توضیحات کارشناس:

از نظر اسلام خون نجس است و خوردن هر نجس و متنجسی حرام می‌باشد.

خون علاوه بر نجس بودن، حکم دیگری هم دارد و آن منجس بودن آن است یعنی وقتی با اشیای پاک برخورد کند آن‌ها را متنجس می‌کند. بنا بر این خونی که از لثه انسان خارج می‌شود، هم نجس است و خوردن آن حرام؛ و هم منجس است.

اما باید ببینیم که آیا در هر شرایطی نجس کننده است؟ یعنی وقتی خونی از لثه می‌آید، خوب یک حکمش این است که نجس است و خوردنش حرام است و نباید بلعید! در این‌ها حرفی نیست. حرف در نجس کننده بودن آن است. که در چه فضا و شرایطی چیزهای دیگر را متنجس می کند؟

تردیدی نیست که خون لثه انسان اگر از دهان بیرون آید و بر روی لباس مثلا بریزد قطعا لباس متنجس می‌گردد. اگر با ظرف آب و غذا برخورد کند آن را متنجس می‌کند.

نسبت به این‌ها بحثی نداریم. محل بحث این است که خون لثه که از اندرون بدن است آیا قسمت‌های درونی و داخلی بدن را متنجس می‌کند یا خیر؟ آیا فضای دهان و دندان‌های طبیعی موجود در دهان را نجس می‌کند؟ و اگر دهان متنجس می‌شود راه شرعی پاک شدنش چیست؟ حتما باید آب بکشیم یا راه دیگری هم وجود دارد؟ اگر دندان مصنوعی یا لقمه غذا در دهان داشتیم چطور؟ سؤال دقیق‌تر آن است که از نظر فقهی تماس با شیء نجس و برخورد با آن اگر در باطن و درون بدن صورت بگیرد اعم از این که آن نجس از باطن بدن باشد مثل خون لثه یا از بیرون بدن، آیا موجب تنجس می‌شود؟ وقتی جوانب مسأله را در نظر می‌گیریم می‌بینیم این مسأله وجوه متعددی دارد که در یافتن پاسخ به همه آن‌ها باید توجه داشته باشیم. فرض و احتمالاتی که در این مسأله با آن‌ها مواجه هستیم بدین قرارند:

1- شیء پاک و شیء نجس هر دو از درون بدن انسان باشند و در درون بدن با هم برخورد کنند.

2- شیء پاک مانند مسواک و دندان مصنوعی از بیرون بدن وارد آن شده و با نجاست درون بدن برخورد کند. 

3- شیء نجس از بیرون بدن به داخل آن وارد شده و با چیز پاکی که از داخل بدن می‌باشد برخورد کند.

4- هر دو شیء از بیرون وارد بدن شده و در داخل آن با هم برخورد کنند.

احتمالات مذکور و حکم لااقل سه حالت نخست در کتاب تحریرالوسیله امام خمینی س و در تعلیقات ایشان بر کتاب"العروة الوثقی" در قالب مسایل متعددی به طور صریح آمده است.

مسأله ذیل که در کتاب تحریرالوسیله ج 1 ص 111 ذکر شده است ناظر به حکم فرض اول و دوم می‌باشد. فتوای ایشان در حاشیه بر عروه نیز مطابق متن تحریر است.

(مراجعه شود به العروة الوثقى مع تعالیق الإمام الخمینی؛ ص 45 مسأله 13 و حاشیه بر آن)

مسألة 10: ملاقاة ما فی الباطن بالنجاسة التی فی الباطن لا ینجسه‌ فالنخامة إذا لاقت الدم فی الباطن و خرجت غیر متلطخة به طاهرة، نعم لو أدخل شی‌ء من الخارج و لاقى النجاسة فی الباطن فالأحوط الاجتناب‌ عنه، و إن کان الأقوى عدم لزومه‌

ترجمه: مسألۀ 10 برخورد آن چیزى که در باطن بدن است با نجاستی که در داخل آن است، آن را نجس‌ نمى‌کند، بنا بر این خلطى که در داخل بدن به خون خورده ولى وقتى که بیرون مى‌آید آلوده به خون نمی‌باشد، پاک است. بله اگر چیزى از خارج به داخل بدن وارد شود و به نجاست داخل برسد (و سپس بدون آلودگى به خون، مثلا ) بیرون بیاید احتیاط آن است که از آن اجتناب شود اگر چه اقوی لازم نبودن اجتناب است.

حکم فرض سوم نیز درعروه ص 36 به شرح ذیل بیان گردیده است. حضرت امام با حاشیه بر آن، نظری متفاوت با صاحب عروه دارند. که متن آن چنین است:

مسألة 13: إذا استهلک الدم الخارج من بین الأسنان فی ماء الفم، فالظاهر طهارته، بل جواز بلعه، نعم لو دخل من الخارج دم فی الفم فاستهلک، فالأحوط (3) الاجتناب عنه، والأولىٰ غسل الفم بالمضمضة أو نحوها.

یعنی: هر گاه خونی که از بین دندان‌ها بیرون آمده، در آب دهن مستهلک شود پس ظاهر، طهارت آن بلکه جواز فرو بردن آن است. آری! اگر خونى از خارج داخل‌ دهن شده و مستهلک شود، احوط اجتناب از آن است و بهتر این است که با مضمضه یا مانند آن، دهن را تطهیر کند. 

حضرت امام س بر این فرع حاشیه‌ای نوشته و با تعبیر (3) «و إن کان الجواز لایخلو من وجه» فتوا به عدم لزوم اجتناب از خونی داده‌اند که از خارج وارد دهان شده و در آب دهان مستهلک شده است.

تا این‌جا بنا بر آن چه به عرض رسید و به استناد فتاوای حضرت امام خمینی س که از تحریر و حاشیه بر عروه نقل شد معلوم گردید که:

1- باطن بدن انسان مانند دهان و بینی ... و هر عضوی که در داخل بدن قرار دارد مانند دندان طبیعی به واسطه ملاقات با چیز نجس، متنجس نمی‌شود؛ چه آن چیز نجس از درون بدن باشد مانند خونی که از لثه آمده و چه از بیرون بدن باشد مانند خون و هر نجس و متنجسی که از بیرون وارد فضای دهان شده است. در هر حال اجتناب از آن لازم نیست. هرچند که احتیاط مستحب می‌باشد.

2- چیزهای پاکی مانند دندان مصنوعی، مسواک، گوش پاک کن و ... به سبب داخل بدن شدن و برخوردی که در باطن بدن با نجس درون بدن مثل خون لثه و ... پیدا می‌کنند متنجس نمی‌شوند؛ و اجتناب از آن‌ها گرچه احتیاط مستحب است لکن لازم نیست.

البته در تحریر الوسیلة؛ ج‌1، ص: 116 مسأله‌ای در ارتباط با غذا آمده است که با این مورد و استنتاجی که عرض شد مرتبط است و یک دقت نظر و وجه الجمع لازم دارد.

مسأله‌ای که در‌تحریر آمده است می‌گوید:

«مسألة 8 لو أکل طعاما نجسا فما یبقى منه بین أسنانه باق على نجاسته‌ و یطهر بالمضمضة مع مراعاة شرائط التطهیر، و أما لو کان الطعام طاهرا و خرج الدم من بین أسنانه فان لم یلاقه الدم و إن لاقاه الریق الملاقی له فهو طاهر، و إن لاقاه فالأحوط الحکم بنجاسته‌.»

درعروه نیز چنین مسأله‌ای آمده است که حضرت امام س بر آن حاشیه ندارند. سید ره در عروه می‌نویسد:

«مسألة 40: إذا أکل طعاماً نجساً فما یبقىٰ منه بین أسنانه باقٍ علىٰ نجاسته، ویطهر بالمضمضة (1) وأمّا إذا کان الطعام طاهراً فخرج دم من بین أسنانه، فإن لم یلاقه لایتنجّس وإن تبلّل بالریق الملاقی للدم؛ لأنّ الریق لایتنجّس بذلک الدم، وإن لاقاه ففی الحکم بنجاسته إشکال؛ من حیث إنّه لاقى النجس فی الباطن، لکنّ الأحوط الاجتناب عنه؛ لأنّ القدر المعلوم أنّ النجس فی الباطن لاینجّس ما یلاقیه ممّا کان فی الباطن، لا ما دخل إلیه من الخارج، فلو کان فی أنفه نقطة دم لایحکم بتنجّس باطن أنفه، ولایتنجّس رطوبته، بخلاف ما إذا أدخل إصبعه فلاقته، فإنّ الأحوط غسله.»

توضیح المسایل امام س و استفتائی که از ایشان شده است نیز همین را می‌گوید.

در کتاب استفتاءات (امام خمینى)؛ ج‌1، ص: 99 می‌خوانیم:

س 258‌- اگر دهان خونى شود، و در دهان، دندان مصنوعى طورى باشد که‌ به دندان طبیعى چسبیده باشد و نشود آن را براى آب کشیدن به بیرون از دهان آورد، آیا نحوۀ تطهیرش مانند دندان طبیعى است؟

ج‌- بنابر احتیاط واجب حکم دندان طبیعى را ندارد و باید تطهیر شود.

و در ص 28 توضیح المسائل ایشان هم آمده است:

216- ... ولی اگر دندان عاریه در دهان نجس شود، باید آن را آب بکشند به احتیاط واجب.

مسأله 217. اگر غذا لاى دندان مانده باشد و داخل دهان خون بیاید، چنانچه انسان نداند که خون به غذا رسیده، آن غذا پاک است و اگر خون به آن برسد، بنابر احتیاط واجب، نجس مى‌شود.

وقتی در این مسایلی که از این منابع نقل گردید دقت می‌کنیم می‌بینیم که یک مطلب هم در تحریر آمده است و هم در عروه و هم در توضیح المسایل. هر سه کتاب می‌گوید اگر غذای پاک در داخل دهان با خون لثه برخورد کند به احتیاط واجب تطهیر لازم دارد. خوب این احتیاط واجب با استحبابی بودن احتیاط و فتوا به عدم لزوم اجتناب که تحریر مطرح کرده و می‌گوید: نعم لو أدخل شی‌ء من الخارج و لاقى النجاسة فی الباطن فالأحوط الاجتناب‌ عنه، و إن کان الأقوى عدم لزومه‌، متفاوت است و سازگار نیست.

و یک احتیاط واجب نیز راجع به دندان مصنوعی گفته شده است که فقط در توضیح المسایل و  کتاب استفتاءات آمده است. این هم  با استحبابی بودن احتیاط و فتوا به عدم لزوم اجتناب، نمی‌خواند . این دو مطلبی است که باید به یک نتیجه‌ و جمع بندی برسانیم.

امکان اختلاف بین کتب متعدد یک مجتهد و حتی وجود اختلاف در کتاب واحد هرگز منتفی نیست. یک علت آن هم گاهاً تغییر رأی خود فقیه است مثل اختلاف‌های موجود بین تحریرالوسیله امام س و حواشی ایشان بر عروه. و گاهی هم منشأ آن خود شخص فقیه نیست بلکه اشخاص مورد وثوقی هستند که فتاوای مرجع تقلید را از کتب فتوایی وی استخراج کرده و مطابق آن توضیح المسایل او را تدوین می‌کنند و یا پیش نویس پاسخ استفتاءات را تهیه نموده و گزارش می‌کنند. 

به هر حال حضرت امام س در موارد اختلاف‌، کتاب تحریر الوسیله را ملاک عمل و مقدم بر سایر کتب خویش قرار داده‌اند.(مراجعه شود به کتاب استفتاءات امام خمینی س، ج 1 ص 18 و 19)

بر این اساس آن‌چه در حاشیه بر عروه و توضیح المسایل و بر پایه آن‌ها در کتاب استفتاءات آمده است را در مقابل تحریر نباید ملاک عمل قرار داد.

واضح است که این قاعده در حل اختلاف احتمالی فصول متعدد خود تحریر کارایی ندارد. مثل همین اختلافی که تحریر ظاهرا در باره حکم ملاقات غذا با خون داخل دهان دارد. یک جا به طور خاص گفته است: «و إن لاقاه فالأحوط الحکم بنجاسته» و در جای دیگر به صورت کلی می‌گوید: «نعم لو أدخل شی‌ء من الخارج و لاقى النجاسة فی الباطن فالأحوط الاجتناب‌ عنه، و إن کان الأقوى عدم لزومه». در این موارد معنا ندارد که تقدم تحریر وجه ترجیح به حساب بیاید. بنابر این راه دیگری را باید پیدا کرد.

در این مورد خاص می‌توان گفت که، شاید حضرت امام س خصوصیتی برای غذا قایل بوده‌اند و به همین دلیل در خصوص آن نظر به احتیاط واجب داده‌اند. و این دو مثل عام و خاص هستند. و اگر این احتمال را نادیده بگیریم یعنی بگوییم که غذا که خصوصیتی ندارد تا حکم آن با بقیه چیزها متفاوت باشد و لزوم احتیاط را موجب شود، در این صورت فالاحوط در مسأله 8 فصل مطهرات را به قرینه حاشیه بر مسأله 10 ذیل "عنوان القول فی کیفیة التنجس بها" که گذشت، استحبابی باید تلقی کرد نه واجب.

اما فرع چهارم، یعنی صورتی که شیء پاک مثل مسواک و چیز نجس مثل خون، هر دو به طوری داخل دهان شوند که برخورد آن‌ها با یکدیگر در فضای دهان اتفاق افتد نه بیرون از دهان؛ مثلا هنگامی که مسواک داخل دهان است خون صورت و لب وارد دهان شده و به مسواک موجود در داخل دهان برخورد کند. در این باره در منابع موجودی که از حضرت امام در اختیار است نظر صریحی مشاهده نمی‌گردد.

1391/12/17

. انتهای پیام /*