأ السیر الطبیعی و الرشد و البلوغ بجهات طبیعیة کضعف حرارة الشمس و أشعتها أو أسرع بجهات طبیعیة أو صناعیة إلى غیر ذلک من الأحکام الکثیرة التی لیست الآن محل ابتلائنا، و لو أتى زمان انهدم القمر قبل الأرض تحدث مسائل أخر، و کذا لو أبطأت حرکة الأرض فتغیر النهار و اللیل و الفصول تحدث مسائل فی کثیر من أبواب الفقه، و لو صح ما قیل من إمکان مخابرة الأجسام تحدث لأجلها أحکام أخر أیضا.»

یعنی: اگر بچه‌ها آنجا در یک‌ سال مثلا به حدّ مردان برسند، پس اگر به جهت احتلام یا روییدن موى زبر و خشن بر عانه، بالغ شوند در حکم به بلوغ و ترتیب آثار آن، اشکالى نیست، و اما سقوط اعتبار سن، پس مشکل است؛ گر چه بعید نیست اگر علم پیدا شود به این‌که او به حدّ مردان رسیده است. و اگر به حدّ مردان نرسند مگر بعد از سى سال، به طورى که معلوم باشد او بچه‌اى است که به حد مردان نرسیده است، پس ظاهر آن است که حکم به بلوغ او نمى‌شود. و همچنین است اگر فرض شود که بچه‌هاى مصنوعى چنین هستند چه از طرف قلت ( در زمانی کمتر از 15 یا 9 سال به حد مردان و زنان رسیدن) و چه از طرف کثرت ( در زمانی بیشتر از 9 یا 15 سال به حد زنان و مردان رسیدن). و همچنین اگر زمانى بیاید که سیر طبیعى و رشد و بلوغ به جهات طبیعى، کند شود مانند ضعف حرارت خورشید و اشعه آن، یا به جهات طبیعى یا مصنوعی سریع شود؛ و غیر این‌ها از احکام‌ زیادى که الآن محل ابتلاى ما نمى‌باشد. و اگر زمانى بیاید که کره ماه قبل از زمین منهدم شود مسائل دیگرى پیدا مى‌شود. و همچنین اگر حرکت زمین کند گردد پس روز و شب و فصل‌ها تغییر پیدا کند در بسیاری از ابواب فقه مسایل جدیدی پیدا مى‌شود. و اگر آنچه که از امکان مخابره جسم‌ها گفته شده است صحیح باشد به جهت آن‌ها احکام دیگرى هم پدید می‌آید.

1391/11/3

. انتهای پیام /*